فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
الشَّرَفِ، وَالاَْنْفُ الْمُقَدَّمُ، وَالسَّنامُ الاَْعْظَمُ. وَ لَقَدْ شَفى وَحاوِحَ
شريف، و برازندگان جامعه، و قله سربلندى هستيد. اما دردهاى سينه ام شفا يافت
صَدْرى اَنْ رَاَيْتُكُمْ بِاَخَرَة تَحُوزُونَهُمْ كَما حازُوكُمْ، وَ تُزيلُونَهُمْ
وقتى كه ديدم سرانجام آنها را فرارى داديد آنچنان كه شما را به هزيمت دادند، و آنان را از
عَنْ مَواقِفِهِمْ كَما اَزالُوكُمْ. حَسّاً بِالنِّصالِ، وَ شَجْراً بِالرِّماحِ،
لشگرگاه خود رانديد چنانكه شما را راندند، با ضرب شمشير و نيزه آنان را درمانده و بيچاره كرديد،
تَرْكَبُ اُولاهُمْ اُخْراهُمْ، كَالاْبِلِ الْهيمِ الْمَطْرُودَةِ تُرْمى عَنْ
به طورى كه اولشان روى آخرشان مى افتاد، مانند شتران تشنه اى كه از سر حوضشان
حِياضِها، وَ تُذادُ عَنْ مَوارِدِها.
رانند، و از ورود به آبگاهشان منع كنند.

107

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است
وَ هِىَ مِنْ خُطَبِ الْمَلاحِمِ
در پيشگويى از حوادث آينده
الْحَمْدُلِلّهِ الْمُتَجَلِّى لِخَلْقِه بِخَلْقِهِ، وَ الظّاهِرِ لِقُلُوبِهِمْ بِحُجَّتِهِ.
خداى را سپاس كه با آفرينش مخلوقات بر مخلوقات تجلّى كرد، و با حجّت خود بر قلوبشان آشكار است،
خَلَقَ الْخَلْقَ مِنْ غَيْرِ رَوِيَّة، اِذْ كانَتِ الرَّوِيّاتُ لاتَليقُ اِلاّ بِذَوِى
بدون به كارگيرى انديشه موجودات را آفريد، زيرا انديشه ها در خور آنانى است كه داراى
الضَّمائِرِ، وَ لَيْسَ بِذى ضَمير فى نَفْسِهِ. خَرَقَ عِلْمُهُ باطِنَ غَيْبِ
ضمائرند، و خدا را فى نفسه ضمير نيست. دانش او عمق پرده هاى غيب
 
السُّتُراتِ، وَ اَحاطَ بِغُمُوضِ عَقائِدِ السَّريراتِ.
را شكافته، و به پيچيدگى ها و دقايق آراء نهانها احاطه نموده.
مِنْها فى ذِكْرِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِه
از اين خطبه است درباره پيامبر صلّى اللّه عليه وآله
اخْتارَهُ مِنْ شَجَرَةِ الاَْنْبِياءِ، وَ مِشْكاةِ الضِّياءِ، وَ ذُؤابَةِ الْعَلْياءِ،
او را از شجره انبيا، و از چراغدان نور، و از مرتبت بلند،
وَ سُرَّةِ الْبَطْحاءِ، وَ مَصابيحِ الظُّلْمَةِ، وَ يَنابيعِ الْحِكْمَةِ.
و از مركز سرزمين بطحا، و از چراغهاى برافروخته در ظلمت، و چشمه هاى حكمت اختيار نمود.
وَ مِنْـها
و از اين خطبه است
طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ اَحْكَمَ مَراهِمَهُ،
طبيبى است كه همراه با طبّش در ميان مردم مى گردد، مرهمهايش را محكم و آماده ساخته،
وَ اَحْمى مَواسِمَهُ، يَضَعُ مِنْ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ اِلَيْهِ: مِنْ قُلُوب
و ابزارهايش را براى سوزاندن زخمها داغ نموده، تا هر جا لازم باشد: در زمينه دلهاى
عُمْى، وَ آذان صُمٍّ، وَاَلْسِنَة بُكْم. مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ،
كور، و گوشهاى كر، و زبانهاى لال به كار گيرد. دارو به دست به دنبال علاج بيماريهاى غفلت،
وَ مَواطِنَ الْحَيْرَةِ. لَمْ يَسْتَضيئُوا بِاَضْواءِ الْحِكْمَةِ، وَلَمْ يَقْدَحُوا
و دردهاى حيرت است. اين بيماران وجود خود را از انوار حكمت روشن ننموده، و با آتش زنه دانشى
بِزِنادِ الْعُلُومِ الثّاقِبَةِ. فَهُمْ فى ذلِكَ كَالاَْنْعامِ السّائِمَةِ، وَالصُّخُورِ
درخشان شعله نيفروخته اند. از اين بابت به مانند چهارپايان چرنده، و سنگهاى

236
 
237
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما