فارسی
پنجشنبه 21 فروردين 1399 - الخميس 15 شعبان 1441

سجود عارفان

ما از كيفيت سجود عارفانی چون انبيا و امامان عليهم السلام اطلاعی نداريم كه سجود آنان موازی با معرفت و عشق آنان به جمال و جلال محبوب بوده .

دورنمايی از سجود عارفانی كه خالص شاگرد مكتب انبيا و امامان عليهم السلام بودند و جز به وجود مقدس آنان سر نسپرده و غير آنان معلم و راهبری نداشتند و از بازی های اهل خانقاه و مراسم آنان بدور بودند تا حدی برای ما قابل درك است .

اينان از پی انبيا و امامان عليهم السلام و چنگ زدن به دامان عالمان ربانی و عارفان عاشق چون ابن فهد ، سيد حيدر آملی ، سيد بن طاووس ، شيخ محمد علی شاه آبادی ، حاج ميرزا جواد آقای ملكی ، مرحوم قاضی ، آخوند ملا حسينقلی همدانی و . . .

در حد خود به معرفت اللّه رسيدند و از طريق نور معرفت ، ديّاری جز او در عالم وجود نيافتند و آنچه در عالم وجود بود ، از شؤون و پرتو او ديدند ، به همين دليل با هستی خود سر به تراب فنا گذاشته و هماهنگ با تمام موجودات ، فرياد سبحان ربی الاعلی و بحمده سر دادند !

اينان در وجود امكانی خود ، هم چون واجب الوجود كه منزه از هر عيب و نقص است به خاطر جلب عشق دوست و محبت و نظر يار ، خويش را از لوث آلودگی ها و خبث امكانيت و انانيت پاك كرده و بر اساس :

صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ [84] .

[ به يهود و نصاری بگوييد : ]رنگ خدا را [ كه اسلام است ، انتخاب كنيد ] و چه كسی رنگش نيكوتر از رنگ خداست ؟ و ما فقط پرستش كنندگان اوييم .

مالك قوای وجودی خود شده و تمام غرايز و مشاعر و احساسات و هواها را تحت سلطنت سلطان دو عالم حضرت رب العزه درآوردند و به مقام با عظمت فنا و بقای باللّه رسيدند .

سجود آنان سجودی دائم و سجودی همه جانبه و در همه شؤون در برابر حضرت دوست بود .

آنان جز روح انقياد ، تسليم ، عبادت ، اطاعت ، بندگی ، خضوع ، خشوع ، تواضع ، وفا ، صفا ، درستی ، صدق ، نسبت به حضرت مولا چيزی از خود باقی نگذاشتند .


  • روی جانان به چشم جان ديدن خوش بود در صفای رخسارش جز در آيينه رخش نتوان بوی او را بدو توان دريافت ديدن روی دوست خوش باشد خود گرفتم كه در صفای رخش می توان آنچه هست بود و نبود در خم زلف او چه خوش باشد اندر آيينه جهان باری كه همه اوست هر چه هست يقين جان و جانان و دلبر و دل و دين[85]

  • خوش بود خاصه رايگان ديدن آشكارا همه نهان ديدن عكس رخسار او عيان ديدن روی او را بدو توان ديدن خاصه رخساره ای چنان ديدن نتوانی همه نهان ديدن در رخ او يكان يكان ديدن دل گم گشته ناگهان ديدن می توانی به چشم جان ديدن جان و جانان و دلبر و دل و دين[85] جان و جانان و دلبر و دل و دين[85]




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز