فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اِلى مَنارِ التَّقْوى؟! اَيْنَ الْقُلُوبُ الَّتى وُهِبَتْ لِلّهِ، وَ عُوقِدَتْ عَلى
به نشانه هاى تقوا؟! كجايند قلوبى كه به خداوند سپرده شدند، و با آنها بر طاعت حق پيمان
طاعَةِ اللّهِ؟! اِزْدَحَمُوا عَلَى الْحُطامِ، وَ تَشاحُّوا عَلَى الْحَرامِ،
بسته شد؟! اين مردم بر متاع دنيا ازدحام كردند، و براى به دست آوردن حرام بر يكديگر بخل و كينه ورزيدند،
وَ رُفِعَ لَهُمْ عَلَمُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ، فَصَرَفُوا عَنِ الْجَنَّةِ وُجُوهَهُمْ،
نشانه هاى بهشت و جهنّم براى اينان برافراشته شد، اما روى از بهشت برگرداندند،
وَ اَقْبَلُوا اِلَى النّارِ بِاَعْمالِهِمْ، وَ دَعاهُمْ رَبُّهُمْ فَنَفَرُوا وَ وَلَّوْا،
و با اعمالشان به آتش روى آوردند، پروردگارشان آنان را دعوت نمود ولى اينان فرار كرده و به حق پشت كردند،
وَ دَعاهُمُ الشَّيْطانُ فَاسْتَجابُوا وَ اَقْبَلُوا.
و شيطان آنان را فراخواند و اينان اجابت كرده به او روى آوردند.

145

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در فناى دنيا و نكوهش بدعت
اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّما اَنْتُمْ فى هذِهِ الدُّنْيا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فيهِ الْمَنايا،
اى مردم، شما در اين دنيا نشانه تيرهاى مرگ هستيد كه بر آن مى نشيند،
مَعَ كُلِّ جَرْعَة شَرَقٌ، وَ فى كُلِّ اَكْلَة غَصَصٌ. لاتَنالُونَ مِنْها نِعْمَةً اِلاّ
در گلو با هر جرعه آبى جَستنى است، و با هر لقمه اى استخوانى گلوگير. به نعمتى نمى رسيد مگر اينكه
بِفِراقِ اُخْرى، وَ لايُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْكُمْ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ اِلاّ بِهَدْمِ آخَرَ
نعمتى را از دست مى دهيد، و روزى از عمر به شما داده نمى شود مگر اينكه روز ديگرى از عمر
 
مِنْ اَجَلِهِ، وَ لاتُجَدَّدُ لَهُ زِيادَةٌ فى اَكْلِهِ اِلاّ بِنَفادِ ما قَبْلَها مِنْ رِزْقِهِ،
نابود مى گردد، و اضافه در روزى براى او تازه نمى شود مگر به تمام شدن آنچه قبلاً روزى او بود،
وَ لايَحْيى لَهُ اَثَرٌ اِلاّ ماتَ لَهُ اَثَرٌ، وَ لايَتَجَدَّدُ لَهُ جَديدٌ
و اثرى برايش به وجود نمى آيد مگر آنكه اثرى ديگر از او بميرد، و چيزى براى او تازه نمى گردد
اِلاّ بَعْدَ اَنْ يَخْلَقَ لَهُ جَديدٌ، وَ لاتَقُومُ لَهُ نابِتَةٌ اِلاّ وَ تَسْقُطُ مِنْهُ
مگر آنكه تازه اى از او كهنه شود، و خوشه و نهالى براى او برپا نمى گردد مگر آنكه دروشده اى از او
مَحْصُودَةٌ. وَ قَدْ مَضَتْ اُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُها، فَما بَقاءُ فَرْع بَعْدَ
ساقط شود. پدرانى كه ما فرزندان آنهاييم از دنيا گذشتند، براى فرع چه بقايى است بعد از
ذَهابِ اَصْلِهِ؟!
رفتـن ريشـه اش؟!
مِنْـها
از اين خطبه است
وَ ما اُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ اِلاّ تُرِكَ بِها سُنَّةٌ. فَاتَّقُوا الْبِدَعَ، وَالْزَمُوا
بدعتى ايجاد نمى شود جز اينكه سنّتى ترك شود. از بدعتها بپرهيزيد، و ملازم راه
الْمَهْيَعَ. اِنَّ عَوازِمَ الاُْمُورِ اَفْضَلُها، وَ اِنَّ مُحْدَثاتِها شِرارُها.
هدايت شويد. امور ريشه دار برترين امور، و پديده هاى تازه خلاف حق بدترين پديده هاست.

316
 
317
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما