فارسی
چهارشنبه 21 آذر 1397 - الاربعاء 4 ربيع الثاني 1440
  122
  0
  0

استاد انصاریان: بندگان محبوب خدا حیا دارند/ از دام های شهوت و صندلی حرام عبور کنید

استاد انصاریان: بندگان محبوب خدا حیا دارند/ از دام های شهوت و صندلی حرام عبور کنید

دارالعرفان/ محقق، مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی گفت: هر بنده ای برای اینکه محبوب خداوند شود باید دست خود را از دست هر شیطانی دربیاورد، بیدار زندگی کند که گرفتار هیچ دامی نشود؛ باید از دام های شهوت و صندلی حرام عبور کرد. بدانید کسی که یک لقمهٔ حرام بخورد تا زمانی که آثار این حرام در بدنش است، خداوند بنا ندارد که عباداتش را قبول کند؛ ولی باید عباداتش را انجام دهد.

 

بنده محبوب خدا از حرام ها چشم پوشی می کند

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان، استاد حسین انصاریان در سخنرانی خود در حسینیهٔ هدایت، اظهار داشت: از رسول خدا(ص) نقل شده است: «اذا احب الله تعالی عبداً الهمه ثمان خصال» هرگاه خداوند عاشق بنده ای شود، راه او را به سوی هشت خصلت باز می کند. یکی از این هشت خصلت، بابی از ابواب بهشت است: «غض البصر عن المحارم»، بدین معنا که بنده به یک روحیه و توانمندی معنوی می رسد که از هرچه حرام الهی است، چشم پوشی می کند به طوری که هر چه هم که این حرام ها لذت و شیرینی داشته باشد، برای انجام آن میل و رغبت پیدا نمی کند.

 

بنده ای که حیا دارد به این نتیجه رسیده که خلوتی در تمام عالم هستی وجود ندارد

وی به خصلت دیگر بنده ای که خداوند عاشق اوست، اشاره و خاطرنشان کرد: پیغمبر(ص) می فرمایند: خصلت دیگر «حیاست»؛ بنده در خلوت قرار می گیرد و هیچ بیننده ای نیست که او را ببیند تا دیدنش او را از گناه بازبدارد، اما یک بازدارندگی عجیبی در وجودش، او را از ارتکاب معصیت باز می دارد و آن رودربایستی از پروردگار است؛ یعنی خدا را در خلوت می بیند و این حقیقت حیاست. بنده ای که حیا دارد به این نتیجه رسیده که خلوتی در تمام عالم هستی وجود ندارد.

 

بنده ای که محبوب خداست به اخلاق بندگان شایسته خداوند آراسته می شود

استاد انصاریان «التخلق بأخلاق الصالحین» را از دیگر خصلت ها دانست و افزود: بنده ای که محبوب خداست به اخلاق بندگان شایسته خداوند آراسته می شود؛ بندگان شایستهٔ خدا انبیا و ائمهٔ طاهرین(ع) هستند. اگر عبد محبوب خدا نباشد، امکان راهیابی به این اوصاف را ندارد و تا انسان موارد نفرت را از وجودش پاک سازی نکند، زمینهٔ جلوهٔ محبت خدا نسبت به او ظهور نمی کند. شب باید برود تا خورشید طلوع کند و نباید با بودن شب، انتظار طلوع خورشید را داشت.

وی ادامه داد: دو چشم دل که باز شود آدم از کم بینی راحت می شود و فضای عظیمی برای حقیقت بینیِ او باز می شود؛ چون چشم سر با چشم دیگر موجودات در میدان دید فرقی نمی کند و این چشمی که به ما داده اند، مادیات را می بیند؛ اگر چشم دل همراهش نباشد، عبرت گیر نخواهد بود. «اَلَّذِینَ یذْکرُونَ اَللّٰهَ قِیٰاماً وَ قُعُوداً وَ عَلیٰ جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً» (سورهٔ آل عمران، آیهٔ 191)؛ اما اگر «یتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ» نباشد، «رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً» ظهور نمی کند. هر شب در این کرهٔ زمین هشت میلیارد جمعیت سماوات و ستاره ها را می بینند، اما اصلاً به زبانشان نمی آورند که «رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً». یک نگاهی می کنند و می گویند منظرهٔ قشنگی است، می خورند و عرق هم روی آن می ریزند و بعد هم می خوابند.

استاد اخلاق حوزه های علمیه گفت: آن که نگاهی به آسمان ها و ستارگان می اندازد و «یتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ»، با چشم دل وارد اندیشه می شود و به این نتیجه می رسد: «رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً» ای مالک ما، ای پرورش دهندهٔ ما، ای خالق ما و ای همه کارهٔ ما، یک گوشه از گوشهٔ این جهان را بیهوده نیافریده ای. این برای خلقتت است، «رَبَّنٰا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» خدایا ما را از اینکه با هفت طبقهٔ جهنم درگیر شویم، حفظ کن.

 

بندگان محبوب خدا از دام ها رد شده اند

وی در پاسخ به اینکه بندگان محبوب خدا از چه طریقی از تمام موانع عبور می کنند و چگونه به این مقام رسیده اند؟ گفت: بندگان محبوب خدا از دام ها رد شده اند، اگر رد نمی شدند و در دام می ماندند، به جایی نمی رسیدند. دام هم سر راه بشر کم نیست، دام گذار هم کم نیست. همهٔ ما می دانیم چقدر دام انسانی، دام مالی، دام مقامی، دام خیالی، دام فکری، دام بدنی، دام غرایزی، دام شهوانی بر سر راه انسان است؛ اما وجود مقدس خداوند، تدارک عبور از همهٔ این دام ها را داده است که رد بشویم؛ یعنی یک بافتی به وجود ما داده است تا به هر دامی که برسیم، دام به صورت اتوماتیک با حس کردن ما پاره شود، خیلی هم زحمت به عهدهٔ ما نینداخته است. خداوند صدها مرتبه در قرآن اعلام کرده است که خودم یار شما در عبور هستم؛ تو حرکت کن، من دام را پاره می کنم و نمی گذارم تو را بلغزانند.«إِنْ تَنْصُرُوا اَللّٰهَ ینْصُرْکمْ وَ یثَبِّتْ أَقْدٰامَکمْ» (سورهٔ محمد، آیهٔ 7).

 

انتخاب منبع شر در زندگی عامل خسرانی آشکار است

وی انتخاب منبع شر در زندگی را عامل خسرانی آشکار عنوان و بیان کرد: خداوند در سورهٔ نساء می فرماید: «وَ مَنْ یتَّخِذِ اَلشَّیطٰانَ وَلِیا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرٰاناً مُبِیناً» (سورهٔ نساء، آیهٔ 119) هرکسی در برابر خدا که منبع کل خیرات است، شیطان را به سرپرستی خودش انتخاب کند و دستش را در دست منبع شرّ بگذارد، «فَقَدْ خَسِرَ خُسْرٰاناً مُبِیناً» خواهد شد. یعنی او دچار ازدست دادن تمام سرمایه های وجودی خود شده است؛ یعنی در هر دامی از دام های او سرمایه ای یا سرمایه هایی را از دست می دهد و به جایی می رسد که از وجودش هیچ چیزی نمی ماند تا وارد قیامت شود. وقتی وارد قیامت شد، می خواهم او را بسنجم که در مقابل سنجیدنش مزد بدهم، «فَلاٰ نُقِیمُ لَهُمْ یوْمَ اَلْقِیٰامَةِ وَزْناً» (سورهٔ کهف، آیهٔ 105) هیچ چیزی ندارد که بسنجم و پوچ است.

 

باید از دام شهوت و صندلی حرام عبور کرد

مبلغ عرصه بین الملل عبور از دام های شیطان را راهی برای محبوب خدا شدن دانست و افزود: هر بنده ای برای اینکه محبوب خداوند شود باید دست خود را از دست هر شیطانی دربیاورد، بیدار زندگی کند که گرفتار هیچ دامی نشود؛ در حقیقت به هرآنچه انسان را از خدا، نبوت و امامت فاصله می دهد، گرفتار نشود. باید از دام ها، دام شهوت حرام، صندلی حرام و... عبور کرد. در روایات آمده: کسی که یک لقمهٔ حرام بخورد، «حرام بیّن»، تا زمانی که آثار این حرام در بدنش است، خداوند بنا ندارد که عباداتش را قبول کند؛ ولی باید عباداتش را انجام دهد. «وَ مَنْ یتَّخِذِ اَلشَّیطٰانَ وَلِیا مِنْ دُونِ اَللّٰهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرٰاناً مُبِیناً».

 

کسی که در تمام امور زندگی اش از خدا و پیغمبر اطاعت کند، به فوز عظیم رسیده است

وی گفت: خداوند در سوره مبارکه احزاب می فرماید: «وَ مَنْ یطِعِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فٰازَ فَوْزاً عَظِیماً» کسی که در تمام امور زندگی اش از خدا و پیغمبر اطاعت کند، به فوز عظیم رسیده است. یک رشته از فوز عظیم همین محبوب خدا شدن و راه پیدا کردن به این هشت خصلت است. آدم چقدر برای خودش غصه می خورد که چه سرمایه های عظیمی ریخته است و نتوانسته جمع کند.

 

حکایتی شنیدنی از بندهٔ محبوب خدا

وی حکایتی شنیدنی از بندهٔ محبوب خدا را بیان و خاطرنشان کرد: مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی(ره) کتابی به نام «العبقریة الحسان» دارد که هشت جلد است. در جلد پنجم نوشته است که مرحوم آیت الله حاج شیخ محمدباقر اصفهانی(ره) نقل می کند: نیم ساعت به اذان ظهر در میدان نقش جهان رسیدم، داشتم برای اقامهٔ نماز ظهر به مسجد شیخ لطف الله می رفتم، دیدم جنازه ای را تشییع می کنند و ده-دوازده تا کشیک چی بازار و حمّال، در تشییع جنازه هستند و یک تاجر بازار که من او را می شناسم. این تاجر از همه بیشتر گریه می کند، اما آن چند حمال و کشیک چی، بعضی هایشان دعا می خوانند و بعضی هایشان «لا اله الا الله» می گویند و گریهٔ زیادی ندارند. گفتم: خدایا! اگر این میّت قوم وخویش این تاجر است، چرا قوم وخویش ها برای تشییع نیامده اند و اگر نیست، این تاجر چه کاره است که مثل مادر بچه مرده گریه می کند؟!

محقق، مفسر، مترجم و پژوهشگر علوم و معارف قرآنی ادامه داد: دیدم از تشییع جنازه جدا شد، آمد و به من گفت: آقا نمی خواهی به تشییع یکی از اولیای خدا بیایی؟ گفتم: چرا! بی اختیار به دنبال جنازه کشیده شدم و بیرون رفتیم. رفتیم و رفتیم تا به غسالخانه رسیدیم. من خیلی خسته شدم، نشستم و با خودم گفتم ما چرا حرف این تاجر را گوش دادیم؟ امروز از نماز جماعت هم افتادیم! حالا این چه کسی هست؟ کشیک چی و باربر بازار! او را دفن کردیم، بعد به تاجر گفتم: این می ارزید که ما را به دنبال تشییع او کشیدی؟ گفت: خدمتتان می آیم و می گویم. آمد، نشست و گفت: حج واجب به عهده ام بود، اول به عراق رفتم. دزد بارم را در مسیر کربلا زد، اثاث و پول سفر حج و برگشت به ایرانم را برد و هیچ چیزی نماند و رویی نداشتم به کربلا بروم و کسی را هم نداشتم که قرض کنم. سفر اوّلم هم بود، گفتم به کربلا نمی روم، پیاده راه افتادم و آمدم، گفتم به مسجد کوفه می آیم، کارهایم را در آنجا انجام می دهم؛ اگر آشنایی رسید، پولی قرض می کنم و به ایران برمی گردم. حالا از کار تجارتم اگر تأمین شد که به مکه می روم و اگر نشد که دیگر واجب الحج نیستم. نزدیکی های مسجد کوفه بودم که یک شخص معتبرِ باهیبت باعظمتی اسمم را برد و گفت: غصه دار هستی؟ گفتم: چیزی نیست! گفت: چیزی که هست، بگو! گفتم: نه، قصد مسجد کوفه دارم. گفت: می دانم، اما غصه ات را بگو! دیدم رها نمی کند، به نظرم رسید این قیافه و این شکل حرف زدن، این جور احوالپرسی کردن به این می ماند که این امام عصر(عج) باشد، به او گفتم: دزد اثاث و بارم را در مسیر کربلا زد و هیچ چیزی ندارم، رویی هم ندارم که به کسی بگویم، آبرودار هم هستم و دست گدایی هم ندارم. گفت: مشکلی نیست.

وی گفت: صدا زد هالو، یک سواری آمد. ما یک کشیک چی در بازار اصفهان داشتیم که شب ها دکان ها را می پایید و ما بازاری ها چیزی به او بابت پاییدن مغازه ها می دادیم که ما به او هالو می گفتیم. این از بچه های همین پشت کوه اصفهان و ایل بختیاری بود. همین که ایشان گفت هالو، من به نظرم آمد هالو باید یکی از همین کشیک چی های بازار خودمان باشد. هالو آمد و گفت: بله آقا! فرمودند: وظیفهٔ امشب تو این است که اثاث های این مرد را پس بگیری و به او بدهی، بعد به مکه برسان تا اعمال حجّش را انجام بدهد، به کربلا برگردان و با امنیت به وطنش برگردان. گفت: چشم آقا! ایشان رفت و به من گفت: به فلان جا بیا، من همهٔ اثاث ها و پولت را پس می آورم.

استاد انصاریان به ادامه حکایت پرداخت و اظهار کرد: این شخص اثاث ها و پولم را آورد، گفت: اثاث هایت را در اینجا به یک آشنا بسپار، بیا تا من تو را به مکه ببرم. اثاث هایم را به یک آشنا سپردم، بعد گفت: همشهری هایت را که در مکه دیدی، ابداً از این جریان خبر نده و فقط به آنها بگو من از یک مسیر دیگر آمده ام. گفت: من رفتم، اثاث های سنگینم را سپردم و آمدم. چشم به هم گذاشتم و نگذاشتم، هالو گفت این مسجدالحرام است، برو و کارهایت را بکن؛ فعلاً یک زیارت می کنی، بعد مُحرِم می شوی، بعد به عمرهٔ تمتع می روی، بعد مُحرِم به حج تمتع، عرفات، مشعر، منا، کارهایت که تمام شد، تو را برمی گردانم. شش-هفت روز حج را که انجام دادم، دوباره آمد و گفت: به حرم حسینی برمی گردیم. دوباره ما را در یک چشم به هم زدن به کربلا برگرداند و گفت: اثاث هایت را پس بگیر و برای رفتن به ایران آماده بشو؛ بعد به من گفت: من به گردن تو حق پیدا کردم؟ گفتم: آقا، خیلی حق به گردن من پیدا کرده ای. گفت: تو دیگر من را تا اصفهان نمی بینی و به خاطر حقی که من به گردن تو پیدا کرده ام، یک پیشنهاد در آنجا به تو می کنم، آن را انجام بده.

وی ادامه داد: این شخص گفت: من هالو را دیگر ندیدم تا از حج برگشتم و مردم به دیدنم آمدند. یک روز دیدم هالو هم جزء این کسانی آمد که به دیدنم می آیند. من خوب دقت کردم، دیدم همانی است که امام عصر(عج) صدایش کرد. باز دقت کردم، این همین بِپای بازار است؟ این همین است که ما یک حمّال معمولی می دیدیم؟ کشیک چی است؟ این عبورکردهٔ از دام های شیاطین است؟ آمدم تا تمام قد بلند شوم، اشاره کرد که سر جایت بنشین و زبانت هم ببند! دم اتاق قهوه خانه نشست تا همه رفتند، همان جا که نشسته بود، گفت: یادت است به تو گفتم حقی به تو پیدا کردم؟ گفتم: بله آقا! گفت: من فردا ده صبح می میرم، یک اتاق دم بازار دارم و این آدرسش است، به آنجا می آیی. یک صندوق چوبی در آن اتاق است که چهارتا تک تومانی با یک کفن در صندوق است، پول را برای مخارج شست وشو و قبر برمی داری، کفنم هم به من می پوشانی و مرا دفن می کنی و وضع مرا هم به کسی خبر نمی دهی.

استاد انصاریان در پایان تأکید کرد: بسیاری از افراد راه محبوب شدن خداوند را طی کردند و محبوب خداوند شدند؛ ما هم می توانیم این راه را طی کنیم.

 

انتهای پیام /

 

برای مشاهده مطالب بیشتر اینجا کلیک کنید.


منبع : پایگاه عرفان
  • محبت خدا
  • چشم دل
  • موانع محبت
  • جلوهٔ محبت
  • پاک‌سازی دل
  • نفرت خداوند
  • حقیقت‌بینی
  •   122
    تعداد بازدید
      0
    تعداد نظرات
      0
    امتیاز کاربران
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          به مدت هشت روز؛ مردم گلپایگان و خوانسار میزبان استاد ...
          مقدمه استاد انصاریان بر ترجمه کتاب شریف اصول کافی
          پنجشنبه 22 آذرماه؛ آیین رونمایی از کتاب ارزشمند «ترجمه ...
          گزارش تصویری / کنفرانس خبری رونمایی از کتاب ارزشمند ...
          استاد انصاریان: حرام ها اوضاع بدن، فکر، خانواده و ...
          استاد انصاریان: روح، شخصیت و نبوت پیامبر(ص) جلوه اسما و ...
          استاد انصاریان: ذات بی عیب و نقص، منبع کل کمالات/ به ...
          استاد انصاریان: دعای کمیل، دعایی از افق ِ دانش نبوت تا ...
          استاد انصاریان: آنچه به مؤمن ارزش می‌دهد، ایمان، ...
          استاد انصاریان: با گفتار سدید تمام گناهان گذشته بین ما ...

    بیشترین بازدید این مجموعه

          کودکی که درباره یوسف و زلیخا شهادت داد و جبرئیل را ...
          متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد حجاب
          انتشار مجموعه‌ای از زیباترین نام‌های دختر برگرفته از ...
          مطالب ناب استاد انصاریان در «سروش»، «ایتا»، «بله» و ...
          استاد انصاریان: شکر یعنی عمل به تمام دستورات خداوند/ در ...
          نگاهی به کتاب «شیطان و اهل تقوا» نوشته استاد انصاریان
          مراسم تجلیل از استاد انصاریان توسط حضرت آیت الله ...
          معرفی کتاب سیمای نماز اثر ارزشمند استاد انصاریان
          استاد انصاریان: با گفتار سدید تمام گناهان گذشته بین ما ...
          استاد انصاریان: دعای کمیل، دعایی از افق ِ دانش نبوت تا ...

    نظرات کاربر

    پر بازدید ترین مطالب سال

    حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!

    حکایت خدمت به پدر و مادر

    فلسفه نماز چیست و ما چرا نماز می خوانیم؟ (پاسخ ...

    سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

    داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

    چگونه بفهميم كه خداوند ما را دوست دارد و از ...

    یک آیه و این همه معجزه !!

    رضايت و خشنودي خدا در چیست و چگونه خداوند از ...

    چرا باید حجاب داشته باشیم؟

    نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها

    پر بازدید ترین مطالب ماه

    راه‌هاى ايمنى از شيطان‏

    اهمیت طلب حاجات در نماز شب

    عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏

    همسر بهشتی پیامبر(ص) کیست؟

    صفتی که پیش خدا عزیزمان می کند!

    شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!

    اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت

    طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین ...

    درمان غم و اندوه

    مرگ و عالم آخرت

    پر بازدید ترین مطالب روز

    عملی که علم کثیر می‌آورد!

    آيا فكر گناه كردن هم گناه محسوب مي گردد، عواقب ...

    اطاعت درست و غلط!

    اهمیت و آثار نماز شب

    محیط برزخ چگونه است؟ چرا قبل از بهشت و جهنم ...

    مفهوم الله، رحمان، رحيم‏

    براي رسيدن به مقام طي الارض راه حل چيست؟

    سرانجام كسي كه نماز نخواند چه مي شود و مجازات ...

    پنجشنبه 22 آذرماه؛ آیین رونمایی از کتاب ...

    عدل خدا و تفاوت بین انسان‌ها