فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
لا يَصْدُرُونَ عَنْهُ بِرِىٍّ، وَ لا يَعُبُّونَ بَعْدَهُ فى حَسْى.
آنان از آن حوض سيراب بيرون نشونـد، و جاى ديگر هم آب نخواهند خـورد.

137

مِنْـهُ
از اين سخن است
فَاَقْبَلْتُمْ اِلَىَّ اِقْبالَ الْعُوذِ الْمَطافيلِ عَلى اَوْلادِها، تَقُولُونَ:
براى بيعت بامن مانند شترهاى ماده اى كه به جانب بچه هاى خود روند روى آورديد، فرياد مى زديد:
الْبَيْعَةَ الْبَيْعَةَ. قَبَضْتُ كَفّى فَبَسَطْتُمُوها، وَ نازَعْتُكُمْ يَدى فَجَذَبْتُمُوها.
بيعت بيعت! دستم را بستم باز كرديد، دستم را عقب بردم كشيديد.
اللّهُمَّ اِنَّهُما قَطَعانى وَ ظَلَمانى، وَ نَكَثا بَيْعَتى، وَ اَلَبَّا النّاسَ
خدايا، طلحه و زبير با من قطع رحم كردند و بر من ستم روا داشتند، و بيعتم را شكستند، و مردم را
عَلَىَّ. فَاحْلُلْ ما عَقَدا، وَ لا تُحْكِمْ لَهُما ما اَبْرَما، وَ اَرِهِمَا الْمَساءَةَ
بر من شوراندند. پس آنچه را ايشان بسته اند بگشا، و آنچه را تابيده اند محكم مكن، و براى آنان در
فيما اَمَّلا وَ عَمِلا. وَ لَقَدِ اسْتَثَبْتُهُما قَبْلَ الْقِتالِ، وَاسْتَأْنَيْتُ بِهِما
آنچه آرزو كردند و به اجرا گذاشتند بدى ارائه كن. من پيش از جنگ توبه آنان را خواستم، و پيش از
اَمامَ الْوِقاعِ، فَغَمَطَا النِّعْمَةَ، وَ رَدَّا الْعافِيَةَ.
حادثه انتظار بازگشتشان را كشيدم، ولى آنان نعمت را خوار شمردند، و عافيت را ردّ كردند.
 

138

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
يُومِئُ فيها اِلى ذِكْرِ الْمَلاحِمِ
كه در آن به فتنه ها (و حكومت امام عصر) اشاره مى فرمايد
يَعْطِفُ الْهَوى عَلَى الْهُدى اِذا عَطَفُوا الْهُدى عَلَى الْهَوى،
هواى نفس را به هدايت برمى گرداند آن زمان كه مردم مسير هدايت را به هوا برگردانده اند،
وَ يَعْطِفُ الرَّأْىَ عَلَى الْقُرْآنِ اِذا عَطَفُوا الْقُرْآنَ عَلَى الرَّأْىِ.
و رأى مردم را تابع قرآن مى كند آنوقتى كه قرآن را پيرو رأى خود كرده اند.
مِنْها
از اين خطبه است
حَتّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِكُمْ عَلى ساق، بادِياً نَواجِذُها، مَمْلُوءَةً
تا جنگ همچون شيرى خشمگين كه دندانهايش را بنماياند بر شما برپا گردد، پستانهايش
اَخْلافُها، حُلْواً رَضاعُها، عَلْقَماً عاقِبَتُها. اَلا وَ فى غَد ـ وَسَيَأْتى غَدٌ
پر شير، و مكيدنش شيرين، ولى پايان كارش تلخ است. بدانيد در فردا ــ و مى آيد فردا
بِما لاتَعْرِفُونَ ـ يَأْخُذُ الْوالى مِنْ غَيْرِها عُمّالَها عَلى مَساوى
به چيزى كه نمى دانيد ــ حاكمى غير از اين حاكمان، كارگزاران حكومتها را به زشتى اعمالشان كيفر
اَعْمالِها، وَ تُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ اَفاليذَ كَبِدِها، وَ تُلْقى اِلَيْهِ سِلْماً
خواهد داد، و زمين پاره هاى جگرش را براى او بيرون خواهد داد، و كليد گنجهايش را تسليم او

304
 
305
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما