فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها

89

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در توحيد الهى و پند و اندرز
الْحَمْدُ لِلّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَة، وَ الْخالِقِ مِنْ غَيْرِ رَويَّة.
حمد خداى را كه منهاى ديده شدن شناخته شده، و جهان را بدون انديشه و فكر آفريده.
الَّذى لَمْ يَزَلْ قائِماً دائِماً اِذْ لاسَماءٌ ذاتُ اَبْراج  ، وَلا حُجُبٌ ذاتُ
خدايى كه هميشه قائم به ذات و دائم بوده و هست آن گاه كه نه آسمانى داراى برج، نه حجابهايى داراى
اَرْتاج  ، وَلا لَيْلٌ داج  ، وَلا بَحْرٌ ساج  ، وَلا جَبَلٌ ذُوفِجاج  ، وَلا فَجٌّ
درهاى بزرگ، نه شب تاريك، نه درياى آرام، نه كوههاى داراى تنگه ها، نه راه پيچيده
ذُو اعْوِجاج  ، وَلا اَرْضٌ ذاتُ مِهاد، وَ لا خَلْقٌ ذُو اعْتِماد. ذلِكَ
و كج، نه زمين گسترده، و نه خلقى داراى قدرت وجود داشت. اوست
مُبْتَدِعُ الْخَلْقِ وَ وارِثُهُ، وَ اِلهُ الْخَلْقِ وَ رازِقُهُ. وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ
بهوجود آورنده مخلوقات و وارث آنان، و معبود خلق و رازق ايشان. آفتاب و ماه
دائِبانِ فِى مَرْضاتِهِ، يُبْلِيانِ كُلَّ جَديد، وَ يُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيد. قَسَمَ
در مسير رضايش در حركتند، هر تازه اى را كهنه مى كنند، و هر دورى را نزديك مى نمايند. روزيهاى
اَرْزاقَهُمْ، وَ اَحْصى آثارَهُمْ وَ اَعْمالَهُمْ وَ عَدَدَ اَنْفاسِهِمْ، وَ خائِنَةَ
موجودات را تقسيم، و آثار و اعمالشان و عدد نَفَس هاشان را حساب نموده، و به خيانت
اَعْيُنِهِمْ، وَ ما تُخْفى صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّميرِ، وَ مُسْتَقَرَّهُمْ
چشمها آگاه، و به آنچه در سينه پنهان مى كنند داناست، و به قرارگاهشان
 
وَ مُسْتَوْدَعَهُمْ مِنَ الاَْرْحامِ وَالظُّهُورِ، اِلى اَنْ تَتَناهى بِهِمُ الْغاياتُ.
در ارحام، و گذرگاهشان در اصلاب تا به نهايت سير خود برسند بصير است.
هُوَ الَّذِى اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلى اَعْدائِهِ فى سَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَ اتَّسَعَتْ
اوست خدايى كه عذابش در عين وسعت رحمت بر دشمنانش شديد است، و رحمتش در عين سختى عذابش
رَحْمَتُهُ لاَِوْلِيائِهِ فى شِدَّةِ نِقْمَتِهِ. قاهِرُ مَنْ عازَّهُ، وَ مُدَمِّرُ مَنْ شاقَّهُ،
بر عاشقانش گسترده است. به هر كه بخواهد بر او غلبه كند مسلّط است، و درهم كوبنده مخالف خود است،
وَ مُذِلُّ مَنْ ناواهُ، وَ غالِبُ مَنْ عاداهُ. مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ
و خواركننده كسى است كه با او درگيرى نمايد، و غالب بر هر كه با او دشمنى ورزد. آن كه به او اعتماد كند
كَفاهُ، وَ مَنْ سَأَلَهُ اَعْطاهُ، وَ مَنْ اَقْرَضَهُ قَضاهُ، وَ مَنْ
بى نيازش سازد، و هر كه از او بخواهد عطايش نمايد، و هر كه به او قرض دهد ادا كند، و به هر كه
شَكَرَهُ جَزاهُ.
سپاسگزارش باشد پاداش بخشد.
عِبادَ اللّهِ، زِنُوا اَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ تُوزَنُوا، وَ حاسِبُوها مِنْ قَبْلِ
بندگان خدا، پيش از آنكه به ميزان حق سنجيده شويد خود را بسنجيد، و قبل از اينكه به حسابتان
اَنْ تُحاسَبُوا، وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضيقِ الْخِناقِ، وَ انْقادُوا قَبْلَ
برسند خود را محاسبه كنيد، و نفس بزنيد پيش از آنكه راه نفس بسته شود، و مطيع خدا گرديد قبل از آنكه شما
عُنْفِ السِّياقِ. وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلى نَفْسِهِ حَتّى يَكُونَ لَهُ
را به اجبار به سوى آخرت برانند. و بدانيد آن كه با واعظ و منع كننده اى از باطن خويش او را
مِنْها وَاعِظٌ وَ زاجِرٌ، لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِها زاجِرٌ وَلا واعِظٌ.
يارى نداده اند واعظ و منع كننده اى از غير خودش براى او نخواهد بود.

182
 
183
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما