فارسی
پنجشنبه 21 فروردين 1399 - الخميس 15 شعبان 1441

راكعانی كه قرآن مجيد می فرمايد ، عاشقانی هستند كه از بركت معرفت به مقام فنای صفات و افعال خود در افعال و صفات حضرت احديت رسيده اند و مافوق ارزش ها رفته اند و واسطه رسيدن فيض از بارگاه فياض به عباد و بندگانند .

راكع ، با درآمدن به حالت ركوع از تمام صفات و افعال فانی شده و چون فنای فعل و صفت برايش آمد باقی باللّه می شود كه از اين بقا در ابتدای روايت تعبير به قرار گرفتن راكع در ظل كبريايی شده است .

ركوع ، توحيد اسما و صفات

امام خمينی رحمه الله از عارف معروف ، قاضی سعيد قمی نقل می كند كه :

ركوع در نظر من اشاره به مقام توحيد اسما و صفات است و پيش از اين دانستی كه قيام عبارت بود از مقام توحيد افعالی و چون نمازگزار به مقام توحيد فعلی متحقق شد از طرفی چون همه افعال از آثار اسما است مشاهده می كند كه اسما با وجود كثرتی كه دارند ، همگی در تحت يك اسم واحد كه جامع حقايق آن ها است قرار دارند و خود را نيز در تحت سلطنت همان اسم جامع می بيند و فانی از استقلال فعلی خود شده و بلكه فانی از فعل خود می شود و حقيقت خود را جمله حقايقی می بيند كه در تحت همان اسم جامع مندرج می باشد و چون به اين حقيقت پی برد به علامت خضوع خم می شود و با اين خم شدن اشاره بدان می كند كه هرگونه فعلی را از خود نفی كند و به افتخار بقای اسمش در اسما به طور مربوبيت اكتفا می نمايد ، لذا اسم رب را كه به دنبال اسم جامع اللّه در سوره الحمدی كه برای بيان صدور حقايق از تأثير اسما بود ، می آورد و آن اسم را به خود نسبت می دهد « ربی » تا اشاره به اين گونه بقا كرده باشد ، يعنی مظهريت اين اسم كه از امهات اسما است و نيز رعايت ادب الهی را كرده باشد كه خدای تعالی اين اسم را به كاف خطاب اضافه فرموده است ، آنجا كه فرمود :

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ [6] .

پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوی .

به خاطر همين آيه است كه عبد در ركوع ، رب را به خود اضافه كرده ، می گويد :

« سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ » كه با گفتن اين جمله در حالت ركوع ، اظهار مقام فنا و بقای باللّه كند .


  • با پرتو جمالت برهان چه كار دارد در بارگاه دردت درمان چه راه يابد آری عجب نباشد گر در دلم نيايی من نيز اگر نگنجم در حضرتت عجب نيست در تنگنای وحدت كثرت چگونه گنجد آری ولی چو عاشق پوشيد رنگ معشوق جايی كه در ميانه معشوق هم نگنجد مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد[7]

  • با عشق زلف و خالت ايمان چه كار دارد با جلوه گاه وصلت هجران چه كار دارد در كلبه گدايان سلطان چه كار دارد آنجا كه آن كمال است نقصان چه كار دارد در عالم حقيقت بطلان چه كار دارد آندم ميان ايشان دربان چه كار دارد مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد[7] مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد[7]




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز