فارسی
  جستجو پيشرفته جستجو متن نهج البلاغه فهرست نهج البلاغه
فهرست نهج البلاغه < نهج البلاغه < صفحه اصلي    
 
بازگشت متن نهج البلاغه همراه با ترجمه استاد حسين انصاريان www.erfan.ir
ابتدا    صفحه قبلي صفحه بعدي    انتها
وَ مَنْ فازَ بِكُمْ فَقَدْ فَازَ وَاللّهِ بِالسَّهْمِ الاَْخْيَبِ، وَ مَنْ رَمى بِكُمْ
و آن كه شما بهره او شويد به خدا قسم كه به تير قرعه اى كه سهمى ندارد دست يافته، و آن كه به كمك شما تير
فَقَدْ رَمى بِاَفْوَقِ ناصِل. اَصْبَحْتُ وَاللّهِ لااُصَدِّقُ قَوْلَكُمْ،
انداخت تيرى بى كمان و پيكان پرتاب كرد. به خدا سوگند نه گفته شما را باور مى كنم،
وَلا اَطْمَعُ فى نَصْرِكُمْ، وَلا اُوعِدُ الْعَدُوَّ بِكُمْ. ما بالُكُمْ؟ ما دَواؤُكُمْ؟
و نه طمعى به يارى شما دارم، و نه دشمن را از شما مى ترسانم. شما را چه شده؟ دواى دردتان چيست؟
ما طِبُّكُمُ؟ الْقَوْمُ رِجالٌ اَمْثالُكُمْ. اَقَوْلاً بِغَيْرِ عَمَل؟! وَ غَفْلَةً مِنْ
و راه علاجتان كدام است؟ دشمن هم مانند شماست. چرا سخن بدون عمل؟! و غفلت
غَيْرِ وَرَع  ؟! وَ طَمَعاً فى غَيْرِ حَقٍّ؟!
بدون ورع؟! و طمع در غير حق؟!

30

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
فى مَعْنى قَتْلِ عُثْمانَ
درباره قتل عثمان
لَوْ اَمَرْتُ بِهِ لَكُنْتُ قاتِلاً، اَوْ نَهَيْتُ عَنْهُ لَكُنْتُ ناصِراً. غَيْرَ اَنَّ مَنْ
اگر به كشتن عثمان امر كرده بودم قاتلش بودم، و اگر نهى كرده بودم يارش بودم. البته كسى كه او را
نَصَرَهُ لايَسْتَطيعُ اَنْ يَقُولَ: خَذَلهُ مَنْ اَنَا خَيْرٌ مِنْهُ. وَ مَنْ خَذَلَهُ
يارى داد نمى تواند بگويد من از كسى كه او را يارى نداد بهترم. و آن كه او را يارى نداد
لايَسْتَطيعُ اَنْ يَقُولَ: نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّى. وَ اَنَا جامِعٌ لَكُمْ اَمْرَهُ:
نمى تواند بگويد آن كه ياريش كرد از من برتر است. من وضعش را در چند جمله براى شما خلاصه مى كنم:
 
اِسْتَأْثَرَ فَاَسَاءَ الاَْثَرَةَ، وَ جَزِعْتُمْ فَاَسَأْتُمُ الْجَزَعَ. وَ لِلّهِ حُكْمٌ
او به جور و اسراف حكومت راند، و شما هم بيش از حد بيتابى كرديد. براى خدا حكم حقّى است
واقِــعٌ فِــى الْـمُـسْـتـأْثِـرِ وَالْـجـازِعِ.
درباره او كه جور و اسراف داشت، و براى شما كه خارج از حد عمل كرديد.

31

وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
لَمّا اَنْفَذَ عَبْدَاللّهِ بْنَ عَبّاس اِلَى الزُّبَيْرِ قَبْلَ وُقُوعِ
قبل از جنگ جمل به وقتى كه عبداللّه بن عباس را نزد زبير
الْحَرْبِ يَوْمَ الْجَمَلِ لِيَسْتَفيئَهُ اِلى طاعَتِهِ
فرستاد تا او را به نظم و اطاعت حضرت بازگرداند
لاتَلْقَيَنَّ طَلْحَةَ، فَاِنَّكَ اِنْ تَلْقَهُ تَجِدْهُ كَالثَّوْرِ عاقِصاً قَرْنَهُ،
با طلحه ملاقات مكن، زيرا او را همچون گاوى بينى كه شاخش را روى گوشش كج كرده،
يَرْكَبُ الصَّعْبَ وَ يَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ. وَلكِنِ الْقَ الزُّبَيْرَ، فَاِنَّهُ اَلْيَنُ
بر مركب چموش سوار مى شود و مى گويد رام است. اما با زبير ديدار كن، زيرا او را طبيعتى
عَريكَةً، فَقُلْ لَهُ: يَقُولُ لَكَ ابْنُ خالِكَ: عَرَفْتَنى بِالْحِجازِ،
نرم است، به او بگو: پسر دايى ات مى گويد: در حجازم شناختى،
وَ اَنْكَرْتَنى بِالْعِراقِ! فَما عَدا مِمّا بَدا؟
و در عراقم انكار كردى! براى تو از بيعتى كه با من داشتى چه مانعى پيش آمده؟
] اَقُولُ: هُوَ عَلَيْهِ السَّلامُ اَوَّلُ مَنْ سُمِعَتْ مِنْهُ هذِهِ الْكَلِمَةُ اَعْنى «فَما عَدا مِمّا بَدا».[
مى گويم: آن حضرت اولين كسى است كه اين جمله «فَما عَدا مِمّا بَدا» از او شنيده شده.

100
 
101
باب
شماره شماره صفحه نمايش معني بزرگنمايي   جستجو | راهنما