فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اِلاّ بِطاعَتِهِ. لَعَنَ اللّهُ الاْمِرينَ بِالْمَعْرُوفِ التّارِكينَ لَهُ، وَالنّاهينَ عَنِ
به خشنوديش نيست. لعنت خدا بر آمران به معروفى كه خود تارك معروف اند، و ناهيان از
الْمُنْكَرِ الْعامِلينَ بِهِ.
منكرى كه خود آلوده به منكرند.

130

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
لاَِبى ذَرٍّ رَحِمَهُ اللّهُ لَمّا اُخْرِجَ اِلَى الرَّبَذَةِ
به ابوذر ـ رحمه اللّه ـ هنگامى كه او را به ربذه تبعيد كردند
يا اَباذَرٍّ، اِنَّكَ غَضِبْتَ لِلّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ.
اى ابوذر، قطعاً تو براى خدا غضب كردى، پس به همان خدايى كه براى او غضب كردى اميدوار باش.
اِنَّ الْقَوْمَ خافُوكَ عَلى دُنْياهُمْ، وَ خِفْتَهُمْ عَلى دينِكَ، فَاتْرُكْ فى
اين مردم از تو بر دنياى خود ترسيدند، و تو بر دين خود از آنان ترسيدى، پس آنچه را آنان
اَيْديهِمْ ما خافُوكَ عَلَيْهِ، وَاهْرُبْ مِنْهُمْ بِما خِفْتَهُمْ عَلَيْهِ. فَما
ترسيدند در دستشان واگذار، و به خاطر دينت كه بر آن مى ترسى از ايشان بگريز. پس چه بسيار
اَحْوَجَهُمْ اِلى ما مَنَعْتَهُمْ، وَ ما اَغْناكَ عَمّا مَنَعُوكَ،
نيازمندند به آنچه آنان را از آن منع كردى، و چه بسيار است بى نيازى تو از آنچه آنان تو را منع كردند،
وَسَتَعْلَمُ مَنِ الرّابِحُ غَداً، وَ الاَْكْثَرُ حُسَّداً.
به زودى خواهيد فهميد سودكننده در فردا كيست، و چه كسى بيش از ديگران مورد غبطه قرار خواهد گرفت.
وَ لَوْ اَنَّ السَّمواتِ وَ الاَْرَضينَ كانَتا عَلى عَبْد رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللّهَ
اگر آسمانها و زمينها به روى بنده اى بسته شوند ولى او تقوا بورزد،
 
لَجَعَلَ اللّهُ لَهُ مِنْهُما مَخْرَجاً. وَ لايُونِسَنَّكَ اِلاَّ الْحَقُّ،
خداوند راهى براى نجات او باز مى كند. مبادا جز حق تو را مونس شود،
وَ لايُوحِشَنَّكَ اِلاَّ الْباطِلُ. فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْياهُمْ لاََحَبُّوكَ، وَ لَوْ
و جز باطل تو را به وحشت اندازد. اگر دنياى آنان را قبول مى كردى دوستت مى داشتند، و اگر مقدارى
قَرَضْتَ مِنْها لاََمَّنُوكَ.
از دنيا را به خود اختصاص مى دادى تو را امان مى دادند.

131

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است

در فلسفه قبول حكومت و توصيف امام حق
اَيَّتُهَا النُّفُوسُ الْمُخْتَلِفَةُ، وَالْقُلُوبُ الْمُتَشَتِّتَةُ. الشّاهِدَةُ اَبْدانُهُمْ،
اى نفوس گوناگون، و دلهاى پراكنده، اى كسانى كه بدنهاتان حاضر،
وَالْغائِبَةُ عَنْهُمْ عُقُولُهُمْ، اَظْاَرُكُمْ عَلَى الْحَقِّ وَ اَنْتُمْ تَنْفِرُونَ عَنْهُ نُفُورَ
و عقولتان از شما پنهان است، شما را به سوى حق مى كشم و شما همچون رميدن بزغاله
الْمِعْزى مِنْ وَعْوَعَةِ الاَْسَدِ، هَيْهاتَ اَنْ اَطْلَعَ بِكُمْ سَرارَ الْعَدْلِ،
از غرّش شير رم مى كنيد! بعيد است بتوانم به وسيله شما تاريكى را از چهره عدالت برطرف كنم،
اَوْ اُقيمَ اعْوِجاجَ الْحَقِّ.
يا كژى را كه به حق رسيده راست نمايم.
اللّهُمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ يَكُنِ الَّذى كانَ مِنّا مُنافَسَةً فى سُلْطان،
خدايا تو مى دانى كه آنچه انجام داديم نه براى رغبت به قدرت بود،

292
 
293
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما