فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
كُلُّ واحِد مِنْهُما حامِلُ ضَبٍّ لِصاحِبِهِ، وَ عَمّا قَليل يُكْشَفُ قِناعُهُ
هر يك نسبت به دوستش كينه اى در دل دارد، و به همين زودى پرده از اين حقيقت برداشته
بِهِ. وَاللّهِ لَئِنْ اَصابُوا الَّذى يُريدُونَ لَيَنْتَزِعَنَّ هذا نَفْسَ هذا،
مى شود. به خدا قسم اگر به آنچه بخواهند برسند اين جان آن را نابود مى كند،
وَ لَيَأْتِيَنَّ هذا عَلى هذا. قَدْ قامَتِ الْفِئَةُ الْباغِيَةُ، فَاَيْنَ الْمُحْتَسِبُونَ؟!
و آن اين را از ميان برمى دارد. گروه ستمگر به پا خاسته اند، دراين ميان جمعيتى كه به حساب حق كار مى كنند كجايند؟!
فَقَدْ سُنَّتْ لَهُمُ السُّنَنُ، وَ قُدِّمَ لَهُمُ الْخَبَرُ.
در حالى كه راههاى دين بر آنها روشن است، و پيش از اين وقوع اين حادثه را به آنان خبر داده اند.
وَ لِكُلِّ ضَلَّة عِلَّةٌ، وَ لِكُلِّ ناكِث شُبْهَةٌ. وَ اللّهِ لا اَكُونُ كَمُسْتَمِعِ
براى هر ضلالتى سببى است، و هر عهدشكنى را شبهه اى است. سوگند به خدا من مانند كسى نيستم كه صداى
اللَّدْمِ يَسْمَعُ النّاعِىَ، وَ يَحْضُرُ الْباكِىَ، ثُمَّ لا يَعْتَبِرُ.
بر سر و سينه كوبيدن و فرياد خبردهنده مرگ را بشنود و ديده گريان را مشاهده نمايد و از آن عبرت نگيرد.

149

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
قَبْلَ مَوْتِهِ
پيش از درگذشت از دنيا
اَيُّهَا النّاسُ، كُلُّ امْرِئ لاق ما يَفِرُّ مِنْهُ فى فِرارِهِ، وَالاَْجَلُ مَساقُ
اى مردم، هر كس مرگى را كه از آن فرارى است ملاقات خواهد كرد، ايّام زندگى صحنه راندن
النَّفْسِ، وَالْهَرَبُ مِنْهُ مُوافاتُهُ. كَمْ اَطْرَدْتُ الاَْيّامَ اَبْحَثُها عَنْ مَكْنُونِ
به سوى مرگ است، و گريز از مرگ آمدن به سوى آن است. چه روزهايى كه در اسرار پنهان مرگ
 
هذَا الاَْمْرِ، فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اِخْفاءَهُ! هَيْهاتَ، عِلْمٌ مَخْزُونٌ. اَمّا
كنجكاوى كردم، ولى خداوند جز پنهان داشتن آن را نخواست! هيهات، اين دانشى نهفته است. اما
وَصِيَّتى: فَاللّهُ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
سفارشم به شما: خداست پس چيزى را با او شريك قرار ندهيد، و محمّد صلّى اللّه عليه وآله است
فَلاتُضَيِّعُوا سُنَّتَهُ. اَقيمُوا هذَيْنِ الْعَمُودَيْنِ، وَ اَوْقِدُوا هذَيْنِ
پس سنّت او را ضايع نكنيد. اين دو پايه (يعنى توحيد و سنّت) را برپا نگاه داريد، و اين دو چراغ را
الْمِصْباحَيْنِ. وَ خَلاكُمْ ذَمٌّ مالَمْ تَشْرُدُوا. حُمِّلَ كُلُّ امْرِىء مِنْكُمْ
بيفروزيد. تا وقتى پراكنده نگرديد سرزنشى بر شما نيست. به هر يك از شما به اندازه قدرتش
مَجْهُودَهُ، وَ خُفِّفَ عَنِ الْجَهَلَةِ. رَبٌّ رَحيمٌ، وَ دينٌ قَويمٌ،
تكليف شده، و به نادانان تخفيف داده شده است. خدايتان پروردگارى مهربان، و دينتان دينى استوار،
وَ اِمامٌ عَليمٌ. اَنَا بِالاَْمْسِ صاحِبُكُمْ، وَ اَنَا الْيَوْمَ عِبْرَةٌ لَكُمْ، وَ غَداً
و پيشوايتان پيشوايى داناست. من ديروز همراه شما بودم، امروز مايه عبرت شما هستم، و فردا
مُفارِقُكُمْ. غَفَرَاللّهُ لى وَ لَكُمْ.
از شما جـدايم. خداوند من و شما را بيامـرزد.
اِنْ تَثْبُتِ الْوَطْاَةُ فى هذِهِ الْمَزَلَّةِ فَذاكَ، وَ اِنْ تَدْحَضِ الْقَدَمُ فَاِنّا
اگر در لغزشگاه دنيا گامم استوار بماند (و زنده باشم) كه مراد شماست، و اگر گامم بلغزد (و از دنيا
كُنّا فى اَفْياءِ اَغْصان، وَ مَهَبِّ رِياح، وَ تَحْتَ ظِلِّ غَمام اضْمَحَلَّ فِى
بروم) چنان بوده كه مدتى زير سايه شاخه ها، و گذرگاه بادها، و در سايه ابرهاى متراكمى كه در
الْجَوِّ مُتَلَفِّقُها، وَ عَفا فِى الاَْرْضِ مَخَطُّها. وَ اِنَّما كُنْتُ جاراً
فضاى آسمان نابود شد، و آثارشان روى زمين از بين رفت به سر برده ايم. من همسايه شما بودم
جاوَرَكُمْ بَدَنى اَيّاماً، وَ سَتُعْقَبُونَ مِنّى جُثَّةً خَلاءً: ساكِنَةً بَعْدَ
كه مدتى جسمم با شما مجاورت داشت، و به زودى از من بدنى بى جان: ساكن پس از

324
 
325
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما