فارسی
يكشنبه 26 خرداد 1398 - الاحد 12 شوال 1440

بخش سوم

راه ظهور سلامت جسم و جان


صفحه 67


عروق بدن

گردش خون در بدن يعنى رفتن خون از قلب به دورترين بخش هاى بدن و بازگشت آن به قلب كه در كم تر از يك دقيقه انجام مى گيرد .

خون در گردش خود در سراسر بدن دو معبر اصلى دارد ، وقتى بطن راست منقبض مى شود خون با فشار به دو سرخ رگ ششى مى ريزد ، در شُش ها گلبول هاى سرخ خون اكسيژن هوا را مى گيرند و انيدريد كربنيك را كه در خود دارند پس مى دهند .

از شُش ها ، خون از راه دو سياه رگ به قلب باز مى گردد ، خون وارد دهليز چپ مى شود و از دريچه اى به بطن چپ مى ريزد ، وقتى بطن چپ منقبض مى شود خون وارد سرخ رگ بزرگ ديگرى مى شود ، اين سرخ رگ به دو سرخ رگ كوچك تر و پس از آن به سرخ رگ هاى كوچك ديگرى تقسيم مى شود و اين تقسيم ادامه مى يابد و سرخ رگ هاى بسيار كوچك كه موى رگ نام دارند وارد بافت ها مى شوند .

از طريق اين موى رگ ها ، خون اكسيژن و مواد غذايى را به ياخته هاى بدن مى رساند و انيدريك كربنيك و مواد زايد ديگر را مى گيرد .

در اينجا سرخ رگ هاى مويين با سياه رگ هاى مويين مى پيوندند و اين سياه رگ ها هرچه به قلب نزديك تر مى شوند بزرگ تر مى گردند و به اين ترتيب خونى كه در سياه رگ ها جريان دارد سرانجام به سياه رگ بزرگى مى ريزد كه وارد


صفحه 68


دهليز راست مى شود ، از دهليز راست و از راه دريچه ى قلب وارد بطن راست مى شود و به اين ترتيب گردش كامل خون در بدن انجام مى گيرد(1) .

عروق معنوى

پيامبر بزرگ اسلام روزه را به منزله ى رگ هاى دين قلمداد كرده است كه با انجام صحيح آن و رعايت شرايط معنوى اش سلامت به همه ى بدن ، و تقوا كه نتيجه و ميوه ى روزه است به همه ى اعضا و جوارح و قلب و نفس و روح و روان مى رسد .

همان طور كه رگ ها براى رسيدن خون به همه ى بدن بايد باز باشند تا بدن بتواند به حيات خود ادامه دهد ، و اگر انسان از ورزش و رعايت غذا و آشاميدنى غفلت ورزد رگ ها مى گيرد و نهايتاً انسان با سكته ى شديد مغزى يا قلبى مى ميرد ، به همان صورت بايد روزه ى ماه رمضان و بلكه پاره اى از روزه هاى مستحبى تا پايان عمر طبيعى در زندگى معنوى انسان جريان داشته باشد تا سلامت بدن و سلامت قلب و نفس حفظ شود .

انسانى كه به خاطر تكبّر و غرورش از روزه فرارى است و به اين تكليف پرفايده ى معنوى عمل نمى كند ، در حقيقت در حالِ بستن رگ هايى است كه فيوضات الهى را به سراسر وجودش مى رسانند و با دست خود زمينه ى هلاكت و سقوط خود را فراهم مى آورد .

سى روز روزه ى ماه مبارك رمضان رگ هايى است كه يك سرش به منبع فيوضات و سر ديگرش به انسان وصل است ، و انسان از اين طريق مى تواند كمالات معنوى و تقواى الهى و سلامت بدن خود را تأمين نمايد .

اگر مكلّف از روزه روى بگرداند و اين تكليف باارزش را انجام ندهد ، خون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بدن انسان : 46 .


صفحه 69


حيات بخش رحمت و كرامت و رضايت و شرافت و تقوا و سلامت به انسان نخواهد رسيد ، و در نتيجه آدمى به مرگ معنوى دچار مى شود و از دايره ى انسانيت خارج و به مدار حيوانيت و بلكه بدتر از حيوانيت وارد مى گردد .

فايده ى روزه

بيان همه ى فوايد روزه كه ناشى از تواضع انسان نسبت به حضرت حق است كتابى مستقل مى طلبد ، به ناچار در اين نوشتار مختصر به پاره اى از فوايد آن اشاره مى شود :

سلامت بدن

پرخورى ، از جمله عللى است كه سلامت خون و سلامت قلب و سلامت معده و نهايتاً سلامت همه ى بدن را به خطر مى اندازد . به همين خاطر در فرمان هاى دينى و در دانش پزشكى به شدت از آن نهى شده است .

پرخورى ، مى تواند عامل بيمارى قند ، چاقى ، كلسترول ، ترى گليسريد ، و ضعف مزاج و . . . شود .

پرخورى ، باعث مى شود كه به دستگاه گوارش فشار مضاعف وارد گردد و در نتيجه از عمر مفيد كار آن بكاهد .

پرخورى ، رسوبات بسيارى را در معده و روده و بويژه در رگ ها به جاى مى گذارد كه آن رسوبات زمينه ساز بسيارى از امراض و بيمارى هاست .

كم خورى ، عمر را افزايش مى دهد و سلامت بدن را تأمين مى نمايد و نشاط اعضا و جوارح را حفظ مى نمايد .

كم خورى ، كارى حكيمانه ، و عملى بسيار مفيد و عامل سلامت معده و روده و قلب و مغز است .


صفحه 70


پرخورى در روايات

در رابطه با پرخورى و كم خورى روايات بسيار مهمى از اهل بيت (عليهم السلام) در كتاب هاى حديث ثبت شده كه به برخى از آنها اشاره مى شود :

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

اِيَّاكُم وَالبِطْنَةَ ; فَإنَّهَا مَفْسَدَةٌ لِلبَدَنِ ، وَمَوْرثَةٌ لِلسَّقَمِ ، وَمَكسَلَةٌ عَنِ العِبَادَةِ(1) .

از پرخورى و شكم خوارگى بپرهيزيد ; زيرا پرخورى فاسد كننده ى بدن ، و عامل بيمارى ، و كسل كننده از عبادت است .

و نيز آن حضرت فرمود :

لَيْسَ شَىْءٌ أَبْغَضَ إلَى اللهِ مِن بَطْن مَلاَنٌ(2) .

چيزى نزد خدا از شكم پر و انباشته مبغوض تر نيست .

و نيز فرمود :

اِيَّاكُم وَفُضُولَ المَطْعَمِ ; فَاِنَّهُ يَسُمُّ القَلْبَ بِالفَضْلَةِ ، وَيُبطِى الجوارِحَ عَن الطَّاعَةِ ، وَيصُمّ الهِمَمَ عَن سَماعِ المَوعِظَةِ(3) .

از زيادى طعام بپرهيزيد ; زيرا قلب با زيادى طعام مسموم مى شود ، و طعام اضافه جوارح را از طاعت كند مى كند ، و انديشه ها را از شنيدن موعظه كر مى نمايد .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ الدعوات : 74 ، حديث 172 ; مستدرك الوسائل : 16 / 210 ، باب 1 ، حديث 19621 .

2 ـ عيون اخبار الرضا : 2 / 36 ، باب 31 ، حديث 89 ; ميزان الحكمه : 1 / 158 ، الأكل ، حديث 598 .

3 ـ بحار الانوار : 69 / 199 ، باب 105 ، حديث 29 .


صفحه 71


كَثْرَةُ الاَْكْلِ وَالنَّوْمِ يُفْسِدَانِ النَّفْسَ وَيَجْلِبانِ المَضَرَّةَ(1) .

پرخورى و پرخوابى وجود آدمى را فاسد و عامل جلب آسيب و خسارت است .

كم خورى در روايات

از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) روايت شده است كه :

مَن قَلَّ طَعامُهُ قَلَّت آلاَمُهُ(2) .

كسى كه غذايش اندك است ، بيمارى هايش كم است .

مَن كَثُرَ تَسبِيحُهُ وَتَمجِيدُهُ وَقَلَّ طَعامُهُ وَشَرابُهُ وَمَنامُهُ ، اشْتَاقَتْهُ المَلاَئِكةُ(3) .

كسى كه تسبيح و تمجيدش به حق زياد است و خوراكى و آشاميدنى و خوابش كم است ، فرشتگان مشتاق اويند .

اِذَا اَرادَ اللهُ سُبحانَهُ صَلاحَ عَبدِهِ ، ألهَمَه قِلَّةَ الكَلامِ وَقِلَّةَ الطَّعامِ وَقِلَّةَ المَنامِ(4) .

هرگاه خداى سبحان صلاح و مصلحت بنده اش را بخواهد ، كم گويى و كم خورى و كم خوابى را به او الهام مى كند .

حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) فرمود :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غرر الحكم : 360 ، الفصل الرابع ، حديث 8164 ; مستدرك الوسائل : 5 / 119 ، باب 34 ، حديث 5478 ; ميزان الحكمه : 1 / 156 ، الأكل ، حديث 584 .

2 ـ غرر الحكم : 320 ، الفصل السابع فى الجوع ، حديث 7401 ; ميزان الحكمه : 1 / 156 ، الأكل ، حديث 576 .

3 ـ مجموعه ى ورّام : 2 / 115 ، الجزء الثانى ; ميزان الحكمه : 1 / 156 ، الأكل ، حديث 581 .

4 ـ غرر الحكم : 211 ، قلة الكلام وآثارها ، حديث 4084 ; مستدرك الوسائل : 16 / 213 ، باب 1 ، حديث 19634 ; ميزان الحكمه : 1 / 156 ، الأكل ، حديث 582 .


صفحه 72


لَوْ أنَّ النَّاسَ قَصَدُوا فِى الطُّعْمِ ، لاَعْتَدَلَتْ اَبدانُهُم(1) .

اگر مردم در خوردن ميانه روى كنند ، بدن هايشان به اعتدال مى گرايد .

انسان اگر روزه ى ماه رمضان را با رعايت شرايطش انجام دهد ، اگر پرخور باشد پس از يك ماه از پرخورى باز مى ماند و به كم خورى عادت مى كند و همان يك ماه باعث مى شود كه وضع خون اگر نامناسب باشد به تناسب آيد و قند خون به ميزان بهترى تنظيم گردد و چربى خون از ميان برود و رسوبات ميان رگ ها و معده تا اندازه اى كاهش يابد و در نتيجه سلامت لازم به بدن باز گردد و صحت و امنيت جسم تأمين شود ، به اين خاطر پيامبر اسلام در روايت بسيار مهمى فرمود :

صوُمُوا تَصِحُّوا(2) .

روزه بگيريد تا سلامت و صحت خود را باز يابيد .

امروزه بسيارى از طبيبان براى علاج بيماران خود فرمان امساك از پرخورى و پيشه كردن كم خورى و پرهيز از غذاهاى چرب و متنوع و امتناع از خوردن چند نوع غذا را در يك وعده مى دهند .

روزه ى تن و روح

از آنجا كه قرآن مجيد نتيجه و محصول روزه را تقوا ، يعنى : مصونيت سازى براى سلامت عمل از محرمات ، و سلامت اخلاق از رذايل مى داند و در آيه ى حكم روزه مى فرمايد :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ وسائل الشيعه : 24 / 241 ، باب 1 ، حديث 30437 ; ميزان الحكمه : 1 / 158 ، الأكل ، حديث 602 .

2 ـ دعوات راوندى : 76 ، حديث 179 ; بحار الانوار : 93 / 255 ، باب 30 ، حديث 33 .


صفحه 73


( كُتِبَ عَليْكُمُ الصِّيامَ كمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُم تَتَّقُون )(1) .

روزه بر شما واجب شد چنان كه بر گذشتگان از شما واجب شده بود تا به تقوا آراسته شويد .

بايد اين روزه فقط امساك از خوردن و آشاميدن و سر به زير آب فرو بردن و باقى بر جنابت ماندن و سفر كردن نباشد ، بلكه چنان كه در معارف الهيه آمده است عبادتى است همراه با شرايط ديگر ، كه آن شرايط ، شرايطى معنوى و سازنده و تربيت كننده ى انسان است .

پيامبر اسلام درباره ى روزه ى عادى و غير سازنده و روزه اى كه قدرت تربيت انسان را ندارد مى فرمايد :

رُبَّ صَائم حَظُّهُ مِن صِيامِهِ الجُوعُ وَالعَطَشُ ، وَرُبَّ قائم حَظُّهُ مِن قِيامِهِ السَّهَرُ(2) .

چه بسا روزه دارى كه بهره اش از روزه فقط گرسنگى و تشنگى است ، و چه بسا قيام كننده براى عبادت شبانه كه بهره اش از آن فقط بيدارى است !!

ولى درباره ى روزه ى حقيقى و روزه ى سازنده و تربيت كننده از اهل بيت (عليهم السلام)روايت شده كه پيامبر به جابر بن عبدالله فرمود :

اى جابر ! اين ماه رمضان است ، كسى كه روزش را روزه بدارد و بخشى از شبش را به عبادت برخيزد و شكم و شهوت و زبانش را از حرام حفظ كند ، از گناهانش مانند بيرون رفتن از ماه رمضان بيرون مى رود . جابر گفت : اى پيامبر خدا ! چه نيكوست آنچه گفتى . فرمود : اى جابر ! چه سخت است اين

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 183 .

2 ـ امالى طوسى : 166 ، المجلس السادس ، حديث 277 ; وسائل الشيعه : 1 / 72 ، باب 12 ، حديث 162 .


صفحه 74


شرايط ؟!(1)

از حضرت صديقه ى كبرى فاطمه ى زهرا (عليها السلام) روايت شده است :

مَا يَصنَعُ الصائمُ بِصِيامِهِ إذَا لَم يَصُنْ لِسانُهُ وَسَمْعُهُ وَبَصَرَهُ وَجَوَارِحَهُ ؟ (2)

روزه دار با روزه اش هنگامى كه زبان و گوش و چشم و اعضاى ديگرش را از گناه حفظ ننموده چه مى كند ؟

پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) از حضرت حق روايت كرده است كه خدا مى فرمايد :

مَن لَم تَصُمْ جَوارِحُهُ عَنْ مَحَارِمِى فَلاَ حَاجَةَ لِى فِى أن يَدَعَ طَعامَهُ وَشَرابَهُ مِن أجلِى(3) .

كسى كه اعضا و جوارحش از محرماتِ من روزه نيست ، مرا چه نيازى است كه خوردن و آشاميدن را براى خاطر من ترك كند ؟

حضرت على (عليه السلام) در رواياتى مى فرمايد :

صِيامُ القَلبِ عَنِ الفِكرِ فِى الآثامِ ، أفضلُ مِن صِيامِ البَطنِ عَن الطَّعامِ(4) .

روزه ى دل از انديشه در گناهان ، برتر از روزه ى شكم از خوراكى هاست .

صَوْمُ النَّفْسِ عَن لَذَّاتِ الدّنيَا أَنْفَعُ الصِّيامِ(5) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ عن جابر ، عن أبى جعفر (عليه السلام) قال : قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) لجابر بن عبد الله : يا جابر ! هذا شهر رمضان من صام نهاره وقام وردا من ليله وعف بطنه وفرجه وكف لسانه خرج من ذنوبه كخروجه من الشهر ، فقال جابر : يا رسول الله ! ما أحسن هذا الحديث ، فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) يا جابر وما أشد هذه الشروط .

كافى : 4 / 87 ، باب ادب الصائم ، حديث 2 ; مصباح المتهجد : 627 .

2 ـ دعائم الاسلام : 1 / 268 ، ذكر وجوب صوم شهر رمضان ; بحار الانوار : 93 / 295 ، باب 36 ، حديث 25 ; ميزان الحكمه : 7 / 3214 ، الصوم ، حديث 10953 .

3 ـ ميزان الحكمه : 7 / 3214 ، الصوم ، حديث 10957 .

4 ـ غرر الحكم : 176 ، الفصل الثانى فى الصوم ، حديث 3365 ; ميزان الحكمه : 7 / 3212 ، الصوم ، حديث 10948 .

5 ـ غرر الحكم: 176، الفصل الثانى فى الصوم، حديث 3364; ميزان الحكمه : 7 / 3212، الصوم، حديث 10950.


صفحه 75


روزه ى نفس از لذت هاى دنيا ، سودمندترين روزه است .

صَومُ الجَسَدِ ، الإمساكُ عَنِ الأغذِيَةِ بِإرادَة وَاختيار خَوفاً مِن العِقابِ وَرَغْبَةً فِى الثَّوابِ وَالأجرِ .

روزه ى بدن خوددارى از غذاها به اراده و اختيار است ، براى ترس از عذاب و ميل به پاداش .

صَومُ النَّفسِ ، إمساكُ الحَواسِّ الخَمسِ عَن سَائِرِ المَآثِمِ وَخُلُوُّ القَلْبِ عَن جَميعِ اسبابِ الشَّرِّ(1) .

روزه ى نفس خوددارى حواس پنج گانه از ديگر گناهان و خالى بودن دل از همه ى سبب هاى شرور است .

روزه سپر آتش

در حديث معراج است كه :

پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) از حضرت حق پرسيد : ميراث روزه چيست ؟ فرمود : ميراث روزه حكمت و ميراث حكمت معرفت ، و ميراث معرفت يقين است . زمانى كه عبد يقين كند باكى ندارد كه چگونه صبح كند ، به سختى و مشقت يا به آسانى و راحت ؟(2)

چنين روزه اى به گفته ى پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) سپرى در برابر آتش دوزخ است :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غرر الحكم : 176 ، الفصل الثانى فى الصوم ، حديث 3359 و 3362 ; ميزان الحكمه : 7 / 3212 ، الصوم ، حديث 10951 .

2 ـ قال : يا رب ! وما ميراث الصوم ؟ قال الصوم يورث الحكمة ، والحكمة تورث المعرفة ، والمعرفة تورث اليقين ، فإذا استيقن العبد لا يبالي كيف أصبح بعسر أم بيسر .

ارشاد القلوب : 1 / 203 ، الباب الرابع و الخمسون ; بحار الانوار : 74 / 27 ، باب 2 ، حديث 6 .


صفحه 76


الصوم جنّة من النار(1) .

روزه سپر آتش جهنم است .

چنين روزه دارى بويژه هنگام افطار دعايش به پيشگاه حق مورد پذيرش و قابل اجابت است .

استجابت دعاى چهار گروه

چنان كه حضرت صادق (عليه السلام) از پدرانش از اميرالمؤمنين(عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند :

اَربَعةٌ لاَ تُرَدُّ لَهُم دَعوةٌ وَتُفَتَّحُ لَهَا أَبوابُ السَّماءِ وَتَصِيرُ إلى العَرشِ : دُعاءُ الوَالِدِ لِوَلَدِهِ ، وَالمَظلومِ عَلى مَن ظَلَمَهُ ، وَالمُعتَمرِ حَتّى يَرجِعَ ، وَالصّائِمِ حَتّى يُفْطِرَ(2) .

چهار نفر دعايشان رد نمى شود ، و درهاى آسمان به روى دعايشان باز است و دعايشان تا عرش انتقال مى يابد :

دعاى پدر براى فرزندش ، دعاى ستمديده بر ضد ستمكارش ، دعاى عمره دار تا به وطنش باز گردد ، دعاى روزه دار تا افطار كند .

1 ـ دعاى پدر به فرزند

داستانى عجيب از دعاى پدر به فرزند

اميرالمؤمنين با حضرت مجتبى (عليهما السلام) در مسجد الحرام نشسته بودند كه ناگاه زمزمه اى سوزنده و مناجاتى جگرسوز شنيدند كه مى گفت :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 4 / 62 ، باب ما جاء فى فضل الصوم ، حديث 1 .

2 ـ امالى صدوق : 265 ، المجلس الخامس والاربعون ، حديث 4 ; مستدرك الوسائل : 5 / 248 ، باب 42 ، حديث 5798 .


صفحه 77


اى خدايى كه كليد حل همه ى مشكلات به دست قدرت تو است !

اى خدايى كه رنج ها را برطرف مى كنى !

اى خدايى كه بيچاره و درمانده جز تو يارى ندارد !

اى خدايى كه مالكيت دنيا و آخرت در سيطره ى تو است !

آيا هنوز نمى خواهى به دعاى من كه همه ى راه ها به رويم بسته شده است توجه كنى ؟ اينجا مسجد الحرام است ، اينجا اگر دعا به اجابت نرسد كجا به اجابت خواهد رسيد ؟

اميرالمؤمنين (عليه السلام) به حضرت مجتبى فرمود : صاحب اين ناله و مناجات را نزد من آور ! حضرت نزد صاحب ناله رفتند ، ديدند جوانى است صورت بر خاك نهاده و به پيشگاه حق تضرّع و زارى مى كند در حالى كه يك طرف بدنش خشك و بى حركت و لمس است .

فرمود : جوان نزد اميرالمؤمنين بيا ! جوان به محضر مولاى عارفان و امير مناجاتيان آمد .

امام فرمود : چرا اين گونه ناله مى كنى ؟ عرض كرد : بدنم را ببينيد كه نيمى از آن از كار افتاده ، زندگى براى من بسيار سخت شده است .

حضرت فرمود : چه شده كه به اين بلا دچار شده اى ؟ گفت : در اوج جوانى آلوده به هر گناهى بودم ، پدرم از من بسيار رنجيده بود . بارها مرا نصيحت كرد و من توجهى به نصايح او نكردم . يك بار در اين شهر به من گفت : يا دست از گناهان بشوى يا به مسجد الحرام مى روم و تو را نفرين مى كنم . گفتم : آنچه از دستت برآيد كوتاهى مكن . و چوبى هم بر سرش كوبيدم كه نقش بر زمين شد ! به مسجد الحرام رفت و با اشك چشم به من نفرين كرد ، ناگهان بدنم از كار افتاد و به اين صورت كه مى بينيد درآمدم .

روزى به محضر پدر شتافتم ، سر به زانويش نهادم و گفتم : اشتباه كردم ، بد


صفحه 78


كردم ، نفهميدم ، كليد حل مشكلم به دست تو است ; زيرا پيامبر فرموده : دعاى پدر درباره ى فرزند مستجاب است .

پدرم نگاهى به من كرد و گفت : پسرم بيا به مسجد الحرام برويم ، آنجا كه تو را نفرين كردم همانجا به تو دعا كنم . پدرم را بر شترى سوار كردم و به سوى مسجد الحرام راندم ، در راه پرنده اى از پشت سنگى پر كشيد ، شتر رم كرد و پدرم از پشت شتر افتاد و مرد و من او را در همان ناحيه دفن كردم !

حضرت فرمود : از اين كه پدرت حاضر شد به مسجد الحرام آيد و براى تو دعا كند معلوم مى شود از تو راضى شده بود ، من به خاطر رضايت پدرت برايت دعا مى كنم ، آن گاه سر به سوى حق برداشت و با اشاره به جوان گفت :

يَا أكرَمَ الأكْرَمِينَ ، يَا مَنْ يُجيبُ دَعوَةَ المُضْطَرّين . . .

هنوز دعاى حضرت به پايان نرسيده بود كه جوان سلامتش را بازيافت !

2 ـ دعاى ستمديده بر ضد ستمكار

گاهى ستمديده در برابر ستمكار قدرت دفاع از خود را دارد و مى تواند از ستمكار انتقام بگيرد ، كه دفاع از خود در برابر ستمكار ، و انتقام گرفتن از او ، علاوه بر اين كه حقيقتى فطرى و وجدانى است ، كار شايسته و مناسبى است كه آيين مقدس اسلام از پيروانش خواسته است . و از اين كه انسان در برابر ستمكار ضعف و زبونى نشان دهد به شدت نهى كرده است .

گاهى ستمديده در برابر ستمكار توانايى دفاع از خود را ندارد و براى دفع ستم يا انتقام از ستمكار ، پشتوانه و پشتيبانى جز خدا براى او نيست ، و سلاحى جز دعا و تضرّع و زارى به درگاه خدا در اختيار ندارد ، و بر اين اساس اگر دعا كند به فرموده ى پيامبر دعايش از دعاهايى است كه يقيناً به اجابت مى رسد .


صفحه 79


روايات اهل بيت (عليهم السلام) مردم را از ستم كردن به ديگران نهى مى كند و از اين كه بر كسى كه جز خدا يار و ياورى ندارد ستم ورزند برحذر مى دارد .

پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :

اشتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلى مَن ظَلَمَ مَن لاَ يَجِدُ نَاصِراً غَيرَ اللهِ(1) .

خشم خدا بر ستمكار ، بر كسى كه ياورى جز خدا ندارد ، بسيار شديد است .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : هنگامى كه لحظه ى وفات حضرت على بن الحسين (عليهما السلام) رسيد مرا به سينه گرفت ، سپس فرمود : فرزندم ! تو را به آنچه كه پدرم لحظه ى وفاتش به من وصيت كرد وصيت مى كنم ، به من گفت : فرزندم ! از ستم كردن بر كسى كه بر ضد تو ياورى جز خدا ندارد بپرهيز(2) .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

اِنَّ العَبدَ اِذَا ظُلِمَ فَلَمْ يَنْتَصِرْ وَلَمْ يَكُن لَهُ مَن يَنْصُرُهُ وَرَفَعَ طَرْفَهُ إلى السَّماءِ فَدَعَا اللهَ قالَ اللهُ : لَبَّيكَ أنَا أنْصُرُكَ عَاجِلا وَآجِلا(3) .

هنگامى كه به كسى ستم شود و يارى نگردد و به سود او كسى هم نباشد كه يارى اش دهد ، و چشم به عالم بالا بدوزد و دعا كند خدا مى فرمايد : دعايت را مستجاب كردم ، من تو را در دنيا و آخرت يارى مى دهم .

اين كه ستمديده ى ناتوان و بى ياورى به درگاه خدا براى دفع ستم و انتقام از ستمكار بنالد و ناله اش براى او مفيد افتد و دعا كند و دعايش مستجاب شود ، حقيقتى است كه تاريخ بشر آن را ثابت كرده و واقعيتى است كه بارها به وقوع پيوسته است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كنز العمال : 7605 ; ميزان الحكمه : 7 / 3372 ، الظلم ، حديث 11428 .

2 ـ كافى : 2 / 331 ، باب الظلم ، حديث 5 ; ميزان الحكمه : 7 / 3372 ، الظلم ، حديث 11431 .

3 ـ كنز العمال : 7648 ; ميزان الحكمه : 7 / 3372 ، الظلم ، حديث 11432 .


صفحه 80


با سلاح دعا ستمكار را مغلوب كرد

چند سالى در ايام ماه شعبان براى تبليغ به شهر همدان مى رفتم . در آنجا با تعدادى از علماى بزرگ و اولياى خدا به لطف خدا محشور و مأنوس شدم و از انفاس قدسيه و بركات وجودى آنان بهره ى بسيار بردم .

يكى از چهره هاى برجسته ى علمى ، كه عمرى با قرآن مجيد و روايات سر و كار داشت و بسيار اهل حال بود و از نفسى پاك و سازنده بهره داشت ، مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسن بهارى فرزند مرجع مجاهد آيت الله العظمى حاج شيخ محمد باقر بهارى بود .

من در اوّلين ديدار مشتاق و عاشق او شدم و در همه ى سفرهاى تبليغى ام به همدان خدمت آن مرد بزرگ كه در آن شهر در ميان مردم چهره اى ناشناخته بود براى بهره بردن معنوى زانوى شاگردى به زمين زدم . و هنگامى كه خبر فوتش را شنيدم ، چون سرمايه دارى كه همه ى سرمايه اش را از دست داده باشد ، متأثر و ناراحت شدم .

در يكى از روزهايى كه خدمت آن عارف عاشق بودم داستانى را از زندگى خود به اين شرح براى من بيان كرد :

به اشاره و خواست پير استعمار و گرگ خونخوار يعنى حكومت انگليس بى سوادى قلدر ، ستمگرى نابكار ، كافرى لجوج به نام رضا خان مير پنج كه پس از مدتى به رضا شاه پهلوى معروف شد زمام حكومت ايران را به دست گرفت .

او از هيچ ستم و ظلمى به مردم امتناع نداشت . بسيارى از اموال و املاك مردم را به زور از دست آنان گرفت ، با مجالس مذهبى مخالفت ورزيد ، با عالمان دينى هم چون بنى اميه برخورد كرد ، و پرده ى حجاب را ـ كه از ضروريات دين است به اشاره ى ارباب كافرش انگليس ـ دريد ، و جوانان مردم را براى حفظ حكومت


صفحه 81


ظالمانه اش به اجبار به سربازخانه گسيل داشت .

من كه از يك خانواده ى برجسته ى روحانى بودم و سنين جوانى را مى گذراندم ، از اين كه به سربازخانه بروم و دستيار حكومت ظلم باشم بسيار در ترس و وحشت بودم .

روزى عمويم به خانه ى ما آمد و به من گفت : براى گرفتن شناسنامه اقدام مكن ; زيرا من براى تو شناسنامه گرفتم . گفتم در چه حدود سنى برايم شناسنامه گرفتى ؟ پاسخ داد : سن هيجده سالگى . گفتم : عمو جان بى توجه باعث گرفتارى من شدى . گفت : چرا ؟ گفتم : در اين موقعيت سنى افراد را به دستور قلدرى چون رضا خان به سربازخانه مى برند .

چون آدرس منزلم را اداره ى ثبت احوال به ارتش داده بود و من مى دانستم دير يا زود دنبالم خواهند آمد ، نسبت به سنّ خود كه در شناسنامه قيد شده بود اعتراض دادم ولى اعتراضم پذيرفته نشد . روزى به سربازخانه نزد رئيس سربازگيرى كه هم چون اربابش رضا خان به شدت با روحانيان مخالف بود رفتم ، گفتم : مرا از خدمت معاف داريد . گفت : امكان ندارد ، بايد لباس سربازى بپوشى و دو سال كامل در خدمت دولت باشى .

هرچه اصرار كردم كه مرا از خدمت ـ آن هم خدمت به دولتى ظالم و ستمكار و مخالف با اسلام ـ معاف بدارد نپذيرفت . از اداره ى سربازگيرى بيرون آمدم و به منطقه ى بهار در چند فرسخى همدان براى استمداد از روح عارف بزرگ مرحوم حاج شيخ محمد بهارى كه در آن ناحيه دفن است رفتم . كنار قبر به پيشگاه خدا ناليدم و گفتم : خدايا ! به خاطر نفس صاحب اين قبر از هشتاد حاجتم هفتاد و نه حاجت را براى قيامت مى گذارم و يك حاجت را براى دنيا ، آن حاجت هم اين كه وسيله ى خلاص شدنم را از بلايى چون سربازى براى حكومت رضا خان فراهم آور .


صفحه 82


از بهار به همدان برگشتم در حالى كه گسيل داشتن جوانان به سربازخانه بسيار شدت يافته بود و كسى هم جرأت فرار يا نرفتن به سربازى را نداشت ، من كه مى دانستم رئيس مربوطه به دنبالم خواهد فرستاد و ممكن است خانواده ام دچار مشقت شوند ، آماده ى رفتن به سربازخانه شدم .

به مرد بزرگوارى از آشنايان برخورد كردم ، گفت : قصد كجا را دارى ؟ گفتم : سربازخانه . گفت : برگرد خانه زيرا از سربازى معافى . گفتم : مشكل به نظر مى رسد كه از چنگ اين ستمكاران آزاد شوم . گفت : شب گذشته خواب ديدم به سامرا رفتم ، جلسه ى مهم و باارزشى بود ، پدرت در آن جلسه حضور داشت ، به من گفت : به پسرم بگو ناراحت نباش ، با امام عصر (عليه السلام) درباره ى او صحبت كردم ، مشكل وى حلّ شد ، نه اين كه او را به سربازى نمى برند بلكه ورقه ى معافيت او را نيز خواهند داد .

من با اطمينان به اين واقعه به سربازخانه رفتم . مأمور اطاق رئيس گفت : شما معافى ، پيش فلان عطار برو ، رئيس براى ملاقات با شما به آنجا مى آيد . از سربازخانه بيرون آمدم و به مغازه ى آن عطار رفتم . رئيس به آنجا آمد و ضمن احترام فوق العاده نسبت به من ، معافى مرا به دست من داد ، و من از آن رنج روحى سخت به خاطر دعا و درخواست يارى از خدا رها شدم .

3 ـ دعاى معتمر

عمره در كلام ائمه ى اطهار (عليهم السلام)

حج و عمره از اعمالى است كه قرآن مجيد و اهل بيت عصمت (عليهم السلام) به انجام دادنش سفارشات مهم و تأكيدهاى فراوان و وصيت هاى باارزشى دارند .

حضرت على (عليه السلام) در رواياتى فرموده است :


صفحه 83


نَفَقةُ دِرهَم فِى الحَجِّ تَعْدِلُ ألفَ دِرهَم(1) .

هزينه كردن يك درهم در زيارت خانه ى خدا برابر با هزار درهم است .

الحاجُّ وَالمُعْتَمِرُ وفدُ اللهِ ، وَيَحبُوهُ بِالمَغْفِرَةِ<(2) .

حاجى و كسى كه به عمره رفته وارد بر خدايند و با آمرزش و مغفرت از آنان پشتيبانى مى شود .

اَلله اَلله ! فِى بَيتِ رَبِّكُم لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُم(3) .

خدا را خدا را نسبت به خانه ى پروردگارتان ، تا زنده هستيد آنجا را خالى مگذاريد .

امام چهارم (عليه السلام) فرموده است :

حِجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحَّ اَجْسَامُكُم ، وَتَتّسِعْ أرزَاقُكُم وَيَصْلُحُ اِيمانُكُم وَتُكْفَوا مؤنَةَ النّاسِ وَمَؤنَةَ عِيالاَتِكُم(4) .

حج و عمره به جا آوريد ( كه با به جا آوردن اين دو عمل ) بدنهايتان سالم مى شود ، و رزق و روزى هايتان فراوان مى گردد ، و ايمانتان اصلاح مى شود ، و از مؤنه ى مردم و مؤنه ى زن و فرزندانتان كفايت مى شويد .

حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد :

وَحجّ البَيتِ والعُمرةِ ، فَإنّهما يَنفِيانِ الفَقرَ ، وَيُكفّرانِ الذَّنبَ ، وَيُوجِبانِ الجَنَّة(5) .

و حج خانه ى خدا و عمره ، كه اين دو عمل تهيدستى را از بين مى برند ،

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ خصال : 2 / 628 ، علم اميرالمؤمنين (عليه السلام) ; ميزان الحكمه : 3 / 1000 ، الحجّ ، حديث 3259 .

2 ـ خصال : 2 / 634 ، علم اميرالمؤمنين (عليه السلام) ; ميزان الحكمه : 3 / 1000 ، الحجّ ، حديث 3260 .

3 ـ نهج البلاغه : 668 ، نامه ى 47 ، من وصية له ( ع ) للحسن و ال حسين ( ع ) .

4 ـ ثواب الاعمال : 47 ، ثواب الحج و العمرة ; ميزان الحكمه : 3 / 1004 ، الحج ، حديث 3271 .

5 ـ تحف العقول : 149 ، خطبته ( ع ) المعروفة بالديباج ; بحار الانوار : 74 / 291 ، باب 14 ، حديث 2 .


صفحه 84


و گناهان را مى پوشانند ، و بهشت را بر انسان واجب مى كنند .

حضرت صادق (عليه السلام) فرمود :

مَن مَاتَ فِى طَرِيقِ مَكَّةَ ذَاهِباً أو جَائِياً ، أمِنَ مِنَ الفَزَعِ الأكبَرِ يَومَ القِيامةِ(1) .

كسى كه در راه مكه چه در حال رفتن ، چه در حال بازگشت بميرد از فزع و ترس اكبر در روز قيامت ايمن مى شود .

از آنجا كه در روايات آمده : حاجى و عمره گزار وارد بر خدايند و مهمان حضرت حقند ، آن هم مهمان ميزبانى كريم و رحيم و غفور و شكور و رزّاق و ودود ، پس دعايشان به طور يقين مستجاب است .

دعايى عجيب كنار خانه ى حق

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در حال طواف بيت ، مردى را ديد كه پرده ى خانه ى كعبه را گرفته و از خداى مهربان چهار هزار درهم درخواست مى كند . حضرت نزد او رفت و فرمود : اين چهار هزار درهم را براى چه مى خواهى ؟ گفت : كيستى ؟ فرمود : على بن ابيطالبم . گفت : يا على ! دعايم مستجاب شد . اگر مستجاب نشده بود مرا به تو راهنمايى نمى كردند ، اكنون چهار هزار درهم را به من عطا كن ; زيرا هزار درهمش را مى خواهم به قرضى كه به مردم دارم بپردازم ، و هزار درهمش را مى خواهم مغازه اى جهت كسب و كار تهيه كنم ، و هزار درهمش را مى خواهم سرمايه ى داد و ستد قرار دهم ، و با هزار درهمش ازدواج كنم .

حضرت فرمود : سفرى به مدينه بيا تا آن را به تو بپردازم ; زيرا در اينجا به اندازه اى كه به تو بپردازم درهم و دينار ندارم .

آن مرد پس از مدتى به مدينه آمد . در ميان كوچه كودكانى را ديد كه با يكديگر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 4 / 263 ، باب فضل الحج و العمرة ، حديث 45 .


صفحه 85


بازى مى كردند ، به يكى از آنان گفت : خانه ى على كجاست ؟ آن كودك به او گفت : خانه ى على را براى چه مى خواهى ؟ گفت : على بر عهده گرفته كه چهار هزار درهم به من بپردازد . كودك گفت : دنبال من بيا تا تو را به خانه ى على برم .

در راه به كودك گفت : نامت چيست ؟ گفت : حسين . گفت : با على چه نسبتى دارى ؟ گفت : فرزند اويم . چون به خانه رسيدند حضرت حسين وارد خانه شد و به پدر گفت : مردى عرب جهت گرفتن چهار هزار درهم خدمت شما آمده . حضرت كه در آن زمان جز باغى در اختيار نداشتند ، آن را به دوازده هزار درهم فروختند ، چهار هزار درهمش را به آن مرد نيازمند دادند و باقى مانده ى آن را كنار مسجد به تهيدستان واگذار نمودند(1) .

4 ـ دعاى روزه دار

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) درباره ى ماه رمضان فرموده است :

شَهرٌ دُعِيتُم فِيه إلَى ضِيَافَةِ الله(2) .

ماه رمضان ماهى است كه شما در آن به ضيافت و مهمانى خدا دعوت شده ايد .

در اين مهمانى معنوى كه مهماندارش خدا است ، آنچه را كه مهمان به صلاح دنيا و آخرتش باشد از مهماندار بخواهد يقيناً به او عنايت خواهد كرد .

امام صادق (عليه السلام) در روايتى پرارزش فرموده است :

نَومُ الصَّائِمِ عِبادَةٌ ، وَصَمْتُهُ تَسبيحٌ ، وَعَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ ، وَدُعاؤُهُ مُسْتَجابٌ(3) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امالى صدوق : 467 ، المجلس الحادى والسبعون ، حديث 10 ; بحار الانوار : 41 / 44 ، باب 103 ،
حديث 1 .

2 ـ امالى صدوق : 93 ، المجلس العشرون ، حديث 4 .

3 ـ من لا يحضره الفقيه : 2 / 76 ، باب فضل الصيام ، حديث 1783 .


صفحه 86


خواب روزه دار عبادت ، و سكوتش تسبيح ، و عملش مورد قبول ، و دعايش مستجاب است .

راستى ، شگفت آور است كه خواب انسان كه در آن حالت هيچ تكليفى بر عهده ى او نيست عبادت به حساب آيد ، و سكوتش به عنوان تسبيح خدا در پرونده اش ثبت گردد ، و عمل اندك و ناقابلش كه بخشى از آن گرسنه ماندن از فجر تا مغرب است مورد قبول قرار گيرد ، و دعايش به اجابت برسد !!

آرى ، ضيافت خدا جز اين ، معنايى ندارد ، ضيافتى كه مهمانش روزه دار و مهماندارش خداى كريم است بايد غذاى سفره اش تجلى رحمت و لطف و كرامت و مغفرت باشد .

اى كرمت در دو جهان يار من *** لطف تو اى دوست نگهدار من

اى تو مرا چشمه ى ماء معين *** عشق تو با آب و گلم شد عجين

اى تو انيس دل دلدادگان *** نور وجود همه آزادگان

از گنه اى يار نجاتم بده *** لطف كن و برگ براتم بده

كن نظرى بر من زار و فقير *** بنده ى عصيان گر و خوار و حقير

زنگ كدورت ز دلم پاك كن *** آه مرا تا برِ افلاك كن

خلوت شب بخش مرا اى حبيب *** درد مرا ده تو شفا اى طبيب(1)

* * *

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مناجات عارفان ، حسين انصاريان .


صفحه 87





پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز