فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ آسى اَخاهُ بِنَفْسِهِ، وَلَمْ يَكِلْ قِرْنَهُ اِلى اَخيهِ فَيَجْتَمِعَ عَلَيْهِ قِرْنُهُ
و برادرش را با جان خود يارى دهد، و حريفش را به او وامگذارد كه او برابر دو حريف قرار بگيرد، يكى حريف
وَ قِرْنُ اَخيهِ. وَايْمُ اللّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَيْفِ الْعاجِلَةِ لا تَسْلَمُوا مِنْ
خودش و ديگر حريف برادرش. به خدا قسم اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت
سَيْفِ الاْخِرَةِ، وَ اَنْتُمْ لَهاميمُ الْعَرَبِ وَالسَّنامُ الاَْعْظَمُ، اِنَّ فِى الْفِرارِ
سالم نخواهيد ماند، شما اشراف عرب هستيد و از بزرگترين برجستگان، در فرار از جهاد
مَوْجِدَةَ اللّهِ، وَالذُّلَّ اللاّزِمَ، وَالْعارَ الْباقىَ. وَ اِنَّ الْفارَّ لَغَيْرُ مَزيد
خشم خدا نهفته است. و ذلّت قطعى و ننگ ابدى. فرارى بر عمر
فى عُمُرِهِ، وَ لا مَحْجُوز بَيْنَهُ وَ بَيْنَ يَوْمِهِ. الرّائِحُ اِلَى اللّهِ
خود نيفزايد، و بين فرارى و روز مرگش مانعى ايجاد نشود. آن كه با جهاد به جانب خدا روى كند
كَالظَّمْـآنِ يَرِدُ الْماءَ. الْجَنَّةُ تَحْتَ اَطْرافِ الْعَوالى. الْيَوْمَ تُبْلَى
چون تشنه اى است كه به چشمه آب واردمى شود. بهشت در سايه نيزه هاست. امروز خبرهاى پنهان (از باطن بددلان
الاَْخْبارُ. وَ اللّهِ لاََنَا اَشْوَقُ اِلى لِقائِهِمْ مِنْهُمْ اِلى دِيارِهِمْ.
و روحيه شجاعان) آشكار مى شود. به خدا قسم من به رويارويى با دشمن از اشتياق آنان به وطنهايشان مشتاق ترم.
اللّهُمَّ فَاِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَماعَتَهُمْ، وَ شَتِّتْ كَلِمَتَهُمْ،
خداوندا، اگر دشمنان ما حق را ردّ كردند جمعيّتشان را پريشان ساز، و اتّحادشان را قرين تفرقه گردان،
وَ اَبْسِلْهُمْ بِخَطاياهُمْ. اِنَّهُمْ لَنْ يَزُولُوا عَنْ مَواقِفِهِمْ دُونَ طَعْن دِراك
و آنان را به خاطر خطاهايشان به هلاكت انداز. بدانيد دشمن جاى خود را از دست ندهد جز با نيزه هاى پى درپى
يَخْرُجُ مِنْهُ النَّسيمُ، وَ ضَرْب يَفْلِقُ الْهامَ، وَ يُطيحُ الْعِظامَ، وَ يُنْدِرُ
شما كه زخم كارى به آنان بزند، و ضربه اى كه فرقشان را بشكافد، و استخوانها را بشكند، و بازوها و
السَّواعِدَ وَ الاَْقْدامَ، وَ حَتّى يُرْمَوْا بِالْمَناسِرِ تَتْبَعُهَا الْمَناسِرُ،
قدمها را جدا سازد، و تا وقتى كه گروهها پى درپى به آنان حمله برند،
 
وَ يُرْجَمُوا بِالْكَتائِبِ تَقْفُوهَا الْحَلائِبُ، وَ حَتّى يُجَرَّ بِبِلادِهُمُ
و سواران بر آنان هجوم كنند و صفهايشان را درهم شكنند، و لشكريان از پس لشكريان
الْخَميسُ يَتْلُوهُ الْخَميسُ، وَ حَتّى تَدْعَقَ الْخُيُولُ فى نَواحِرِ
به شهرهايشان درآيند، و سم اسبانتان سرزمين هاى متصل و روبروى هم آنها را
اَرْضِهِمْ، وَ بِاَعْنانِ مَسارِبِهِمْ وَ مَسارِحِهِمْ.
درهم بكوبد، و اطراف كشتزارها و مراتعشان را زير لگد قرار دهد.
] اَقُولُ: الدَّعْقُ: الدَّقُّ، اَىْ تَدُقُّ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها اَرْضَهُمْ. وَ نَواحِرُ اَرْضِهِمْ:
مى گويم: «دعق» به معناى كوبيدن است، يعنى اسبان زمين هاى ايشان را به سم خود بكوبد. «نواحر الأرض»
مُتَقابِلاتُها، يُقالُ: مَنازِلُ بَنى فُلان تَتَناحَرُ، اَىْ تَتَقابَلُ.[
زمين هاى روبروى هم است گفته مى شود: «منازل بنى فلان تتناحر»: يعنى منزلهاى فلان طايفه برابر يكديگر است.

125

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
فِى الْخَوارِجِ لَمّا اَنْكَروا تَحكيمَ الرِّجالِ وَ يَذُمُّ فيهِ اَصْحابَهُ فِى
در رابطه با خوارج وقتى كه حَكَميت را انكار كردند، در اين كلام اصحاب خود را نسبت
التَّحْكيمِ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:
به حكميت سرزنش مى نمايد. فرمود:
اِنّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجالَ وَ اِنَّما حَكَّمْنَا الْقُرْآنَ، وَ هذَا الْقُرْآنُ اِنَّما هُوَ
ما مردمان را حَكَم قرار نداديم، قرآن را حَكَم كرديم، و اين قرآن خطى است
خَطٌّ مَسْطُورٌ بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ لا يَنْطِقُ بِلِسان، وَ لابُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمان،
نوشته شده ميان دو جلد كه با زبان حرف نمى زند، او را مترجمى لازم است،

280
 
281
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما