فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
رَضينا عَنِ اللّهِ قَضاءَهُ، وَ سَلَّمْنا لِلّهِ اَمْرَهُ.
مـا بـه قضـاء الهى راضـى، و تسليم امـر او هستيم.
اَتَرانى اَكْذِبُ عَلى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ؟! وَ اللّهِ لاََنَا
آيا مرا مى بينى كه به رسول خدا ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ دروغ بندم؟ به خدا اول كسى هستم
اَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ، فَلااَكُونُ اَوَّلَ مَنْ كَذَبَ عَلَيْهِ. فَنَظَرْتُ فى اَمْرى فَاِذا
كه او را باور كردم، و اول كسى نخواهم بود كه بر او دروغ بندم. در مسأله خلافت خود فكر كردم ديدم وجوب
طاعَتى قَدْ سَبَقَتْ بَيْعَتى، وَ اِذَا الْميثاقُ فى عُنُقى لِغَيْرى.
اطاعت از رسول (كه مرا به مدارا امر كرده بود) برعهده من است، بيعت كردم و براساس پيمان خود با نبى اسلام عمل كردم.

38

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در تعريف شبهه
وَ اِنَّما سُمِّيَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لاَِنَّها تُشْبِهُ الْحَقَّ. فَاَمّا اَوْلِياءُ اللّهِ
شبهه را به اين خاطر شبهه مى گويند كه شبيه حق است. اما چراغ اولياء خدا
فَضِياؤُهُمْ فيهَا الْيَقينُ، وَ دَليلُهُمْ سَمْتُ الْهُدى. وَ اَمّا اَعْداءُ اللّهِ
در امور شبهه ناكْ يقين، و راهنمايشان راه هدايت است. ولى دعوت كننده دشمنان خدا
فَدُعاؤُهُمْ فيهَا الضَّلالُ، وَ دَليلُهُمُ الْعَمى. فَما يَنْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ
در مسير شبهه ضلالت، و راهنماشان كوردلى است. نه ترس از مرگ علّت نجات
خافَهُ، وَلا يُعْطَى الْبَقاءَ مَنْ اَحَبَّهُ.
اسـت، و نه عشـق به بقا عامل جاودانگى اسـت.
 

39

وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه هاى آن حضرت است

در نكوهش ياران، و دعوت به جهاد
مُنيتُ بِمَنْ لا يُطيعُ اِذا اَمَرْتُ، وَلا يُجيبُ اِذا دَعَوْتُ. لا اَبا لَكُمْ،
به مردمى گرفتار شده ام كه دستورم را پيروى نمى كنند، و دعوتم را پاسخ نمى گويند. اى بى ريشه ها،
ما تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِكُمْ رَبَّكُمْ؟ اَما دينٌ يَجْمَعُكُمْ؟ وَ لاَ حَمِيَّةٌ
براى يارى حق به انتظار چه هستيد؟ آيا دينى نيست كه شما را متحد كند؟ غيرتى نداريد كه خشم
تُحْمِشُكُمْ؟ اَقُومُ فيكُمْ مُسْتَصْرِخاً، وَ اُناديكُمْ مُتَغَوِّثاً،
شما را به حركت درآورد؟ فريادزنان در بين شما مى ايستم، و با صداى بلند از شما يارى مى خواهم،
فَلاتَسْمَعُونَ لى قَوْلاً، وَ لاتُطيعُونَ لى اَمْراً، حَتّى تَكَشَّفَ الاُْمُورُ
سخنم را گوش نمى دهيد، و فرمانم را نمى بريد تا وقتى كه بدى عاقبت
عَنْ عَواقِبِ الْمَساءَةِ. فَما يُدْرَكُ بِكُمْ ثارٌ، وَلايُبْلَغُ بِكُمْ مَرامٌ.
امور آشكار شود. انتقام خونى را بهوسيله شما نمى توان گرفت، و به توسط شما امكان رسيدن به مقصودى نيست.
دَعَوْتُكُمْ اِلى نَصْرِ اِخْوانِكُمْ، فَجَرْجَرْتُمْ جَرْجَرَةَ الْجَمَلِ الاَْسَرِّ،
شما را به يارى برادرانتان خواندم ولى همانند شتر بيمار و خسته فرياد كرديد،
وَ تَثاقَلْتُمْ تَثاقُلَ النِّضْوِ الاَْدْبَرِ ،ثُمَّ خَرَجَ اِلَىَّ مِنْكُمْ جُنَيْدٌ مَتَذائِبٌ
و همچون شتر لاغر زخمديده از حركت سنگينى نموديد، آن گاه از شما لشگرى اندك و مضطرب و ناتوان
ضَعيفٌ «كَاَنَّما يُساقُونَ اِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ».
به سوى من آمد كه «گويى به سوى مرگ رانده مى شوند و صحنه مرگ را به چشم خود مى نگرند».

112
 
113
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما