فارسی
چهارشنبه 29 آبان 1398 - الاربعاء 23 ربيع الاول 1441
  827
  0
  5
(4 نفر )

حکایتی خواندنی از بذل مال جهت اعتلای فرهنگ حسینی

حکایتی خواندنی از بذل مال جهت اعتلای فرهنگ حسینی

بعضي از شيعيان چنان عاشق حضرت امام حسین(ع) هستند كه حاضرند تمام اموال خود را در راه تجلّي مكتب حضرت سيّدالشهدا(ع) و زائران ايشان مصرف كنند.

در سال‌هاي گذشته افراد خيّر در شهر تهران جمع شدند و با كمك يكديگر تصميم گرفتند حسينيّه‌اي را در شهر كربلا بنا كنند. هم اكنون حسينية تهراني‌ها در كنار بين الحرمين کربلا واقع شده است. در آن زمان بنده با يكي از خيّرين اين حسينيه در ارتباط بودم. پس از ساخت اين حسينيه روزي به مغازه‌اش در بازار تهران رفتم و از چگونگي ساخت اين حسينيه سؤال كردم. او گفت: وقتي اين حسينيه را با كمك بانيان مي‌ساختيم، چندين مرتبه به كربلا رفته و از مقدار ساخت اين حسينيه جويا ‌شدم. در يكي از روزها كه مي‌خواستم به زيارت امام حسين(ع) بروم، ديدم حاج محمد حسين كاشاني[1] در حرم روي ويلچر است.

 

هيئت مديرة حسينية تهراني‌ها در كربلا افزود: «به نزد او رفتم و گفتم براي زوّار حضرت سيّدالشهدا(ع) در حال ساخت حسينيه‌اي هستيم، آيا مي‌توانيد در اين عمل خير ما را ياري كنيد؟»

او بدون هيچ درنگي، چك بانكي خود را بيرون آورد و گفت: «دوست دارم در اين عمل خير كمك كنم، هر مقدار كه نياز داريد بر روي چك بنويسيد، من آن را امضا مي‌كنم.»

 

من مبلغ دويست هزار تومان كه در آن زمان مبلغ هنگفتي بود در چك نوشتم و چك را به او دادم. او بلافاصله قلم را درآورد تا آن را امضا كند. به او گفتم: «حاج آقا، اين مبلغ را بخوانيد و بعد از آن امضا كنيد.» او گفت: «بدون عينك نمي‌توانم بخوانم.» گفتم: «عينك خود را بگذاريد.» او گفت: «در راه امام حسين(ع) هرگز عينك نمي‌گذارم. هر چه‌قدر نوشتي امضا مي‌كنم!» او دوست نداشت كه حتي عينك، ميان او و حضرت امام حسين(ع) واسطه شود، او معشوق خود را بدون واسطه مي‌خواست و سرانجام به مقصود خود رسيد و در جوار حرم حسینی آرام گرفت.

 

گاهي لازم است براي رسيدن به رضاي حضرت سيّدالشهدا(ع) و ديگر امامان معصوم: ثروت خود را خرج کرد تا به گونه‌اي دين الهي را ياري نمود.

 

 -----------------------------------------------------------

[1]. حاج محمّد حسين كاشاني يكي از ثروتمنداني بود كه در راه اعتلاي نام حضرت سيّدالشهدا(ع) اقدامات فراواني انجام داد. يكي از اقدامات مهم او اين بود كه زمين اطراف حرم را با مرغوب‌ترين سنگ‌هاي مرمر بازسازي كرده و بهترين فرش‌ها را براي حرم مطهّر خريداري كرده بود.

در آن زمان يكي از مقامات كشور عراق براي زيارت به شهر كربلا رفت. وقتي سنگ‌هاي زيبا و فرش‌هاي باشكوه حرم را مي‌بيند مي‌گويد: چه كسي باني خير شده و حرم مطهّر را مزيّن ساخته است؟ به او گفتند: او حاج محمد حسين كاشاني است، پيرمردي كه بر روي ويلچر در حرم مطهّر حاضر است. دستور داد آن پيرمرد را به نزد او بياورند. به جناب كاشاني مي‌گويد: «من يكي از مقامات والاي كشور را دارا هستم و هر چه بخواهي مي‌توانم آن را انجام دهم.» جناب كاشاني كمي تأمّل كرد و گفت: «دوست دارم در گوشة ضريح و زير ستوني، قبري برايم مهيّا كنيد.» او نیز درخواست او را اجابت كرد. هم اكنون در همان جايي كه دوست داشت مدفون است.

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  827
  0
  5
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    داستان عجيب سلمان و ابوذر
    با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
    نفرین و دعاى پدر
    مرا قدرت ازدواج نیست!
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      تواضع امیرالمومنین (ع)
      حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک
      حكايت ابراهيم ادهم‏
      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      جلد بحار سالم است‏
      عبادت‏هاى خلاف دستور حق‏
      من دختر رئيس قبيله هستم
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)
      دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز