فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وُجُوهِكُمْ وَ قِلَّةِ صَبْرِكُمْ عَمّا زُوِىَ مِنْها عَنْكُمْ، كَاَنَّها دارُ مُقامِكُمْ،
آشكار مى گردد و در برابر آنچه از دستتان رفته بيتابى مى كنيد، و گويى دنيا جاى اقامت هميشگى شماست،
وَ كَاَنَّ مَتاعَها باق عَلَيْكُمْ! وَ ما يَمْنَعُ اَحَدَكُمْ اَنْ يَسْتَقْبِلَ اَخاهُ بِما
و گويى متاع آن براى شما دائمى است! چيزى شما را از گفتن عيب برادر خود به صورت روياروى بازنمى دارد
يَخافُ مِنْ عَيْبِهِ اِلاّ مَخافَةُ اَنْ يَسْتَقْبِلَهُ بِمِثْلِهِ. قَدْ تَصافَيْتُمْ عَلى
جز ترس از اينكه او هم به مانند آن عيب را براى شما بگويد. در ترك آخرت و محبّت به
رَفْضِ الاْجِلِ وَ حُبِّ الْعاجِلِ، وَصارَ دينُ اَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلى لِسانِهِ.
دنيا با هم خالصانه دوستى مىورزيد، و دين هر يك از شما بازيچه زبان اوست.
صَنيعُ مَنْ قَدْ فَرَغَ مِنْ عَمَلِهِ، وَ اَحْرَزَ رِضا سَيِّدِهِ!
به كسى مى مانيد كه كارش را انجام داده، و خشنودى مولاى خود را به دست آورده است!

113

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در پند و اندرز مردم
الْحَمْدُلِلّهِ الْواصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ، وَالنِّعَمَ بِالشُّكْرِ. نَحْمَدُهُ عَلى
سپاس خدايى را كه حمد را به نعمت ها، و نعمت ها را به شكر متصل كرد. او را بر نعمت هايش
آلائِهِ، كَما نَحْمَدُهُ عَلى بَلائِهِ. وَنَسْتَعينُهُ عَلى هذِهِ النُّفُوسِ الْبِطاءِ
حمد مى كنيم چنانكه بر بلاهايش سپاس مى گزاريم. و از او در برابر اين نفوسى كه در آنچه امر شده
عَمّا اُمِرَتْ بِهِ، اَلسِّراعِ اِلى ما نُهِيَتْ عَنْهُ. وَ نَسْتَغْفِرُهُ مِمّا اَحاطَ بِهِ
كاهلى مى كند، و بر آنچه نهى شده شتاب مى نمايد يارى مى خواهيم. و از او براى گناهانى كه علمش به آن
 
عِلْمُهُ، وَ اَحْصاهُ كِتابُهُ; عِلْمٌ غَيْرُ قاصِر، وَ كِتابٌ غَيْرُ مُغادِر.
احاطه دارد و كتابش آن را برشمرده آمرزش مى طلبيم; آن علمى كه قاصر نيست، و كتابى كه چيزى را وانگذاشته.
وَ نُؤْمِنُ بِهِ ايمانَ مَنْ عايَنَ الْغُيُوبَ، وَ وَقَفَ عَلَى الْمَوْعُودِ،
و ايمان مى آوريم به او ايمان كسى كه غيب ها را با ديده سر ديده، و به آنچه وعده داده اند آ گاه شده،
ايماناً نَفى اِخْلاصُهُ الشِّرْكَ، وَ يَقينُهُ الشَّكَّ. وَ نَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ
ايمانى كه اخلاصش شرك را زدوده، و يقينش شك را از بين برده. و شهادت مى دهيم كه معبودى جز اللّه نيست
وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَبْدُهُ
تنها و بى شريك است، و محمّد صلّى اللّه عليه وآله بنده
وَ رَسُولُهُ، شَهادَتَيْنِ تُصْعِدانِ الْقَوْلَ وَ تَرْفَعانِ الْعَمَلَ.
و فرستاده اوست، دو شهادتى كه گفتار (نيكو) را اوج مى دهند، و عمل (صالح) را بالا مى برند.
لايَخِفُّ ميزانٌ تُوضَعانِ فيه، وَ لايَثْقُلُ ميزانٌ تُرْفَعانِ عَنْهُ.
ميزانى كه اين دو شهادت را در آن مى نهند سبك نباشد، و ميزانى كه اين دو شهادت را از آن بردارند سنگين نخواهد بود.
اُوصيكُمْ عِبادَاللّهِ بِتَقْوَى اللّهِ الَّتى هِىَ الزّادُ، وَ بِهَا الْمَعاذُ:
اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم كه توشه سفر است و پناهگاه:
زادٌ مُبْلِغٌ، وَ مَعاذٌ مُنْجِحٌ، دَعا اِلَيْها اَسْمَعُ داع،
توشه اى است رساننده به مقصود، و پناهگاهى است رهاننده، كه شنواننده ترين دعوت كنندگان به آن دعوت نموده،
وَ وَعاها خَيْرُ واع ، فَاَسْمَعَ داعيها، وَ فازَ واعيها.
و بهترين حفظ كننده آن را حفظ كرده، دعوت كننده اش آن را به گوش رساند، و حفظ كننده اش رستگار شد.
عِبادَ اللّهِ، اِنَّ تَقْوَى اللّهِ حَمَتْ اَوْلِياءَ اللّهِ مَحارِمَهُ، وَ اَلْزَمَتْ
بندگان خدا، تقواى الهى اولياء خدا را از دچار شدن به حرامها بازداشت، و دلهايشان را ملازم
قُلُوبَهُمْ مَخافَتَهُ، حَتّى اَسْهَرَتْ لَيالِيَهُمْ، وَ اَظْمَاَتْ هُواجِرَهُمْ،
ترس از خدا كرد، تا جايى كه آنان را به شب زنده دارى واداشت، و در گرماى روز موفق به روزه نمود،

258
 
259
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما