فارسی
دوشنبه 04 خرداد 1394 - الاثنين 6 شعبان 1436

سپس جنازه او را برمى‏دارند ، به سوى گورى كه براى او مى‏كَنند مى‏برند و او را در دل زمين به عملش مى‏سپارند و از او دور مى‏شوند و از زيارت و ديدار او منقطع مى‏گردند[188] .

شيخ كلينى در كتاب « الكافى » از على بن ابراهيم از پدرش از نوفلى از سَكونى از حضرت صادق عليه‏السلام روايت مى‏كند كه :

چشم دردى عارض اميرالمؤمنين عليه‏السلام شد . رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به عيادت آن جناب آمد و ديد از شدّت درد فرياد مى‏كشد ، فرمودند : يا على ! جزع و فزع دارى يا شدّت درد و ناراحتى تو را بدين صورت درآورده ؟

عرضه داشت : يا رسول اللّه ! به مدّت عمرم به دردى به اين شدت مبتلا نشده بودم ، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود : يا على ! چون ملك الموت براى قبض روح كافر حاضر شود با او سَفودى[189] از آتش است و با آن سفود روحش را قبض مى‏كند و اين‏گونه قبض روح براى كافر آن چنان دشوار است كه از شدت آن ، جهنّم به فرياد مى‏آيد ! !

اميرالمؤمنين عليه‏السلام از جاى برخاست و نشست و عرض كرد : يا رسول اللّه !

اين حديث را براى من تكرار كن ، اين گفتارت موجب شد كه درد خود را فراموش كردم و سپس عرض كرد : آيا اين گونه قبض روح اختصاص به كافر دارد يا به كسى از امت تو ممكن است برسد ؟

رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود : آرى ، به سه دسته : حاكمى كه بر مردم ستم روا دارد ، كسى كه مال يتيم را به ظلم ببرد و شاهدى كه در محكمه قاضى به باطل و دروغ گواهى دهد[190] .

كشف برزخى براى محدّث قمى

مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى ـ كه در ورع و تقوا و صداقت و پاكى زبانزد خاص و عام است ـ به افراد مورد اطمينان فرموده‏اند :

روزى در نجف اشرف براى زيارت اهل قبور و ارواح مؤمنان رفته بودم ، در اين ميان از ناحيه‏اى دور نسبت به جايى كه ايستاده بودم صداى شترى كه گويى مى‏خواهند او را داغ كنند بلند شد ، به طورى كه انگار تمام زمين وادى‏السلام از صداى نعره او متزلزل و مرتعش بود ، من براى استخلاص آن شتر به سرعت بدان جهت رفتم ، چون نزديك شدم ديدم شتر نيست ، بلكه جنازه‏اى را براى دفن آورده‏اند و اين نعره از اين جنازه بلند است و آن افرادى كه متصدّى دفن او بودند ابداً اطّلاعى نداشته و با كمال خونسردى و آرامش مشغول كار خود بودند .

بدون شك صاحب جنازه مرد ظالم و ستمگرى بوده كه در اولين وهله از ارتحال به چنين عقوبتى دچار شده است ، يعنى قبل از دفن و عذاب قبر از ديدن صور برزخيّه وحشتناك گرديده و فرياد برآورده است .


  • چون سكندر را مسخّر شد جهان گفت تابوتى كنيد از بهر من كف گشاده دست من بيرون كنيد تا ز مال و لشگر و ملك و شهى گر جهان در دست من بود آن زمان ملك و مال اين جهان جز پيچ نيست گر همه يابى چون من جز هيچ نيست[191]

  • وقت مرگ او درآمد ناگهان دخمه‏اى سازيد پيش شهر من نوحه بر من هر زمان افزون كنيد خلق بربينند دست من تهى در تهى دستى برفتم از جهان گر همه يابى چون من جز هيچ نيست[191] گر همه يابى چون من جز هيچ نيست[191]




Copyright © 2004 - 2011 ERFAN.IR

WWW.Erfan.ir

The official website of Professor Hossein Ansarian

www.Erfan.ir