فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ خَديعَةً: اِخْوانُنا وَ اَهْلُ دَعْوَتِنا، اسْتَقالُونا وَاسْتَراحُوا اِلى
نزديد: اينان برادران ما و اهل دعوت اسلامى ما هستند، و اينان رو به قرآن كرده
كِتابِ اللّهِ سُبْحانَهُ، فَالرَّأْىُ الْقَبُولُ مِنْهُمْ وَالتَّنْفيسُ عَنْهُمْ؟ فَقُلْتُ
خواهان آرامشند، رأى ما اين است كه خواسته آنان را قبول كنيم و از اين مضيقه نجاتشان دهيم؟ من به
لَكُمْ: هذا اَمْرٌ ظاهِرُهُ ايمانٌ وَ باطِنُهُ عُدْوانٌ، وَ اَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَآخِرُهُ
شما گفتم: ظاهر اين برنامه ايمان، و باطنش دشمنى با خداست، ابتدايش رحمت و نهايتش
نَدامَةٌ، فَاَقيمُوا عَلى شَأْنِكُمْ، وَالْزَمُوا طَريقَتَكُمْ، وَ عَضُّوا عَلَى
ندامت است. پس بر موقعيت خويش پابرجا باشيد، و راهتان را ادامه دهيد، و براى جنگ
الْجِهادِ بِنَواجِذِكُمْ، وَلا تَلْتَفِتُوا اِلى ناعِق نَعَقَ، اِنْ اُجيبَ اَضَلَّ،
دندان به هم بفشاريد، و توجهى به فرياد فريادكننده نكنيد، كه اگر جوابش دهند گمراه كند،
وَ اِنْ تُرِكَ ذَلَّ. وَ قَدْ كانَتْ هذِهِ الْفَعْلَةُ، وَ قَدْ رَاَيْتُكُمْ اَعْطَيْتُمُوها،
و اگر رهايش سازند خوار و بى اعتبار شود. ولى وضع چنان شد كه شد، و ديدم كه به حكميت تن داديد.
وَ اللّهِ لَئِنْ اَبَيْتُها ما وَجَبَتْ عَلَىَّ فَريضَتُها، وَلا حَمَّلَنِى اللّهُ ذَنْبَها.
قسم به خدا اگر حكميت را نمى پذيرفتم قانونى از آن بر منواجب نمى شد، و خداوند گناهى از آن بر دوشم نمى گذاشت.
وَ وَاللّهِ اِنْ جِئْتُها اِنّى لَلْمُحِقُّ الَّذى يُتَّبَعُ، وَ اِنَّ الْكِتابَ لَمَعى،
و به خدا قسم اگر مى پذيرفتم باز حق با من بود و بايد از من اطاعت مى شد، و كتاب خدا با من است،
ما فارَقْتُهُ مُذْ صَحِبْتُهُ.
از وقتى با آن مأنوس شدم هرگز از آن جدا نشده ام.
فَلَقَدْ كُنّا مَعَ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ اِنَّ الْقَتْلَ لَيَدُورُ
ما با پيامبر صلّى اللّه عليه وآله بوديم و كشتار حول
عَلَى الاْباءِ وَالاَْبْناءِ وَالاِْخْوانِ وَالْقَراباتِ، فَما نَزْدادُ عَلى كُلِّ
پدران و فرزندان و برادران و اقوام دور مى زد، و هر مصيبت و بلايى چيزى
 
مُصيبَة وَ شِدَّة اِلاّ ايماناً، وَ مُضِيّاً عَلَى الْحَقِّ، وَ تَسْليماً لِلاَْمْرِ،
جز افزايش ايمان، و حركت در راه حق، و تسليم به امر رب،
وَ صَبْراً عَلى مَضَضِ الْجِراحِ، وَلكِنّا اِنَّما اَصْبَحْنا نُقاتِلُ اِخْوانَنا
و صبر بر سوزش جراحتها براى ما نداشت، اما امروز با برادران اسلامى خود
فِى الاِْسْلامِ عَلى ما دَخَلَ فيهِ مِنَ الزَّيْغِ وَالاِْعْوِجاجِ، وَالشُّبْهَةِ
به خاطر لغزش و كژى و شبهه و تأويلى كه در دين راه يافته
وَالتَّأْويلِ. فَاِذا طَمِعْنا فى خَصْلَة يَلُمُّ اللّهُ بِها شَعَثَنا، وَ نَتَدانى بِها
مى جنگيم. هرگاه راهى بيابيم كه خداوند به وسيله آن پراكندگى ما را جمع كند، و به سبب آن
اِلَى الْبَقِيَّةِ فيما بَيْنَنا رَغِبْنا فيها، وَ اَمْسَكْنا عَمّا سِواها.
روابط ما برقرار شده به هم نزديك شويم به آن رغبت مى كنيم، و از غير آن خوددارى مى نماييم.

122

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
قالَهُ لاَِصْحابِهِ فى ساحَةِ الحَرْبِ بِصِفّين
كه هنگام نبرد صفين به يارانش فرمود
وَ اَىُّ امْرِىء مِنْكُمْ اَحَسَّ مِنْ نَفْسِه رِباطَةَ جَأْش عِنْدَ اللِّقاءِ،
هر مردى از شما به وقت رويارويى با دشمن در خود قوّت قلب حس مى كند،
وَ رَأى مِنْ اَحَد مِنْ اِخْوانِهِ فَشَلاً، فَلْيَذُبَّ عَنْ اَخيهِ بِفَضْلِ نَجْدَتِهِ
و در يكى از برادرانش سستى و ترس مى بيند، به خاطر اين فضيلت شجاعتى كه به او عنايت شده
الَّتى فُضِّلَ بِها عَلَيْهِ كَما يَذُبُّ عَنْ نَفْسِهِ، فَلَوْ شاءَاللّهُ لَجَعَلَهُ مِثْلَهُ.
آنچنان كه از خود دفاع مى كند از برادرش دفاع كند، چه اينكه اگر خدا مى خواست او را هم مانند وى قرار مى داد.

276
 
277
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما