فارسی
پنجشنبه 14 فروردين 1399 - الخميس 8 شعبان 1441

حكمت در معرفی انسان كامل

پوشيده نماند كه انسان كامل را به اسامی مختلفه می خوانند و از وجهی و مناسبتی مسمی به اسمی می نمايند .

چون از عالم حقايق خبر می رساند جبرئيلش گويند و چون از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است ميكائيلش نامند و چون مريدان را از معاد و بازگشت آگاه می كند اسرافيلش خوانند و چون قطع تعلق نفس اماره از شهوات جسمانی نمايد عزرائيلش دانند .

آدمش گويند كه معلم طالبان راه هداست و نوحش گويند كه نجات دهنده از طوفان بلاست ، ابراهيمش خوانند چرا كه از نار هستی گذشته و نمرود خويش را كشته و خليل حضرت حق گشته .

او را موسی نيز گفته اند كه فرعون هستی را به نيل نيستی غرق نموده و در طور قربت اللّه در مناجات است .

و نيز خضر نام كرده اند كه آب حيوان عالم لدنی خورده و به حيات جاودانی پی برده و نيز الياس لقب نهاده اند كه غريق بحر ضلالت را به ساحل نجات دلالت می نمايد .

داود زمان نيز می گويند كه جالوت نفس را به قتل رسانيده و خليفة اللّه شده ، لقمان نيز گويند زيرا كه حكيم الهی است و او را بر حقيقت اشيا آگاهی است .

افلاطون نيز نامند زيرا كه طبيب نفوس و در تشخيص امراض باطنی مانند جالينوس است .

سليمان وار زبان مرغان داند ، عيسی كردار مرده را زنده گرداند ، امامش نيز گويند زيرا كه پيشوای مقتديان طريقت است و اهل طاعت و عبادت حقيقت ، مقلد آن و پيروان اويند .

جام جهان نمايش نيز خوانند ، چرا كه اسرار هستی در او پيدا و عالم كون و فساد بر رأی صائبش هديه است .

و اكسير اعظمش گويند ، چرا كه اكسيروار وجودش كمياب و نحاس قلب اهل حواس از مساسش زرناب است .

گوگرد احمرش نيز خوانند كه وجدان وجودش مشكل و طالبان كيميای معرفت را از عدم تحصيلش خون در دل است .

هاديش لقب كرده اند كه گم گشته گان در بی خبری و غفلت را به شهرستان دانايی و آگاهی هدايت می كند .

مهديش نام نهاده اند كه دجّال جهل و شهوت را گردن می زند[352] ، اين است موقعيت و مقام انسان كه حكما و عرفا در مقام بيانش برآمده اند و چه پر ارزش گوشی كه اين مقامات را بشنود و صاحبش برای آراسته شدن به اين حقايق با تمام وجود بكوشد و در اين راه از سر و جان بگذرد .

جامع علوم عقليه و نقليه اميرحسين بن عالم بن الحسن الحسينی الهروی در بيان مقام با عظمت انسان فرموده :


  • ای قطره تو غافلی زدريا آيينه هر دو عالمی تو ای صورت خوب و زشت با تو در برج تو ماه و آفتاب است فانی شو اگر بقات بايد گر مردن تو زتو تمام است مردان كه ره خدا سپردند مردان همه اصل پاك دارند چون آب روند بی علايق اين ره نه به خرقه و گليم است اول قدمش دل سليم است

  • در جوی تو می رود هويدا بنديش كه با كه همدمی تو هم دوزخ و هم بهشت با تو ليكن پس پرده سحاب است بگذر ز خود ارخدات بايد حشر تو هم اندرين مقام است در عالم زندگی بمردند نسبت نه به آب و خاك دارند آميخته با همه خلايق اول قدمش دل سليم است اول قدمش دل سليم است

حكمت در مسئله فنا

ارباب يقين و سالكان طريق و عارفان وارسته و زبدگان پيراسته در معنای فنا گفته اند : تسليم محض و محض تسليم نسبت به تمام خواسته های حضرت حق و از خود غير برنامه های او در دل و نفس و اعضا و جوارح اظهار نكردن ، مقام فناست .

وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً [353] .

بر او درود فرستيد .

همه چيز را برای او و به خاطر او خواستن ، همه كاری را برای او و به خاطر او انجام دادن و خلاصه حيات و ممات را با تمام شؤونش برای او قرار دادن و به تمام معنی بی خبر شدن از انانيت و منيت ، مقام فنا است و اين مقام با عظمت با اجرای تمام حقوق حق و خلق همسان و هماهنگ بلكه ريشه و محرك اجرای حقوق است كه حقوق خلق ، اعم از زن و فرزند و پدر و مادر و تمام مردم اعم از نيك و بد امر مولاست و خواستن امر مولا و اجرا كردن آن بدون كم ترين تعلل ، مقام فناست .

خوردن و خوابيدن ، گفتن و شنيدن ، حركت و سكون ، طلب علم و فضل ، تشكيل خانواده ، شركت در اداره امور اجتماع و غم خوردن برای مسلمانان و مبارزه با دشمنان و منكرات و تمام امور ، اگر محض خاطر او و جلب خشنودی و رضايت حضرتش باشد ، مقام فنا است .

اين مقام ، اگر منحصر به دنيای ذهن و خيال و دنيای نظر و ادعا باشد به حقيقت بدان كه مرز شرك است و عين بازيگری .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز