فارسی
پنجشنبه 23 آبان 1398 - الخميس 17 ربيع الاول 1441
حکایات عبرت آموز
ارسال پرسش جدید

با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!

با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
مردی از اهالی شام چنین نقل کرده‌است: روزی در مدینه شخصی را با چهره‌ای آرام و بسیار نیکو و دارای حسن جمال دیدم. انسان وارسته‌ای که به طرز زیبایی لباس پوشیده و بر مرکبی سوار بود. پس درباره او پرس‌وجو کردم و دانستم که او حسن بن علی بن ابی‌طالب(ع) است. ...

نفرین و دعاى پدر

نفرین و دعاى پدر
امیرالمومنین با حضرت مجتبى (علیهما السلام) در مسجد الحرام نشسته بودند که ناگاه زمزمه اى سوزنده و مناجاتى جگرسوز شنیدند که مى گفت : اى خدایى که کلید حل همه مشکلات به دست قدرت تو است ! اى خدایى که رنج ها را برطرف مى کنى ! اى خدایى که بیچاره و درمانده جز ...

مرا قدرت ازدواج نیست!

مرا قدرت ازدواج نیست!
مردی بود متقی، با فضیلت، بزرگوار و آراسته به تربیت الهی و دارای روح ملکوتی که در بازار تهران دارای یک مغازه بود. درآمد مالی خود را دو تقسیم کرده بود، قسمتی را برای مخارج خانه خود گذاشته بود و سهم دیگر را برای رفع نیاز نیازمندان. بدون انجام کار خیر ...

توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد

توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
 ابوبكر حمامى كه در نيشابور از اصحاب حديث بود مى‌‏گويد: بعضى از مردم مالى را به من امانت دادند و من آن را در جايى دفن كردم و جاى دفن را فراموش نمودم، پس از مدتى صاحب امانت آمد و امانتش را از من خواست و من هم جاى دفنش را نمى‏‌دانستم، حيران و نگران ...

حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)

حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
عصر حكومت طاغوتى متوكل (دهمین خلیفه عباسى ) بود، او امام حسن عسكرى علیه السلام را به جرم دفاع از حق ، در شهر سامره به زندان افكنده بود، اتفاقا در آن سال بر اثر نیامدن باران ، قحطى و خشكسالى همه جا را فرا گرفته بود، زمین هاى كشاورزى خشك شده بود و دامها ...

ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏

ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
  براى عاشقان‏ اهل بيت عليهم السلام‏ خانه قبر با نور خدا روشن مى‏‌شود و با حضور اهل بيت عليهم السلام‏ بهشتى نمايان مى‏‌گردد كه مپرس. يا نُوْرَ المُسْتَوْحِشِيْنَ فِى الظُّلَمِ‏  مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى كه استاد بسيارى از بزرگان حوزه علميه ...

حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد

حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
ابوالحسن محمّد بن عبداللّه هروى مى‌‏گويد: مردى از اهالى بلخ با غلامش به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام آمد، خود و غلامش آن حضرت را زيارت كردند.ارباب بالاى سر حضرت آمد و مشغول نماز شد و غلام پايين پاى حضرت به نماز ايستاد.چون هر دو از نماز فارغ شدند ...

چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
 1- حضرت باقر عليه السلام مى‏فرمايد: جوانى يهودى زياد خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏رسيد، حضرت كارهاى سبك و بدون زحمت به او ارجاع مى‏داد، و چه بسا او را دنبال كارهاى خودش مى‏فرستاد، و گاهى به توسّط او نامه‏اى به ايل و تبارش مى‏نوشت. چند ...

وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند

وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
چون حضرت ابوالحسن على بن موسى الرّضا عليهما السلام در سفر خراسان به نيشابور رسيد، پس از آن‏كه اراده رفتن به سوى مأمون كرد، محدثين جمع‏ شدند و عرض كردند: اى پسر پيامبر! از شهر ما تشريف مى‏بريد و براى استفاده ما حديثى بيان نمى‏فرماييد؟ پس از اين ...

سهولت عفو امام رضا(ع)

سهولت عفو امام رضا(ع)
جَلُودی یکی از افسران مشهور و سخت‌گیر زمان خلافت هارون‌الرشید نسبت به خاندان پیامبر(ص) بود. هنگامی که یکی از فرزندان اهل‌بیت: به نام محمدبن‌جعفربن‌محمد در مدینه قیام کرد، هارون‌الرشید به جلودی دستور داد که اگر محمدبن‌جعفر را یافت، او را گردن ...

خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور

خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
روزی امام هشتم به صورت ناشناس و هم چون مردم عادی وارد حمام نیشابور شدند، به طوری که هیچ یک از حاضران در حمام متوجه حضور ایشان نشد. ابن شهر آشوب می نویسد: یکی از کسانی که در حمام بود [و ایشان را نمی شناخت] از آن حضرت درخواست کرد تا دلاکی نماید و پشت او را ...

هر گوينده «لا إله إلّا اللّه» اهل‏ نجات نيست!

هر گوينده «لا إله إلّا اللّه» اهل‏ نجات نيست!
ابو سعيد خدرى مى‏گويد: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود و تنى چند از يارانش از جمله على بن ابى‏طالب گرد او بودند، حضرت فرمود: هركس بگويد: «لا إله إلّا اللّه» داخل بهشت خواهد شد، پس دو تن از ياران گفتند: ما نيز مى‏گوييم: «لا إله إلّا ...

دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)

دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)
من یک روایت زیبا و پرقیمت در این زمینه برایتان بگویم که کتاب‌های مهم‌ ما این روایت را نقل کرده‌اند و راوی روایت هم حذیفة‌بن‌یمان است. یکی از شخصیت‌های زمان پیغمبر عظیم‌الشأن اسلام که اصالتاً اهل یمن بود. ایشان می‌گوید: تا امیرالمؤمنین(ع) زنده ...

حكايت گرگان و كرمان‏

حكايت گرگان و كرمان‏
   شخصى از ديگرى پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: حالا من از تو پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانه‏اى. گفت: نه من عاقلم. گفت: گرگان مى‏دانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مى‏شناسم. گفت: كرمان را مى‏دانى كجاست؟ گفت: بله، تمام ...

حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏

حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏
   شخصى خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد، عرض كرد: على جان! هزار دينار در اين شهر نزد فلان شخص گذاشتم و به مدينه آمدم، اكنون مى‏گويند كه او مرده است. به پسرش مراجعه كردم، گفتم: من نزد پدر شما هزار دينار امانت گذاشتم، آمده‏ام بگيرم. پسرش گفت: والله ...

ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار

ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار
بعد از آنكه حضرت سيّدالشهدا(ع) شب عاشورا را براي انجام عبادت الهي از دشمن مهلت گرفتند، اصحاب خود را جمع نمود و در ضمن خطبه‌اي غرّاء به آنان فرمود: «من بيعتم را از شما برداشتم؛ شما آزاد هستيد، از تاريكي شب استفاده كنيد و به جاهاي دور دست فرار كنيد؛ ...

توبه یزید بن معاویه!

توبه یزید بن معاویه!
روزى يزيد بن معاويه به امام سجّاد عليه السلام گفت: اى على بن الحسين عليه السلام! اگر من توبه كنم توبه من پذيرفته مى شود؟ حضرت فرمود: اگر در پس نماز مغرب نافله غفيله را بخوانى بخشيده مى شوى! حضرت زينب عليها السلام در آن مجلس عرض كرد: اى پسر برادرم چه مى ...

تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران

تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران
نقل شده است که روزي حضرت تعدادي از كارگران فقير و كم درآمد را مشاهده كرد كه سفرة خود را پهن كردند تا غذا بخورند. در اين سفره چيزي به جز خرده‌های نان يافت نمي‌شد. كارگران نيز متوجّه حضور حضرت شدند. يكي از كارگران گفت: از غذا ميل نكنيد تا من حضرت را براي ...

رفیق صمیمی امام حسین (ع)

 رفیق صمیمی امام حسین (ع)
 امام حسين(عليه السلام) يك رفيق صميمى داشت، ابن زياد با هزار مأمور به دنبال او مى‏ گشت و او را نمى‏ يافت. مى‏ گفت: هرجا او را ديديد امانش ندهيد، اما پيدايش نمى‏ كرد. رفيق امام اين را هم شنيده بود كه امام حسين(عليه السلام) به كربلا آمده است.  دل او در ...

ديدار خوبان در عالم رؤيا

ديدار خوبان در عالم رؤيا
من استادى داشتم كه در ميان استادانى كه خدا نصيبم كرد، او تك بود. خيلى منظّم، اهل نماز شب، گريه و سينه زدن براى ابى عبدالله عليه السلام بود، با اين كه فقيه و مجتهد بود، اما روز عاشورا عبا و عمامه را كنار مى‏‌گذاشت، به خودش گِل مى‌‏ماليد و پيراهن يك ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز