فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها

95

وَ مِنْ خُطْبَة اُخْرى
از خطبه اى ديگر است

باز هم در فضيلت پيامبر(ص)
الْحَمْدُ لِلّهِ الاَْوَّلِ فَلا شَىْءَ قَبْلَهُ، وَ الاْخِرِ فَلا شَىْءَ بَعْدَهُ،
سپاس خدا را، اوّلى كه پيش از او چيزى نبوده، و آخرى كه پس از او چيزى نباشد،
وَالظّاهِرِ فَلا شَىْءَ فَوْقَهُ، وَ الْباطِنِ فَلا شَىْءَ دُونَهُ.
آشكارى كه آشكارى فوق او نيست، و نهانى كه چيزى نهان تر از او نمى باشـد.
مِنْها فى ذِكْرِ الرَّسُولِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
از اين خطبه است درباره پيامبر صلّى اللّه عليه وآله
مُسْتَقَرُّهُ خَيْرُ مُسْتَقَرٍّ، وَ مَنْبِتُهُ اَشْرَفُ مَنْبِت، فى مَعادِنِ الْكَرامَةِ،
قرارگاهش بهترين قرارگاه، و محل روييدنش شريفترين محل است، در معادن بزرگوارى،
وَ مَماهِدِ السَّلامَةِ. قَدْ صُرِفَتْ نَحْوَهُ اَفْئِدَةُ الاَْبْرارِ، وَ ثُنِيَتْ اِلَيْهِ اَزِمَّةُ
و گهواره هاى سلامت. قلب خوبان شيفته او شد، و توجه ديده ها به جانب او
الاَْبْصارِ. دَفَنَ اللّهُ بِهِ الضَّغائِنَ، وَ اَطْفَأَ بِهِ النَّوائِرَ. اَلَّفَ
گشت. خداوند به بركت او كينه ها را دفن كرد، و آتش دشمنى ها را خاموش نمود. مردم را به دست او با هم
بِهِ اِخْواناً، وَ فَرَّقَ بِهِ اَقْراناً. اَعَزَّ بِهِ الذِّلَّةَ،
(به خاطر) ايمان برادر ساخت، و نزديكان را (به خاطر كفر) از هم دور كرد. به وسيله او ذليل را عزيز،
وَ اَذَلَّ بِهِ الْعِزَّةَ. كَلامُهُ بَيانٌ، وَ صَمْتُهُ لِسانٌ.
و عزيز بى جهت را ذليل گرداند. كلامش روشن كننده حق، و سكوتش زبان گويا بود.
 

96

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در مقايسه ياران خود با ياران رسول خدا(ص)
وَ لَئِنْ اَمْهَلَ اللّهُ الظّالِمَ فَلَنْ يَفُوتَ اَخْذُهُ، وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصادِ عَلى
اگر خداوند ستمكار را مهلت دهد هرگز فرصت مؤاخذه او از دستش نمى رود، و بر سر راه او
مَجازِ طَريقِهِ، وَ بِمَوْضِع  ِ الشَّجى مِنْ مَساغ  ِ ريقِهِ.
در حالى كه گلويش در دست قدرت اوست در كمين است.
اَما وَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لَيَظْهَرَنَّ هؤُلاءِ الْقَوْمُ عَلَيْكُمْ، لَيْسَ لاَِنَّهُمْ
بدانيد به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست كه ارتش معاويه بر شما پيروز خواهند شد، نه به خاطر اينكه
اَوْلى بِالْحَقِّ مِنْكُمْ، وَلكِنْ لاِِسْراعِهِمْ اِلى باطِلِ صاحِبِهِمْ،
از شما به حق شايسته ترند، بلكه بدان خاطر كه آنان در حركت به سوى باطل زمامدارشان شتابانند،
وَ اِبْطائِكُمْ عَنْ حَقِّى. وَ لَقَدْ اَصْبَحَتِ الاُْمَمُ تَخافُ ظُلْمَ رُعاتِها،
و شما در برابر حق من سست و كند هستيد. هرآينه ملل مختلف از ستمكارى زمامدارانشان در ترسند،
وَ اَصْبَحْتُ اَخافُ ظُلْمَ رَعِيَّتى. اِسْتَنْفَرْتُكُمْ لِلْجِهادِ فَلَمْ تَنْفِرُوا،
و من از ستم ملّتم بر خويش در وحشتم. شما را براى پيكار با دشمن ترغيب كردم نرفتيد،
وَ اَسْمَعْتُكُمْ فَلَمْ تَسْمَعُوا، وَ دَعَوْتُكُمْ سِراًّ وَ جَهْراً فَلَمْ تَسْتَجيبُوا،
به گوشتان خواندم نشنيديد، پنهان و آشكار دعوتتان نمودم اجابت نكرديد،
وَ نَصَحْتُ لَكُمْ فَلَمْ تَقْبَلُوا. اَ شُهُودٌ كَغُيّاب؟ وَ عَبيدٌ كَاَرْباب؟
شما را خيرخواهى كردم نپذيرفتيد. آيا شما حاضران بسان غايبان هستنيد؟! و بردگان در قيافه اربابان؟!

212
 
213
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما