فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها

99

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ اُخْرى
و خطبه ديگرى است

درباره پيامبر و خاندان او
الْحَمْدُ لِلّهِ النّاشِرِ فِى الْخَلْقِ فَضْلَهُ، وَالْباسِطِ فيهِمْ بِالْجُودِ يَدَهُ،
حمد خدايى را كه فضلش را در ميان خلق منتشر نمود، و دست جودش را در ميان ايشان گشود،
نَحْمَدُهُ فى جَميع  ِ اُمُورِهِ، وَ نَسْتَعينُهُ عَلى رِعايَةِ حُقُوقِهِ. وَ نَشْهَدُ
در همه امورش او را سپاس مى گوييم، و براى اداى حقوقش از او يارى مى طلبيم. و گواهى مى دهيم
اَنْ لا اِلهَ غَيْرُهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَرْسَلَهُ بِاَمْرِهِ صادِعاً،
كه جز او معبودى نيست، و محمّد صلّى اللّه عليه وآله بنده و فرستاده اوست، اورا براى اظهار امر و فرمان،
وَ بِذِكْرِهِ ناطِقاً، فَاَدّى اَميناً، وَ مَضى رَشيداً،
و متذكر شدن وجود مقدسش بين مردم فرستاد، او هم رسالت را به امانت ادا كرد، و بر اساس رشد از دنيا گذشت
وَ خَلَّفَ فينا رايَةَ الْحَقِّ، مَنْ تَقَدَّمَها مَرَقَ، وَ مَنْ تَخَلَّفَ
و بيرق حق را در ميان ما گذاشت، كسى كه از اين بيرق پيشى گرفت از دين خارج شد، و هر كه از آن عقب ماند
عَنْها زَهَقَ، وَ مَنْ لَزِمَها لَحِقَ. دَليلُها مَكيثُ الْكَلامِ،
هلاك گشت، وهركه ملتزم آن شد به حق پيوست. راهنماى اين پرچم(كه وصى رسول است) بادرنگ سخن مى گويد
بَطىءُ الْقِيامِ، سَريعٌ اِذا قامَ. فَاِذا اَنْتُمْ اَلَنْتُمْ لَهُ رِقابَكُمْ،
و با بردبارى قيام مى نمايد، ولى به وقت قيام شتاب مىورزد. و چون شما در برابر اطاعت او سر تسليم فرود آريد،
وَ اَشَرْتُمْ اِلَيْهِ بِاَصابِعِكُمْ جاءَهُ الْمَوْتُ فَذَهَبَ بِهِ، فَلَبِثْتُمْ
و (براى تعظيم او) با انگشتان بهوى اشاره نماييد مرگش فرا رسد و او را به جهان بعد ببرد، و پس از او
 
بَعْدَهُ ماشاءَاللّهُ، حَتّى يُطْلِعَ اللّهُ لَكُمْ مَنْ يَجْمَعُكُمْ
تا وقتى كه خدا بخواهد در دنيا درنگ مى كنيد، سپس خداوند كسى را ظاهر مى كند كه شما را جمع كرده
وَ يَضُمُّ نَشْرَكُمْ. فَلاتَطْمَعُوا فى غَيْرِ مُقْبِل، وَلاتَيْأَسُوا مِنْ
و پراكندگى شما را به هم پيوند دهد. پس اكنون به آن نيامده طمع نورزيد، و نسبت به آن كه از آن كناره گرفته
مُدْبِر. فَاِنَّ الْمُدْبِرَ عَسى اَنْ تَزِلَّ بِهِ اِحْدى قائِمَتَيْهِ وَ تَثْبُتَ الاُْخْرى،
نااميد مباشيد. زيرا ممكن است يك پايش بلغزد و پاى ديگرش استوار بماند ولى بالاخره
وَ تَرْجِعا حَتّى تَثْبُتا جَميعاً.
روزى هر دو قدمش استوار مى گردد.
اَلا اِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَثَل نُجُومِ السَّماءِ
آگاه باشيد كه آل محمّد صلّى اللّه عليه وآله همانند ستارگان آسمانند
اِذا خَوى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ. فَكَاَنَّكُمْ قَدْ تَكامَلَتْ مِنَ اللّهِ فيكُمُ
كه هرگاه ستاره اى از آنان غروب كند ستاره ديگرى آشكار شود. گويى مشاهده مى كنم نعمت هاى خدا (در زمان
الصَّنائِعُ، وَ اَراكُمْ ما كُنْتُمْ تَأْمُلُونَ.
ظهور قائم) نسبت به شما كامل شده، و شما را به آنچه آرزو مى كرديد رسانده است.

100

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ اُخْرى
از خطبه هاى آن حضرت است
يَشْتَمِلُ عَلى ذِكْرِ الْمَلاحِمِ
مشتمل بر خبر از حوادث ناگوار
الْحَمْدُ لِلّهِ الاَْوَّلِ قَبْلَ كُلِّ اَوَّل، وَالاْخِرِ بَعْدَ كُلِّ آخِر. بِاَوَّلِيَّتِهِ
حمد خداى را همان اوّل پيش از هر اول، و آخر بعد از هر آخر. اوليّتش موجب

220
 
221
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما