حبّه عرنى ميگويد: شبى من و نوف در پيشگاه خانه خوابيده بوديم، چون مقدارى از شب گذشت ناگاه ديديم اميرالمؤمنين دست روى ديوار نهاده مانند اشخاص واله و حيران اين آيه را ميخواند:
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...
تا پايان آيه، پيوسته ميخواند مانند كسى كه هوش از سرش پريده باشد، آنگاه روى به من كرد و فرموده حبه بيدار