فارسی
سه شنبه 29 بهمن 1398 - الثلاثاء 23 جمادى الثاني 1441
حکایات عبرت آموز
ارسال پرسش جدید

داستان شگفت انگيز مرگ هارون

داستان شگفت انگيز مرگ هارون
زمانى كه بيمارى هارون الرشيد در خراسان شديد شد ، فرمان داد طبيبى از طوس حاضر كنند ، آنگاه سفارش كرد ادرار او را با ادرار گروهى از بيماران و از افراد سالم بر طبيب عرضه كنند ، طبيب شيشه ها را يكى پس از ديگرى بررسى مى كرد و بى آنكه بداند از كيست ، گفت : به ...

حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک

حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک
یعقوب لیث ، چهره پرآوازه سیستان و پایه گذار انقلابى رهایى بخش بر ضدّ حکومت خونخوار و ظالم و ستمکار عباسى ، در ابتداى جوانى روى گرزاده اى بیش نبود .مدتى به کار روى گرى مشغول بود و پاداش کارش را سخاوتمندانه با جوانان هم سن و سالش مى خورد .سخاوت و شجاعت و ...

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
در زمان رسول خدا (صلى الله علیه وآله) ، در شهر مدینه مردى بود با چهره اى آراسته و ظاهرى پاک و پاکیزه ، آنچنان که گویى در میان اهل ایمان انسانى نخبه و برجسته است .او در بعضى از شب‌ها به دور از چشم مردمان به دزدى مى رفت و به خانه هاى اهل مدینه دستبرد مى زد ...

حكايت ميرغضب و نان و نمك مجرم‏

حكايت ميرغضب و نان و نمك مجرم‏
  حكايت كرده‏اند كه سلطانى بر فردى غضب كرد و به ميرغضب خود دستور داد سر او را قطع كند. ميرغضب مجرم را بيرون آورد و به او گفت: آماده شو، مى‏خواهم سر از بدنت جدا كنم! مجرم گفت: ميرغضب، معمولًا كسانى‏كه مى‏خواهند كشته شوند چند تقاضا مى‏كنند. من يك ...

حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)

حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
دوازده-سیزده سالم بود که یک شعری را از مرحوم ملااحمد نراقی حفظ کردم و تا حالا هم در ذهنم نگه داشتم، بعد دیدم که مرحوم نراقی این شعری را که گفته، براساس یک روایت است؛ ولی خیلی این روایت را زیبا شکل داده است. خلاصه‌اش این است: کلیم‌الله داشت در مصر به ...

حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)

حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
 شخصى خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد، عرض كرد: على جان! هزار دينار در اين شهر نزد فلان شخص گذاشتم و به مدينه آمدم، اكنون مى‏گويند كه او مرده است. به پسرش مراجعه كردم، گفتم: من نزد پدر شما هزار دينار امانت گذاشتم، آمده‏ام بگيرم. پسرش گفت: والله ...

زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
يحيي‌بن‌امّ‌طويل[1] كه از چهره‌هاي برجسته مكتب تشيّع بوده و ساليان زيادي از عمر خود را نزد حضرت سيّدالشهدا و امام زين العابدين(ع) گذرانده است نقل مي‌كند که روزي خدمت حضرت سيّدالشهدا(ع) مشرّف شدم و با حضرت در مورد مسائل ديني گفتگو مي‌كردم، ناگهان ...

اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!

اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
در بنی‌اسرائیل زنی زناکار بود، که هرکس با دیدن جمال او، به گناه آلوده می‌شد! درب خانه‌اش به روی همه باز بود، در اطاقی نزدیک در، مشرف به بیرون نشسته بود و از این طریق مردان و جوانان را به دام می‌کشید، هرکس به نزد او می‌آمد، باید ده دینار برای انجام ...

حکایتی از یک واقعه‏ عجيب‏

حکایتی از یک واقعه‏ عجيب‏
  در ايام كودكى و نوجوانى به دنبال حالات دينى پدرم، و برخوردهائى كه آن بزرگوار با اهل علم و مسجد و مجالس مذهبى داشت، عاشق عالم ربانى و مسجد و مجالس الهى شدم، رفت و آمدم به مراكز مذهبى، و نشست و برخاستم با عالم واجد شرايط، در دوران طاغوت كه كشور، و ...

نصيحت شيطان به نوح

نصيحت شيطان به نوح
امام صادق (عليه السلام) فرمود : هنگامى كه نوح از كشتى پياده شد ، ابليس نزد او آمد و گفت : در روى زمين انسانى بر من منّتى بزرگتر از تو ندارد ، از خدا بر ضدّ اين بدكاران عذاب خواستى ، در نتيجه سبب راحت من شدى ، آيا تو را به دو خصلت آگاه نكنم ؟ از حسد بپرهيز ...

تخفیف عذاب بخاطر دل سوزی به اقوامش!

تخفیف عذاب بخاطر دل سوزی به اقوامش!
حضرت امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:يونس عليه السلام در حالى كه از معصيت‏هاى قومش خشمگين بر كشتى شد، نهنگى براى غرق كردن آنان به كشتى حمله كرد، سه بار قرعه انداختند كه به نام هركس افتاد او را در دهان نهنگ اندازند تا نهنگ با مشغول شدن به او از حمله ...

حكايت ابراهيم ادهم‏

حكايت ابراهيم ادهم‏
  در احوالات ابراهيم ادهم نوشته‏اند كه او پادشاه بلخ و انسان بدكار و ستمكارى بود، اما يكى از زُهّاد و عُبّاد و عرفاى بزرگ شد كه كارنامه درخشانى هم دارد و كلماتى از او به جا مانده كه در كتاب‏هاى مختلف نقل شده‏اند. آورده‏اند كه روزى روى تخت سلطنت ...

حكايت ميرزا تقى‏خان اميركبير

حكايت ميرزا تقى‏خان اميركبير
  قائم مقام فراهانى كه روس و انگليس نگذاشتند بيش از هشت ماه نخست وزير باشد، يك استاد دانا گرفته است تا به دو فرزند قائم مقام درس بدهد. يك روز قائم مقام فراهانى كنار معلم مى‏نشيند و از بچه‏هاى خود سؤال درسى مى‏پرسد. وقتى بچه‏ها نمى‏توانند جواب پدر ...

درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
ملّا آقاى دربندى واعظ متبحر و مشهوری بود كه به خاطر علاقه و عشق وافر به حضرت سيّدالشهدا(ع) زبانزد خاصّ و عام بود. او آنقدر شیفتة عزاداری بر سیدالشهدا(ع) بود که در خواندن مصائب كربلا يا شنيدن آن از كثرت گريه و ناله، به حالت غش و بى‏هوشى مى‏افتاد.  در ...

وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد

وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد
چند سالى براى تبليغ به انگلستان مى‏رفتم، يكى از سال‏ها در مجلسى از مجالس عرب زبان شيعه شركت كردم، سخنرانى با بيانى رسا و ذكر مصيبتى هنرمندانه براى آن جمعيت سخنرانى داشت، پرسيدم اين سخنران كيست‏ و از كدام كشور است؟ پاسخ دادند از اهالى قاهره مصر ...

حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)

 حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
كسى به مدينه آمد و به مردم مدينه گفت: من مى‌‏توانم خبرهايى از زندگى شما بدهم. كسانى كه با او در ارتباط بودند، از او خبر مى‌‏خواستند و او خبر مى‏‌داد و درست مى‏‌گفت. اين موضوع را به خدمت مبارك موسى بن جعفر عليهما السلام اطلاع دادند كه: شخص بى‌‏دين ...

گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)

گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
جابربن عبدالله انصارى مي‌گويد: روزى پيامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و ياران نشسته بودند كه پيرمردى با لباس‏‌هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان مي‌داد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد. عرضه داشت مردى پريشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى ...

حکایت غضب و شهوت‏

حکایت غضب و شهوت‏
شيطان، موسى را ملاقات كرد و به حضرت عرضه داشت: اى موسى! تويى آن انسانى كه خداوند مهربان تو را به رسالت برگزيده و بى‏واسطه با تو سخن مى‏گويد، روى اين حساب از آبروى فوق‏العاده‏اى برخوردارى، من يكى از مخلوقات خدايم و گناهى را مرتكب شدم و علاقه دارم از ...

داستان پر از نكته جنگ بدر

داستان پر از نكته جنگ بدر
در ميان مردم مكه كه مردمى مشرك و مخالف حق بوند بخاطر در خطر قرار گرفتن كاروان تجارتى آنان به سردمدارى قريش به ويژه كافر معاندى چون ابوسفيان وضع آشفته‏اى پيش آمده بود. در چنين موقعيتى روزى رسول خدا به مسلمانان خبر داد كه ابوسفيان بن حرب كاروان قريش ...

تعبیر خواب ابن سیرین

تعبیر خواب ابن سیرین
ابن سيرين مى‏گويد: در بازار به شغل بزازى اشتغال داشتم، زنى زيبا براى خريد به مغازه‏ام آمد، در حالى كه نمى‏دانستم به خاطر جوانى و زيباييم عاشق من است، مقدارى پارچه از من خريد و در ميان بغچه پيچيد، ناگهان گفت: اى مرد بزاز! فراموش كرده‏ام پول همراه ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز