فارسی
يكشنبه 27 مرداد 1398 - الاحد 16 ذي الحجة 1440

خاطرات استاد انصاریان
ارسال پرسش جدید

تاثیر خانواده و مدرسه

تاثیر خانواده و مدرسه
 حکومت شاهنشاهی عمدۀ اهداف خود را در اسلام زدایی از طریق ادارۀ آموزش و پرورش اعمال میکرد؛ اما جو مدرسۀ مرحوم برهان و روحیۀ معلمان آن مدرسه ، به گونه ای دیگر بود. پرورش فرهنگ اسلامی در روح و جان بچه ها و دور نگه داشتن از فرهنگ غرب ، محور اصلی کار بود و ...

بازگشت به تهران

بازگشت به تهران
پس از دو سال اقامت در خوانسار ، بار دیگر همراه خانواده به تهران باز گشتیم . کلاس ششم  را در مدرسۀ برهان خواندم . یکی از معلمان ما آقا شیخ جواد آزاده بود که در رشد دینی ما بسیار تلاش می کرد. معلم ادبیات و تعلیمات دینی ما ، آقای یار احمدی بود که به شعر ...

گواهی نامه پایان تحصیلات ابتدایی استاد انصاریان

گواهی نامه پایان تحصیلات ابتدایی استاد انصاریان

جلسات معنوی برای اختلاف زدایی سیاسی

جلسات معنوی برای اختلاف زدایی سیاسی
در اوج اختلافات اصفهان و در زمان سید مهدی هاشمی که گروه ها به مجالس و منابر حمله می کردند ، برای منبر به آن شهر دعوت شدم . هیچ یک از دوستان نظر مساعدی دربارۀ این سفر نداشتند ، ولی به هر حال من رفتم . در بدو ورود ، از چند تن افراد بی طرف خواستم تا اوضاع را ...

پرچم های دعای کمیل

پرچم های دعای کمیل
در بندرعباس منبر می رفتم . شب آخر و دقایق پایانی منبر بود . جوانی خوش قیافه و شیک پوش جلو آمد . نامه ای به من داد و سریع در جمعیت ناپدید شد . نامه را خواندم . نوشته بود : « من جوانی هستم که قیافه و ظاهرم خوب است و از مال دنیا چیزی کم ندارم . ساکن بندرعباسم ؛ ...

مسلمان شدن دو مسیحی

مسلمان شدن دو مسیحی
یکی از پا منبری های من ، که مکانیک بود، روزی به من گفت : « یکی از همسایگان محل کارم مسیحی است و برای جذب او به اسلام خیلی صحبت کرده ام . اگر اشکالی ندارد چند جلسه او را پای منبر شما بیاورم . » گفتم : « نه تنها اشکالی ندارد ، بلکه واجب است که او را بیاوری . ...

هدایت کمکهای مردمی

هدایت کمکهای مردمی
 در سال 1365 از سوی هیئت مسلم بن عقیل ، برای ایام محرم به کاشان دعوت شده بودم . آنها می خواستند از اول محرم هر شب شام بدهند . گفتم : « چرا هر شب ؟ » گفتند : « مجالس دیگر نیز چنین می کنند ، در غیر این صورت مردم از شب هفتم – هشتم محرم می آیند . » گفتم : « این کار ...

توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان

 توسل به حضرت حجت برای آمدن میهمان
در یکی از سفرهایم به مشهد ، در سالهای قبل از انقلاب ، در حسینیۀ همدانی ها اتاقی گرفته بودم . یک روز بعد از ظهر می خواستم به حرم بروم . برای وضو گرفتن از اتاق بیرون آمدم . در اتاق بغلی باز بود . هنگام برگشتن پیرمردی مرا به اسم صدا زد و تعارف کرد با هم چای ...

توسل به حضرت رضا (ع) برای آمدن میهمان

 توسل به حضرت رضا (ع) برای آمدن میهمان
چندین سال بعد از انقلاب ،آقای مدبر به نمایندگی جمعی از جوانان تبریز ، پی درپی زنگ می زد و اصرار می کرد که به آن شهر سفر کنم . کارهایم خیلی زیاد بود و فرصت مناسبی پیش نمی آمد . پس ازچندی که خود آقای مدبر برای کاری به تهران آمده بود ، نزد من آمد و اصرار کرد ...

از هتل هایت دبی تا بارگاه امام رضا (ع)

 از هتل هایت دبی تا بارگاه امام رضا (ع)
سه ، چهار بار برای تبلیغ به دبی دعوت شدم . جوانی به نام آقای اخگری ، که پدرش با من رفیق بود ، معمولا به پای منبر من می آمد . آقای اخگری در تأسیس درمانگاه قرآن و عترت قم ، با ما همکاری کرده و از اعضای هیئت مدیره بود . سخنرانی های من در دبی ، یا در باشگاه ...

دعای کمیل در جمع منافقین

 دعای کمیل در جمع منافقین
مرحوم شهید لاجوردی اصرار داشت که بر روی مناقین کارفرهنگی صورت بگیرد و در این باره از من کمک خواست . ابتدا کتابهای زیادی را برایشان فرستادم . روزی هم دعوتم کرد تا بروم برای آنها سخنرانی کنم . در آن زمان این گروهک در اوج فعالیت بودند و زندان پر از اعضای ...

دشمنی که به دوستی تبدیل شد

 دشمنی که به دوستی تبدیل شد
با تنی چند از دوستان ، جلسه ای خصوصی تشکیل داده بودیم و در آن جلسه راجع به مسایل دینی ، بحث و تبادل نظر کرده و نیز برای کارهای خیر و عام المنفعه اعانه جمع می کردیم . این جلسات در ایام غیر تبلیغی و اکثرا در شهرهای شمالی کشور برگزار می شد . از دوستان ...

مسافرت به زاهدان

مسافرت به زاهدان
  اوایل انقلاب به زاهدان مسافرت کردم و دو - سه روزی در آنجا ماندم . هدفم فقط دیدار آن مناطق و آشنایی با مردم بود . از سال 1370 به بعد ، سفرهای تبلیغی من به أنجا شروع شد . اولین بار با حاج آقا عبادی ، امام جمعۀ زاهدان ، به طور رسمی از من دعوت کرد . پس از او ؛ ...

منبرهای خیابان زیبا

  منبرهای خیابان زیبا
قبل از برگزاری مجالس خیابان زیبا ، جایی دیگر منبر می رفتم . حسینیه ای بزرگ بود و صاحبش شخص معروفی از روسای کاروانهای فعال حج تهران بود . من ماه مبارک رمضان در آنجا منبر می رفتم . دو اتفاق باعث شد که منبر آنجا را تعطیل کنم و به مجلس خیابان زیبا روی آورم ؛ ...

علوم اسلامی ، مترقی در هر زمینه

علوم اسلامی ، مترقی در هر زمینه
روزی ، بعد از منبر درلندن ، آقای موقری ، که با زبان فارسی حرف می زد ، نزد من آمد و سئوال کرد : « آیا کتاب 12 جلدی عرفان اسلامی را شما نوشته اید ؟ » گفتم : « آری » گفت : « من در دانشگاه آکسفورد ، استاد روان شناسی و روان کاوی هستم . یکی از دوستان یک دوره از کتاب ...

آرامش و برکت منبر

آرامش و برکت منبر
در شیراز بودم ، نامه ای به دستم رسید که نوشته بود : « من استاد و رییس دانشگاه هستم و می خواهم خدمت شما برسم .» اطلاع دادم که به منزل تشریف بیاروند . او با برادرش آمد و گفت : « برادرم فارغ التحصیل انگلستان است و مشکلی دارد که از شما راه حل می خواهد . » او تا ...

عتاب پیامبر اکرم (ص)

عتاب پیامبر اکرم (ص)
صبح ها در اصفهان ، منبری داشتم که در کنار زاینده رود برگزار می شد . چهار خانۀ بسیار بزرگ در کنار هم به اضافۀ پیاده رو برای جمعیت فرش می شد . رفت و آمد انبوه جمعیت مشکلاتی برای محله ایجاد کرده بود ، به این دلیل یکی ازهمسایه ها مرتب به بانی مجلس پرخاش می ...

تغییر رأی

تغییر رأی
حاج آقا رضایی عالم بزرگواری است که در رجایی شهر کرج – گوهر دشت -  با جاذبه ای فوق العاده و فعالیتی پردامنه ، تأثیر فراوانی بر منطقه گذاشته است . وی قبل از انقلاب برای تبلیغ  به آن منطقه رفته ، که خیلی مورد پسند واقع شده و مردم او را به طور دائم نزد خود ...

حکایتی جالب

حکایتی جالب
آقای مستطاب زاده ، جوانی بسیار مودب ، متدین و تحصیل کردۀ آمریکاست . وی اصفهانی است ؛ ولی اکنون در تهران زندگی می کند و سالهاست پای منبر من می آید . این جوان در آمریکا شاهد ماجرایی بوده که بسیار جالب است . او می گوید : « ایامی که در آمریکا تحصیل می کردم با ...

به عشق وطن

به عشق  وطن
ظهر یکی از روزهای ماه رمضان (سال 1360یا61) مشغول سخنرانی بودم که مردی با لباس شیک و کیف سامسونت وارد مجلس شد و خیره خیره به من نگاه کرد . خیال کردم فردی خارجی است که از اینجا رد می شده ، جمعیت را دیده ، آمده تا ببیند چه خبر است . بعد از منبر پیش من آمد و شروع ...
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز