فارسی
پنجشنبه 21 فروردين 1399 - الخميس 15 شعبان 1441

سالك پس از معرفت به قرآن و شناخت حلال و حرام خدا و توسل به انبيا و ائمه عليهم السلام و راهبری يك عالم ربانی واجد شرايط ، هم چون آخوند ملا محمد بهاری ، آخوند ملا حسينقلی همدانی ، مرحوم قاضی ، مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكی تبريزی ، بايد سيرش را به سوی محبوب ادامه دهد و قطع داشته باشد كه در اين مسير اگر در تمام حركات و شؤونش هماهنگی كامل با شرع و فقاهت داشته باشد و از تقوای لازم بهره ای برای او باشد به وصال و لقای محبوب می رسد .

و اگر از غير اين راه عبور كند ، يعنی بدون معرفت و عمل و رعايت حلال و حرام ، متوقع نجات و لقا باشد ، جز ضلالت و گمراهی و تباهی و هلاكت نصيبی نخواهد برد .

سالك با تمام وجود بايد بيدار باشد كه دچار قطب و پيرو شيخ و خانقاه و اوراد و اذكار غير وارد نگردد كه تبرزين و كشكول و خانقاه و قطب و مريدی و مرادی نه اين كه كسی را به جايی نرساند ، بلكه از كمال و رشد هم بازداشت.

حكمت در گشايش كار

وقتی انسان با روی دل روی به سوی محبوب كند ، وقتی انسان خويش را از شوائب امراض نفسانی علاج كند ، وقتی انسان با تمام وجود حق را بخواهد ، چرا تمام درهای خير دنيا و آخرت به رويش باز نگردد ؟

محمد بن حسين خطيبی بلخی در اين زمينه در توضيح آيه :

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً [403] .

به راستی ما برای تو پيروزی آشكاری فراهم آورديم .

می گويد : شما درهای غيب را بزنيد تا ما گشاييم ، آخر سنگ خارا توانستيم شكافتن و آب خوش از وی پديد آورديم و آتش از وی ظاهر كرديم ، چون تو طالب باشی دل سنگين تو را هم توانيم شكافتن و از وی آتش محبت و آب راحت توانيم ظاهر كردن .

آخر بنگر كه خاك تيره پی كوب كرده را ، بشكافتيم و سبزه جان فزا رويانيديم و پيدا آورديم ، هم چنين از زمين مجاهده توهّم توانيم گلستان آخرتی ظاهر كردن و پيدا آوردن .

آخر بدين خوان كرم ما چه نقصان ديده ای كه چنين نوميد شده ای .

اللّهُ لاَ إِلهَ إِلاَّ هُوَ [404] .

خدای يكتا كه جز او هيچ معبودی نيست .

يعنی چون اللّه يكی است تقدير او برآيد و بس ، تو دل به اللّه نه و اين تدبيرها و آرزوها را از كتف های خود بيرون انداز و برو اين بيخك های مرادها و پيشنهادها را از خود بتراش و از هر چه می ترسی كه بيايد ، آمده گير و اين شيشه وجود را شكسته گير ، چو هم چنين خواهد شدن ، پس مشغول شدن به حضرت باری اولی بود .

سؤال كرد كه كريم چون چيزی بدهد باز بستاند نان داد باز ستاند ، جان داد باز ستاند ، گفتم : اگر پدر درست های زر و سيم را بيارد و پيش دختر و پسر بريزد و گويد : كه اين از آن شماست و باز از پيش ايشان برگيرد تا به جايی نهد و ايشان بگريند كه چرا از پيش ما برداشتی و باز بردی ، پدر گويد : از بهر آن برمی دارم تا روز جهاز و عروسيتان بباشد ، اگر همين ساعت شما را بدهم بنا جايگاه خرج كنيد و آن روز كه بايستتان شود شرم زده و با تشويش بمانيد ، كرم اين است كه از پيش شما برگيرم ، نه آنك كار را به شما مهمل فرو گذارم و ديگر آنك شما را درين حجره به مهمانی فرود آورده ايم ، چون يگانگی ورزيديت به سرای خاص برم و در آنجايتان ساكن گردانم ، اگر شما را داديمی همه را تلف كردتانی و ربايندگان ربودندی و به غارت بردندی و به هوا و آفتاب سوخته شدندی و از سرما فرسوده گشتيديتی ، پس كرباس ها را در آن عيبه پم دانه نهاديم و ابريشمين را در گنجينه تخم پيله نهاديم ، تا اگر دزدان اين را ببرند كليد آن گنجينه را بانيابند كه ببرند و آن قفل را نتوانند كه بگشايند .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز