فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ اَخَذَ بِحُجْزَةِ هاد فَنَجا. راقَبَ رَبَّهُ، وَ خافَ ذَنْبَهُ. قَدَّمَ خالِصاً،
و دامن هدايتگرى را بگيرد و نجات يابد. خداى را پاس دارد، و از گناه خود بترسد. تلاش خالص پيش فرستد،
وَ عَمِلَ صالِحاً. اِكْتَسَبَ مَذْخُوراً، وَ اجْتَنَبَ مَحْذُوراً. رَمى غَرَضاً،
و عمل صالح انجام دهد. ذخيره سودمند بيندوزد، و از حرام دورى گزيند. تير به نشانه زند،
وَ اَحْرَزَ عِوَضاً. كابَرَ هَواهُ، وَ كَذَّبَ مُناهُ. جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِيَّةَ نَجاتِهِ،
و پاداش آخرتى بيابد. بر هواى نفس غلبه كند، و آرزويش را تكذيب نمايد. صبر را مركب نجات قرار دهد،
وَالتَّقْوى عُدَّةَ وَفاتِهِ. رَكِبَ الطَّريقَةَ الْغَرّاءَ، وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ
و تقوا را توشه پس از مرگ كند. در راه روشن قدم نهد، و ملتزم راه
الْبَيْضاءَ. اغْتَنَمَ الْمَهَلَ، وَ بادَرَ الاَْجَلَ، وَ تَزَوَّدَ مِنَ الْعَمَلِ.
روشن شود. مهلت را غنيمت داند، با عمل خود بر اجل پيشى گيرد، و از عمل خود زاد و توشه بردارد.

76

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است

هنگامى كه سعيد بن عاص حق او را بازداشت
اِنَّ بَنى اُمَيَّةَ لَيُفَوِّقُونَنى تُراثَ مُحَمَّد صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
بنى اميه از ميراث محمّد صلّى اللّه عليه وآله اندك اندك به من
تَفْويقاً. وَ اللّهِ لَئِنْ بَقيتُ لَهُمْ لاََنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحّامِ
مى دهند. به خدا قسم اگر زنده بمانم آنان را دور خواهم انداخت مانند پاره جگر يا شكنبه
الْــوِذامَ التَّــرِبَــةَ .
خاك آلودى كه قصاب دور مى اندازد.
 
] وَ يُرْوَى «التُّرابَ الْوَذَمَةَ» وَ هُوَ عَلَى الْقَلْبِ. وَ قَوْلُهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: «لَيُفَوِّقُونَنى»
«التُراب الوَذَمة» كه برعكس «وذامَ التَرِبة» است نيز روايت شده. معناى «ليفوِّقوننى»
اَىْ يُعْطُونَنى مِنَ الْمالِ قَليلاً قَليلاً كَفَواقِ النّاقَةِ، وَ هُوَ الْحَلْبَةُ الْواحِدَةُ مِنْ لَبَنِها.
اين است كه از بيت المال اندك اندك به من مى دهند مانند «فواق ناقه» كه به معناى يك بار دوشيدن شير
وَ الْوِذامُ جَمْعُ وَذَمَة، وَ هِىَ الْحُزَّةُ مِنَ الْكَرِشِ اَوِ الْكَبِدِ تَقَعُ فِى التُّرابِ فَتُنْفَضُ.[
شتر است. «وِذام» جمع «وَذَمه» عبارت از پاره شكنبه يا جگر خاك آلود است كه آن را دور مى اندازند.

77

وَ مِنْ كَلِمات كانَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَدْعُو بِها
از سخنان آن حضرت است كه با آن دعا مى كرد
اللّهُمَّ اغْفِرْ لى ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنِّى. فَاِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَىَّ
خداوندا، آنچه را درباره من از من داناترى بر من ببخش. پس اگر دوباره به گناه بازگشتم تو هم دوباره
بِالْمَغْفِرَةِ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى ما وَاَيْتُ مِنْ نَفْسى وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفاءً
به مغفرتت به من بازگرد. خداوندا، بر من ببخش آنچه را كه با خود وعده كردم و تو وفايى از من نسبت
عِنْدى. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى ما تَقَرَّبْتُ بِهِ اِلَيْكَ بِلِسانى ثُمَّ خالَفَهُ قَلْبى.
به آن نديدى. الهى آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش.
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لى رَمَزاتِ الاَْلْحاظِ، وَ سَقَطاتِ الاَْلْفاظِ، وَ شَهَواتِ
الهى اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
الْجَنانِ، وَ هَفَواتِ اللِّسانِ.
و لغزشـهاى زبـانم را بر مـن ببخش.

150
 
151
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما