فارسی
يكشنبه 29 ارديبهشت 1398 - الاحد 13 رمضان 1440

يهود و بنى اميه و طرفداران آنان و شيعيان و پيروانشان هستند كه قيامت بدبخت و گرسنه و تشنه و سياه‏روى برانگيخته مى‏شوند1 .

ويژه‏گى‏هائى ديگر از اولياى الهى

اصلاح‏گرى

كسى كه به ديگران و بلكه به همه مردم مهر و محبّت پاك و عشق تابناك دارد ، در راه خدمت به آنان و حل مشكلاتشان و اصلاح ميانشان زمانى كه با هم اختلاف دارند برمى‏خيزد و دل خود را چنان كه بر اثر عشق به خدا نسبت خدا و شؤونش پاك نگاه مى‏دارد ، نسبت به مردم هم از غل و غش و حسد و حرص و بخل و طمع و كينه و دشمنى پاك نگه مى‏دارد .

در يكى از آيات انجيل آمده :

« طُوبَى لِلمُصلِحِينَ بَينَ النَّاسِ اُولئِكَ هُمُ المُقرَّبُونَ يَومَ القِيامَةِ » 2 . خوشا به حال آنان كه ميان مردم اصلاح مى‏دهند [ و به اختلافات آنان پايان مى‏بخشند و نمى‏گذارند رابطه ميان زن و شوهر و والدين و فرزاندان و دو همسايه و دو دوست و دو طايفه قطع شود و فضايى از كينه و خشم و دشمنى و نفرت بر بندگان خدا حاكم گردد ] اينان كه در مقام اصلاح ميان مردم‏اند در قيامت از گروه مقربان به شمار مى‏آيند .

اصلاح‏گر ، دوست و دلسوز انسان و عاشق آرامش و رفاه و عافيت آدمى است ، از جدايى و افتراق ميان مردم رنج مى‏كشد ، غصه مى‏خورد و اندوهناك است ، علاقه دارد همه آراسته به امنيت خاطر باشند .

معمولاً انسان اصلاح‏گر ـ چنان كه از قرآن استفاده مى‏شود ـ انسانى متمسّك و متوسل به قرآن و اقامه‏كننده نماز است قرآن مى‏فرمايد :

وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ إِنَّا لاَنُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ 3.

و آنان كه به كتاب [ آسمانى [چنگ مى‏زنند [ و عملاً به آياتش پاى بندند ] و نماز را بر پا داشته‏اند [ داراى پاداشند ] يقيناً ما پاداش اصلاح گران را ضايع نمى‏كنيم .

مهرورزان مؤمن اگر به خاطر مهرشان به مردم به اصلاح ميان آنان برمى‏خيزند ، اخلاق اصلاح‏گرى را به فرمان قرآن و در حقيقت به دستور خداى مهربان پى مى‏گيرند زيرا اصلاح‏گرى مقتضاى ايمان به خدا و روز قيامت است چنان كه از قرآن استفاده مى‏شود :

. . . فَاتَّقُوا اللّه‏َ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللّه‏َ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ 4.

. . . از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع [بين خود را اصلاح نماييد ، و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد .

يعنى اگر به حقيقت و راستى و درستى مؤمن نباشيد ، منبع تقوا و اصلاح‏گرى و اطاعت از خدا و پيامبرش نخواهيد بود .

درخواست تقوا و اصلاح‏گرى و اطاعت از خدا و پيامبر از مردمان بى‏ايمان درخواستى بى‏جاست .

رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد :

« أَلا أُخْبِرُكم بِأفضلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيامِ وَالصَّلاةِ وَالصَّدَقَةِ ؟ إِصْلاحُ ذاتِ البَينِ . . . » 5 .

شما را به كارى برتر از مرتبه روزه و نماز و صدقه خبر دهم ؟ اصلاح ميان مردم .

حضرت على عليه السلام فرمود :

« مِنْ كَمالِ السَّعَادَةِ السَّعىُ فِى صَلاحِ الجُمهورِ » 6 .

از كمال خوشبختى كوشيدن در اصلاح توده مردم است .

حضرت صادق عليه السلام به مفضل فرمود :

« إذا رَأيتَ بَينَ اثنَينِ مِن شِيعَتِنا مُنَازَعَةً فَافتَدِهَا مِنْ مَالِى » 7 .

هنگامى كه ميان دو نفر از شيعيان ما نزاع و برخورد ديدى از مال من جهت خاتمه نزاع و صلح ميان آن دو نفر بپرداز .

حضرت على عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مى‏كنند : « إصلاحُ ذَاتِ البَينِ أفضَلُ مِن عَامَّةِ الصَّلاةِ وَالصِّيامِ » 8 .

اصلاح ذات البين از همه نماز و روزه برتر است .

طهارت قلب

اهل مهر و محبّت در راه طهارت قلب و پاكى دل مى‏كوشند و سعى و تلاش دارند باطن خويش را از هر آلودگى بزدايند و قلبى به دست آورند كه چون وجود فرشتگان از آنچه تناسبى با آن ندارد پاك و طيّب و طاهر باشد .

آنان چنين قلبى را براى ارزش يافتن عبادات خود مى‏خواهند زيرا مى‏دانند عبادت رياكارانه باطل و عبادتى كه به طمع بهشت و ترس از دوزخ انجام مى‏گيرد كم ارزش است .

آنان چنين قلبى را براى توجه بيش‏تر در راه خدمت به خلق خدا و مهرورزى گسترده‏تر به آنان مى‏خواهند ، زيرا مى‏دانند دلى كه نسبت به مردم داراى غل و غش و كينه و حسد است و آلوده به بخل و حرص مى‏باشد سبب هلاكت انسان و موجب نفرت حق از اوست .

پاك دلان كه از آثار پاكدلى‏شان مهر و محبّت گسترده و بى‏شائبه است و از عشقى خالصانه براى سود رسانيدن به مردم مى‏تپد ، بنا به گفتار حق در انجيل در قيامت از پرهيزكارانند .

« طُوبَى لِلمُطهَّرَةِ قُلوبُهُم اُولئكَ هُمُ المُتَّقُونَ يَومَ القِيامَةِ » 9 .

خوشا به حال پاكدلان ، اينان همان اهل تقوا در قيامت هستند .

شما اگر به منزلت و مقام اهل تقوا در قرآن مراجعه كنيد ، خواهيد يافت از عناياتى كه خدا در قرآن نسبت به اهل تقوا مبذول داشته ، اعلام محبّت و عشق به آنان است .

. . . إِنَّ اللّه‏َ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ 10.

. . . خدا پرهيزكاران را دوست دارد .

شگفت‏آور است كه در اين آيه مى‏گويد خدا محب و پرهيزكاران محبوب ، خدا عاشق و اهل تقوا معشوق‏اند .

راستى هنگامى كه انسان محبوب خدا شود خدا براى محبوب خود در دنيا و آخرت چه خواهد كرد ، آيا كسى جز خدا از اين مطلب خبر دارد ؟

از عنايات حضرت حق به محبوبان خود جلوه نورى او به قلب محبوبان است كه قلب آنان را تبديل به حرم اللّه‏ و عرش اللّه‏ مى‏كند ، و به گنجايشى مى‏رساند كه بتواند آن نور بى‏نهايت را در خود تحمل كند .

« لاَ يَسَعُنِى أرضِى وَسَمائِى وَلكن يَسَعُنِى قَلبُ عَبدِىَ المُؤمِن » 11 .

زمين و آسمانم گنجايش مرا ندارد ولى دل بنده مؤمنم گنجايش مرا دارد .

اين جلوه در لحظات شهادت حضرت حسين عليه السلام در قلب آن حضرت به صورت أَتَمْ واكملش ظهور كرد كه در لحظه‏اى كه تيزى خنجر قاتل به گلوى مباركش نشست ، تبسم فرمود و سر در راه جانان سپرد .

و حضرت امام زين العابدين عليه السلام هنگام دفن آن حضرت با توجه به تجلى اين نور با اشك و آهى كه از فراق پدر داشت فرمود :

« أَبَتَا أمَّا الدُّنيَا فَبَعْدكَ مُظْلِمَةٌ وَأمَّا الآخِرَةُ فَبِنُورِ وَجْهِكُ مُشرِقَةٌ » . پدر جان ! دنيا پس از تو به تاريكى فرو رفت و آخرت به نور شخصيت و كرامتت روشن شد .

آرى ؛ آنان كه به خود مهر مى‏ورزند و به عبارت ديگر عاشق خود هستند و به سبب اين عشق در پى نجات خويش در دنيا و آخرت از مهالك‏اند ، همواره دست اندركار طهارت و پاكى قلب خويش‏اند كه هم بتوانند عبادتى خالص انجام دهند و هم بتوانند مردم را از خير خود بهره‏مند سازند .

تواضع و فروتنى

اينان مهر و محبتشان به خدا و خلق خدا اقتضا مى‏كند كه همواره نسبت به حق در حال انكسار و خاكسارى و دائم نسبت به خلق در حال تواضع و فروتنى باشند ، زيرا تكبر از بيمارى‏ها و امراض خطرناك قلبى است و پاكدلان با محبّت نمى‏توانند نسبت به حق روح استكبارى و نسبت به خلق حالتى متكبرانه داشته باشند .

در آيه‏اى از آيات انجيل نقل شده است :

« طُوبى لِلمُتَواضِعِينَ فِى الدُّنيا أولئِكَ يَرتَقُونَ مَنَابِرَ المُلْكِ يَوْمَ القِيامَةِ » 12 .

خوشا به حال فروتنان و خاكساران در دنيا ، اينان در قيامت بر كرسى‏هاى پادشاهى بالا مى‏روند .

اگر به آيات قرآن مجيد در باره سليمان مراجعه كنيم ، مى‏بينيم قرآن ، سليمان را پادشاهى معرفى مى‏كند كه شكل پادشاهى‏اش را هيچ پادشاهى نداشت و لى اين پادشاه بى‏نظير كه از مقام ايمان و اخلاص و پاكى و صدق و درستى برخوردار بود از چنان تواضعى بهره‏مند بود كه در باره‏اش آمده :

« كَانَ يَجلِسُ مَعَ المَسَاكِين » 13 .

همواره با افتادگان و تهيدستان نشست و برخاست داشت .

از حضرت امام حسين عليه السلام نقل شده كه در پاسخ احوالپرسى شخصى كه از حضرت پرسيد حالتان چگونه است ؟ پس از ذكر مطالبى فرمود :

« فأَىُّ فقيرٍ أفقَرُ مِنّى » 14 . كدام فقير از من فقيرتر است ؟

در خواست خير به وسيله دعا

در روايتى از انس كه معاصر پيامبر صلي الله عليه و آله و از اصحاب آن حضرت به شمار مى‏آيد آمده است :

« كَانَ رَسُولُ اللّه‏ِ صَلَّى اللّه‏ُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اذَا فَقَدَ الرَّجُلَ مِنْ إِخْوَانِهِ ثَلاثَةَ ايَامٍ سَأَلَ عَنْهُ فَإِنْ كَانَ غَائِباً دَعَا لَهُ وَإِنْ كَانَ شَاهِداً زَارَه وَإِنْ كَانَ مَرِيْضاً عَادَهُ 15 » .

هرگاه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله مردى از برادران دينى‏اش را سه روز متوالى در جمع ياران و مسجديان نمى‏يافت از او خبر مى‏گرفت ، اگر در مدينه نبود به او دعا مى‏كرد و اگر در مدينه بود به ديدار او مى‏شتافت و اگر بيمار بود از او عيادت مى‏كرد .

پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله به امت خود نسبت به برادران دينى‏شان درس‏هاى بسيار مهم اخلاقى داده است از جمله اين درس كه :

چون سه روز برادر ايمانى خود را نيافتيد از اوضاع و احوالش خبر بگيريد و نسبت به او به پى‏جويى برخيزيد ، چنان چه به سفر رفته مخلصانه براى سلامت او و مصون ماندنش از خطر و سود بردنش از سفر و بازگشتنش در كمال سلامت و امنيت دعا كنيد زيرا دعا از زبان ديگرى در حق شخص ديگر دعايى مستجاب و مورد قبول است16 .چنان كه روايت شده است : خداوند به حضرت موسى عليه السلام وحى فرمود : اى موسى ! [ براى خواستن نيازمندى‏هايت ] با آن دهان لب به دعا بگشاى كه گناهى مرتكب نشده باشد ، حضرت موسى مى‏گويد : خدايا ! چنين زبانى چگونه براى من باشد ؟ خدا فرمود : [ تو ، كه به وسيله دهان شخص ديگر مرتكب معصيت نشده‏اى ] ، با دهان ديگران مرا بخوان 17 .

 بهر اين فرمود موسى را خدا  وقت حاجت خواستن اندر دعا
 كى كليم اللّه‏ زمن مى‏جو پناه  با دهانى كه نكردى تو گناه
 گفت موسى من ندارم آن دهان  گفت ما را از دهان غير خوان
 از دهان غير كى كردى گناه  از دهان غير برخوان كى اله
 آن چنان كن كه دهان‏ها مر تو را  در شب و در روزها آرد دعا

و در روايتى به همين سبك و سياق از پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله نقل شده است :

« أُدعُوا اللّه‏َ بِأَلْسِنَةٍ مَا عَقَيْتُمُوهُ بِهَا قَالُوا : يَا رَسولَ اللّه‏ِ وَمَنْ لَنَا بِتِلكَ الألسنة ؟ قَالَ : يَدعُوا بَعضُكُم لِبَعضٍ لاِءنَّكَ مَا عَصَيْتَ بِلِسَانِهِ وَهُوَ مَا عَصى بِلِسانِكَ 18 .

خدا را با زبان‏هايى كه به وسيله آن‏ها او معصيت نكرده‏ايد دعا كنيد ، گفتند : يا رسول اللّه‏ ! از ما كيست كه چنين زبانى داشته باشد ؟ فرمود : برخى از شما برخى ديگر را دعا كند زيرا تو با زبان او گناهى انجام نداده‏اى و او با زبان تو گناهى مرتكب نشده است .

در هر صورت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله براى اين كه حقيقت اتحاد در جان انسان‏ها و مقام والاى انسانيّت را در مهرورزى به يكديگر به عرصه نوظهور برساند ، به امت تعليم مى‏دهد كه براى سلامت و امنيّت و رفاه زندگى ديگران ، مخلصانه و با سوز دل از طريق دعا با منبع فيض بى‏نهايت در ارتباط باشيد و از حضرت او رسيدن هر نوع خيرى را به ديگران درخواست نماييد زيرا دعاى غير در حقّ غير چون دعاى پدر و مادر در حقّ فرزند و دعاى مظلوم بر ضد ظالم و دعاى زائران حرم خدا در حق ديگران و دعاى فرشتگان و پيامبران و امامان نسبت به اهل ايمان و اهل توبه ، مستجاب است .

زيارت مؤمن

و آن حضرت به امت تعليم مى‏دهد كه گاهى به زيارت و ديدار يكديگر برويد كه اين ديدار و زيارت مايه شادمانى و نشاط و عامل رفع دل آزردگى‏ها و منشأ بركات و سبب فيوضات و كارى است كه نزد حضرت حق داراى پاداش و ثواب است .

حضرت امام باقر عليه السلام از پيامبر صلي الله عليه و آله روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمود :

جبرئيل براى من حكايت كرد كه خداى عزّوجلّ فرشته‏اى را به زمين فرستاد و آن فرشته آمد و آغاز رفتن كرد تا گذرش بر درى افتاد كه مردى بر آن در ايستاده و از صاحب‏خانه اجازه ورود مى‏خواست ، آن فرشته به او گفت : چه نيازى به صاحب اين خانه دارى ؟ پاسخ داد : او برادر دينى من است و من به خاطر خدا از او ديدن مى‏كنم . آن فرشته به وى گفت : فقط براى زيارت و ديدن او آمدى ؟ گفت : آرى ، جز براى اين كار نيامده‏ام ، به او گفت : من پيك خدا به سوى توام ، خدايت سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد : بهشت بر تو واجب است ، آنگاه فرشته گفت : خدا مى‏فرمايد : هر مسلمانى از مسلمانى ديدن كند ، او را ديدن ننموده ، مرا ديدن كرده و ثواب او بر عهده من ، بهشت است19 .

در همين زمينه از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است :

« مَن زَارَ أخاهُ فِى جَانِبِ المِصْرِ ابتِغَاءَ وَجهِ اللّه‏ِ فَهُوَ زَوْرُهُ وَحَقٌّ عَلَى اللّه‏ِ أن يُكرِمَ زَوْرَهُ » 20 .

هر كس برادر « دينى‏اش » را كه در يك سوى شهر است به خاطر جلب خشنودى خدا ديدن كند زائر خداست و بر خداست كه زائرش را گرامى دارد .

و نيز از آن حضرت روايت شده است : « مَا زَارَ مُسلِمٌ أخَاهُ المُسلِمَ فِى اللّه‏ِ وَللّه‏ِِ إلاّ نَادَاهُ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ : أيُّهَا الزَّائِرُ طِبتَ وَطَابَتْ لَكَ الجَنَّةُ » 21 .

مسلمان برادر مسلمانش را در راه خشنودى خدا و براى خدا ديدن نكند جز آن كه خداى عزّوجلّ او را ندا دهد : اى زائر ! خوش باشى و بهشت برايت خوش باد .

عيادت بيمار

پيامبر عزيز اسلام صلي الله عليه و آله به امت تعليم مى‏دهد كه محبّت و عشق ايمانى و انسانى خود را از طريق عيادت بيمار تحقق بخشيد كه عيادت بيمار نزد حضرت حق داراى پاداش و ثواب است .

رسول خدا صلي الله عليه و آله در روايتى مى‏فرمايد :

« مَن عَادَ مَرِيضَاً نَادَى مُنادٍ مِنَ السَّماءِ بِاسْمِهِ : يَا فُلانُ ! طِبتَ وَطَابَ مَمْشَاكَ تَبَوَّأتَ مِن الجَنَّةِ مَنزِلاً » 22 . هر كس بيمارى را عيادت كند ندا دهنده‏اى او را از آسمان به نامش ندا مى‏دهد : فلانى خوش باشى و قدم برداشتنت براى عيادت بيمار خوش باد، براى خود در بهشت منزلى فراهم آوردى .

از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده است :

« مَنْ عَادَ مَريضَاً فِى اللّه‏ِ لَمْ يَسأَلِ المَرِيضُ لِلعَائِدِ شيئاً إلاّ استَجَابَ اللّه‏ُ لَهُ » 23 .

كسى كه بيمارى را عيادت كند بيمار چيزى را از خدا براى عيادت كننده درخواست نمى‏كند مگر اين كه خدا درخواست او را اجابت نمايد .

حضرت موسى عليه السلام در مناجاتش با حضرت حق عرضه داشت :

« يَا رَب مَا بَلَغَ مِن عِيَادَةِ المَريضِ مِنَ الأجرِ ؟ فَقَالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَ : أُوَكِّلُ بِهِ مَلَكاً يَعودُهُ فِى قَبرِهِ إلىَ مَحْشَرِهِ » 24 .

پروردگارا ! از پاداش و ثواب آنچه به عيادت كننده بيمار مى‏رسد چيست ؟ خداى عزّوجلّ فرمود : فرشته‏اى را بر او مى‏گمارم كه او را در قبرش تا محشر عيادت كند .

و نيز امام ششم عليه السلام مى‏فرمايد :

« عُودُوا مَرَضَاكُم وَسَلُوهُمُ الدُّعَاءَ فَإنَّهُ يَعدِلُ دُعَاءَ المَلاَئِكَةِ » 25 .

از بيمارانتان عيادت كنيد و از آنان درخواست دعا نماييد زيرا دعاى آنان برابر با دعاى فرشتگان است .

خدمت به هم‏نوع

استادى فقيه و عارف و مرشدى آراسته به معارف داشتم مشهور به حاج شيخ على اكبر برهان كه در سال 1338 شمسى به درخواست خودش ـ پس از اعمال حج و مناسك بيت اللّه‏ ـ از دنيا رفت و من تاكنون كسى به جامعيّت او در علم و عمل و اخلاق و منش و مهر و محبّت كم‏تر ديده‏ام .

او براى تربيت مردم به خصوص جوانان و به ويژه كودكان ، علاقه شگفت و محبتى سرشار و عشقى وافر داشت ، به همين خاطر مسجد بسيار مهمى در يكى از مناطق تهران براى تربيت عموم و دبستان پسرانه و دخترانه براى تربيت و پرورش كودكان و دبيرستانى براى رشد جوانان و دو حوزه علميه در تهران و كنار حرم حضرت عبدالعظيم در شهررى براى تربيت عالم ربّانى بنا كرد كه از اين كانون‏هاى با ارزش ، مردان و زنانى مؤمن و جوانانى با كرامت به وجود آمدند كه هر يك منشأ آثار و بركاتى شدند .

او كه دوستان زيادى در عراق و مشاهد مشرفه و در تهران و برخى از شهرهاى ايران داشت و از كرامت و مهر و محبّت او بهره‏مند بودند ، وى را تكيه‏گاهى براى خود در ناملايمات و گرفتارى‏ها و حوادث و مصائب مى‏شناختند و تا زنده بود براى حلّ مشكلاتشان به مسجد و حوزه و خانه او مراجعه مى‏كردند و وى هم با رويى گشاده و چهره‏اى متبسم آنان را مى‏پذيرفت و خواسته‏هايشان را اجابت مى‏كرد و چون گاهىمراجعه‏كنندگان به او از شهرستان يا مشاهد مشرفه بودند ، ساختمان نسبتاً قابل توجهى در جنب خانه‏اش كه رو به روى مسجدش قرار داشت با وسايل لازم و راه رفت و آمدى مستقل بنا كرده بود كه مراجعه كنندگان شهرستانى يا آنان كه از عراق مى‏آمدند در آنجا سكونت گزينند و از نظر خرج و مخارج مهمان او باشند تا كارشان اصلاح شود و مشكل‏شان حل گردد و پريشانى و نابسامانى‏شان به سامان برسد و با دلى خوش به خانه و كاشانه يا شهر و ديارشان برگردند .

او عقيده داشت اكنون كه من به خاطر آبروى خدادادى مى‏توانم به داد مردم برسم واجب است به داد آنان برسم و چنان كه من مورد مهر و محبّت حضرت حق هستم بايد همگان را از مهر و محبّت خود برخوردار سازم تا محبّت و مهر خدا را بيش از پيش به سوى خود جلب كنم .

پناه پر مهر غريبان و مسافران

ايّامى كه در حوزه با بركت قم مشغول تحصيل بودم و گاهى هم براى تبليغ معارف حقه در مجالس مذهبى سخنرانى مى‏كردم به وسيله يكى از دوستانم جهت تبليغ دين در خانه تاجرى مؤمن و متّقى در شهر قم دعوت شدم .

واسطه دعوت كه از سادات محترم قم بود ، آن تاجر مؤمن متقى صاحب مجلس را اين گونه برايم توصيف كرد :

زمانى كه در شهر قم مسافرخانه به اندازه مسافر نبود و شهر از هر جهت در محدوديت قرار داشت و جمعيت چندانى در آن سكونت نداشت ، اين تاجر در مركز شهر در محلّى كه به پايانه‏هاى مسافربرى و به تعبير آن زمان به گاراژهاى ماشين و خيابانى كه نوعاً ماشين‏هاى مسافرتى و مسافران از آن عبور مى‏كردند نزديك بود ، خانه‏اى وسيع ، داراى اتاق‏هاى متعدد كه بيش از نياز خود و خانواده‏اش بود ، بنا كرد ، شايد اقوام و دوستان در دل خود به او ايراد مى‏گرفتند كه اين خانه وسيع و اتاق‏هاى متعددى كه مورد نياز نيست چرا بنا مى‏شود ؟ ولى او در بنا كردن اين خانه نيّت بسيار پاك و با منفعتى داشت .

وقتى خانه ساخته شد ، از ابتداى زمستان تا انتهاى آن در سرماى بسيار خشك كويرى قم كه طاقت‏فرسا بود ، نزديك نيمه شب از خانه بيرون مى‏آمد و به گشت و گذار مى‏پرداخت ، اگر غريبى را مى‏ديد يا مسافرى را تنها يا همراه زن و فرزندش مشاهده مى‏كرد كه به علت خرابى اتومبيل يا پيدا نكردن مسافرخانه يا به علت ديگر سرگردان مانده ، او را به خانه مى‏آورد و با رويى گشاده ، اتاقى گرم همراه با وسائل پذيرايى از ميوه و خوراك در اختيارش مى‏گذاشت تا آن شب را از خطر سرما در امان بماند و فرداى آن شب به شهر و ديارش بازگردد و براى او ثابت شود كه اهل ايمان و اهل تقوا با عنايت و لطف خدا از مهر و محبتى گسترده نسبت به همگان برخوردارند و از هيچ كمكى نسبت به همنوعان و برادران ايمانى و خانواده‏هاى اسلامى دريغ ندارند .

هزينه كردن مهر و محبّت تا جايى مورد توجه اسلام و پيشوايان با كرامت آن است كه فرمان رسيده نه فقط زنده‏ها بلكه از مردگان خود هم ياد كنيد و براى آنان كار خير انجام دهيد و حداقل هفته‏اى يك بار كنار مزارشان حاضر شويد كه سبب خوشحالى و شادمانى آنان مى‏شود و باعث دعاگويى آنان به شما مى‏گردد زيرا اين مهر ورزى شما و سؤال از حال زندگان و كار خير براى مردگان براى شما نزد خدا داراى پاداش بزرگ و سبب حل مشكلات خواهد بود ان شاء اللّه‏ .

جلوه‏هايى از مهرورزى اولياى الهى

مهرورزى براى همه

در جنوب استان خراسان خدمت عالمى ربّانى و متخلق به اخلاق رسيدم ، در مجلس مفيدى كه با او داشتم اين مطلب بسيار با ارزش كه ناشى از مهر و محبّت وى بود ، از او آموختم كه مى‏گفت :

هر بار به زيارت حضرت رضا عليه السلام مشرف مى‏شوم پس از اذن دخول مى‏گويم : « زيارت مى‏كنم به نيابت از پدر و مادر و اقوام و همه مردگان و همه زندگان و همه فرشتگان و همه اجنه و همه موجودات ! » تا ثواب زيارت به هر كه استحقاق دارد برسد و من هم از اين نمد ، كلاهى نصيبم شود . اين عالم ربانى به اخلاق پيامبر صلي الله عليه و آله تأسى جسته و از آن حضرت تعليم گرفته چرا كه در روايتى آمده است :

روزى پيامبر صلي الله عليه و آله وارد مسجد شدند ، ديدند عربى به نماز ايستاده در قنوت اين دعا را مى‏خواند :

« اللّهُمَّ إغْفِرْ لِى وَلِمُحَمَّدٍ صَلّى اللّه‏ُ عَلَيْهِ وَآلِهِ . . . » خدايا ! من و محمد پيامبرت را بيامرز . . .

حضرت پس از پايان نمازِ عرب به اين مضمون به او فرمود :

چرا اين گونه دعا كردى ؟ كار صحيحى نبود كه به درگاه كريم راهيابى و از او براى دو نفر آمرزش بخواهى ، چون از خدا عنايت و لطفى طلبيدى و چيزى خواستى براى همگان بخواه ، يعنى شعاع مهر و محبّت را به سوى همه بگستران26 .

عشق مالك اشتر

مالك اشتر كه در علم و عمل و معرفت و بينش از چهره‏هاى برجسته اهل ايمان و مورد توجه خاصّ امير مؤمنان عليه السلام بود ، از قلبى پر از عشق و محبّت و مهر به ديگران ، نصيب كامل داشت .

براى اين كه چهره معنوى و شخصيت با ارزش انسانى او روشن شود لازم است به كلام مولاى عاشقان و سرور عارفان ، على عليه السلام پس از شنيدن خبر شهادتش با دقت لازم توجه كرد :

« أَللّهُمَّ أَحْتَسِبْهُ عِنْدَكَ فَإِنَّ مَوْتَهُ مِنْ مَصَائِب الْدَهْرِ ، رَحِمَ الْلّهُ مَالِكاً فَقَدْ وَفى بِعَهْدِهِ ، وَقَضى نَحْبَهُ ، وَلَقَى رَبَّهُ 27 » .

خدايا ! من مصيبت اشتر را نزد تو به شمار مى‏آورم زيرا مرگ او از مصائب و سوگ‏هاى روزگار است ، خدا مالك را مورد رحمت و مهر قرار دهد كه به پيمانش در راه دين و رهبرى وفا نمود و عمرش را به خير و سعادت به پايان برد و به لقاى پروردگارش رسيد . « وَ للّه‏ِِ دَرُّ مَالِكٍ وَمَا مَالِكٌ لَو كَانَ مِن جَبَلٍ لَكَانَ فَنداً ولَو كَانَ مِن حَجَرٍ لَكَان

صَلْداً أمَّا وَاللّه‏ِ لَيَهُدَّنَّ مَوْتُكَ عَالَماً وليُفرِحَنَّ عالَماً عَلى مِثلِ مَالِكٍ فَلتَبْكِ البَوَاكى وهَل مَوجُودٌ كَمالِك 28 » .

خدا به مالك پاداش خير دهد كه اگر كوه بود كوهى بود عظيم و بزرگ ، و اگر سنگ بود سنگى بود سخت ، آگاه باشيد ! به خدا سوگند ! مرگ تو جهانى را ويران و جهانى را شاد مى‏كند ، بايد گريه‏كنندگان بر مردى مانند مالك بگريند ، آيا يار و ياورى چون مالك ديده مى‏شود ؟ آيا مانند مالك كسى هست ؟

او با اين همه عظمت و شخصيت و دلاورى و بزرگوارى و در حالى كه سپهسالار ارتش امير مؤمنان عليه السلام بود ، به پارسايى و قناعت و بردبارى و كرامت و قلبى مالامال از مهر و محبّت آراسته بود .

گفته‏اند : روزى از بازار كوفه مى‏گذشت ، كرباس خامى كه از پارچه‏هاى ارزان قيمت روزگار بود به تن داشت و پاره‏اى از همان را به جاى عمامه بر سر گذاشته بود ، يكى از بازاريان از روى حقير شمردن او و سبك به حساب آوردنش شاخه سبزى خوردنى گل‏آلود را بر او انداخت ، اشتر در كمال بردبارى و بدون اعتنا به حادثه به راه خود ادامه داد ، يكى از حاضران كه اشتر را مى‏شناخت به آن بازارى گفت : واى بر تو ، آيا دانستى به چه شخصى اهانت كردى ؟ ! گفت : نه ، گفت : او مالك اشتر دوست و يار امير مؤمنان بود ، آن مرد بازارى از عمل زشت خود به لرزه افتاد و به دنبال اشتر روان شد تا عذرخواهى كند ، مشاهده كرد كه اشتر در مسجد به نماز ايستاده ، هنگامى كه از نماز فارغ شد ، آن مرد


1 ـ البرهان : 10/362 .

2 ـ تحف العقول : 501 ؛ بحار الأنوار : 1/147 ، باب 4 .

3 ـ اعراف (7) : 170 .

4 ـ انفال (8) : 1 .

5 ـ كنز العمال : روايت 5480 ؛ ميزان الحكمة : 7/3086 ، الصّلح ، حديث 10517 .

6 ـ غرر الحكم 482 ، حديث 11128 ؛ ميزان الحكمة : 7/3086 ، الصّلح ، حديث 10522 .

7 ـ الكافى : 2/209 ، باب الاصلاح بين الناس ، حديث 3 ؛ وسائل الشيعة : 18/440 ، باب 1 ، حديث 24002 ؛ بحار الأنوار : 73/44 ، باب 101 ، حديث 8 .

8 ـ ثواب الاعمال : 148 ؛ عوالى اللآلى : 2/115 ، حديث 315 ؛ وسائل الشيعة : 18/440 ، باب 1 ، حديث 24005 .

9 ـ تحف العقول : 392 ؛ بحار الأنوار : 1/147 ، باب 4 .

10 ـ توبه (9) : 7 .

11 ـ عوالى اللآلى : 4/7 ، حديث 7 .

12 ـ تحف العقول : 392 ؛ بحار الأنوار : 1/147 ، باب 4 .

13 ـ ارشاد القلوب : 1/118 ، باب 34 .

14 ـ من لا يحضره الفقيه : 4/404 ، ومن الفاظ رسول اللّه‏ صلي الله عليه و آله . . ، حديث 5873 ؛ بحار الأنوار : 75/116 ، باب 20 ، حديث 1 .

15 ـ مكارم الأخلاق : 19 ؛ بحار الأنوار : 16/233 ، فى الرفق بأمته .

16 ـ بحار الأنوار : 90/359 ، حديث 17 .

17 ـ « وَ رُوِىَ أَنَّ اللّه‏َ سُبْحَانَهُ أَوْحَى إِلَى مُوسَى عليه السلام يَا مُوسَى ادْعُنِى عَلَى لِسَانٍ لَمْ تَعْصِنِى بِهِ فَقَالَ : أَنَّى لِى بِذَلِكَ فَقَالَ : ادْعُنِى عَلَى لِسَانِ غَيْرِكَ » . بحار الأنوار ، 90/342 .

18 ـ تفسير فخر رازى : 1/136 .

19 ـ « عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلي الله عليه و آله : حَدَّثَنِى جَبْرَئِيلُ عليه السلام أَنَّ اللّه‏َ عَزَّ وَ جَلَّ أَهْبَطَ إِلَى الاْءَرْضِ مَلَكاً فَأَقْبَلَ ذَلِكَ الْمَلَكُ يَمْشِى حَتَّى وَقَعَ إِلَى بَابٍ عَلَيْهِ رَجُلٌ يَسْتَأْذِنُ عَلَى رَبِّ الدَّارِ فَقَالَ : لَهُ الْمَلَكُ مَا حَاجَتُكَ إِلَى رَبِّ هَذِهِ الدَّارِ قَالَ : أَخٌ لِى مُسْلِمٌ زُرْتُهُ فِى اللّه‏ِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ لَهُ الْمَلَكُ : مَا جَاءَ بِكَ إِلاّ ذَاكَ فَقَالَ : مَا جَاءَ بِى إِلاّ ذَاكَ فَقَالَ : إِنِّى رَسُولُ اللّه‏ِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يُقْرِئُكَ السَّلاَمَ وَ يَقُولُ وَجَبَتْ لَكَ الْجَنَّةُ وَ قَالَ : الْمَلَكُ إِنَّ اللّه‏َ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَيُّمَا مُسْلِمٍ زَارَ مُسْلِماً فَلَيْسَ إِيَّاهُ زَارَ إِيَّاى زَارَ وَ ثَوَابُهُ عَلَى الْجَنَّةُ » . الكافى : 2/176 ، باب زيارة الإخوان ، حديث 3 ؛ المؤمن : 59 ، باب 6 ، حديث 150 ؛ وسائل الشيعة : 14/583 ، باب 97 ، حديث 19864 ؛ بحار الأنوار : 56/188 ، باب 23 ، حديث 39 .

20 ـ الكافى : 2/176 ، باب زيارة الإخوان ، حديث 5 ؛ بحار الأنوار : 71/345 ، باب 21 ، حديث 5 .

21 ـ الكافى : 2/177 ، باب زيارة الأخوان ، حديث 10 ؛ وسائل الشيعة : 14/581 ، باب 97 ، حديث 19860 ؛ بحار الأنوار : 71/384 ، باب 21 ، حديث 10 .

22 ـ قرب الإسناد : 8 ؛ مكارم الأخلاق : 361 ؛ بحار الأنوار : 78/214 ، باب 4 ، حديث 1 .

23 ـ ثواب الأعمال : 194 ؛ وسائل الشيعة : 2/420 ، باب 12 ، حديث 2526 ؛ بحار الأنوار : 78/217 ، باب 4 ، حديث 10 .

24 ـ الكافى : 3/121 ، باب ثواب عيادة المريض ، حديث 9 ؛ وسائل الشيعة : 2/416 ، باب 10 ، حديث 2515 ؛ بحار الأنوار : 78/217 ، باب 4 ، حديث 11 ( با كمى اختلاف ) .

25 ـ وسائل الشيعة : 2/421 باب 12 ، حديث 2528 ؛ بحار الأنوار : 78/219 ، باب 4 ، حديث 15 .

26 ـ أدب المفرد : 127 ، حديث 626 ؛ مسند أحمد بن حنبل : 2/221 .

27 ـ الأمالى، شيخ مفيد : 83 ، المجلس التاسع ، حديث 4 ؛ الغارات : 1/169 ؛ بحار الأنوار : 33/554 ، باب 30 ، حديث 721 ؛ مستدرك الوسائل : 2/403 ، باب 61 ، حديث 2308 .

28 ـ الغارات : 1/169 ؛ بحار الأنوار : 33/556 ، باب 30 .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز