فارسی
دوشنبه 11 اسفند 1399 - الاثنين 17 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
حکایات عبرت آموز
ارسال پرسش جدید

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
روزى وزیر هارون در مجلس بود ، در آن اثنا پسر هارون که نامش قاسم بود و لقبش موتمن آمد بگذرد ، جعفر برمکى خندید ، هارون از سبب خنده پرسید ، پاسخ داد ، بر احوال این پسر مى خندم که تو را رسوا نموده ، اى کاش این پسر به تو داده نمى شد ! این است لباس و وضع و روش و ...

جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!

جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
شيخ بهائى مى گويد : از مردى مورد اطمينان شنيدم ، گنهكارى از دنيا رفت ; همسرش براى انجام مراسم تغسيل و تكفين و تدفين از مردم درخواست كمك كرد ، ولى شدت نفرت مردم نسبت به آن گنهكار به اندازه اى بود كه كسى براى انجام مراسم حاضر نشد ، به ناچار كسى را اجير ...

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
 فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : یکى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل ...

حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏

حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
  در روايات آمده است كه روزى اميرالمؤمنين، عليه السلام، پس از سه روز توقف در صحرا و اشتغال به كار كشاورزى به خانه بازگشتند و در منزل را زدند. وقتى فاطمه زهرا، عليها السلام، در را باز كرد، حضرت با ديدن چهره همسرشان از سبب پريدگى رنگشان جويا شدند. ...

چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
 1- حضرت باقر عليه السلام مى‏فرمايد: جوانى يهودى زياد خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏رسيد، حضرت كارهاى سبك و بدون زحمت به او ارجاع مى‏داد، و چه بسا او را دنبال كارهاى خودش مى‏فرستاد، و گاهى به توسّط او نامه‏اى به ايل و تبارش مى‏نوشت. چند ...

زن بدكاره‏ در خانه عابد

زن بدكاره‏ در خانه عابد
امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: زنى بدكاره، به قصد آلوده كردن عده‏اى از جوانان بنى‏اسرائيل، مشغول فعاليت شد، زيبايى زن آن چنان خيره كننده بود كه گروهى از جوانان گفتند: اگر فلان عابد او را ببيند تسليم او خواهد شد. زن سخن آنان را شنيد، گفت: به خدا ...

ما با شما در ثواب شما شريكيم‏

ما با شما در ثواب شما شريكيم‏
جابر در زيارت اربعين حضرت حسين عليه السلام خطاب به شهداى كربلا گفت:ما با شما در ثواب شريكيم. عطيه كوفى گفت: اى جابر! چگونه با آنان شريكيم در حالى كه ما كارى نكرده‏ايم و رنجى نديده‏ايم، آن‏ها از زن و فرزند جدا شده و زخم برداشتند تا كشته شدند!!جابر ...

گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)

گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
جابربن عبدالله انصارى مي‌گويد: روزى پيامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و ياران نشسته بودند كه پيرمردى با لباس‏‌هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان مي‌داد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد. عرضه داشت مردى پريشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى ...

حکایتی از لقمه حرام‏

حکایتی از لقمه حرام‏
 فضل بن ربيع مى‏ گويد: شريك بن عبد اللّه بن سنان نخعى، كه از بالاترين حسب برخوردار بوده است، چون اين شخص عالم، از بزرگان قبيله ‏اى بوده است كه شاخص ‏ترين چهره آن قبيله وجود مبارك مالك اشتر نخعى است، كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: مادرى را سراغ ...

رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
  روزى يكى از فرزندان حضرت سيدالشهدا، عليه‏السلام، از مدرسه به خانه برگشت. امام او را صدا زدند و فرمودند: عزيزم! امروز چه ياد گرفتى و معلمت چه به تو آموخته است؟ گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* ...

سعادت ابدى‏

سعادت ابدى‏
در كتاب «اسرار معراج» اين حديث بسيار مهم و جالب و حيرت‏آور را مى‏خوانيم: در زمان رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شهر مدينه، شخصى بود بسيار ظاهر الصلاح، به طورى كه كسى در حق او در هيچ موردى، گمان سوء و ظن خلاف نداشت. شايد بسيارى از مردم ...

داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ

داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: گروهى نزد پيامبر خدا آمدند و او را به مرگ سعد بن معاذ خبر دادند، پيامبر با اصحاب براى تجهيز سعد حركت كردند، و در حالى كه بر چهارچوب در غسّال خانه قرار داشتند به غسل دادن بدن سعد فرمان دادند. هنگامى كه او را حنوط و كفن ...

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)

 تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
يكى از ياران پيامبر(ص) مى‏ گويد : در يكى از روزها كه هوا بسيار گرم بود ، من و گروهى از دوستان با رسول خدا(ص) در سايه درختى نشسته بوديم . ناگهان جوانى از راه رسيد ، لباس‏ هاى خود را از بدن بيرون آورده و با پشت و روى بدن و صورت خود بر ريگ ‏هاى داغ بيابان ...

راست‏ ترين كلام عرب‏

راست‏ ترين كلام عرب‏
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: راست‏ترين سخنى كه عرب گفته كلام لبيد شاعر است: الا كُلُّ شَىْ‏ءٍ ما سِوَى اللّهِ باطِلٌ وَكُلُّ نَعيمٍ لا مَحالَةَ زائِلٌ‏به حقيقت بدانيد كه هر چيز جز خدا باطل و ضايع است و هر چه از نعمت در عرصه حيات و ميدان ...

من دختر رئيس قبيله هستم

من دختر رئيس قبيله هستم
اميرالمؤمنين عليه السلام در باره كرامت و حسن خلق و آقايى و عفو و گذشت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‌‏فرمايد: زمانى كه اسيران طائفه طى را به مدينه آوردند، در بين آنان دخترى بود كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه داشت: يا محمّد! چه شود كه مرا ...

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
در زمان رسول خدا (صلى الله علیه وآله) ، در شهر مدینه مردى بود با چهره اى آراسته و ظاهرى پاک و پاکیزه ، آنچنان که گویى در میان اهل ایمان انسانى نخبه و برجسته است .او در بعضى از شب‌ها به دور از چشم مردمان به دزدى مى رفت و به خانه هاى اهل مدینه دستبرد مى زد ...

توبه جوانی که خیاط زنانه بود

توبه جوانی که خیاط زنانه بود
واقعۀ بسیار شنیدنی که برای خودم اتفاق افتاده را برایتان تعریف می‌کنم:زمان طاغوت در شلوغی معصیت‌ها و طوفان گناهان، خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ کشور ما پر از کاباره و مشروب فروشی و زن و دختر بی‌حجاب و شکسته شدن حریم الهی بود. من قبل از انقلاب یک ...

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
ابوسعيد ابوالخير سال‏ها در شهر نيشابور درس داشت. روزى در روستايى دعوتش كردند. گفتند: هر چند نفر كه مى‏خواهى، با خودت بياور. ده نفر از شاگردهايش را با خود برد. بعضى از شهرهاى ايران قديم را كه من ديده بودم، دستشويى آن آخر حياط بود. پشت بيشتر حياطها نيز ...

اثر بی‌حجابی

اثر بی‌حجابی
 در روزنامه پرتيراژ كيهان، كه شماره آن را به ياد ندارم خواندم: خانم جوانى، نمونه همان‌ها كه در روايت اميرالمؤمنين آمده، براثر آزادى از سبك غربى، و به خاطر آمد و رفت دوستان شوهرش به خانه، و در معرض بودن وى با سر برهنه و بدن نيمه عريان، و رفت و آمد به ...

داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏

داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
سال 1364 هجرى شمسى در اصفهان براى سخنرانى دعوت شده بودم. مى‏دانستم اصفهان روزگارى مركز زندگى بسيارى از اولياى خدا و عالمان كامل بود. شهر، شهر حكيمان، فقيهان، فيلسوفان، عارفان، عاشقان، كاملان و شهيدان خداست، بر همگان لازم است كه اين حيثيات و ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز