فارسی
يكشنبه 04 فروردين 1398 - الاحد 17 رجب 1440

در اين جا حقيقت بسيار مهمى را نانوشته نگذارم و آن اين كه در آيات قرآن و روايات به اين مطلب هشدار داده شده كه اگر كسى ميل قلبى و رضايت به عمل مثبت ديگران يا كار منفى و شيطانى افراد داشته باشد ، به خاطر آن ميل قلبى جزء آنان محسوب خواهد شد و از عكس‏العمل آن ميل در امان نخواهد ماند ،

وَلاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمْ النَّارُ . . . 1.

و به كسانى كه [ به آيات خدا ، پيامبر و مردم مؤمن ] ستم كرده‏اند ، تمايل و اطمينان نداشته باشيد و تكيه مكنيد كه آتش [ دوزخ ] به شما خواهد رسيد . . .

صالح هروى مى‏گويد :

به حضرت امام رضا عليه السلام گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! در حديثى كه از حضرت امام صادق عليه السلام روايت مى‏كنند كه آن حضرت فرمود : هنگامى كه قائم خروج كند نسل قاتلان حضرت امام حسين عليه السلام را به خاطر كار پدرانشان به قتل مى‏رساند ، حضرت امام رضا عليه السلام فرمود : همين طور است ، گفتم : پس معناى آيه :

وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى 2.

كه گفتار خداست چيست ؟

حضرت فرمود : خدا در همه گفتارش صدق و راستى دارد ولى به اين حقيقت هم توجه داشته باش كه نسل و ذريه قاتلان حضرت امام حسين عليه السلام به كار پدران و گذشتگان خويش خشنودند و به آن افتخار مى‏كنند و هركس راضى و مايل به كارى باشد مانند كننده آن است ، اگر مردى در مشرق كشته شود و مردى در مغرب به كشته شدنش ميل و رضايت داشته باشد ، آن مرد راضى به قتل نزد خدا شريك قاتل محسوب مى‏شود ، پس قائم زمانى كه خروج كند آن نسلى كه از كشندگان حسين بر جاى مانده ، به خاطر رضايتشان به كار پدرانشان از ميان برمى‏دارد 3 .

زندان تنگ و باريك

پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران ، سران رژيم طاغوت از جمله نخست‏وزير آن به دست انقلابيون مسلمان افتادند و به حكم حاكمان اسلامى در زندان قرار گرفتند .

گروهى از سازمان‏هاى عفو بين‏الملل براى ديدن زندانيان طاغوت مسلك و رسيدگى به وضع آنان به زندانى كه معروف به زندان قصر بود آمدند ، از جمله كسانى را كه در زندان مورد توجه قرار دادند نخست‏وزير رژيم شاهنشاهى بود كه حدود چهارده سال مستبدانه و ظالمانه بر جامعه مسلمان ايران حكومت داشت و از ظلم و ستم بر آنان چيزى فرو نگذاشت .

مأموران سازمان عفو بين‏الملل از او پرسيد : آقاى نخست‏وزير ! در چه وضعى هستيد ؟ پاسخ داد : از نظر غذا و وسائل و ابزار و در اختيار داشتن راديو و روزنامه و ملاقات كسانم مشكلى ندارم ، تنها مشكل من اين سلول انفرادى است كه طول و عرضش بسيار نامناسب و تنگ و باريك است ، مدير زندان كه از چهره‏هاى انقلابى و مؤمن و مردى دانشمند بود به رئيس گروه عفو بين‏الملل گفت : اين زندان را ما نساخته‏ايم ، اين زندان زير نظر معاون اين نخست‏وزير زندانى براى ما انقلابيون ساخته شده بود كه اكنون خود او و دست يارانش گرفتار خودساخته‏هاى خود هستند ! !

كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ 4.

هر كسى در گرو دست‏آورده‏هاى خويش است .

آرى ؛ خطاها ، گناهان و معاصى و حالات منفى و درونى ، زندان‏هايى هستند كه خود خطاكاران گناه‏كار و آلوده به حالات منفى در آن گرفتار خواهند شد .

رعشه سر و گردن ، دست و پا ، ضعف اعصاب ، ناتوانى بدن ، مشكل دستگاه گوارش ، خرابى كليه و كبد ، بى‏حوصلگى ، سستى و تنبلى ، لكنت زبان ؛ زندان‏هايى هستند كه خورنده مشروبان الكلى گرفتار آن مى‏شوند و بايد به خود بگويند : خود كرده را تدبير نيست .

كسى در دستگاه آفرينش عزيزدردانه بى‏جهت نيست كه او را از عكس‏العمل اعمال زشت و حالات منفى استثناء كنند ، بدون ترديد :

هركسى آن درود عاقبت كار كه كِشت

روايتى در عكس‏العمل اعمال

شيخ طوسى كه از چهره‏هاى برجسته علم و عمل و از استوانه‏هاى عظيم فرهنگ تشيع است در كتاب پرقيمت « الأمالى » خود درباره عكس‏العمل اعمال و حالات مثبت از حضرت امام باقر عليه السلام روايت مى‏كند :

« أَرْبعٌ مَن كُنَّ فِيهِ كَمُلَ إسلامُهُ وَأُعِينَ عَلَى إيمَانِهِ وَمُحِّصَتْ ذُنُوبُهُ وَلَقِىَ رَبَّهُ وَهُو عَنهُ رَاضٍ وَلَو كَانَ فِيمَا بَينَ قَرنِهِ إلَى قَدَمِهِ ذُنُوبٌ حَطَّها اللّه‏ُ تَعَالىَ عنه وَهِىَ الوَفَاءُ بِمَا يَجْعَلُ لِلَّهِ عَلَى نَفسِهِ وَصِدْقُ اللِّسانِ مَعَ النَّاسِ والحَيَاءُ مِمَّا يَقْبَحُ عِنْدَ اللّه‏ِ وعندَ الناسِ وَحَسْنُ الْخُلْقِ مَعَ الاْءهْلِ وَالنّاسِ .

وَأرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ المؤمِنينَ أَسْكَنَهُ اللّه‏ُ فِى أَعْلى عِلِّيينَ فِى غُرَفٍ فِى مَحَلِّ الشَّرَف كُلِّ الشَّرفِ ، مَنْ آوى الْيَتِيمَ وَنَظَرَ لَهُ فَكانَ لَهُ أَباً وَمَنْ رَحِمَ الضّعِيْفَ وَأعَانَهُ وَكَفاهُ وَمَنْ أَنْفَقَ عَلى والَدِيْهِ وَرَفَقَ بِهِما وَبَرَّهُما وَلَمْ يُحْزِنْهُمُا وَلَمْ يُخْرِقْ لِمَمْلُوكِهِ وَأَعانَهُ عَلى ما يُكّلِّفُهُ وَلَمْ يَسْتَسْعِهِ فِيما لا يُطِيْقُ5 .

چهار چيز است در هركس باشد اسلامش كامل است و بر ايمانش يارى مى‏شود و گناهانش پاك مى‏گردد و خدا را ديدار مى‏كند در حاليكه از او خشنود باشد و اگر از فرق تا قدمش گناه باشد خدا آن را از وجودش مى‏ريزد و آن چهار چيز عبارت است از ، وفا به پيمان‏هايى كه خدا بر او مقرر نموده است و راستى گفتار با همه مردم و شرم و حيا از آنچه نزد خدا و مردم زشت است و خوش‏اخلاقى با زن و فرزند و مردم .

و چهار چيز است در هركس از مردم مؤمن باشد خدا او را در اعلاعليّين جاى دهد ، در غرفه‏هايى در مكان شرف ، همه شرف ، كسى كه يتيمى را پناه دهد و به او نظر رحمت اندازد و نسبت به او پدر باشد و آن كه به ناتوان مهر ورزد و او را يارى دهد و زندگى‏اش را كفايت نمايد و كسى كه براى زندگى پدر و مادرش از مال خود هزينه كند و به آنان مهربانى نمايد و نيكى ورزد و اندوهگينشان نكند و آن كه به خدمتكار و زيردستش خشونت روا ندارد و وى را بر آنچه به او تكليف كرده كمك دهد و بيش از توان و طاقت خدمتكار كار نخواهد .

البته چنين قلوب مهربانى بايد صاحبانشان از فيوضات و عنايات و الطاف دنيايى و آخرتى حضرت حق بهره‏مند باشند ، قلبى كه همچون سنگ نسبت به خانواده ، مردم ، يتيم ، پدر و مادر ، ضعيف و خدمتكار نامهربان و بى‏تفاوت است ، بايد صاحبش از همه فيوضات الهيه و بركات ربانيه محروم و بى‏بهره باشد .

حضرت عسكرى عليه السلام درباره قلبى كه همچون سنگ است مى‏فرمايد :

« لا تَرْشَحُ بِرُطُوبَةٍ وَلا يَنْتَفِضُ مِنْها ما يُنْتَفَعُ بِهِ أَىْ إِنَّكُمْ لا حَقَّ اللّه‏ِ تُؤَدُّونَ وَلا « مِنْ » أَمْوالِكُمْ وَلا مِنْ مَواشِيَها تَتَصَدَّقُونَ وَلا بِالْمَعْروفِ تَتَكَرَّمُونَ وَتَجُودُونَ وَلا الضَّيْفَ تُقْرؤُوْنَ وَلا مَكَرُوَباً تُغِيْثُونَ وَلا بِشَى‏ءٍ مِنَ الإِنْسانِيَّةِ تُعاشِرُونَ وَتُعامِلُونَ أَوْ أَشَّدَ قَسْوَةً6 .

شما سنگدلان نمى از محبّت و مهر و عشق از قلبتان ترشح نمى‏كند و از آن چيزى كه بتوان از آن بهره‏مند شد نمى‏جوشد و به بيان روشن ، نه حقى را از خدا ادا مى‏كنيد و نه از اموالتان و چهارپايان در راه خدا صدقه مى‏دهيد و نه از خوبى‏هايتان مى‏بخشيد و هزينه مى‏نماييد و نه از مهمانى پذيرايى مى‏كنيد و نه به فرياد غم‏ديده مى‏رسيد و نه به چيزى از انسانيّت با مردم معاشرت و معامله مى‏نماييد يا اين كه از آنچه گفتيم سخت‏تر است .

آثار مهر و محبّت راستين

سبب مهر و محبّت و دل‏دادگى و دل‏بستگى اگر از ناحيه حيوانيّت و شهوت انسان باشد ، نبايد از آن انتظار آثار مثبت و حتى دوام و بقا داشت ؛ اين گونه مهر و محبّت فقط زمينه‏ساز لذّت‏گرايى بى‏قيد و شرط و شكستن حصارهاى معنوى و گاهى عامل ايجاد ننگ و عار و مزاحمت براى خود و ديگران است و چنانچه سبب مهر و محبّت و دلدادگى و دلبستگى از ناحيه ايمان و انسانيّت و معنويّت آدمى باشد ، بايد از آن در دنيا و آخرت انتظار آثار مثبت و نيز دوام و بقا داشت .

سه اثر مهرورزى از زبان قرآن

قرآن مجيد پس از آن كه در بخشى از آيه 71 سوره توبه مهرورزى مردان و زنان باايمان را به يكديگر كه از ايمانشان سرچشمه مى‏گيرد مطرح مى‏كند ، در آيه بعد به سه اثر بسيار مثبت و ابدى اين مهرورزى در قيامت اشاره مى‏نمايد :

وَعَدَ اللّه‏ُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاْءَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللّه‏ِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ 7 . خدا به مردان و زنان با ايمان ( به پادش مهرورزيشان به يكديگر و امر به معروف و نهى از منكر و اقامه نماز و پرداخت زكات و اطاعت از خدا و پيامبرش ) بهشت‏هايى را وعده داده كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است در آن جاودانه‏اند ، و نيز سراهاى پاكيزه‏اى را در بهشت‏هاى ابدى [ وعده فرموده ] و هم‏چنين خشنودى و رضايتى از سوى خدا [ كه از همه آن نعمت ها [بزرگ‏تر است ؛ اين همان كاميابى بزرگ است .

آثار ديگر :

مهرورزى متقابل

از آثار مهرورزى انسان به ديگران در دنيا ، مهرورزى متقابل آنان به انسان است . هنگامى كه انسان غرق در محبّت ديگران مى‏شود ، در حقيقت ياران و دوستان فراوانى پيدا مى‏كند كه هريك براى انسان در امور حيات و زندگى‏اش چون بازويى توانا هستند كه موقع لزوم به سبب مهر و محبتشان نسبت به انسان به يارى و كمك انسان مى‏شتابند و به سرعت گره از كارش مى‏گشايند و دل آدمى را از اندوه و غصه نجات مى‏دهند و جان را از رنج و بار مشكلات مى‏رهانند .

عبادت و بندگى

از آثار مهر و محبّت پاك و عشق تابناك به خدا ، بندگى و عبادت است ، انسانى كه عاشق خداست يقيناً عاشق اطاعت از او و دلداده به اجراى فرمان‏ها و احكام حضرت ربوبى است ،

قُلْ إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه‏َ فَاتَّبِعُونِى . . . 8 .

بگو : اگر خدا را دوست داريد ، پس مرا پيروى كنيد . . .

آرى ؛ محبّت سبب طاعت و عبادت است ولى ادعاى محبّت سبب طاعت و عبادت نيست لذا در اين آيه مى‏خواهد بگويد اگر خدا را دوست داريد و به او عشق مى‏ورزيد نتيجه‏اش پيروى از من است كه مبلّغ رسالات او هستم و از سوى او پيام وحى را به شما ابلاغ مى‏كنم اين كه ادعا مى‏كنيد ما خدا را دوست داريم ولى در مقام عبادت و اطاعت نيستيد دليل بر اين است كه چيزى را به زبان جارى مى‏كنيد كه دل شما از آن تهى و خالى است .

محبّ و عاشق واقعى سراپا مطيع معشوق و گوش به فرمان اوست و از شنيدن فرمان معشوق و اجراى آن فرمان با همه وجود لذّت مى‏برد .

عبادت عاشقانه

چه نيكوست كه انسان خداى خود را ـ كه مى‏خواهد حضرتش را بندگى كند ـ و نيز مصاديق بندگى و عبادت و مفاهيم آن‏ها را و هم‏چنين اهداف والاى عبادات را با كمك‏گيرى از آيات قرآن و روايات و تفكر و انديشه صحيح بشناسد تا بر پايه معرفت و آگاهى و محصول شيرين معرفت و آگاهى كه عشق و محبّت است همه عبادات را انجام دهد .

پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله درباره عبادت عاشقانه و بندگى ناشى از محبّت و مهر مى‏فرمايد :

« مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَأحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَبَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لاَ يُبَالِى عَلى ما أصبَحَ مِنَ الدُّنيَا عَلى عُسْرٍ أمْ عَلى يُسْرٍ » 9 . كسى كه عاشق بندگى حق باشد و آن را به آغوش كشد و با بدنش آن را به عهده بگيرد و نهايت كوشش خود را در آن بكار اندازد پس باكى نخواهد داشت كه چگونه ديده بر دنيا بگشايد بر سختى يا بر آسانى .

جايگاه عاشقان

اصحاب حضرت امام حسين عليه السلام در معرفت و آگاهى و يارى دين و عشق به عبادت و شهادت برترين نمونه در همه روزگاران و قرون و اعصار هستند .

حضرت امام باقر مى‏فرمايد :

اميرالمؤمنين عليه السلام با گروهى اندك از مردم از لشكريانش در مسير صفين بيرون آمد تا دو ميل يا يك ميل مانده بر زمين كربلا پيشاپيش آنان قرار گرفت و در مكانى شروع به گردش و طواف كرد كه به آن مَقْدَفان مى‏گفتند، آنجا گفت : دويست پيامبر و دويست فرزند پيامبر كه همه از شهيدان هستند در اين‏جا به قتل رسيده‏اند .

اين مكان محل استراحت شتران كاروان كربلا و جاى افتادن عاشقان است ، آنان شهيدانى هستند كه گذشتگان در بزرگى و عظمت از آنان پيش بجويند و آيندگان به آنان نرسند 10 .

هماهنگى با اهل بيت قدس سرهما

از آثار مهر و محبّت پاك و عشق تابناك به پيامبر صلي الله عليه و آله و امامان معصوم قدس سرهما الگوگيرى از اخلاق و روش و منش آنان و هماهنگى اعمال و اطوار با فرهنگ آنان است .

عاشق پيامبر ، پيامبر صفت مى‏شود و اين پيامبرصفتى محصول و نتيجه عشق به پيامبر صلي الله عليه و آله است . عاشق اهل بيت قدس سرهما ، اهل بيت قدس سرهما صفت مى‏شود و اين اهل بيت‏صفتى بدون ترديد ميوه شيرين و محصول شيرين و محصول پر بار عشق به اهل بيت قدس سرهما است .

اگر در روايات ومعارف ما آمده :

« سَلْمانٌ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ » 11 . سلمان از ما اهل بيت است .

به اين معناست كه سلمان متخلق به اخلاق ماست ، همرنگ ماست و از نظر مقام در طول روش و منش و اطوار ماست و ايمان و اعمال و اخلاقش بوى ما را مى‏دهد .

 چون كه گل رفت و گلستان شد خراب  بوى گل را از كه جوييم ؟ از گلاب

اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج‏البلاغه از انسانى به عنوان برادر الهى‏اش ياد مى‏كند كه اوصاف و حالاتش در حدّ خودش اوصاف و حالات پيامبران و خود اميرالمؤمنين عليه السلام بود .

از فرمايشات اميرالمؤمنين استفاده مى‏شود كه آن مرد از شدت محبّت و عشق به پاكان و به خصوص عشق به مولاى متقيان و امام عارفان و اسوه مجاهدان ، رنگ و بوى پاكان و بويژه حضرت امام على عليه السلام را گرفته بود و اعمال و رفتار خود را هماهنگ با آن حضرت نموده بود ، امام درباره او مى‏فرمايد :

مرا در گذشته برادرى الهى بود ، كوچكى و حقارت دنيا در نظرش او را در نظرم بزرگ مى‏نمود ، از سلطه و حكومت شكمش آزاد مى‏زيست ، آنچه را نمى‏يافت و در دسترس نبود آرزو نمى‏كرد و هرگاه مى‏يافت و در دسترسش قرار مى‏گرفت اسراف و زياده‏روى نداشت ، اكثر روزگارش را به خاموشى و سكوت سپرى مى‏كرد و اگر به سخن گفتن مى‏نشست با سخن حق و آراسته به برهانش بر گويندگان پيروز مى‏شد و تشنگى پرسندگان را به زلال معرفت فرو مى‏نشاند ، افتاده بود و او را ناتوان مى‏شمردند ولى هنگام كوشش و جهاد شير خشمگين و مار زهرآگين بود ، تا نزد قاضى نمى‏آمد اقامه دليل و برهان نمى‏كرد ، احدى را به كارى كه در مثل آن عذر مى‏يافت ، سرزنش نمى‏نمود تا عذرش را بشنود ، دردى را جز هنگام بهبودى‏اش شكايت نمى‏كرد ، چيزى را كه مى‏گفت انجام مى‏داد و آنچه را مى‏خواست عمل نكند وعده عمل نمى‏داد ، اگر در سخن بر او پيروز مى‏شدند ، در سكوت مغلوب نمى‏شد ، بر شنيدن حريص‏تر از گفتن بود ، هرگاه دو كار پيش مى‏آمد دقت مى‏كرد كه كدام به هواى نفس نزديك‏تر است ، به مخالفت با آن برمى‏خاست ، اى مردم ! شما را به اين اوصاف و ملازمت و رغبت به آن‏ها سفارش مى‏كنم ، پس اگر آراسته شدن به همه آن‏ها را قدرت نداريد ، آگاه باشيد ! كه به دست آوردن اندك بهتر از ترك بسيار است12 .

نقطه قابل توجه هماهنگى و رنگ‏پذيرى از فرهنگ پاك و ناب آن عرشيان بى‏بديل براى خود و نزديكان است ؛ كسى كه به زن و فرزند محبّت پاك و عشق تابناك دارد بى‏ترديد به تربيت و رشد و تكامل زن و فرزند و سعادت دنيا و آخرتشان توجه عميق مى‏كند و به گونه‏اى با آنان رفتار مى‏نمايد كه از خزى و خوارى دنيا و عذاب و كيفر آخرت در امان بمانند .

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً. . . 13.

اى مؤمنان ! خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است حفظ كنيد . . .

مهم اين است كه در اين آيه شريفه كه حضرت حق فرمان واجب مى‏دهد خود و زن و فرزند و اهل خويش را از امورى كه نتيجه‏اش آتش قيامت است ، حفظ كنيد ؛ خطابش به اهل ايمان است ، اهل ايمانى كه محبّت و مهرشان به اهل بيتشان ناشى از ايمان آنان مى‏باشد ، آن محبّت و مهرى كه از آثار مثبتش حفظ زن و فرزند از اعمال و حالات و اخلاقى است كه دامن زدن به آن جز آتش فرداى قيامت محصولى ندارد ، مؤمن واقعى مى‏كوشد كه تمام اعمال و رفتار خود و خانواده خود را هماهنگ با دستورات و اوامر اهل بيت عصمت و طهارت قدس سرهما كند .

اثر مهرورزى در كار و كسب

كاسب و تاجر چنان كه در آداب كسب و تجارت بيان شده است ، بايد برخوردشان با مردم بر اساس خوش‏خلقى و نرمى و خوش‏رفتارى باشد تا رزق و روزى به سويشان جلب شود و بر نصيب و قسمت آنان افزوده گردد .

اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد :

« فِى سَعَةِ الأخْلاَقِ كُنُوزُ الأرزَاقِ » 14 . گنج‏هاى رزق و روزى در گشاده‏رويى و اخلاق خوب است .

حضرت امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد :

« حُسنُ الخُلُقِ يَزِيدُ فِى الرِّزقِ » 15 . اخلاق خوب به رزق و روزى مى‏افزايد .

كاسب و تاجر بايد در گفتارِ كسبى و تجارتى خود با مشتريان مانند مراحل ديگر از دروغ و تدليس و تعريف بى‏جا از جنس و به‏ويژه از دست بردن به حرام و آلوده كردن خريد و فروش بپرهيزند .

كاسب و تاجر بايد هنگام كشيدن وكيل كردن و پيمانه نمودن و متر كردن چه در فروش ، چه در خريد از مردم كم نگذارند و حقوق آنان را پايمال ننمايند ،

. . . وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ . . . 16.

. . . و از اجناس و اموال و حقوق مردم مكاهيد . . .

اگر از كسى طلبكارند و بدهكار به مضيقه و مشكل دچار شده ، به او تا مدتى كه قدرت پرداخت دارد مهلت دهند و از تصرف تنها خانه ملكى او كه پناهگاه وى و زن و فرزندش مى‏باشد بپرهيزند كه تصرف خانه مديون در حالى كه سرپناهى جز آن ندارد كمال بى‏مهرى و سنگدلى است ،

وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ . . . 17.

و اگر [ بدهكار ] تنگدست بود [ بر شماست كه ] او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد . . .

كاسب و تاجر مؤمن بايد در سود بردنش از داد و ستد كسبى ، انصاف و رحم را نسبت به مشتريان رعايت كند و از گران‏فروشى به‏ويژه زمانيكه مردم نيازمند به جنسى هستند بپرهيزد .

گران‏فروشى تا جاييكه بر مردم به خصوص طبقات ضعيف فشار و ناراحتى وارد كند ، يقيناً از موارد بى‏مهرى است و حضرت حق از چنين كاسب و تاجرى بيزار و برى است .

باغ آباد و زيارت عاشورا

در يكى از مناطق كشاورزى جهت تبليغ دين در ايام تابستان دعوت داشتم ، سخنرانى پيش از نماز مغرب و عشا بود ، روزى پس از پايان جلسه پيرمردى نورانى و باحال كه گفتند عمرش متجاوز از صد و ده سال است به من مراجعه كرد و گفت : دوست دارم هر روزى كه خود مى‏خواهيد براى صرف نهار به باغ من در چند كيلومترى اين منطقه بياييد ، دعوتش را پذيرفتم ، بخشى از راه را كه نزديك باغ بود پياده رفتم ، باغ‏هاى دو طرف جاده با درختانش از محصول و ميوه خالى بود يا ميوه و محصولش اندك و كم بود ولى هنگامى كه وارد باغ آن مرد نورانى و چهره ملكوتى شدم ، ديدم زير اكثر درختان به خاطر سنگينى شاخه‏ها از كثرت ميوه و محصول دو شاخه گذاشته‏اند بسيار تعجب كردم ، از صاحب باغ سبب بى‏محصولى يا كم محصولى باغ او را پرسيدم گفت : من سه برنامه را از ابتداى جوانى نسبت به اين باغ كه جزء منابع هزينه زندگى من است رعايت كرده‏ام ،

اولاً : پس از فروش ميوه و تأمين هزينه زندگى خمس مالم را پرداخت كرده‏ام ،

ثانياً : كنار هر درختى بارها زيارت عاشوراى حضرت حسين عليه السلام را خوانده و پاى خاك درخت اشك ريخته‏ام ،

ثالثاً : هر روز تابستان كه در باغ هستم در باغ را به روى همه باز مى‏گذارم تا به راحتى بتوانند به باغ درآيند و از محصولش در حدّ لازم استفاده كنند و چون هنگام عصر از باغ به طرف خانه مى‏روم به اندازه‏اى كه بتوانم ميوه در سبد يا كيسه‏اى مى‏ريزم و در مسير باغ به خانه به هركس مى‏رسم ميوه هديه مى‏كنم و بركت و پر محصولى اين باغ را در هر سال از اين سه برنامه مى‏دانم .

آرى ؛ بر اساس آيات قرآن مجيد و روايات :

مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِى سَبِيلِ اللّه‏ِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِاْئَةُ حَبَّةٍ وَاللّه‏ُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّه‏ُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ 18.

مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند ، مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه بروياند ، در هر خوشه صد دانه باشد و خدا براى هر كه بخواهد چند برابر مى‏كند و خدا بسيار عطا كننده و داناست . إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا . . . 19.

اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد ، و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده‏ايد . . .

حضرت امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد :

« فَالْمُؤمِنُونَ هُمُ الذِينَ يُضاعِفُ اللّه‏ُ لَهُمْ الحَسَناتِ لِكُلِّ حَسَنَةٍ سَبْعِينَ ضِعْفاً فَهذا مِنْ فَضْلِهِمْ وَيَزِيدُ اللّه‏ُ المؤمِنَ فِى حَسَناتِهِ عَلى قَدْرِ صِحَةِ إيمانِهِ أَضْعَافَاً مُضاعَفَةً كَثِيرَةً وَيَفْعَلُ اللّه‏ُ بِالْمُؤمِنينَ ما يَشاءُ » 20 .

مؤمنان آنانى هستند كه خدا بر حسناتشان مى‏افزايد ، در برابر هر حسنه‏اى هفتاد حسنه و خدا حسنات مؤمن را بر پايه اندازه سلامت ايمانش به چندين برابر مى‏افزايد و خدا نسبت به مؤمنان هر چه بخواهد انجام مى‏دهد .

حضرت صادق عليه السلام مى‏فرمايد :

هنگامى كه مؤمن عملش را نيكو انجام دهد خدا بر عملش مى‏افزايد ، بر هر عملى هفتصد برابر و اين بر پايه گفتار خداست كه مى‏فرمايد : وَاللّه‏ُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ .

پس اعمالى كه انجام مى‏دهيد به خاطر پاداش الهى خوب و نيكو انجام دهيد ، راوى مى‏گويد : به حضرت امام صادق عليه السلام گفتم : احسان چيست ؟ حضرت فرمود : هنگامى كه نماز مى‏خوانى ركوع و سجودت را نيكو بجا آر و زمانى كه روزه مى‏گيرى از هرچه سبب فساد روز

ه‏ات مى‏شود بپرهيز و وقتى به حج مى‏روى آنچه در حج و عمره بر تو حرام شده از آن اجتناب كن و هر عملى را كه براى خدا انجام مى‏دهى بايد

از آلودگى پاك و پاكيزه باشد21.

مهرورزى باعث نجات از مرگ

عارفى را با گروهى از يارانش به تهمت كفر و خدانشناسى دستگير كرده ، نزد حاكم عبّاسى بردند ، حاكم پس از محاكمه ، فرمان داد همه را اعدام كنند .

لحظه اعدام عارف پيش آمد و به جلاّد گفت : ابتدا مرا اعدام كن ! ميرغضب پرسيد : چرا در اعدام خود شتاب مى‏ورزى و مى‏خواهى زودتر اعدام شوى ؟ عارف پاسخ داد : يك ساعت زندگانى را بر ياران و دوستان ايثار كردم ، خبر به حاكم رسيد ، گفت : دست از آنان برداريد ، اگر آنان اهل كفر و زندقه باشند پس در همه جهان يك نفر موحّد و مؤمن نيست .

آزادى غلام به واسطه مهرورزى

از عبداللّه‏ بن جعفر برادرزاده اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است كه روزى در مسير مسافرتش به مقصدى در نخلستان قومى فرود آمده بود ، غلامى سياه‏چهره نگهبان آن نخلستان بود ، عبداللّه‏ مشاهده كرد سه قرص نان براى غلام آوردند تا به عنوان غذا از آن استفاده كند ، سگى آن جا حاضر شد ، غلام يكى از سه قرص نان را نزد سگ انداخت ، سگ آن قرص نان را خورد ، غلام قرص ديگر را انداخت ، آن را نيز خورد ، پس قرص سوّم را هم پيش انداخت ، آن را هم خورد .

عبداللّه‏ از او پرسيد كه هر روز جيره تو چيست ؟ گفت : آنچه ديدى ، گفت : چرا خود از آن استفاده نكردى ؟ گفت : اين سگ در اين سرزمين غريب است ، گمان مى‏كنم از مسافتى دور آمده و گرسنه است ، نخواستم اين حيوان رنج گرسنگى را تحمّل كند ! عبداللّه‏ گفت : پس امروز چه خواهى خورد ؟ گفت : روزه خواهم داشت ، عبداللّه‏ گفت : همه مردم مرا در كثرت سخاوت ملامت و سرزنش مى‏كنند در حاليكه اين غلام از من سخى‏تر است ! عبداللّه‏ آن غلام و نخلستان و هرچه در آن جا بود همه را خريد ، آنگاه غلام را آزاد كرد و آنچه را خريده بود به او بخشيد22 .

استجابت دعا به واسطه مهرورزى

يكى از دوستانم نقل كرد كه پدرى به بيمارى سختى مبتلا شد كه


1 ـ هود (11) : 113 .

2 ـ انعام (6) : 164 .

3 ـ « الْهَمْدَانِى عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ : قُلْتُ لاِءَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام : يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه‏ِ مَا تَقُولُ فِى حَدِيثٍ رُوِى عَنِ الصَّادِقِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ : إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ قَتَلَ ذَرَارِى قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ عليه السلام بِفِعَالِ آبَائِهَا فَقَالَ عليه السلام : هُوَ كَذَلِكَ فَقُلْتُ وَ قَوْلُ اللّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى مَا مَعْنَاهُ قَالَ : صَدَقَ اللّه‏ُ فِى جَمِيعِ أَقْوَالِهِ وَ لَكِنْ ذَرَارِى قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ يَرْضَوْنَ بِفِعَالِ آبَائِهِمْ وَ يَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِى شَيْئاً كَانَ كَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِى بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِى‏عِنْدَ اللّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا يَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ عليه السلام إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ قَالَ : قُلْتُ لَهُ : بِأَى شَى‏ءٍ يَبْدَأُ الْقَائِمُ مِنْكُمْ إِذَا قَامَ قَالَ : يَبْدَأُ بِبَنِى شَيْبَةَ فَيَقْطَعُ أَيْدِيَهُمْ لاِءَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَيْتِ اللّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ » . عيون اخبار الرضا : 1/273 ، باب 28 ، حديث 5 ؛ وسائل الشيعه : 16/138 ، باب 5 ، حديث 21180 ؛ بحار الأنوار : 45/295 ، باب 45 ، حديث 1 .

4 ـ مدثر (74) : 38 .

5 ـ الأمالى، شيخ طوسى : 189 ، مجلس 7 ، حديث 319 ؛ بحار الأنوار : 66/380 ، باب 38 ، حديث 38 .

6 ـ تفسير امام عسكرى عليه السلام : 283 ، حديث 141 ؛ بحار الأنوار : 67/161 ، باب 52 ، حديث 18 .

7 ـ توبه ( 9 ) 71 .

8 ـ آل عمران ( 3 ) : 31 .

9 ـ الكافى : 2/83 ، باب العبادة ، حديث 3 ؛ وسائل الشيعة : 1/83 ، باب 19 ، حديث 192 ؛ بحار الأنوار : 67/253 ، باب 55 ، حديث 10 .

10 ـ « قَالَ : الْبَاقِرُ عليه السلام خَرَجَ عَلِيٌّ يَسِيرُ بِالنَّاسِ حَتَّى إِذَا كَانَ بِكَرْبَلاَءَ عَلَى مِيلَيْنِ أَوْ مِيلٍ تَقَدَّمَ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ حَتَّى طَافَ بِمَكَانٍ يُقَالُ لَهَا : الْمقدفان فَقَالَ : قُتِلَ فِيهَا مِائَتَا نَبِيٍّ وَ مِائَتَا سِبْطٍ كُلُّهُمْ شُهَدَاءُ وَ مُنَاخُ رِكَابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ يَسْبِقُهُمْ مَنْ كَانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُم » . بحار الأنوار 41/295 ، باب 114 ، حديث 18 .

11 ـ عيون اخبار الرضا عليه السلام : 2/64 ، باب 31 ، حديث 2 ؛ بحار الأنوار : 22/326 ، باب 10 ، حديث 28 .

12 ـ « قَالَ أَمِيرُالْمُوءْمِنِينَ عليه السلام : كَانَ لِى فِيمَا مَضَى أَخٌ فِى اللّه‏ِ وَ كَانَ يُعْظِمُهُ فِى عَيْنِى صِغَرُ الدُّنْيَا فِى عَيْنِهِ وَ كَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِى مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ : بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ وَ كَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِذَا جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَادٍ ]لَيْثُ غَابٍ [وَ صِلُّ وَادٍ لاَ يُدْلِى بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِى قَاضِياً وَ كَانَ لاَ يَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا لاَ يَجِدُ الْعُذْرَ فِى‏مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لاَ يَشْكُو وَجَعاً إِلاّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَ لاَ يَقُولُ مَا لاَ يَفْعَلُ وَ كَانَ إِنْ غُلِبَ عَلَى الْكَلاَمِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ نَظَرَ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَخَالَفَهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلاَئِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِيرِ » . نهج البلاغة : 526 ، حكمت 289 ؛ بحار الأنوار : 64/314 ، باب 14 ، حديث 49 .

13 ـ تحريم (66) : 6 .

14 ـ الكافى : 8/22 ، خطبة لاميرالمؤمنين عليه السلام ، حديث 4 ؛ غرر الحكم : 255 ، حديث 5383 ؛ بحار الأنوار : 75/53 ، باب 16 ، حديث 86 .

15 ـ مشكاة الأنوار : 221 ، فصل 1 ؛ بحار الأنوار : 68/396 ، باب 92 ، حديث 77 .

16 ـ اعراف (7) : 85 .

17 ـ بقره (2) : 280 .

18 ـ بقره (2) : 261 .

19 ـ اسراء (17) : 7 .

20 ـ تفسير العياشى : 1/146 ، حديث 479 ؛ بحار الأنوار : 65/283 ، الأخبار ، حديث 39 .

21 ـ « ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللّه‏ِ عليه السلام يَقُولُ : إِذَا أَحْسَنَ الْمُوءْمِنُ عَمَلَهُ ضَاعَفَ اللّه‏ُ عَمَلَهُ لِكُلِّ حَسَنَةٍ سَبْعَمَائَةٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللّه‏ِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ اللّه‏ُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ فَأَحْسِنُوا أَعْمَالَكُمُ الَّتِى تَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِ اللّه‏ِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا الاْءِحْسَانُ قَالَ : فَقَالَ : إِذَا صَلَّيْتَ فَأَحْسِنْ رُكُوعَكَ وَ سُجُودَكَ وَ إِذَا صُمْتَ فَتَوَقَّ كُلَّ مَا فِيهِ فَسَادُ صَوْمِكَ وَ إِذَا حَجَجْتَ فَتَوَقَّ مَا يَحْرُمُ عَلَيْكَ فِى حَجِّكَ وَ عُمْرَتِكَ قَالَ : وَ كُلُّ عَمَلٍ تَعْمَلُهُ فَلْيَكُنْ نَقِيّاً مِنَ الدَّنَسِ » . تفسير العياشى : 1/146 ؛ حديث 478 ؛ المحاسن : 1/254 ، باب 30 ، حديث 283 ؛ بحار الأنوار : 68/247 ، باب 71 ، حديث 7 .

22 ـ در كتاب معاشرت اين داستان از امام حسين عليه السلام نقل شده كه مأخذ آن بحار بود .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز