فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
اَوْ غَيْرَ ضائِر بِهِمْ. وَ لايَزالُ بَلاؤُهُمْ عَنْكُمْ حَتّى لايَكُونَ انْتِصارُ
يا به ايشان زيانى نرساند. سخت گيرى آنان از شما برطرف نخواهد شد تا جايى كه
اَحَدِكُمْ مِنْهُمْ اِلاّ كَانْتِصارِ الْعَبْدِ مِنْ رَبِّهِ، وَ الصّاحِبِ مِنْ مُسْتَصْحِبِهِ.
غلبه شما بر آنان به پيروزى برده بر ارباب، يا فرمانبر بر فرمانده اش ماند!
تَرِدُ عَلَيْكُمْ فِتْنَتُهُمْ شَوْهاءَ مَخْشِيَّةً، وَ قِطَعاً جاهِلِيَّةً، لَيْسَ فيها مَنارُ
فتنه ايشان بر شما زشت و وحشتناك و به رويّه دوران جاهليت وارد مى گردد، در آن فتنه نه علامت هدايتى
هُدًى، وَلا عَلَمٌ يُرى. نَحْنُ اَهْلَ الْبَيْتِ مِنْها بِمَنْجاة، وَ لَسْنا فيها
يافت مى گردد و نه نشانه نجاتى ديده مى شود. ما اهل بيت از آن فتنه بر طريق نجاتيم، و در آن وقت قدرت دعوت
بِدُعاة. ثُمَّ يُفَرِّجُهَا اللّهُ عَنْكُمْ كَتَفْريج  ِ الاَْديمِ بِمَنْ
در ما نيست. آن گاه خداوند مانند جدا شدن پوست از گوشت، آن فتنه ها را از شما جدا مى كند به واسطه كسى كه
يَسُومُهُمْ خَسْفاً، وَ يَسُوقُهُمْ عُنْفاً، وَ يَسْقيهِمْ بِكَأْس مُصَبَّرَة،
به آنان ذلت و خوارى مى دهد، و به شدّت آنان را از ميدان به در مى كند، و جام تلخ بلا در كامشان مى ريزد،
لايُعْطيهِمْ اِلاَّ السَّيْفَ، وَلايُحْلِسُهُمْ اِلاَّ الْخَوْفَ. فَعِنْدَ ذلِكَ تَوَدُّ
جز شمشير به آنان ندهد، و جز لباس ترس بر آنان نپوشاند. در آن وقت قريش دوست دارد دنيا و آنچه
قُرَيْشٌ بِالدُّنْيا وَ ما فيها لَوْ يَرَوْنَنى مَقاماً واحِداً وَلَوْ قَدْرَ جَزْرِ
در آن است را از دست بدهد و عوض آن يك بار ديگر رهبرى مرا اگر چه زمانش به اندازه قربانى كردن
جَزُور لاَِقْبَلَ مِنْهُمْ ما اَطْلُبُ الْيَوْمَ بَعْضَهُ فَلايُعْطُونيهِ.
شتر كم باشد ببيند تا از آنان بپذيرم چيزى را كه امروز مقدارى از آن را مى طلبم و به من نمى دهند.
 

93

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در فضل رسول اكرم(ص) و پند و اندرز
فَتَبارَكَ اللّهُ الَّذى لايَبْلُغُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ، وَلايَنالُهُ حَدْسُ
بس والا و مبارك است خداوندى كه همّت هاى بلند او را درك نكنند، و حدس انديشه هاى تيز به مقام
الْفِطَنِ. الاَْوّلُ الَّذى لاغايَةَ لَهُ فَيَنْتَهِىَ، وَلا آخِرَ لَهُ فَيَنْقَضِىَ.
بلندش نرسد. همان اوّلى كه پايانى ندارد تا به آخر برسد، و آخرى ندارد تا پايان پذيرد.
مِنْها فى وَصْفِ الاَْنْبِياءِ
و از اين خطبه است در وصف پيامبران
فَاسْتَوْدَعَهُمْ فى اَفْضَلِ مُسْتَوْدَع  ، وَ اَقَرَّهُمْ فى خَيْرِ مُسْتَقَرٍّ.
آنان را در برترين وديعتگاه به امانت نهاد، و در بهترين قرارگاه مستقر ساخت.
تَناسَخَتْهُمْ كَرائِمُ الاَْصْلابِ اِلى مُطَهَّراتِ الاَْرْحامِ. كُلَّما مَضى
اصلاب كريمانه آنان را به رَحِمهاى پاك منتقل كردند. هرگاه يكى از آنان از
مِنْهُمْ سَلَفٌ قامَ مِنْهُمْ بِدينِ اللّهِ خَلَفٌ، حَتّى اَفْضَتْ كَرامَةُ اللّهِ
دنيا رفت ديگرى براى ابلاغ دين قد عَلَم نمود، تا آنكه كرامت خداوند
سُبْحانَهُ اِلى مُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَاَخْرَجَهُ مِنْ اَفْضَلِ
سبحان منتهى به محمّد صلّى اللّه عليه وآله شد، او را از برترين

208
 
209
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما