فارسی
يكشنبه 04 فروردين 1398 - الاحد 17 رجب 1440

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُم لاَِنْفُسِكُمْ . . .

اسراء ( 17 ) : 7

بخش چهاردهم

( قسمت دوم روايت صفات پسنديده ) نيكى با ديگران

 . . . وَأربعٌ مَن كُنّ فِيه مِن المُؤمِنِينَ أسكَنَه الله فِى أَعلَى عِلِيّينَ فِى غُرَف فَوقَ غُرَف فِى محلّ الشَّرَفِ كلّ أشرف : مَن آوَى اليتيمَ وَنَظَر لَهُ فَكان لَه ابا رَحيماً ، وَمن رَحِم الضّعيف وأعانَه وَكَفاه ، وَمن أنفقَ علَى والِدَيهِ ورَفَق بِهما وبِرَّهُما وَلَمْ يَحزُنْهُما ، وَمَن لَم يَخرِقَ بِمَملوكِه وَأعَنَه عَلى مَا يَكلِفُه وَلَم يَستَسِعَه فِيمَا لاَ يُطِيقُ(1) .

و چهار چيز است كسى كه از مؤمنين در او باشد خدا او را در اعلى عليين در غرفه هايى بالاى غرفه ها در شريف ترين محل جاى مى دهد : كسى كه يتيمى را پناه دهد و به او نظر محبت اندازد و نسبت به وى پدرى مهربان باشد ، و كسى كه به ناتوان رحم كند و او را يارى دهد و امورش را كفايت نمايد ، و كسى كه هزينه ى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان مدارا كند و نسبت به هر دو نيكى ورزد و آنان را غصه دار ننمايد ، و كسى كه به حقوق غلام و كنيز و خدمتكارش تجاوز نكند و او را بر آنچه تكليف مى كند يارى دهد و او را در امورى كه در طاقت او نيست به كار نگيرد .

يتيم نوازى

يتيم به آن انسانى مى گويند كه يا به خاطر مرگ پدر از نوازش و محبت پدرانه محروم شده ، يا به سبب مرگ مادر از آغوش عاشقانه ى مادرانه بى بهره گشته ، يا هر دو منبع لطف و فيض و عشق و محبت را از دست داده است .

از وظايف الهى و تكاليف قرآنى و مسؤوليت هاى اسلامى اهل ايمان توجه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امالى مفيد : 166 ، مجلس 21 ، حديث 1 ; بحار الانوار : 66 / 380 ، باب 38 ، حديث 38 .


صفحه 320


همه جانبه به يتيمان براى جلب خشنودى خداست .

قرآن مجيد و روايات در ضمن بيان مطالبى لطيف و اشاراتى دقيق ، و سفارشاتى عميق و توصيه هايى بسيار مهم مردم را به رعايت حقوق همه جانبه ى يتيمان دعوت كرده و اين كار را از اعظم عبادات و افضل قربات شمرده اند .

حق يتيم آن چنان عظيم است كه قرآن بيست و سه بار از يتيم ياد كرده ، و فصل جداگانه اى در روايات اهل بيت (عليهم السلام) به اين برنامه ى بسيار مهم اختصاص يافته است .

قرآن مجيد نسبت به ايتام اين عناوين را به كار گرفته است :

احسان به يتيم ، اكرام به يتيم ، اطعام يتيم ، انفاق به يتيم ، امر ازدواج يتيم ، پناه دادن به يتيم ، كار براى يتيم ، حفظ مال يتيم ، خوردن مال يتيم ، برخورد قهر آميز با يتيم .

آيات كريمه ى قرآن به ترتيب عناوين بالا عبارت است از آياتى كه در اين سطور مى نگارم :

احسان به يتيم

( وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَتَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ . . . )(1) .

و ياد كنيد هنگامى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و تهيدستان احسان و نيكى كنيد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 83 .


صفحه 321


اكرام به يتيم

( كَلاَّ بَلْ لاَ تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ )(1) .

چنين نيست كه خدا شما را خوار و پست كرده باشد ، بلكه علّت خوارى و پستى شما اين است كه يتيم را گرامى نداشتيد و حقوقش را رعايت ننموديد .

از آيه ى شريفه استفاده مى شود كه هركس به اكرام يتيم و رعايت حق او برخيزد ، مورد اكرام حضرت حق قرار مى گيرد و در پيشگاه حضرت ربّ رفعت مقام مى يابد .

اطعام به يتيم

( وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً )(2) .

و پيوسته در عين دوست داشتن طعام براى خودشان آن را به تهيدست و يتيم و اسير مى خورانند .

در اين آيه ى شريفه خداى مهربان اطعام به يتيم را از اعمال قابل تقدير اهل بيت (عليهم السلام) شمرده است ، اهل بيتى كه به فرموده ى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ، هم سنگ قرآن و در همه ى امور زندگى براى همه ى مردم سرمشق حسنه هستند .

انفاق به يتيم

( يَسْئَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْر فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فجر ( 89 ) : 17 .

2 ـ انسان ( 76 ) : 8 .


صفحه 322


وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ . . . )(1) .

از تو مى پرسند چه چيزى را انفاق كنند ، بگو : آنچه را از مال انفاق مى كنيد به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و تهيدستان انفاق كنيد .

ازدواج يتيم

( وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ . . . )(2) .

يتيمان را نسبت به امور دينشان و اخلاق و رفتارشان و نحوه ى تصرف در اموالشان تا زمانى كه براى ازدواج آماده شدند و مسأله ى نكاح براى آنان سهل و آسان آمد آزمايش كنيد ، اگر توان ازدواج داشتند اموالشان را در اختيارشان قرار دهيد . .  .

( وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ . . . )(3) .

و اگر مى ترسيد كه در ازدواج با يتيمان نتوانيد عدالت را رعايت كنيد پس با آن كس از زنان كه خوشايند شماست ازدواج كنيد .

حفظ مال يتيم

اگر از پدر يتيم يا مادرش يا از هر دو نفر مالى براى يتيم باقى ماند بر سرپرست يتيم واجب است كه در حفظ آن مال بكوشد ، و پس از رشد يتيم ـ سن تشخيص مسائل مربوط به امور مالى ـ آن مال را تا دينار آخر در اختيار او قرار دهد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بقره ( 2 ) : 215 .

2 ـ نساء ( 4 ) : 6 .

3 ـ نساء ( 4 ) : 3 .


صفحه 323


( وَآتُوا الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً )(1) .

اموال يتيمان را به خود آنان بدهيد و مال نامرغوب خود را با مال مرغوب آنان جابه جا نكنيد ، و اموال آنان را به ضميمه ى اموال خود نخوريد ، زيرا اين كار گناهى بزرگ است .

( . . . فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن يَكْبَرُوا . . . )(2) .

پس اگر از آنان رشد و صلاحيتى در كارگردانى زندگى و تصرف در اموال يافتيد اموالشان را در اختيارشان بگذاريد ، و اموالشان را به خيال اين كه مبادا كبير شوند از روى اسراف و شتاب نخوريد . .  .

خوردن مال يتيم

تصرف در اموال يتيمان بدون مجوز شرعى ، و خوردن آنچه در مالكيت آنان است گناهى بسيار سنگين و سبب دچار شدن به عذاب الهى است .

( إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً )(3) .

بى ترديد كسانى كه اموال يتيمان را از روى تجاوز و ستم مى خورند جز اين نيست كه در شكم هايشان آتش مى خورند و به زودى در آتش برافروخته درآيند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ نساء ( 4 ) : 2 .

2 ـ نساء ( 4 ) : 6 .

3 ـ نساء ( 4 ) : 10 .


صفحه 324


پناه دادن به يتيم

از امورى كه بسيار پسنديده و باارزش و از خصلت هاى نيك انسانى است پناه دادن به يتيم است .

پناه دادن به يتيم براى مصون ماندن او از آفات و بلاها و حوادث تلخ و قرار گرفتنش در مدار امنيت و تربيت و رشد و صلاح لازم كار بسيار باارزشى است كه حضرت حق به خود نسبت داده است ، و در حقيقت كسى كه يتيم را پناه دهد كارى الهى انجام داده است .

( أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَى )(1) .

آيا خدا تو را يتيم نيافت پس پناهت داد ؟

برخورد نامناسب با يتيم

از كارهاى زشتى كه بنا بر روايات اهل بيت (عليهم السلام) عرش را به لرزه مى آورد برخورد نامناسب و قهر آميز با يتيم است ، برخوردى كه دل او را مى سوزاند و اشكش را جارى مى كند و او را در فشار روحى قرار دهد .

خداى مهربان كه ولى و سرپرست حقيقى ايتام است و مردم مؤمن را وكيل خود در اين سرپرستى گرفته از اين كه با يتيم برخورد قهر آميز شود نهى فرموده است :

( فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاَ تَقْهَرْ )(2) .

و اما يتيم ، از وظايف و تكاليفت درباره ى او اين است كه با وى برخورد قهر آميز ننمايى .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ضحى ( 93 ) : 6 .

2 ـ ضحى ( 93 ) : 9 .


صفحه 325


كار براى يتيم

تا زمانى كه يتيم قدرت بر انجام كارهاى خود را ندارد ، و به اين خاطر ممكن است زيان و ضررى متوجه او شود بر اهل ايمان و دلسوزان تكليف است كه به خاطر خدا كار لازم را براى او انجام دهند .

كار براى يتيم از چنان ارزشى برخوردار است كه قرآن مجيد مى فرمايد : دو پيامبر چون موسى و خضر (عليهما السلام) با هم مى رفتند تا به قريه اى رسيدند ، از اهل آن قريه درخواست طعام كردند ولى اهل آن قريه از اين كه آن دو مسافر ملكوتى را مهمان كنند امتناع ورزيدند ، در آن قريه ديوارى را يافتند كه نزديك به انهدام و خرابى بود ، پس خضر (عليه السلام) به تعمير و استوار ساختن آن اقدام كرد و پس از بيان مطالبى به موسى (عليه السلام) گفت : ديوار متعلق به دو طفل يتيم در اين شهر بود كه زير آن ديوار گنجى متعلق به آن دو يتيم قرار داشت ، دو يتيمى كه پدرشان مردى صالح و شايسته بود ، خدا اراده كرد كه آن دو يتيم به سن رشد برسند تا در سايه ى رحمت پروردگارت گنجشان را ( كه من با تعمير و استوار كردن ديوار دور از دستبرد قرار دادم ) استخراج كنند(1) .

روايات و يتيم

امام صادق (عليه السلام) فرمود :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ( فَانطَلَقَا حتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَة اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَاراً يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً * قَالَ هذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْراً * أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَة غَصْباً * وَأَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَكُفْراً * فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً * وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلاَمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْراً ) كهف ( 18 ) : 77 ـ 82 .


صفحه 326


مَن أرادَ أن يُدخِلَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ فِى رَحمَتِهِ ويُسكِنَهُ جَنَّتَهُ ، فَلْيُحْسِنْ خُلُقَهُ ، وَليُعطِ النصفَةَ مِن نَفسِهِ ، وَلْيَرحَمِ اليَتِيمَ ، وَلْيُعِنِ الضَّعِيفَ ، وَلْيَتَواضَعْ للهِِ الَّذِى خَلَقهُ(1) .

كسى كه مى خواهد خدا او را در رحمتش درآورد ، و در بهشت جايش دهد ، بايد اخلاقش را نيكو گرداند ، و از جانب خود به همگان انصاف دهد ، و به يتيم مهر ورزد ، و ناتوان را يارى رساند ، و براى خدايى كه او را آفريده فروتنى كند .

آمرزش والدين با اعمال نيك فرزندان

پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود : عيسى بن مريم (عليه السلام) به قبرى عبور كرد كه صاحبش در عذاب بود ، سپس سال بعد به آن قبر عبور كرد در حالى كه صاحبش دچار عذاب نبود ، به پروردگار گفت : سال اوّل از اين قبر عبور كردم صاحبش در عذاب بود ، و سال بعد در عذاب نبود . خدا به او وحى فرمود : اى روح الله ! از او فرزندى شايسته به سنّ رشد رسيد كه جاده اى را اصلاح كرد ، و يتيمى را پناه داد ، پس به خاطر عمل فرزندش او را آمرزيدم(2) .

پاداش يتيم نوازى

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

مَن كفّلَ يَتِيماً وكَفّلَ نَفَقَتَهُ كُنتُ أنا وهُو فِى الجَنّةِ كَهاتينِ ; وقَرَنَ بَينَ أصبَعَيه المُسَبِّحَةَ والوُسطى(3) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امالى صدوق : 389 ، المجلس الحادى و الستون ، حديث 15 ; بحار الانوار : 72 / 18 ، باب 33 ، حديث 6.

2 ـ كافى : 6 / 3 ، باب فضل الولد ، حديث 12 ; بحار الانوار : 72 / 2 ، باب 31 ، حديث 2 .

3 ـ قرب الاسناد : 45 ; بحار الانوار : 72 / 3 ، باب 31 ، حديث 4 .


صفحه 327


كسى كه عهده دار يتيمى شود و هزينه ى او را نيز به عهده گيرد ، من و او مانند اين دو در بهشتيم و بين دو انگشت مسبّحه و وسط خود را پيوند داد ( تا نزديك بودن چنين انسانى را در بهشت با خود نشان دهد ) .

اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود :

مَا مِن مُؤمِن وَلاَ مُؤمِنَة يَضَعُ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتيم مُتَرحِّماً لَهُ إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ شَعرَة مَرَّتْ يَدُهُ عَلَيها حَسنةً(1) .

مرد و زن مؤمنى نيست كه از روى مهرورزى دستش را بر سر يتيم بگذارد مگر اين كه خدا به هر مويى كه دستش بر آن بگذرد حسنه اى براى او مى نويسد .

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

إنّ اليتيمَ إذا بَكى اهتَزَّ لَه العَرشُ فَيقولُ الربّ تَبارَكَ وتَعالى : مَن هَذَا الَّذى أبكى عبدِى الَّذى سَلَبَتهُ أبوَيهِ فِى صِغَرِه ؟ فَوَ عِزَّتِى وَجَلاَلِى لاَ يَسْكُتُه أحدٌ إلاّ أوجبتُ لَه الجنّة(2) .

بى ترديد هنگامى كه يتيم گريه كند ، عرش به خاطر او به لرزه آيد ، پس پروردگار متعال مى فرمايد : چه كسى اين بنده ى مرا كه در كودكى پدر و مادرش را از او گرفتم به گريه انداخت ؟ به عزت و جلالم سوگند احدى او را ساكت نمى كند مگر اين كه بهشت را بر او واجب مى كنم .

اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود :

أحسِنُوا فِى عَقبِ غَيرِكُم ، تُحْفَظُوا فِى عَقبِكُم(3) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ثواب الاعمال : 199 ; بحار الانوار : 72 / 4 ، باب 31 ، حديث 9 .

2 ـ ثواب الاعمال : 200 ; بحار الانوار : 72 / 5 ، باب 31 ، حديث 12 .

3 ـ نهج البلاغه : 833 ، حكمت 264 .


صفحه 328


به فرزندان باقى مانده از ديگران نيكى كنيد تا به فرزندانى كه از شما باقى مى ماند نيكى كنند .

حضرت امام رضا (عليه السلام) فرمود :

مَن أَكَلَ مِن مَالِ اليَتيمِ دِرهَماً واحِداً ظُلماً مِن غَيرِ حَقّ يُخَلِّدُه اللهُ فِى النّار(1) .

كسى كه از مال يتيم از روى ستم و به ناحق يك درهم بخورد ، خدا او را در آتش جاودانه كند .

ترحم به ناتوان و يارى دادن او

از زيباترين خصلت هايى كه حضرت باقر (عليه السلام) همه ى مردم را به آن دعوت فرموده ، مهرورزى به ناتوان و يارى دادن به او در مشكلات ، و قيام به امور زندگى اوست تا جايى كه او را از قيام به امور زندگى اش بى نياز كند .

پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

ألاَ وَمَن فَرَّجَ عَن مُؤمِن كُربةً مِن كُرَبِ الدُّنيَا ، فَرَّجَ اللهُ عَنهُ اثْنَيْنِ وَسَبعِينَ كُربَةً مِن كُرَبِ الآخِرَةِ وَاثْنَيْنِ وسبعينَ كُربةً مِن كُرَبِ الدُّنيَا أهوَنُها المَغْصُ(2) .

آگاه باشيد ، كسى كه از مؤمنى گرفتارى و اندوهى از گرفتارى هاى دنيايى را برطرف كند ، خدا هفتاد و دو گرفتارى از گرفتارى هاى آخرت و هفتاد و دو گرفتارى از گرفتارى هاى دنيا را كه آسان ترينش بيمارى قولنج است از او برطرف كند .

امام صادق (عليه السلام) فرمود : خدا به داود (عليه السلام) وحى كرد :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ فقه الرضا : 332 ، باب 85 ; بحار الانوار : 72 / 5 ، باب 31 ، حديث 13 .

2 ـ من لا يحضره الفقيه : 4 / 15 ، باب ذكر جمل من مناهى النبى ( ص ) ; بحار الانوار : 72 / 18 ، باب 33 ، حديث 8 .


صفحه 329


إنّ العبدَ مِن عِبادِى لَيأتِينِى بِالحَسنةِ فأُدخِلُه الجَنّةَ . قال : يا ربِّ ! وَما تِلكَ الحَسنةُ ؟ قَال : يُفَرِّجُ عَنِ المُؤمِنِ كُربَتَه وَلَوْ بِتَمرَة . فَقال داودُ : حَقٌّ لِمَن عَرَفَك أن لاَ يَقْطَعَ رجاءَهُ مِنك(1) .

بنده اى از بندگانم يك نيكى به پيشگاه من مى آورد ، پس من او را وارد بهشت مى كنم . داود گفت : پروردگارا آن يك نيكى چيست ؟ خدا فرمود : گرفتارى و اندوهى را از مؤمنى گرچه به وسيله ى يك دانه خرماى خشك باشد برطرف نمايد . داود گفت : براى كسى كه تو را شناخته سزاوار است كه اميدش را از تو قطع نكند .

امام صادق (عليه السلام) فرمود :

أربعَةٌ يَنظُرُ اللهُ عزّ وجلّ إليهم يومَ القِيامةِ : مَن أقَالَ نَادِماً ، أو أغاثَ لَهفَانَ ، أو أعتَقَ نَسَمَةً ، أو زَوَّجَ عَزَباً(2) .

چهار نفرند كه خداى عزّ و جلّ روز قيامت به آنان نظر رحمت مى اندازد : كسى كه از پشيمانى گذشت كند ، يا اندوهگينى را يارى دهد ، يا انسانى را از بند بردگى آزاد نمايد ، يا وسيله ى ازدواج بى همسرى را فراهم آورد .

اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرمود :

مِن كفّاراتِ الذُّنوبِ العِظَامِ اغاثَةُ المَلهُوفِ وَالتَّنفِيسُ عَنِ المَكروبِ(3) .

از كفاره هاى گناهان بزرگ يارى اندوهگين و برطرف كردن گرفتارى گرفتار است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2 / 189 ، باب ادخال السرور على المؤمنين ، حديث 5 ( با كمى اختلاف ) ; معانى الاخبار : 374 ، حديث 1 .

2 ـ خصال : 1 / 224 ، حديث 55 ; بحار الانوار : 72 / 19 ، باب 33 ، حديث 13 .

3 ـ نهج البلاغه : 752 ، حكمت 24 ; بحار الانوار : 72 / 21 ، باب 33 ، حديث 21 .


صفحه 330


امام صادق (عليه السلام) فرمود :

مَن نَفَّسَ عَن مُؤمِن كُربَةً نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كَرَبَ الآخِرَةِ ، وَخَرَجَ مِن قَبرِهِ وَهُو ثَلِجُ الفُؤادِ ، وَمَن أطعَمَهُ مِن جُوع أطعَمَهُ اللهُ مِن ثَمارِ الجَنَّةِ ومَن سَقَاهُ شَربَةً سَقَاهُ اللهُ مِنَ الرَّحيقِ المَخْتُومِ(1) .

كسى كه از مؤمنى يك گرفتارى برطرف كند ، خدا گرفتارى هاى آخرت او را برطرف مى كند و از قبرش با دل خنك وارد آخرت مى گردد ، وكسى كه مؤمنى را طعام دهد خدا او را از ميوه هاى بهشت مى خوراند ، و كسى كه مؤمنى را با شربتى آب سيراب نمايد خدا او را از رحيق مختوم سيراب مى كند .

نيكى به پدر و مادر

اين جانب در كتاب نظام خانواده در اسلام كه تاكنون كه سال 1382 است ، بيست و يك بار به چهار زبان فارسى ، اردو ، انگليسى و عربى چاپ شده است به تفصيل به حقوق پدر و مادر و احسان به آن بزرگواران اشاره كرده ام ، به اين خاطر در اين بخش به ذكر چند روايت اكتفا مى كنم .

منصور بن حازم مى گويد : به امام صادق (عليه السلام) گفتم : برترين عمل در ميان اعمال كدام است ؟ فرمود :

الصَّلاةُ لِوَقتِهَا وَبِرُّ الوَالِدَينِ وَالجِهادُ فِى سَبيلِ الله(2) .

نماز در وقت ويژه به خودش و نيكى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2 / 199 ، باب تفريح الكرب المؤمن ، حديث 3 ; ثواب الاعمال : 149 ; بحار الانوار : 71 / 321 ، باب 20 ، حديث 87 .

2 ـ كافى : 2 / 158 ، باب البر بالوالدين ، حديث 4 ; بحار الانوار : 66 / 392 ، باب 38 ، حديث 71 .


صفحه 331


ابراهيم بن شعيب مى گويد : به حضرت صادق (عليه السلام) گفتم :

إنَّ أبى قَد كَبِرَ جِدّاً وَضَعُفَ فَنحنُ نَحمِلُهُ إذا أرادَ الحَاجَةَ فَقالَ : إنِ اسْتَطَعْتَ أن تَلِىَ ذَلك مِنهُ فَافعَل وَلَقِّمْهُ بِيَدِكَ فَإنَّهُ جُنَّةٌ لَك غَداً(1) .

پدرم جداً كهنسال شده و دچار ناتوانى گشته و هرگاه نيازى داشته باشد ما اهل خانه او را به دوش مى كشيم ، حضرت فرمود : اگر بتوانى تنها خودت او را به دوش بكشى آن را انجام ده ، و هنگام غذا خوردن لقمه بر دهانش بگذار ; زيرا اين گونه خدمت براى فرداى قيامت تو نگاهدارى از بلاهاست .

جابر جعفى مى گويد : شنيدم مردى به حضرت صادق (عليه السلام) عرضه مى دارد : پدر و مادرى دارم كه هر دو مخالف با شما و فرهنگ شما هستند ، حضرت فرمود :

بَرَّهُما كَمَا تَبَرُّ المُسلِمِينَ مِمَّن يَتَوَلاَّنَا(2) .

به آنان همان گونه كه به شيعيان ما نيكى مى كنى نيكى كن .

امام صادق (عليه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت فرموده :

النَظرُ إلى العالِم عِبادَةٌ ، وَالنظرُ إلى الإمامِ المُقسطِ عِبادَةٌ ، والنظرُ إلى الوَالِدَينِ بِرَأفَة وَرَحمة عِبادةٌ ، وَالنَّظر إلى الأخ تودّه فِى الله عزّ وجلّ عِبادةٌ(3) .

نظر به عالم ربانى عبادت است ، و نظر به رهبر عدالتورز عبادت است ، و نظر به رأفت و رحمت به پدر و مادر عبادت است ، و نظر به برادر دينى كه او را براى خداى عزّ و جلّ دوست دارى عبادت است .

امام صادق (عليه السلام) فرمود :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2 / 162 ، باب البر بالوالدين ، حديث 13 ; وسائل الشيعه : 21 / 505 ، باب 106 ، حديث 27707 .

2 ـ كافى : 2 / 162 ، باب البر بالوالدين ، حديث 14 ; بحار الانوار : 71 / 56 ، باب 2 ، حديث 14 .

3 ـ امالى طوسى : 454 ، المجلس السادس عشر ، حديث 1015 ; بحار الانوار : 71 / 73 ، باب 2 ، حديث 60 .


صفحه 332


عُقُوقُ الوالدَينِ مِنَ الكَبائِرِ لاََنَّ اللهَ عَزَّ وجلَّ جَعَلَ العاقَّ عَصِيّاً شَقِيّاً(1) .

گناه عاق پدر و مادر شدن از گناهان كبيره است ، زيرا خداى عزّ و جلّ عاق را عاصى و بدبخت قرار داده است .

رعايت حقوق خدمتكار

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

مَا زَالَ جَبرَئِيلُ يُوصِينِى بِالمَمَالِيكِ حَتّى ظَنَنْتُ أنَّه سَيَجْعَلُ لَهُم وَقْتاً إذا بَلَغُوا ذَلِكَ الوَقتَ أُعتِقُوا(2) .

پيوسته جبرئيل مرا به غلامان و كنيزان و خدمتكاران و زيردستان سفارش مى كرد تا جايى كه گمان كردم براى آنان وقت معينى قرار مى دهد كه چون آن وقت برسد آزاد مى شوند .

ابوذر (رحمه الله) مى گويد : از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدم كه مى فرمود :

أطعِمُوهُم مِمّا تَأكُلُونَ وألبِسُوهُم مِمّا تَلبِسُون(3) .

به خدمتكاران و زيردستان از آنچه خود مى خوريد بخورانيد و از آنچه خود مى پوشيد بپوشانيد .

امام باقر (عليه السلام) فرمود :

أربعٌ مَن كُنَّ فِيهِ بَنَى اللهُ لَهُ بَيتاً فِى الجَنَّةِ : مَن آوَى اليَتِيمِ ، وَرَحِمَ الضَّعيفِ ، وَأشفَقَ عَلَى وَالِدَيهِ ، وَرَفَقَ بِمَملُوكِهِ(4) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ علل الشرايع : 2 / 479 ، حديث 2 ; بحار الانوار : 71 / 74 ، باب 2 ، حديث 66 .

2 ـ امالى صدوق : 427 ، المجلس السادس والستون ، حديث 1 ; بحار الانوار : 71 / 139 ، باب 4 ، حديث 1 .

3 ـ مشكاة الانوار : 178 ، الفصل الثانى و العشرون ; بحار الانوار : 71 / 140 ، باب 4 ، حديث 5 .

4 ـ ثواب الاعمال : 133 ; بحار الانوار : 71 / 140 ، باب 4 ، حديث 6 .


صفحه 333


چهار خصلت است در هركس باشد خدا براى او خانه اى در بهشت بنا مى كند : پناه دادن به يتيم ، و رحمت آوردن به ناتوان ، و مهربانى به پدر و مادر ، و مداراى با مملوك و خدمتكار .

ابوذر (رحمه الله) مى گويد : از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدم كه مى فرمود :

إخوَانُكُم جَعَلَهُمُ اللهُ تَحتَ أيديكُم ، فَمَن كَانَ أخُوهُ تَحتَ يَدهِ فَلْيُطْعِمْهُ مِمَّا يَأكُلُ ، وَلْيَكْسُهُ مِمّا يَلْبِسُ ، وَلاَ يُكَلِّفْهُ مَا يَغْلِبُهُ ، فإن كَلَّفَهُ ما يَغْلِبُهُ فَليَعنِهُ(1) .

غلامان و مماليك و خدمتكاران برادران دينى شما هستند كه خدا آنان را زيردست شما قرار داده است ، پس كسى كه برادر دينى اش زيردست اوست بايد از آنچه خود مى خورد به او بخوراند و از آنچه خود مى پوشد به او بپوشاند ، و او را به آنچه او را به زحمت مى اندازد تكليف نكند و اگر تكليف كرد لازم است به او كمك دهد .

حكايتى شگفت از حضرت سجاد (عليه السلام)

ابوبصير از حضرت باقر (عليه السلام) روايت مى كند كه آن حضرت فرمود : پدرم غلامى داشت كه او را دنبال كارى فرستاد و او نسبت به انجام آن كار تأخير كرد ، حضرت با تازيانه يك ضربه به او زد ، غلام گريست و گفت : خدا را اى على بن الحسين (عليه السلام) ، مرا دنبال كارى مى فرستى و سپس تازيانه ام مى زنى ؟ ! امام باقر (عليه السلام)فرمود : پدرم گريست و به من گفت : به حرم رسول خدا برو و دو ركعت نماز بخوان ، آن گاه بگو : خدايا على بن الحسين را از خطايش در قيامت بيامرز ، سپس به غلام فرمود : برو تو در راه خدا آزادى . ابوبصير مى گويد به حضرت باقر (عليه السلام)گفتم : فدايت شوم ، آزادى كفاره ى يك ضربت تازيانه است ; ولى امام سكوت كرد(2) .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ مجموعه ورام : 1 / 57 ، باب العتاب ; بحار الانوار : 71 / 141 ، باب 4 ، حديث 11 .

2 ـ الزهد : 43 ، باب 7 ، حديث 116 ; بحار الانوار : 71 / 142 ، باب 4 ، حديث 12 .


صفحه 334


على و بازار پيراهن فروشان

اميرالمؤمنين(عليه السلام) به بازار پيراهن فروشان آمد و دو پيراهن يكى را به ارزش سه درهم و ديگرى را به ارزش دو درهم خريد و فرمود : قنبر اين پيراهن سه درهمى را بگير و بپوش . او گفت : شما كه منبر مى رويد و براى مردم سخنرانى مى كنيد به اين پيراهن باارزش تر سزاوارتريد . فرمود : تو جوانى و داراى هيجان جوانى هستى ، من از پروردگارم حيا مى كنم به تو برترى جويم ، از رسول خدا شنيدم كه مى فرمود : خدمتكاران را از آنچه خود مى پوشيد بپوشانيد و از آنچه خود مى خوريد بخورانيد(1) .

نيازمندى هاى انسان در مسأله ى حسنات اخلاقى

راه يافتگان به عرصه گاه حسنات اخلاقى ، و آراستگان به زيبايى هاى معنوى ، و دارندگان خصلت هاى ارزشى ، و پاك دامنان از زشتى هاى نفسانى عقيده دارند هر انسانى براى رسيدن به فضايل انسانى و خصلت هاى ملكوتى ، و حالات ارزشمند باطنى به پنج حقيقت نيازمند است :

1 . معرفت و آگاهى به زيبايى هاى اخلاقى .

2 . دلبستگى و عشق ورزى به آنها .

3 . به كار گرفتن آن حسنات آسمانى و ملكات عرشى .

4 . تداوم بخشيدن نسبت به كارگيرى و عمل به آنها .

5 . تبليغ هنرمندانه و دعوت همگان با زبانى پر از مهر و محبت به آن خصلت هاى الهى و انسانى .

به دست آوردن معرفت به آن موارد سعادت بخش كار مشكلى نيست و رفت و آمد چندانى نياز ندارد ، همه مى توانند به كتاب هايى كه در اين زمينه بزرگان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ بحار الانوار : 71 / 143 ، باب 4 ، حديث 19 .


صفحه 335


دين و عالمان متعهد و دانشمندان دلسوز نوشته اند مراجعه كنند . نوشته هاى آنان تلفيقى از آيات و روايات و مباحث عقلى است و خوشبختانه برخى از آنها هم كه عربى است يا مطابق با متن عربى يا خلاصه اى از آن براى استفاده ى عموم ترجمه شده است .

مانند بزرگوارى در اسلام ترجمه ى متن عربى كتاب اخلاق راغب اصفهانى ، و ترجمه ى حقايق فيض ، و اخلاق حسنهى فيض ، و معراج السعادة و نيز كتاب هاى مهمى كه در اين زمينه در نوع خود بى نظير است مانند جلد دوم اصول كافى ، تحف العقول ، مجموعه ى ورّام ، محجّة البيضاء ، ايمان و كفر ، بحار الانوار ، جامع السعادات و امثال اين كتاب ها ، كه انسان با دقت در متن آنها به حسنات اخلاقى معرفت و آگاهى پيدا مى كند ، و هنگامى كه با چشم دل مطالعه كند چراغ عشق به آن واقعيات در خانه ى دل او روشن مى شود و به انسان براى آراسته شدن به آن موارد و به كار گرفتن آن ارزش ها حركت مى دهد ، و آن چنان آن حسنات در مقام عمل به ذائقه ى جان او شيرين مى نمايد كه عاشقانه تحت هر شرايطى به تداوم بخشيدن به عمل به آنها تن مى دهد ، و براى اين كه ديگران هم از اين بوستان هميشه بهار محروم نمانند ، به تبليغ آن و دعوت مردم به آراسته شدن به آنها عاشقانه قدم به ميدان مى نهد و از دل و جان براى تحقق آنها در وجود مردم مايه مى گذارد .

مردم بايد بدانند كه به كار گرفتن حسنات اخلاقى از اعظم عبادات و افضل قربات است ، عبادتى كه نياز به زحمت غسل و وضو و روى به قبله كردن ندارد .

پاداش حسن خلق

در روايتى درباره ى پاداش اين عبادت عظيم ولى بى زحمت مى خوانيم كه امام صادق (عليه السلام) فرموده :

إنّ اللهَ تَبارَكَ وَتَعالَى لَيُعْطِى العَبْدَ مِن الثَّوابِ عَلَى حُسْنِ الخُلُقِ كَما يُعْطِى


صفحه 336


المُجاهِدَ فِى سَبيلِ اللهِ يَغدُو عَلَيهِ وَيَرُوحُ(1) .

خداى تبارك و تعالى يقيناً بنده ى خود را بر حسن خلق پاداشى چون پاداش رزمنده اى كه شبانه روز در راه خدا مى رزميده عطا مى كند .

انسان وقتى همه ى مردم را ـ از زن و فرزند گرفته تا غريبه ترين غريبه ها ـ بنده ى خدا ببيند و خود را نيز در همان جايگاه مشاهده كند و اين حقيقت را هم به خود بقبولاند كه همه از او بهترند ، جايى براى به كارگيرى زشتى هاى اخلاق نسبت به بندگان خدا نمى ماند ، بلكه كوشش انسان در اين نقطه متمركز مى شود كه با همگان در سايه ى پرمايه ى حسنات اخلاقى رفتار كند و حتى بدى هاى اخلاقى آنان را با زيبايى هاى اخلاقى پاسخ دهد ، چنان كه خداى مهربان در قرآن مجيد از پيامبرش ، تلافى بدى ها را با خوبى ها خواسته ، و اين واقعيت در حقيقت اوج اخلاق و قلّه ى معنوى خصلت هاى مثبت است .

( وَلاَ تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلاَ الْسَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيم )(2) .

و نيكى با بدى يكسان است . ] بدى را [ به آنچه خود بهتر است دفع كن ; آن گاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است ، گويى دوستى يكدل مى گردد . و اين ] خصلت [ را جز كسانى كه شكيبا بوده اند نمى يابند و آن را جز صاحب بهره اى بزرگ ، نخواهد يافت .

آيه اى است كم نظير ، همراه با عالى ترين مسائل معنوى و ارزشى ، در بخش اوّل آيه اعلام مى كند كه هرگز حسنه و نيكى و زشتى و بدى اخلاقى يكسان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ كافى : 2 / 101 ، باب حسن الخلق ، حديث 12 ; بحار الانوار : 68 / 377 ، باب 92 ، حديث 10 .

2 ـ فصلت ( 41 ) : 34 ـ 35 .


صفحه 337


و برابر نيست ، حسنه ى اخلاقى راهى به سوى قرب و رضاى خداست ، و زشتى اخلاقى راهى به سوى سخط و خشم حق و آتش دوزخ است ، حسنه ى اخلاقى مايه ى ارزش انسان و امنيت و آرامش و دل خوشى فرد و خانواده و جامعه ، و زشتى اخلاقى مايه ى پستى و ناامنى و اضطراب فرد و خانواده و جامعه است .

در بخش دوم آيه ، فرمان حكيمانه مى دهد ، زشتى اخلاقى ديگران را به خود با روش اخلاقى بهتر و حالتى كه نيكوتر است دفع كن كه ناگهان ميان تو و كسى دشمنى است گويا يارى و دوستى نزديك و خودمانى است .

در بخش سوم آيه ، مى گويد اين حسنه ى اخلاقى بهتر و برتر را كه مقابله ى بدى با روشنى كه روش بهتر است نمى پذيرند مگر كسانى كه وجودشان را از انتقام گرفتن منع مى كنند ، و بر مرز حقايق اخلاقى ثبات و پايدارى مى نمايند .

در بخش پايانى آيه ، مى فرمايد اين روش را نمى پذيرند مگر آنان كه از خير و كمال و كرامت و بزرگوارى نصيب عظيم دارند .

پاداش صبر و بردبارى

آرى ، صبر نمودن و پايدارى نشان دادن و ثبات قدم داشتن در امر معنوى ، و در برابر تلخى ها و برخوردهاى نامناسب ديگران براى استوار شدن حقايق اخلاقى در عمق نفس عبادتى بسيار مهم و داراى پاداشى باارزش است .

امام باقر (عليه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند :

إذا كانَ يَومَ القيامَة جَمَعَ الله عزّ وجلّ الخلائِقَ فِى صَعيد وَاحد ، ونادى مُناد مِن عند اللهِ يَسمَعُ آخرُهم كما يَسمَعُ أوّلُهم يقولُ : أين أهلُ الصبرِ ؟ قَالَ : فيقومُ عُنُقٌ مِن النّاسِ مُستَقبِلُهم زُمرةٌ مِن المَلائِكةِ فيقولونَ لَهُم : ما كانَ صبرُكُم هَذا الَّذى صَبَرتُم؟  فيقولون : صَبَرنا أنفُسنا على طاعةِ الله وصَبَرناها عَن مَعصِيةِ الله . قال: فَيُنادى مُناد مِن عِندَ الله : صَدَقَ عِبادِى خَلَوْا سبيلَهُم لِيدخُلوا الجنّةَ بِغَيرِ


صفحه 338


حساب(1).

هنگامى كه روز قيامت شود خدا همه را در يك سرزمين جمع مى كند و از جانب خدا ندا دهنده اى ندا مى دهد كه اولين و آخرين آن ندا را مى شنوند مى گويد : اهل صبر و شكيبايى كجايند ؟ پس گروهى از مردم از جاى برمى خيزند و دسته اى از فرشتگان از آنان استقبال مى كنند و به آنان مى گويند : صبر شما چه بود ؟ مى گويند : ما وجودمان را بر طاعت خدا نگاه داشتيم و نسبت به معصيتش حبس نموديم . پس ندا دهنده اى از سوى خدا ندا مى دهد : بندگانم راست مى گويند ، راه را به روى آنان باز كنيد تا بدون حساب وارد بهشت شوند .

 

پيوند ميان خالق و مخلوق

اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد : خدا حسنات اخلاقى را پيوند بين خود و بندگانش به شمار آورده و در اين زمينه روايت بسيار مهمى از حضرت نقل شده ، كه نمونه ى آن در كتاب هاى روايى بسيار كم است :

أنّه قَالَ لِوَلَدِهِ إنّ اللهَ عَزَّ وَجلَّ جَعَلَ مَحاسِنَ الأخلاَقِ وُصلَةً بَينَهُ وَبَيْنَ عِبَادِهِ فيجب أحَدَكُم أن يتمسَكَ بِخُلُق مُتَّصل باللهِ(2) .

به فرزندانش فرمود : بى ترديد خداى عزّ و جلّ زيبايى هاى اخلاق را پيوند ميان خود و بندگانش قرار داده ، پس به هر يك از شما واجب است متمسك به اخلاق متصل به خدا شود .

امام صادق (عليه السلام) در رابطه با زيبايى هاى اخلاقى مى فرمايد :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ امالى طوسى : 102 ، المجلس الرابع ، حديث 158 ; بحار الانوار : 71 / 392 ، باب 28 ، حديث 14 .

2 ـ نزهة الناظر : 52 ، حديث 27 ; مستدرك الوسائل : 11 / 192 ، باب 6 ، حديث 12719 .


صفحه 339


اخلاق نيكو و خصلت هاى زيبا جمال در دنيا و نگاه دارنده ى انسان از عذاب در آخرت است ، كمال دين به آن است ، و مايه ى تقرب به سوى خداست ، و حسنات اخلاقى در همه ى انبيا و اوليا و اوصيا موجود بوده است . . . و آنچه در حقيقت زيبايى هاى اخلاقى است جز خدا كسى نمى داند ، پيامبر فرمود : حاتم روزگار ما حسن خلق و صفات حسنه است و حسن خلق لطيف ترين حقيقت در دين و سنگين ترين مايه در ميزان است(1) .

دارنده ى حسنات اخلاقى عاشقانه آن را هزينه مى كند

حسنات اخلاقى هنگامى كه در انسان جلوه مى كند چون كريم گشاده دستى هر لحظه مى خواهد خيرش را به ديگران برساند ، صاحب حسنات اخلاقى در هزينه كردن اين مايه هاى ملكوتى نسبت به ديگران حتى حيوانات سر از پا نمى شناسد و زمان و مكان برايش مطرح نيست .

زينب كبرى (عليها السلام) قهرمان كربلا و مثل اعلاى ايمان و عمل ، داستان عجيبى را از همسرش عبدالله بن جعفر به اين مضمون نقل مى كند كه عبدالله گفت : من از سفرى باز مى گشتم در حال خستگى به نزديك قريه اى رسيدم ، باغى سرسبز و خرّم در بيرون آن قريه بود ، پيش خود گفتم بروم از صاحب باغ اجازه بگيرم تا اندك زمانى از خستگى راه بياسايم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ قال الصادق (عليه السلام) : الخلق الحسن جمال في الدنيا ، ونزهة في الآخرة ، وبه كمال الدين ، والقربة إلى الله عزّ وجل ، ولا يكون حسن الخلق إلا في كل ولي ، وصفي ; لأن الله تعالى أبى أن يترك ألطافه بحسن الخلق ، إلا في مطايا نوره الأعلى ، وجماله الأزكى ; لأنها خصلة يخص بها الأعرفين به ، ولا يعلم ما في حقيقة حسن الخلق إلا الله عز وجل ، قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) : خاتم زماننا إلى حسن الخلق ، والخلق الحسن ألطف شيء في الدين ، وأثقل شيء في الميزان ، وسوء الخلق يفسد العمل ، كما يفسد الخل العسل ، وإن ارتقى في الدرجات فمصيره إلى الهوان ، قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) : حسن الخلق شجرة في الجنة ، وصاحبه متعلق بغصنها ، يجذبه إليها ، وسوء الخلق شجرة في النار ، وصاحبه متعلق بغصنها ، يجذبه إليها .

مستدرك الوسائل : 8 / 449 ، باب 87 ، حديث 9967 ; بحار الانوار : 68 / 393 ، باب 92 ، حديث 61 .


صفحه 340


كنار در ايستادم و سلام كردم ، غلام سياه نزديك من آمد و با محبت مرا به درون باغ دعوت كرد ، من بدون اين كه خود را معرفى كنم وارد باغ شدم . او گفت : من مالك باغ نيستم ، مالك باغ در قريه است ولى اين اجازه را دارم كه عزيزى چون شما را بپذيرم . ميان باغ رفتم و نقطه اى را براى استراحت در نظر گرفتم ، نزديك ظهر بود ، غلام سفره ى نانش را باز كرد ، تا خواست بسم الله بگويد و لقمه ى اوّل را از سفره بردارد ، سگى وارد باغ شد ، از خوردن باز ايستاد ، در چهره ى سگ دقت كرد ، او را گرسنه يافت ، يك قرص نان نزد سگ گذاشت و سگ هم با حرص هرچه تمام تر خورد ، قرص دوم و سوم را هم به سگ داد ، وقتى خيالش از سير شدن سگ آسوده شد ، سفره ى خالى را جمع كرد و در گوشه اى گذاشت .

به او گفتم : خود غذا نمى خورى ؟ گفت : ندارم ، جيره ام در روز همين سه قرص نان است . گفتم : چرا همه ى آن را به اين سگ دادى ؟ گفت : قريه ى ما سگ ندارد ، اين سگ از جاى ديگر به اين باغ آمد و معلوم بود خيلى گرسنه است و من تحمل گرسنگى اين مهمان ناخوانده ى زبان بسته را نداشتم . گفتم : پس با گرسنگى خود چه مى كنى ؟ گفت : با صبر و حوصله روز را به شب مى آورم !

عبدالله گفت : من از كرامت و اخلاق و مهرورزى و برخوردش با سگى كه از جاى ديگر آمده بود شگفت زده شدم ، پس از استراحت به قريه رفتم و سراغ صاحب باغ را گرفتم . وقتى او را يافتم خود را معرفى كردم كه من عبدالله بن جعفر داماد اميرالمؤمنين (عليه السلام) هستم . گفت : فداى قدمت ، و به من اصرار ورزيد كه به خانه اش بروم . گفتم : مسافرم و براى رفتن عجله دارم ، آمده ام باغ تو را بخرم . گفت : شما كه زندگى و كارت در مدينه است ، اين باغ را براى چه مى خواهى ؟ جريان را به او گفتم و پس از اصرار زياد باغ را خريدم . گفتم : غلام را هم به من بفروش . غلام را هم فروخت . به باغ برگشتم و به غلام گفتم : تو را


صفحه 341


و باغ را از مالكت خريدم و تو را در راه خدا آزاد كردم و باغ را نيز به تو بخشيدم !

آرى ، به قول قرآن اگر خوبى كنيد به خود خوبى كرده ايد .

( اِنْ أَحْسَنْتُم أَحْسَنْتُم لاَِنْفُسِكُم )(1) .

اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده ايد .

و به قول اميرالمؤمنين(عليه السلام) حسنات اخلاقى پيوندى ميان خدا و بندگان اوست .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ اسراء ( 17 ) : 7 .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز