فارسی
يكشنبه 26 خرداد 1398 - الاحد 12 شوال 1440

تقوا مهم ترين عامل تزكيه نفس

انسان وقتى با مكتب وحى آشنا شد و تنها راه رسيدن به مقصود را راه انبيا دانست و به درك اين حقيقت دست يافت كه تنها نسخه شفابخش ، قرآن و توضيح و تفسير آن از زبان امامان و بيداران راه است ، در مرحله اوّل بايد به يادگيرى دستورات حق برخيزد ، و در مرحله بعد با كمك گيرى از اراده به اجراى دستورات الهى اقدام نمايد ، و در اين راه قاطعانه از سستى ،كسالت ،تنبلى و فرار از مسئوليّت بپرهيزد .

اجراى فرامين خداوند ،مبارزه با خواهش هاى نفس امّاره ،خوددارى از آلودگى و به عبارت ديگر عبادت و اجتناب از معصيت ، به تدريج روح تقوا را در انسان پديد آورده و در مسير حركت به سوى الله اين روح تقويت مى شود ; تا جايى كه انسان به تمام حسنات آراسته و از همه آلودگى ها در امان خواهد ماند و از هر گناهى كه داراى دو كيفر دنيايى و آخرتى است حفظ خواهد شد .

نفس در كلام امير عارفان

از امير مؤمنان (عليه السلام) براى نجات نفس از آلودگى ها ، مسائل مهمى نقل شده است كه به گوشه اى از آن توجه كنيد :

نَفْسُكَ اَقْرَبُ اَعدائِكَ اِلَيْكَ(1) .

« نزديك ترين دشمنانت نفس توست » .

نفسى كه آراسته به تربيت الهى نباشد ، البته نزديك ترين دشمن است .

نَزِّهْ نَفْسَكَ عَنْ كُلّ دَنِيَّة ، وَاِنْ ساقَتْكَ اِلَى الْرغائِبِ(2) .

« نفست را از هر پستى پاك ساز ، اگر چه تو را بسوى اميال ( باطل ) سوق دهد » .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غرر الحكم : 234 ، حديث 4684 .

2 ـ غرر الحكم : 240 ، حديث 4860 .

نَزِّهُوْا اَنْفُسَكُمْ عَنْ دَنَسِ اللَّذّاتِ وَتَبَعاتِ الشَّهَواتِ(1) .

« نفوس خود را از لذت هاى به دور از مرزهاى الهى و گرفتارى هاى شهوات پاك كنيد » .

نَفْسُكَ عَدّوٌّ مُحارِبٌ وَضدٌّ مُوائِبٌ اِنْ غَفَلْتَ عَنْها قَتَلْتَكَ(2) .

« نفست دشمنى است جنگجو ، و خصمى است حمله كننده ، از وى غافل مشو كه هلاكت مى كند » .

نَزِّهْ عَنْ كُلَّ دَنيَّة نَفْسَكَ وَاَبْذِلْ فى الْمَكارِمِ جُهْدَكَ تَخْلُصُ مِنَ الْمَآثِمِ وَتَحْرُزُ الْمَكارِمِ(3) .

« نفس را از هر زشتى پاك كن ، كوششت را در به دست آوردن مكارم به كار انداز ، تا از نتيجه بدى ها برهى ، و خوبى ها را در آغوش گيرى » .

عَوِّدْ نَفْسَكَ فِعْلَ الْمَكارِمِ وَتَحَمُّلِ اعباءِ الْمَغارِمِ تَشْرَفُ نَفْسُكَ وَتَعْمُرُ آخِرَتُكَ وَيَكْثُرُ حامِدُوْكَ(4) .

« نفس را به انجام مكارم و تحمّل بار گران عادت ده ، تا شرف نفس پيدا كرده ، آخرتت آباد ، و ستايش كنندگانت زياد شوند » .

چند روايت ديگر

1 ـ هشام بن حكم مى گويد : امام صادق (عليه السلام) فرمود :

« روز قيامت دسته اى از مردم برخيزند و پشت در بهشت آيند و آن را بكوبند ، مى پرسند شما كيستيد ؟ مى گويند : اهل صبر و استقامت هستيم ، گويند : بر چه صبر كرديد ؟ پاسخ مى دهند بر اطاعت خدا و دورى از معصيت ; پس خداوند مى فرمايد : راست مى گويند آنان را به بهشت بريد » .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غرر الحكم : 240 ، حديث 4861 .

2 ـ غرر الحكم : 234 ، حديث 4685 .

3 ـ غرر الحكم : 240 ، حديث 4862 .

4 ـ غرر الحكم : 231 ، حديث 4618 .

اين ايت معناى قول خداى عزوجل كه مى فرمايد :

« مزد صابران ، بى حساب پرداخت شود »(1) .

2 ـ عمرو بن سعيد بن هلال ثقفى مى گويد : به حضرت صادق گفتم : من چند سال يك بار شما را مى بينم چيزى به من بگوييد كه به آن كار كنم . فرمود :

« سفارش مى كنم تو را به تقواى خدا ،پاك دامنى ،كوشش و بدان كه كوشش بدون ورع سودى ندارد »(2) .

3 ـ در روايتى ديگر از قول امام صادق (عليه السلام) آمده است كه فرمود :

لا يَنْفَعُ اِجْتَهادٌ لا وَرَعَ فيْهِ(3) .

« كوشش بىورع بى سود است » .

4 ـ و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :

اِنَّ اَشَدَّ الْعِبادَةِ اَلْوَرَعُ(4) .

« سخت ترين عبادات پاكدامنى است » .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ( إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَاب ) ] زمر (39) : 10 [ . كافى : 2/75 ، باب الطاعة والتقوى ، حديث 4 ; وسائل الشيعه : 15/236 ، باب 19 ، حديث 20368 .

2 ـ كافى: 2 / 76، باب الورع، حديث 1; وسائل الشيعه: 16 / 14 ، باب 62، حديث 20836 .

3 ـ كافى : 2/76 ، باب الورع ، حديث 3 ; وسائل الشيعه : 15/243 ، باب 19 ، حديث 20392 .

4 ـ كافى: 2 / 76، باب الورع، حديث 3; وسائل الشيعه: 15 / 343، باب 21، حديث 20392.

5 ـ و هم چنين حضرت صادق (عليه السلام) به ابن اُسامه فرمود : بر تو باد به رعايت تقواى الهى ، و به پارسايى و كوشش در راه حق ، و راستگويى و امانت پردازى ، خوش اخلاقى و خوش همسايگى . با عمل خود مردم را به اسلام دعوت كنيد
نه با زبانِ تنها ، و زيور مذهب باشيد نه ننگ آن ، بر شما باد به طولانى كردن
ركوع و سجود ; زيرا در طولانى كردن ركوع و سجود شما ، شيطان فرياد مى زند : واى بر من ! آدمى فرمان برد و من نافرمانى كردم ، او سجده كرد و من سرباز زدم(1) .

خودفراموشى ، خدافراموشى

عدم شناخت و خود فراموشى از بلاهاى بزرگ وريشه هاى بسيارى از بدبختى ها و مفاسد است . قرآن مجيد ، جهل به خويش و خودفراموشى را از بلاهاى بزرگ مى داند كه به عنوان عذاب خدا در دنيا نصيب بدكاران مى گردد ، آنجا كه مى فرمايد :

( وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ )(2) .

« و مانند كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند ، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشى كرد ; اينان همان فاسقان اند » .

گرچه خود فراموشان به بسيارى از امور آگاهاند ; ولى نسبت به خودآگاهى ندارند . خودفراموشان بسيارى از مردم را مريض مى بينند ; اما امراض روحى ، قلبى و فكرى خود را درك نمى كنند ، آنان كه جاهل به خويشند ، عده اى از مردم را داراى عيب مى بينند ; ولى از عيوبى كه سر تا پاى خود آنان را گرفته غافلند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2/77 ، باب الورع ، حديث 9 ; بحار الانوار : 67/299 ، باب 57 ، حديث 9 .

2 ـ حشر (59) : 19 .

بسيارى از امور را حلال يا حرام مى دانند ; ولى غافلند كه رحمت خدا بر خودشان حرام است و عذاب حق بر آنان امرى واجب و ضرورى است .

آنان كه از خود آگاه نيستند بر بسيارى از برنامه ها ، جايز است و جايز نيست مى گويند ; ولى خود را در معرض مسائلى كه از طرف خداى متعال حكم جايز است دارد قرار نداده و از افتادن در برنامه هايى كه از طرف حق جايز نيست نگاه نمى دارند .

آثار شوم خودفراموشى

كسى كه خود را نشناخته و يا خود را فراموش كرده باشد ; حتى اگر معدن همه عيوب شود كه هر يك از اين عيوب در خانواده و جامعه مشكلاتى را به بار آورد ، حس نمى كند . كسى كه آگاه به مقام خود نيست ، كسى كه دچار عذاب خودفراموشى است ، كسى كه گرفتار مرض غفلت از خويش است چگونه عيب مرضى را كه عارض اوست حس كند ، و درد آن را بفهمد ؟

خودفراموشى علت بسيارى از رذايل اخلاقى و مفاسد عملى است كه در صورت گسترده شدن رذايل و مفاسد ، رابطه انسان با خدا قطع شده و دچار هلاكت ابدى مى گردد . گرفتاران بند غفلت ، از حقايق دورند و ابواب رحمت حق به روى آنان بسته است ، اين بيچاره ها در همه چيز غور مى كنند ; ولى به فكر خود نيستند، و در مقام علاج هر دردى هستند ; ولى به علاج دردهاى خويش برنمى خيزند .

امير مؤمنان (عليه السلام) در روايتى مى فرمايد :

عَجِبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُ ضالَّتَهُ وَقَدْ اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا يَطْلُبُها(1) .

« در شگفتم از كسى كه گمشده خود را مى جويد ; امّا خويشتن را گم كرده و آن را نمى جويد » .

همچنين از آن حضرت نقل شده است كه فرمود :

مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ تَحَيَّرَ فِى الظُّلُماتِ وَارْتَبَكَ فِى الهَلَكات(1) .

« هر كه خود را به غير خود مشغول كند در تاريكى ها سرگردان شود و در ورطه هلاكت ها فرو رود » .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غرر الحكم : 233 ، حديث 4658 .

1 ـ غرر الحكم : 234 ، حديث 4708 ; و شرح نهج البلاغه : 9/209 .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز