فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
فَلَمْ اَرَ لى اِلاَّ الْقِتالَ اَوِ الْكُفْرَ بِما جاءَ مُحَمَّد صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.
براى خود چاره اى جز جنگ يا كفر به آورده محمّد صلّى اللّه عليه وآله نديدم.
اِنَّهُ قَدْ كانَ عَلَى الاُْمَّةِ وَال اَحْدَثَ اَحْداثاً، وَ اَوْجَدَ لِلنّاسِ مَقالاً،
قبل از من براى مردم حاكمى بودكه حوادثى را پديد آورد، وجاى اعتراضوگفتگو عليه خود را براى مردم بازكرد،
فَقــالُـوا ، ثُـمَّ نَـقَـمُــوا فَـغَـيَّــرُوا .
مردم هم درباره او سخنانى گفتند، آن گاه بر او خرده ها گرفتند و به تغيير او دست زدند.

44

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
] لَمّا هَرَبَ مَصْقَلَةُ بْنُ هُبَيْرَةَ الشَّيْبانِىُّ اِلى مُعاوِيَةَ. وَ كانَ قَدِ ابْتاعَ سَبْىَ بَنى ناجِيَةَ
به وقتى كه مصلقة بن هُبَيره شيبانى به سوى معاويه فرار كرد. مصلقه اسراى بنى ناجيه
مِنْ عامِلِ اَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السّلامُ وَ اَعْتَقَهُمْ، فَلَمّا طالَبَهُ بِالْمالِ
را از عامل اميرالمؤمنين(ع) خريده و آزاد نموده بود (و حدود نيمى از مبلغ را نپرداخته بود). زمانى كه حضرت
خاسَ بِهِ وَ هَرَبَ اِلَى الشّامِ.[
بهاى آن را خواست خيانت كرده به شام گريخت.
قَبَّحَ اللّهُ مَصْقَلَةَ، فَعَلَ فِعْلَ السّادَةِ، وَ فَرَّ فِرارَ الْعَبيدِ. فَما اَنْطَقَ
خدا مصقله را خير ندهد، عمل كرد عمل بزرگان، و فرار كرد فرار بردگان. او ستايش كننده خود
مادِحَهُ حَتّى اَسْكَتَهُ، وَلا صَدَّقَ واصِفَهُ حَتّى بَكَّتَهُ. وَ لَوْ اَقامَ
را هنوز گويا نكرده خاموش نمود، و وصف كننده اش را هنوز تصديق نكرده سركوب كرد. اگر پيش ما مى ماند
لاََخَذْنا مَيْسُورَهُ، وَ انْتَظَرْنا بِمالِهِ وُفُورَهُ.
آنچه مقدورش بود از او مى گرفتيم، و به انتظار فراوانى مالش براى تسويه بقيه آن مى مانديم.
 

45

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

كه در روز فطر در نكوهش دنيا ايراد كرده است
الْحَمْدُ لِلّهِ غَيْرَ مَقْنُوط مِنْ رَحْمَتِهِ، وَ لا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ،
خداى را سپاس كه رحمتش را جاى نوميدى نيست، و نعمتش فراگير است،
وَ لا مَأْيُوس مِنْ مَغْفِرَتِهِ، وَلا مُسْتَنْكَف عَنْ عِبادَتِهِ. الَّذى لاتَبْرَحُ
به آمرزشش يأس راه ندارد، و در بندگيش عار و ننگ نمى باشد. خدايى كه رحمتش
مِنْهُ رَحْمَةٌ، وَ لا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَةٌ. وَالدُّنْيا دارٌ مُنِىَ لَها الْفَناءُ، وَلاَِهْلِها
زايل نمى گردد، و نعمتش مفقود نمى شود. دنيا خانه اى است كه فنا بر آن مقدر شده، و بر اهلش
مِنْهَا الْجَلاءُ، وَ هِىَ حُلْوَةٌ خَضْراءُ، وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطّالِبِ،
كوچيدن حتم گشته، در كامها شيرين و در نظرها سبز و خرّم است، به سوى خواهانش شتابان مى آيد،
وَالْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النّاظِرِ. فَارْتَحِلُوا مِنْها بِاَحْسَنِ ما بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ
و در دل نظركننده اش عشق خود را جا مى كند. از اين دنيا با بهترين توشه اى كه فراهم نموده ايد كوچ
الزّادِ، وَ لا تَسْأَلُوا فيها فَوْقَ الْكَفافِ، وَ لا تَطْلُبُوا مِنْها اَكْثَرَ مِنَ
كنيد، و فوق اندازه كفاف در آن نخواهيد، و بيش از آنچه براى زندگى لازم است از آن
الْبَلاغِ.
نطلبيــد.

118
 
119
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما