فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
الذَّخائِرُ، وَ تُبْلى فيهِ السَّرائِرُ. وَ مَنْ لايَنْفَعُهُ حاضِرُ لُبِّهِ فَعازِبُهُ عَنْهُ
آن اندوخته شود، و پنهانها در آن آشكار گردد. كسى كه عقل موجودش او را سود ندهد
اَعْجَزُ، وَ غائِبُهُ اَعْوَزُ. وَ اتَّقُوا ناراً حَرُّها شَديدٌ،
عقل ناموجود و از دست رفته اش از سود رساندن به او عاجزتر خواهد بود. بپرهيزيد از آتشى كه حرارتش شديد
وَ قَعْرُها بَعيدٌ، وَ حِلْيَتُها حَديدٌ، وَ شَرابُها صَديدٌ. اَلا وَ اِنَّ اللِّسانَ
و عمقش زياد، و زيورش غل و زنجير آهنين، و آشاميدنيش آب گنديده و جوشان است. بدانيد نام
الصّالِحَ يَجْعَلُهُ اللّهُ تَعالى لِلْمَرْءِ فِى النّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمالِ
نيكى كه خداوند براى انسان در بين مردم قرار دهد بهتر است از ثروتى كه براى وارثى به ارث بگذارد
يُوَرِّثُهُ مَنْ لا يَحْمَدُهُ.
كه آن وارث سپاسگزار آن نباشد.

120

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
بَعْدَ لَيْلَةِ الْهَريرِ
بعد از ليلة الهرير
]  وَ قَدْ قامَ اِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ اَصْحابِهِ فَقالَ: نَهَيْتَنا عَنِ الْحُكُومَةِ ثُمَّ اَمَرْتَنا بِها،
مردى از يارانش به پا خاست و گفت: ما را از قبول حَكَميت نهى كردى سپس به آن امر نمودى،
فَلَمْ نَدْرِ اَىُّ الاَْمْرَيْنِ اَرْشَدُ؟ فَصَفَّقَ عَلَيهِ السَّلامُ اِحْدى يَدَيْهِ عَلَى الاُْخْرى
ما نفهميديم كدام دستور شما صحيح است؟ اميرالمؤمنين عليه السّلام يكى از دو دست مبارك را بر ديگرى زد
ثُمَّ قالَ:[
و فـرمـود:
 
هذا جَزاءُ مَنْ تَرَكَ الْعُقْدَةَ. اَما وَ اللّهِ لَوْ اَنّى حينَ اَمَرْتُكُمْ بِما
اين است جزاى كسى كه پيمان محكم را واگذارد. بدانيد به خدا قسم اگر وقتى كه شما را امر به ادامه
اَمَرْتُكُمْ بِهِ حَمَلْتُكُمْ عَلَى الْمَكْرُوهِ الَّذى يَجْعَلُ اللّهُ فيهِ خَيْراً،
جنگ كردم وادار به كارى مى نمودم كه به آن بى ميل بوديد ولى خداوند در آن خير قرار داده بود،
فَاِنِ اسْتَقَمْتُمْ هَدَيْتُكُمْ، وَ اِنِ اعْوَجَجْتُمْ قَوَّمْتُكُمْ،
پس اگر به امر من استقامت مىورزيديد شما را راهنمايى مى كردم، و اگر به كژى مى رفتيد راستتان مى كردم،
وَ اِنْ اَبَيْتُمْ تَداركْتُكُمْ، لَكانَتِ الْوُثْقى، وَلكِنْ بِمَنْ وَ اِلى مَنْ؟
و اگر امتناع مى نموديد به راه حق بازتان مى آوردم هرآينه اين روش مطمئن تر بود، اما با كمك كه و با چه كس؟
اُريدُ اَنْ اُداوِىَ بِكُمْ وَ اَنْتُمْ دائى، كَناقِشِ الشَّوْكَةِ
مى خواهم بيماريها را به وسيله شما مداوا كنم ولى خود درد من هستيد; وضع من مانند كسى است كه مى خواهد
بِالشَّوْكَةِ وَ هُوَ يَعْلَمُ اَنَّ ضَلْعَها مَعَها.
خارى را كه در عضوى فرو رفته با خارى ديگر درآورد و حال اينكه مى داند آن خار در جاى خار اول بشكند.
اللّهُمَّ قَدْ مَلَّتْ اَطِبّاءُ هذَا الدّاءِ الدِّوىِّ، وَ كَلَّتِ النَّزَعَةُ بِاَشْطانِ
بارخدايا، طبيبان اين درد بى درمان ملول شدند، و بالاآورندگان آب از چاهها با اين طنابها
الــرَّكِــىِّ .
به خستگى رسيدند.
اَيْنَ الْقَوْمُ الَّذينَ دُعُوا اِلَى الاِْسْلامِ فَقَبِلُوهُ، وَ قَرَأُوا الْقُرْآنَ
كجايند آنان كه به اسلام دعوت شدند و آن را پذيرفتند، قرآن خواندند و با استقامت به آن
فَاَحْكَمُوهُ، وَ هيجُوا اِلَى الْجِهادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقاحِ اِلى اَوْلادِها،
عمل كردند، به جهاد ترغيب شدند و مانند شوق شتران شيرده به فرزندانشان به هيجان آمدند،
وَ سَلَبُوا السُّيُوفَ اَغْمادَها، وَ اَخَذُوا بِاَطْرافِ الاَْرْضِ زَحْفاً زَحْفاً
شمشيرها از نيام كشيدند، و دور زمينِ (جنگ) را گروه گروه و صف به صف (براى اعتلاى اسلام)

272
 
273
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما