فارسی
سه شنبه 29 مرداد 1398 - الثلاثاء 18 ذي الحجة 1440

  878
  0
  0

وجود انسان دومین جلوه رحمت

وجود انسان دومین جلوه رحمتو از دیگر نمونه هاى رحمت خدا وجود انسان است که اهل دل از او به عنوان جهان نفسى خبر مى دهند .

چنانچه نور رحمت نمى تابید ، نه چیزى پدید مى آمد و نه چیزى دوام و بقا داشت ، هر پدیده اى در حقیقت جلوه رحمت حق است .

 . . . وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْء . . ..

 . . . و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است . . .

انسان موجود بى ارزش و کوچک و محدودى نیست که هم چون برخى حیوانات فضاى زندگى اش لانه و غارى و یا درّه و جنگلى باشد ، همه دریاها و فضا و پهنه روى زمین و معادن و منابعش در اختیار اوست و روزى اش از پاکیزه ترین و بهترین روزى هاست نه چون روزى چهارپایان یا درندگان و پرندگان . . . که با لاشه اى متعفن و یا مردارى بدبو یا علوفه اى پایمال شده و پژمرده و . . . سیر و سرگرم شود .

این همه براى این است که قدر و ارزش و کرامت خود را بداند و به تحقق عملى استعدادهاى خدادادى خویش بپردازد و همه وجودش را با خواسته هاى حضرت ربّ العزّه هماهنگ نماید تا در مقام قرب و جنت لقا و کاخ وصال و عرصه رحمت جایش دهند .

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارندتا تو نانى به کف آرى و به غفلت نخورى

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار *** شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبرى

راستى انسان چه موجود عجیبى است ، معجونى از آب و گل و عقل و فطرت و روح و نفس که وزن عنصرى اش اندک و وزن شخصیتى و هویتش عظیم و غیرقابل درک است .

او باید مادون خود را در راه برقرارى حیاتش به کار گیرد و براى تنها مافوق خودش که حضرت ربّ العزه است با کمال خلوص و عشق بندگى کند .

انسان به سبب رحمت رحمانیه و رحیمیه حق هم از نظر ظاهر بهترین و معتدل ترین صورت را و هم از نظر باطن نیکوترین سیرت را دارد، او مسجود فرشتگان است و عنایت و لطفى که به او شده به فلک و ملک نشده است .

جان ها فلکى گردد اگر این تن خاکی *** بیرون کند از خود صفت دیو و ددى را

ارزش ذاتى انسان و رحمت الهىانسان از نظر آیات قرآن موجودى است که استعدادهاى فراوانى به او عنایت شده و داراى دو بال عقل و فطرت و نیرویى شگرف چون نفس نفیس و روح خدایى است به گونه اى که او را از همه موجودات عرصه هستى ممتاز ساخته و مادون آفریدگار و سرآمد آفریدگان و گل سرسبد مخلوقات قرار داده است ، قرآن ، والایى و ارزش او را در سوره مبارکه تین با چهار سوگند بسیار پر اهمیت خاطر نشان نموده مى فرماید :

وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ * وَطُورِ سِینِینَ * وَهذَا الْبَلَدِ الاَْمِینِ * لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنسَانَ فِى اَحْسَنِ تَقْوِیم.

سوگند به انجیر و زیتون * و به طور سینا * و به این شهر امن * که ما انسان را در نیکوترین نظم و اعتدال آفریدیم .

آرى ; انسان بنا بر قضاوت قرآن از نظر ظاهر و باطن نیکوترین و بهترین و برترین است .

در میان موجودات آفرینش فقط انسان است که از امتیازات خاص و استعدادهاى ویژه و مایه هاى درونى و باطنى برخوردار است ، او نه چون حیوان است که سر به زیر و داراى آفرینشى افقى و در حرکت متکى بر چهار دست و پا و موتور محرک ترقى و کمالش شکم است که هرچه فربه تر شود فقط از نظر وزن مادى سنگین تر مى شود و اگر حلال گوشت باشد اندکى به قیمت مالى اش افزوده مى گردد و نه چون درخت و نبات است که عامل رشدش پایین ترین بخش آن یعنى ریشه است و عرصه رشدش تنها خاک و عالم مادّه .

انسان ، سروقامتى است که مهم ترین بخش وجودش یعنى مغز این نیروى عظیم ادراکى و واسطه بین او و همه معارف و حقایق در سرش قرار دارد ، کنایه از اینکه راه رشد و کمالش به سوى عالم بالاست و مقصد نهایى حرکت و سفر عمرى اش حضرت حق جل و علاست .

او با این استعدادهاى شگرفى که دارد و با این سرمایه عظیم عقلى و فطرى ، سر و کارش فقط و فقط باید با خدا باشد و آنچه را غیر خداست لازم است به عنوان ابزار و وسیله براى رسیدن به مقام قرب حق و لقاى دوست و وصال محبوب به کار گیرد .

به خاطر استعدادهاى باارزشى که در اوست و محض عقل و فطرتى که با ذات او و آب و گلش عجین است ، کتاب هاى آسمانى به ویژه کتابى چون قرآن و رهبرانى آسمانى چون پیامبران و امامان به استقبالش فرستاده شده اند ، تا با ارائه حقایق اعتقادى و ایمانى و حلال و حرام و مسائل بسیار عالى اخلاقى و تربیتى از وجود ذى جود او پذیرایى کنند و وى را به سوى ربّ کریم و پروردگار عزیزش راهنمایى نمایند تا در آن بارگاه باعظمت به خاطر اینکه وجودش را به وسیله وحى و پیامبران و امامان به ایمان و اخلاق و عمل آراسته نمود از رحمت ویژه محبوب براى ابد بهره مند گردد و در بستر قرب دوست بیارامد و از لقاى معشوق ازل و ابد ، جاودانه لذّت ببرد .

خداى کریمى که او را آفرید و اندام هایش را به قرار دادن هر عضوى در محل مناسب خودش طبق حکمت بالغه ، درست و منظم ساخت و با ایجاد توازن و تعاون میان اعضا در ایفاى اهداف مربوطه تعدیل کرد و سامان داد و به هر صورتى که خواست از نظر خصوصیات هر عضو و هیئت ، مجموعه اعضاى وى را ترکیب کرد ، سپس براى راه یافتنش بر عرصه رشد و کمال و ثمر دادن وجودش و نهایتاً براى رسیدن به رحمت خاص و اقامت گزیدن در بهشت قیامت او را به دست وحى و پیامبران و امامان سپرد .

چون استعدادهاى انسان در سایه قرآن و هدایت انبیا و امامان به فعلیت درآید و به ایمان و اخلاق و عمل آراسته گردد ، به قله ارزش و کرامت نشیند و در والایى و ارزش ، به ویژه زمانى که غرق در رحمت ویژه حق گردد ، فوق همه موجودات قرار گیرد و والى ملک مصر هستى گردد و شایستگى اش را براى مسجود ملائک قرار گرفتن اثبات نماید .

بر همین اساس است که پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) فرمود :

« مَا مِنْ شَىء اکْرَمُ عَلَى اللهِ جَلَّ ذِکْرُهُ یَوْمَ القِیَامَهِ مِنْ بَنى آدم ».

در روز قیامت هیچ چیز نزد خدا از آدمى زاده گرامى تر نیست .

و در روایتى از حضرت امام باقر (علیه السلام) آمده است :

« وَمَا خَلَقَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ خَلْقاً اکْرَم عَلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنَ الْمُومِنَ لاَِنَّ الْمَلائِکَهَ خُدّامُ المُومِنینَ وَانَّ جِوارَ اللهِ لِلمُومِنینَ وَانَّ الجَنَّهَ لِلْمُومِنینَ وَانَّ الحُورَ العِینَ لِلْمُومِنینَ ».

خداى عزّ و جلّ هیچ آفریده اى را نیافرید که از مومن نزد خدا گرامى تر باشد ، زیرا فرشتگان خدمتگزار مومنان هستند و جوار خدا ویژه مومنان است و بهشت براى مومنان است و حور العین اختصاص به مومنان دارد .

 

انسان برتر از فرشتگانپیامبران و امامان معصوم ـ که از جنس انسان اند و حجت هاى حق مى باشند و فقط رهبران انسان ها نیستند ، بلکه بخاطر مقام علمى و عقلى و ایمانى و عملى رهبران انس و جن و فرشتگانند و بر همه آنان برترى دارند و وجودشان واسطه فیض بین خدا و بین موجودات است ـ از انسان نخواستند به غیر خدا سجده کند و نهایت تواضع را به غیر خدا به میدان بیاورد ولى به فرشتگان فرمان داده شد بر آدم (علیه السلام) سجده کنند ! !

در سوره مبارکه بقره انسان کامل به عنوان معلم فرشتگان معرفى شده است !

 قَالَ یَا آدَمُ اَنْبِئْهُمْ بِاَسْمَائِهِمْ. . ...

 خدا  فرمود : اى آدم ! فرشتگان را از نام هاى آنان خبر ده . . .

حضرت امام باقر (علیه السلام) طبق روایتى پس از سخن درباره وفات آدم (علیه السلام)مى فرماید :

تا آنکه نوبت نماز خواندن بر ( جنازه ) آدم رسید هبه الله ( فرزند آدم ) گفت : اى جبرئیل ! جلو بایست و بر آدم نماز بخوان . جبرئیل گفت : اى هبه الله ! خدا به ما دستور داد که در بهشت بر پدرت آدم سجده کنیم پس ما را نسزد که بر هیچ یک از فرزندانش امامت نماییم.

نظیر همین صحنه در معراج رسول خدا (صلى الله علیه وآله) رخ داده است ، حضرت امام صادق (علیه السلام) مى فرماید :

شبى که پیامبر (صلى الله علیه وآله) به معراج برده شد وقت نماز رسید ، جبرئیل اذان و اقامه گفت و سپس عرض کرد : اى محمد ! ( براى امامت نماز ) پیش برو ; پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود : تو پیش برو . جبرئیل گفت :

« انّا لا نَتَقَدَّمُ الآدمیینَ مُنْذُ اُمِرنا بالسُّجُودِ لآدَمَ (علیه السلام) ».

از آن زمان که به ما فرمان دادند بر آدم سجده کنیم ، خود را بر آدمیان مقدم نمى داریم .

 

ملاک برترىبا اینکه همه فرشتگان به پرستش و عبادت خدا اشتغال دارند و از هر معصیت و آلودگى پاک اند چرا و چگونه انسان به جایى مى رسد که از فرشته برتر مى شود ؟ چرا فرشتگان خادم انسان اند ؟ چرا آنان از انسان پیش نمى افتند و به مقامى بالاتر دست نمى یابند ؟

روزى عبدالله بن سنان با حضرت امام صادق (علیه السلام) در این زمینه گفتگو داشت و نظیر این سوالات را با حضرت مطرح کرد ، امام صادق (علیه السلام) در پاسخ او به سخنان امیرالمومنین (علیه السلام) استناد جست که ایشان فرموده اند :

« انَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رَکَّبَ فِى المَلائِکَهِ عَقْلا بِلا شَهْوَه ، وَرَکَّبَ فِى البَهائِمِ شَهْوَهً بِلا عَقْل وَرَکَّبَ فِى بَنِى آدَمَ کِلْتَیْهِما ، فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ المَلائِکَهِ وَمَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ البَهائِمِ ».

خداى عزّ و جلّ در ملائکه فقط عقل نهاده است  خواهش هاى نفسانى که به سوى گناه و معصیت مى کشاند و سبب آلودگى معنوى مى شود ندارند و در حیوانات فقط میل و خواهش نهاده است ، ولى به فرزندان آدم عقل و خواهش هاى نفسانى داده است ، پس کسى که عقلش بر خواهش هایش پیروز گردد  و زندگى اش در مسیر عقلانیت دینى و انسانى قرار گیرد  از فرشتگان برتر و بالاتر و بهتر است و هرکس خواهشش بر عقلش چیره شود از چهارپایان بدتر است .

با دقت در آیات کریمه قرآن و اینگونه روایات که در کتاب هاى اصیل و پرقیمت نقل شده است روشن مى شود که خدا تا چه اندازه به انسان زمینه و میدان ترقى و استعداد و قابلیت رشد و کمال عنایت کرده است .

انسان ، اگر عقلش را با نبوت پیامبران و امامت امامان و به آیات خدا پیوند زند ، یقیناً از طریق این پیوند برتر و بهتر از فرشتگان مى شود و اگر عقل را تعطیل کند و فقط به امور مادى بپردازد و بر حیاتى چون حیات حیوانات تکیه زند و شخصیت الهى و انسانى خود را به اسارت هوا و هوس و خواهش هاى بیجا و شیطانى دهد خود را در معرض سقوط و هلاکت قرار داده و وجودش را از همه حیوانات برى و بحرى و وحوش صحرایى و بیابانى پست تر کرده و اضافه بر همه این امور به صف ناسپاسان و کفران کنندگان نعمت پیوسته است .

آرى ; ارزش و والایى ویژه مومنان آگاه و دلدادگان بیناست ، بخصوص مومنانى که پیامبران و امامان را ندیده اند ولى از طریق آیات و روایات منقّش روى صفحات کاغذ به حقیقت و راستى مومن شده اند و در راه ایمان ، در میدان هر نوع حادثه و بلا استقامت مىورزند و ثبات قدم به خرج مى دهند .

در روایتى آمده :

روزى پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) از جمع اصحاب پرسیدند : چه ایمانى شگفت تر است ؟ برخى پاسخ دادند : ایمان فرشتگان ; حضرت فرمود : مگر چه چیز شگفت انگیزى در کیفیت ایمان فرشتگان است ؟ آیا وحى خدا بر آنان نازل مى شود ؟ اصحاب عرض کردند : پس ایمان ما شگفت انگیز است ! حضرت فرمود : چه شگفتى در ایمان شما وجود دارد با توجه به اینکه شما مرا مى بینید و با دیدن من ایمان آورده اید و اینگونه ایمان آوردن هنرى به حساب نمى آید این بار یاران جوابى ندادند و عرض کردند : خود پاسخ ما را بفرمایید .

حضرت فرمود :

« ایمانُ قَوم فى آخِرِ الزَّمانِ بِسَواد عَلى بَیاض ».

عجیب ترین و شگفت آورترین ایمان ها و باورها ، ایمان گروهى از مردم آخر الزمان است که به وسیله خطى سیاه بر کاغذى سپید ایمان مى آورند .

یعنى با اینکه معصوم و معجزاتش را ندیده اند و زمان او را درک نکرده اند فقط با تکیه بر آیات و روایات که روى صفحات کتاب هاست دین باور و معتقد به معاد و دیگر اصول و فروع دین مى شوند و از این راه خود را با تمام وجود به رحمت رحیمیه حق مى رسانند .

 

نقش پیامبران در سعادت انسانپیامبران و امامان به اذن حق از مردم دعوت مى کنند تا بذر توحید و اعتقاد به قیامت را در دل خاکیان بکارند ، به این امید که خاکیان ، افلاکى شوند و از حالات حیوانى درآیند و در گردونه حالات ملکوتى قرار گیرند و نصیب عظیمى از رحمت و لطف حضرت حق را در دنیا و آخرت به خود اختصاص دهند .

بى تردید حضرت حق به عبادت و بندگى و طاعت و خدمت ما نیاز ندارد زیرا او غنى مطلق و بى نیاز حقیقى است ، این ما هستیم که براى تکمیل کرامت و شرافت و شخصیت انسانى خود و تامین سعادت دنیا و آخرتمان به الطاف او و به پرستش او و به بندگى و عبادت و طاعت و خدمت ، سخت نیازمندیم و اگر این نیاز را که در جهت معنوى عین گرسنگى مادى است پاسخ ندهیم به هلاکت ابدى و شقاوت همیشگى دچار مى شویم و همه راه ها به روى ما مسدود مى شود و در ظلمتى فوق ظلمت ها قرار مى گیریم .

پیامبران الهى و امامان معصوم ـ که هر یک مظهر اسماى حسناى حق اند ـ نیز مانند خدا بشر را براى اهداف شخص خود نمى خواستند ، بلکه انسان را براى رساندنش به سعادت و رستگارى دعوت مى نمودند و شگفت اینکه به دعوتِ تنها اکتفا نکردند بلکه در راه دعوت از همه هستى خود حتى جانشان براى خدا و تحقق توحید گذشتند .

دعوت آسمانى که همه جلوه هایش در کتاب هاى الهى و به ویژه قرآن مجید و افق نبوت و امامت دیده مى شود گوشه اى از فضل و رحمت بى نهایت حق نسبت به انسان است که انسان اگر به این دعوت دقت عقلى کند و با گوش جان آن را بشنود ، بدون شک آن را اجابت مى کند و نسبت به آن قدرشناسى مى نماید و حاضر مى شود همه هستى و جانش را در تحقق آن بکار گیرد ، ولى متاسفانه اکثر مردم در پرده غفلت به سر مى برند و لباس کبر بر اندام باطنشان که مانع رسیدن نداى حق به گوش دلشان است و هواى نفس و خواهش هاى بیجا و جاذبه هاى دنیایى آنان را از پاسخ گفتن به دعوت حق محروم کرده است .

 

لیاقت انسان براى راه یابى به پیشگاه ربوبىاز میان آفریده هاى بى شمار ، جن و فرشته و انس لایق و اهل عبادت ویژه اند و از میان این سه گروه ، انسان در این زمینه جایگاه خاصى دارد و نردبانى براى اوست که مى تواند از دیگران بالاتر رود ، تا جایى که ملکوت عالم را بشناسد و به اسرار آن آگاه شود و به بارگاه ربوبى راه یابد و به مقام قرب حق برسد ، لحظه اى توجه به این همه لطف و مهر خداوندى ، انسان را سرمست و دیوانه مى کند و به حقیقت سوگند ، جا دارد به سبب همین توفیق همه هستى خود را وقف عشق و پرستش حق کند .

حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) که معنى انس با خدا و شیرینى و لذّت عبادت را چشیده است ، در مقام مناجات به حضرت محبوب عرضه مى دارد :

اى خدایى که به من اذن و اجازه دعا و سخن گفتن با خود را داده اى .

اگر حضرت او اجازه مناجات به درگاهش را نمى داد چه کسى جرات و قدرت دعا و سخن گفتن داشت ؟

« اَیْنَ التُّراب وَرَبُّ الاَرْباب ؟ ».

انسان خاکى کجا و پروردگار همه فرمانروایان کجا ؟ !

و نیز آن حضرت به محبوب ازل و ابد عرض مى کند :

« الهى ! تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکرى وَتضاءَلَ فى جَنْبِ اکرامِکَ ایّاىَ ثَناىَ وَنَشرِى ».

معبودا ! در برابر بزرگى نعمت هایت سپاسم اندک و کوچک مى نماید و ستایش و گزارشم در برابر آن همه اکرام و احترامى که بر من نهادى کم و ناچیز است .

در هر صورت کرامت و ارزش کامل و حقیقى انسان هنگامى تحقق مى یابد که دعوت حضرت حق را اجابت کند و به تکالیف و مسوولیت هاى شرعى و انسانى اش عمل نماید و در برابر دعوت شیطان و حزب او ، به ویژه در این عصر پر از فساد و فتنه و آشوب « نه » بگوید و به سینه نامحرم دست ردّ بزند .

 

عصر ارتباطات ، عصر دعوت به غیر حقاین روزگارى که ما در آن به سر مى بریم اگر آن را روزگار دعوت ها بنامیم سخنى بى جا نگفته ایم .

از آغاز صبح که یک شهروند از خواب برمى خیزد و دو گانه اى براى یگانه به جاى مى آورد و برگى از برنامه هاى حیات بخش قرآن را تلاوت مى کند ، اگر پیچ رسانه هاى تبلیغى میان منزل را باز کند با انواع فرستنده ها و دعوت ها مواجه مى شود و با پا نهادن به بیرون منزل و کوچه و خیابان ، انواع دیوارنویسى ها ، اطلاعیه ها ، پوسترها و تابلوهاى الکتریکى و . . . از چهار طرف او را به خود جلب مى کنند و با اشاره و چشمک زدن ها براى شکار فکر و عقیده او هجوم مى آورند .

در روزمرّه اگر با رسانه هاى نوشتارى و روزنامه ها و مجلات سر و کارى داشته باشد با انواع بیشترى از بنگاههاى تبلیغاتى مواجه مى گردد و بالاخره اگر اهل رسانه هاى مدرن ، پرظرفیت و جهانى مثل اینترنت و خبرگزارى ها باشد غرقاب اقیانوس هایى از خواهندگان و دعوت کنندگان و خوانندگان خواهد شد .

دعوت کنندگان به این هم قناعت نکرده اند ، بلکه براى دانش ارتباطات و رسانه ها دانشکده هاى ویژه اى تاسیس و بالاترین ظرافت ها و پیش رفته ترین ابزار و صنایع را نیز به کار مى گیرند .

باید به این همه ، بهره گیرى از انواع هنر و استفاده از احساسات بشرى و . . . را نیز اضافه کرد تا قدرى نحوه دعوت هاى پنهان نمایان گردد ، بدیهى است دعوت کنندگان و اهدافشان یکسان نیستند ، دروازه هاى این غوغاسراى پر زرق و برق به روى همه باز است ، از تبلیغ کالا و تجارت گرفته تا انواع مکتب ها و مذهب ها و احزاب و فلسفه ها عرضه مى شود و از من و شما دعوت مى شود ، صد رحمت به تبلیغات بازرگانى که اهدافشان روشن و تا حدى کم غلّ و غش تر از دگران است ، معلوم است که دنبال رونق بازار و جذب مشترى و کسب سود و کاسبى هستند ، ولى احزاب سیاسى ، مکتب هاى اجتماعى ، فلسفه هاى گوناگون شرقى و غربى ، چپ و راست و . . . مى کوشند تا اهداف اصلى خویش را که جدا کردن انسان از حق در همه زمینه هاست پشت نقاب خدمت به ما پنهان کنند و ماهیت حقیقى خود را پوشیده نگه دارند .

من و شما باید به این واقعیت توجه کنیم که مشتریان مشرک و کافر فراوانى بر سر بازار یوسف فکر ما و دین ما صف کشیده اند و بازار بورس بسیار داغى داریم و خطر و حساسیت آن جاست که آن ابزار در اختیار رجال سیاسى و اجتماعى آخر الزمان و انسان هاى شیطان صفت ، بیشتر قرار گرفته است .

در این میان که بیشترین سرمایه گذارى تبلیغاتى براى خرید جان انسان و فکر و عقل و دین و آیین اش و به عبارتى عاشقانه در پى دلبرى من و شما هستند ، خداى مهربان که آفریننده ما و روزى دهنده به ماست و نهایتاً بازگشت ما به سوى اوست نیز ما را دعوت مى کند ، تنها با یک تفاوت که همه دعوت کنندگان زمینى ما را براى خود و حمل بار شهوات و امیال و خواسته هاى بى منطقشان مى خواهند و مى طلبند ، ولى حضرت حق ما را براى خودمان و کمال و رشدمان و سعادت دنیا و آخرت و وصل شدنمان به رحمت و لطفش و رسیدنمان به وصال و قربش مى خواهد .

دگران اعم از شرقى و غربى و . . . مشترى فکر و دل و دین ما هستند و با انواع ابزار و وسائل ما را دعوت مى کنند تا شیفته و فریفته آنان شویم و پس از پذیرش دعوت و مجذوب شدن و خود فروختن به آنان ، کارگرى داوطلب و اجیرى بى اجرت و مزدورى بى مزد در پى ترویج اهداف و خواسته هایشان باشیم . یک فرد مادى یا سیاسى ، یک حزب یا یک سازمان ، یک دفتر یا مکتب مى کوشد تا با تبلیغات و دعوت یارگیرى کند و از آراء بیشترى برخوردار گردد و صاحب کرسى ها و منصب هاى حکومتى بیشتر در یک کشور ، یا در یک منطقه و حتى در جهان گردد تا افسار خر مراد به دستش آید و آن را هر جا که دل خواه اوست گرچه به زیان یک ملت یا ملت ها ، براند !

رحمت حق به انسان در قرآندر آیاتى که به فضل و رحمت نسبت به انسان اشاره شده است حقایق عظیمه و معارف شریفه و مسائل کریمه اى مطرح است که نشان مى دهد فضل و رحمت خدا در حیات انسان جایگاه ویژه و موقعیّت خاصى دارد .

 . . . فَلَوْ لاَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِینَ.

 . . . و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود ، البت
 
پایگاه استاد حسین انصاریان
 

  878
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      نقش غدیر در هدایت بشر
      خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
      غدیر چشمه جوشان حق  
      نگرش قرآنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره به امام ...
      دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
      متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
      تجلّی نیکان در عبادت و خدمت به خلق
      عید سعید قربان عید أضحی

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو
      رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)
      پنج کلید طلایی برای نجات از فقر
      اگر از فشار قبر می ترسید بخوانید!!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام حسين (ع) و دعاى عرفه‏ در آثار استاد انصاریان
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز