فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَاتَّعِظُوا فيها بِالَّذينَ قالُوا:«مَنْ اَشَدُّ مِنّا قُوَّةً؟!» حُمِلُوا اِلى قُبُورِهِمْ
بايد در دنيا از آنان كه مى گفتند: «چه كسى از مانيرومندتر است؟!» پندبگيريد،كه آنان به قبرهابرده شدند درحالى كه
فَلايُدْعَوْنَ رُكْباناً، وَ اُنْزِلُوا الاَْجْداثَ فَلايُدْعَوْنَ ضيفاناً،
درسوارشدن ازخوداراده نداشتند، و درشكاف زمين فرودشان آوردندبدون اينكه به عنوان مهمان دعوت شده باشند،
وَ جُعِلَ لَهُمْ مِنَ الصَّفيحِ اَجْنانٌ، وَ مِنَ التُّرابِ اَكْفانٌ، وَ مِنَ الرُّفاتِ
و براى آنان در دل سنگلاخ قبرها، و از خاكْ كفن ها، و از استخوانهاى پوسيده همسايگان
جيرانٌ. فَهُمْ جيرَةٌ لايُجيبُونَ داعِياً، وَ لايَمْنَعُونَ ضَيْماً،
ساختند. همسايگانى هستند كه هيچ خواننده اى را جواب نمى دهند، و ستمى را نسبت به همسايه مانع نمى شوند،
وَلا يُبالُونَ مَنْدَبَةً، اِنْ جيدُوا لَمْ يَفْرَحُوا، وَ اِنْ قُحِطُوا لَمْ يَقْنَطُوا،
و به گريه و ناله اعتنا نمى كنند، اگر بارانى به قبرشان ببارد شاد نگردند، و اگر خشكسالى شود نااميد نشوند،
جَميعٌ وَ هُمْ آحادٌ، وَ جيرَةٌ وَ هُمْ اَبْعادٌ. مُتَدانُون لايَتَزاوَرُونَ،
جمعند ولى تنهايند، همسايه اند ولى از هم دورند، نزديكند ولى به زيارت هم نمى روند،
وَ قَريبُونَ لايَتَقارَبُونَ، حُلَماءُ قَدْ ذَهَبَتْ اَضْغانُهُمْ، وَ جُهَلاءُ قَدْ
خويشند ولى اظهار خويشى نمى كنند، بردبارانى هستند كه دشمنى در دل ندارند، و جاهلانى كه
ماتَتْ اَحْقادُهُمْ، لايُخْشى فَجْعُهُمْ، وَلا يُرْجى دَفْعُهُمْ، اِسْتَبْدَلُوا
كينه هايشان برطرف شده، از زيان آنان ترسى در كار نيست، و به دفاع آنان اميدى نمى باشد، درون زمين
بِظَهْرِ الاَْرْضِ بَطْناً، وَ بِالسَّعَةِ ضيقاً، وَ بِالاَْهْلِ غُرْبَةً،
را به جاى روى زمين انتخاب كردند، و خانه تنگ قبر را در عوض خانه وسيع، و غربت را به جاى بستگان،
وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةً. فَجاءُوها كَما فارَقُوها، حُفاةً عُراةً،
و تاريكى را به جاى روشنايى. برهنه و عريان به مانند روزى كه از دنيا مفارقت كردند به صحنه محشر بازآمدند،
قَدْ ظَعَنُوا عَنْها بِاَعْمالِهِمْ اِلَى الْحَيْاةِ الدّائِمَةِ وَالدّارِ الْباقِيَةِ،
از دنيا با اعمال خود به سوى حيات جاودانى و سراى هميشگى كوچ نمودند،
 
كَما قالَ سُبْحانَهُ: «كَما بَدَأْنا اَوَّلَ خَلْق نُعيدُهُ، وَعْداً عَلَيْنا اِنّا
چنانكه خداوند سبحان فرمود: «همچنان كه آنها را در آغاز آفريديم بازشان گردانيم، اين وعده حتمى
كُنّا فاعِلينَ».
ماست كه انجام مى دهيم».

111

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
ذَكَرَ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ عَلَيْهِ السَّلام وَ تَوَفِيَّهُ الاَْنْفُسَ
درباره ملك الموت و قبض روح مردم
هَلْ تُحِسُّ بِهِ اِذا دَخَلَ مَنْزِلاً؟، اَمْ هَلْ تَراهُ اِذا تَوَفّى اَحَداً؟
وقتى ملك الموت وارد خانه اى مى شود آيا او را حس مى كنى؟ يا وقت قبض روح كسى او را مى بينى؟
بَلْ كَيْفَ يَتَوَفَّى الْجَنينَ فى بَطْنِ اُمِّهِ؟ اَيَلِجُ عَلَيْهِ مِنْ بَعْضِ جَوارِحِها؟
بلكه جنين را در شكم مادرش چگونه قبض روح مى كند؟ آيا از برخى از اعضاء مادر بر او وارد مى شود؟
اَمِ الرُّوحُ اَجابَتْهُ بِاِذْنِ رَبِّها؟ اَمْ هُوَ ساكِنٌ مَعَهُ فى اَحْشائِها؟
يا اينكه روح جنين به اذن خدا او را اجابت مى نمايد؟ يا ملك الموت همراه جنين در روح مادر ساكن است؟
كَيْفَ يَصِفُ اِلهَهُ مَنْ يَعْجِزُ عَنْ صِفَةِ مَخْلُوق مِثْلِهِ؟
كسى كه از وصف مخلوقى مانند خود عاجز است چگونه خداى خود را وصف تواند كرد؟

254
 
255
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما