فارسی
دوشنبه 11 فروردين 1399 - الاثنين 5 شعبان 1441
حکایات عبرت آموز
ارسال پرسش جدید

داستان شعوانه و توبه‏

داستان شعوانه و توبه‏
    مرحوم ملا احمد نراقى در كتاب شريف اخلاقى معراج السعادة، در رابطه با توبه‏ى واقعى داستان شگفت آور زير را نقل مى‏كند: او زنى بود جوان، خوش صدا، رقاصه، بى‏توجه به حلال و حرام الهى. در شهر بصره مجلس فسق و فجورى از ثروتمندان و جوانان نبود مگر اين كه ...

نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار

نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
امام صادق (عليه السلام) روايت مى كند : دلقكى بيكار در مدينه بود كه اهل مدينه از دلقك بازى و سخنانش به خنده مى آمدند . روزى به مردم گفت : اين مرد مرا خسته و درمانده كرد ( منظورش حضرت على بن الحسين (عليه السلام) بود ) .آن گاه به مردم خطاب كرد كه هيچ كارى از ...

يوسف زيباتر بود يا تو ؟

يوسف زيباتر بود يا تو ؟
 حضرت صادق (عليه السلام) ، مى فرمودند : در قيامت زنى زيبا چهره را كه به خاطر زيباييش در دنيا دچار فتنه شد به دادگاه الهى مى آورند ، مى گويد : پروردگارا ! مرا زيبا آفريدى تا جايى كه به خاطر زيباييم برخورد كردم به آنچه كه برخورد كردم  در آن هنگام حضرت ...

رفیق صمیمی امام حسین (ع)

 رفیق صمیمی امام حسین (ع)
 امام حسين(عليه السلام) يك رفيق صميمى داشت، ابن زياد با هزار مأمور به دنبال او مى‏ گشت و او را نمى‏ يافت. مى‏ گفت: هرجا او را ديديد امانش ندهيد، اما پيدايش نمى‏ كرد. رفيق امام اين را هم شنيده بود كه امام حسين(عليه السلام) به كربلا آمده است.  دل او در ...

شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)

شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
روزی محمّد بن سنان،[2] به محضر مبارك امام رضا(ع) مشرّف شد و به حضرت عرض كرد:  مدّتي است نور چشمانم از بين رفته و نمي‌توانم اطراف خود را به خوبي ببينم، به پزشك هم مراجعه كردم، امّا فايده‌اي نداشت. امام رضا(ع) نامه‌اي به فرزند گرامي‌شان به اين مضمون ...

درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
ملّا آقاى دربندى واعظ متبحر و مشهوری بود كه به خاطر علاقه و عشق وافر به حضرت سيّدالشهدا(ع) زبانزد خاصّ و عام بود. او آنقدر شیفتة عزاداری بر سیدالشهدا(ع) بود که در خواندن مصائب كربلا يا شنيدن آن از كثرت گريه و ناله، به حالت غش و بى‏هوشى مى‏افتاد.  در ...

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)
يكي از ذاكرين اهل بيت(ع) به نام شیخ رضا سراج در روز تاسوعا در حال روضه خواني بود و پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به برادرشان را براي مردم بازگو می‌نمود. عالمي كه در مجلس حضور داشت به شدّت خشمگين شد و به او گفت: «اين چه روضه‌اي است كه مي‌خواني؟ آيا ...

زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
يحيي‌بن‌امّ‌طويل[1] كه از چهره‌هاي برجسته مكتب تشيّع بوده و ساليان زيادي از عمر خود را نزد حضرت سيّدالشهدا و امام زين العابدين(ع) گذرانده است نقل مي‌كند که روزي خدمت حضرت سيّدالشهدا(ع) مشرّف شدم و با حضرت در مورد مسائل ديني گفتگو مي‌كردم، ناگهان ...

پوریاى ولى و مبارزه با نفس

پوریاى ولى و مبارزه با نفس
رحمت خداوند ، شامل کسی می شود که در عین اقتدار با فتوت وجوانمردی به مبارزه با نفس رود. پوریاى ولى مردى بود قوى ، قدرتمند و معروف . با تمام پهلوانان معروف زمان کشتى گرفت و پشت همه را به خاک رسانید .زمانى که به اصفهان رسید با پهلوانان اصفهان هم کشتى گرفت ...

گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)

گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
جابربن عبدالله انصارى مي‌گويد: روزى پيامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و ياران نشسته بودند كه پيرمردى با لباس‏‌هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان مي‌داد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد. عرضه داشت مردى پريشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى ...

داستانى عجيب از صبر براى خدا

داستانى عجيب از صبر براى خدا
  از يكى از بزرگان دين نقل شده كه: از گورستانى مى‏گذشتم، زنى را ديدم ميان چند قبر نشسته و اشعارى مى‏خواند بدين مضمون: صبر كردم در حالى كه عاقبت صبر را مى‏دانم عالى است، آيا بى‏تابى بر من سزاوار است كه من بى‏تابى كنم؟ صبر كردم بر امرى كه اگر قسمتى ...

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان

رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
ابوسعيد ابوالخير سال‏ها در شهر نيشابور درس داشت. روزى در روستايى دعوتش كردند. گفتند: هر چند نفر كه مى‏خواهى، با خودت بياور. ده نفر از شاگردهايش را با خود برد. بعضى از شهرهاى ايران قديم را كه من ديده بودم، دستشويى آن آخر حياط بود. پشت بيشتر حياطها نيز ...

گنهكار و مهلت توبه‏

گنهكار و مهلت توبه‏
  زمانى كه ابليس دچار لعنت خدا شد، از خداوند براى بقايش تا روز قيامت مهلت خواست، به او مهلت دادند، از او سؤال شد: اين مهلت گسترده را براى چه مى‏خواهى؟ جواب داد: خداوندا! به عزّتت از كنار بنده‏ات نمى‏روم، تا جان از بدنش بيرون رود، خطاب رسيد: به عزّت و ...

توبه یزید بن معاویه!

توبه یزید بن معاویه!
روزى يزيد بن معاويه به امام سجّاد عليه السلام گفت: اى على بن الحسين عليه السلام! اگر من توبه كنم توبه من پذيرفته مى شود؟ حضرت فرمود: اگر در پس نماز مغرب نافله غفيله را بخوانى بخشيده مى شوى! حضرت زينب عليها السلام در آن مجلس عرض كرد: اى پسر برادرم چه مى ...

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)

 تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
يكى از ياران پيامبر(ص) مى‏ گويد : در يكى از روزها كه هوا بسيار گرم بود ، من و گروهى از دوستان با رسول خدا(ص) در سايه درختى نشسته بوديم . ناگهان جوانى از راه رسيد ، لباس‏ هاى خود را از بدن بيرون آورده و با پشت و روى بدن و صورت خود بر ريگ ‏هاى داغ بيابان ...

داستان شگفت انگيز مرگ هارون

داستان شگفت انگيز مرگ هارون
زمانى كه بيمارى هارون الرشيد در خراسان شديد شد ، فرمان داد طبيبى از طوس حاضر كنند ، آنگاه سفارش كرد ادرار او را با ادرار گروهى از بيماران و از افراد سالم بر طبيب عرضه كنند ، طبيب شيشه ها را يكى پس از ديگرى بررسى مى كرد و بى آنكه بداند از كيست ، گفت : به ...

توبه جوانی که خیاط زنانه بود

توبه جوانی که خیاط زنانه بود
واقعۀ بسیار شنیدنی که برای خودم اتفاق افتاده را برایتان تعریف می‌کنم:زمان طاغوت در شلوغی معصیت‌ها و طوفان گناهان، خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ کشور ما پر از کاباره و مشروب فروشی و زن و دختر بی‌حجاب و شکسته شدن حریم الهی بود. من قبل از انقلاب یک ...

ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
مرحوم مجلسی نقل کرده است: که هارون، خلیفه مقتدر و بی‌حیای عبّاسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود). امام پیغام داد: «بَل انتُم بِهَدیتکُم تَفرَحُون(نمل:۳۶)؛ ...

هدیه رضاخان به یک عالم!

هدیه رضاخان به یک عالم!
رضاخان صبح جمعه به حرم حضرت عبدالعظيم رفته بود . او آدمى بود كه كسانى كه به او حكومت داده بودند مى‏گفتند : او را به شدت مخالف دين و قرآن و فرهنگ خدا رشد داده‏ايم . سواد چندانى نداشت ، يا بهتر بگويم : اصلاً سواد نداشت .    در صحن حضرت حمزه بن موسى الكاظم ...

دامادی که شب عروسی غذایش را بخشید!

دامادی که شب عروسی غذایش را بخشید!
پدر و مادر متدّین و باصفا و پاکى به یکى از پیامبران خدا به نام یهودا مراجعه کردند و گفتند : ما از زمان ازدواج اشتیاق به داشتن اولاد در قلبمان موج مى زد ولى تاکنون که سال هاست از ازدواج ما گذشته از نعمت اولاد بى بهره مانده ایم ، از شما درخواست دعا و ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز