فارسی
پنجشنبه 30 آبان 1398 - الخميس 24 ربيع الاول 1441
  1041
  0
  3.5
(3 نفر )

زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا

زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا

افرادی که برای زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) به کربلا می‌روند و برای مصائب ایشان اشک می‌ریزند در پاداش عظیمی که برای شهدای کربلا در نظر گرفته شده شریک هستند. این حقیقت را جابر بن عبدالله انصاری[1] از رسول خاتم(ص) نقل کرده است.

عطیه عوفی[2] نقل می‌کند که با جابر براى زيارت حضرت سيّدالشهدا(ع) به كربلا آمديم. جابر غسل كرد و بر خود عطر زد. از آن‌جایی که جابر نابینا بود، دستش را گرفتم و بر قبر مطهّر حضرت سيّدالشهدا(ع) گذاشتم. ناگهان بیهوش شد و به زمین افتاد. بر صورت ایشان آب ریختم تا به هوش بیاید. بعد از آنکه به‌هوش آمد با سوز دل سخنانى جگرسوز به محضر حضرت امام حسين(ع) عرضه داشت؛ سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان گفت: «ما نيز در مجادله، مقاتله و يارى ذرّية خاتم پيامبران(ص) و شهادت در محضر او شريك بوديم.»

عطيّه که از کلام جابر شگفت زده شده بود پرسید: «ما رنجى نبرديم و شمشيرى نزديم، سرهاى اين گروه از بدن جدا و همسران‌شان بيوه، و فرزندان‌شان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك هستیم؟» جابر در پاسخ گفت: «عطيّه! من خود از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه فرمود: هر كس عمل قومى را دوست دارد، در ثواب آن عمل با آنان شريك است.» سپس گفت: «اى عطيّه! رسول‌خدا(ص) فرمود: نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين(ع) و اصحاب اوست .»[3]

از این حکایت مهم و معتبر می‌توان دو نتیجه مهم گرفت؛ اول آنکه نيّت خير دارای ارزش فراوانی است و می‌تواند انسان را به كاروان نور متصل سازد. دوم آنکه نيّت و عمل امام‌حسين(ع) و يارانش از چه عظمتى برخوردار است كه رسول‌خدا(ص) براى شركت در ثواب شهداى كربلا نیّت خود را همانند نیت حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران‌شان می‌داند.

 

-------------------------------------------------------------------

[1]. «جابربن عبدالله بن عمروبن حرام بن کعب بن غنم بن کعب بن سلمه ی انصاری»، به سال دوم بعثت در یثرب زاده شد. وی در یازده سالگی، یعنی سال سیزدهم بعثت، همراه با پدرش در عقبه دوم نزد رسول خدا(ص) رسید و اسلام آورد. پدرش، عبدالله، در جنگ احد به شهادت رسید. جابر نیز در نوزده غزوه شرکت کرد. وی همچنین در جنگ بدر حضور داشت، اما چون خردسال بود، به جای شرکت مستقیم در جنگ به رزمندگان آب می‌داد.

جابر یکی از پیروان مقاوم و شجاع و از یاران مخلص رسول خدا(ص) بود که بارها رسول خدا(ص) به وی عنایت، و برای او دعا کرد. جابر خود نقل کرده است: «پیامبر اکرم(ص) در لیلة البعیر، 25 بار برایم طلب استغفار کرد». او پس از رحلت رسول خدا(ص) در زمرة یاران امیر مؤمنان، علی(ع) قرار گرفت. جابر در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در کنار آن حضرت جنگید و مردم را به پیروی از علی(ع) فراخواند. آورده‌اند که جابر در کوچه‌های مدینه با صدای بلند به مردم می‌گفت: علی(ع) خیرُ البشر فَمَن اَبی فَقَد کفَر؛ «علی(ع) بهترین فرد است و هرکس از پیروی او روی گرداند، به حقیقت کفر ورزیده است».

(بحارالأنوار:38/5)

     جابر پس از علی(ع) با وجود کهولت سن، در همه ی مراحل زندگی، همراه و حامی اهل بیت: بود. وی نخستین کسی است که در اربعین شهادت امام حسین(ع) به زیارت قبر آن حضرت شتافت. می‌گویند جابر تا زمان امام باقر(ع) زنده بود و سلام رسول خدا(ص) را به ایشان رساند. جابر سرانجام پس از نود سال عمر با برکت، به سال 78 هجری در مدینه دیده از جهان فروبست.

[2]. عطیة بن سعد جناده عوفی کوفی، از شیعیان امیرالمؤمنین(ع) بود. کنیه‌اش «ابوالحسن» بود و بین سال‌های 36 تا 40 هجری، در کوفه به دنیا آمد. پدرش نزد امیرالمومنین(ع) رفت و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! صاحب نوزاد پسری شده‌ام. نامی برای او انتخاب کن. آن حضرت فرمود: این عطیه‌ی خداوند است. از این رو نام او را عطیه نهادند. مادر عطیه اهل روم بود. عطیه از راویان فضایل مولا علی(ع) و از مفسّران قرآن به شمار می‌رود. کتاب تفسیر وی پنج جلد است. عطیه بعد از شهادت امام حسین(ع) همراه با جابر بن عبدالله انصاری از کربلا گذشت و به زیارت تربت پاک حضرت سیّد الشهدا(ع) نائل شد. از این رو در شمار نخستین زائران کربلا قرار گرفته است. سر‌انجام در سال 111 هجری، دار فانی را وداع گفت.(سفينه البحار:2/206؛ طبقات الكبري:6/306)

[3] . بحار الأنوار: 98/ 195، حديث 31؛ «عن الأعمش عن عطية العوفي قال: خرجت مع جابر بن عبد الله الأنصاري رحمه الله، زائرين قبر الحسين بن علي بن أبي طالب(ع)، فلما وردنا كربلاء دنا جابر من شاطى الفرات، فاغتسل ثم ائتزر بإزار وارتدى بآخر ثم فتح صرة فيها سعد فنثرها على بدنه، ثم لم يخط خطوة إلا ذكر الله حتى إذا دنا من القبر قال ألمسنيه فألمسته فخر على القبر مغشياً عليه فرششت عليه شيئاً من الماء فأفاق وقال: يا حسين(ع)! ثلاثا ثم قال: حبيب لا يجيب حبيبه ... والذي بعث محمداً(ص) بالحق لقد شاركناكم فيما دخلتم فيه. قال عطية: فقلت لجابر: كيف ولم نهبط وادياً ولم نعل جبلاً ولم نضرب بسيف و القوم قد فرق بين رؤوسهم وأبدانهم وأولادهم وأرملت الأزواج، فقال لي: يا عطية! سمعت حبيبي رسول الله(ص) يقول: من أحب قوماً حشر معهم  و من أحب عمل قوم أشرك في عملهم و الذي بعث محمداً(ص) بالحق إن نيتي ونية أصحابي على ما مضى عليه الحسين(ع) وأصحابه.» 

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  1041
  0
  3.5
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    داستان عجيب سلمان و ابوذر
    با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
    نفرین و دعاى پدر
    مرا قدرت ازدواج نیست!
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      پند و عبرت در غزل سعد کافى
      ابراهیم دیگر نفرین مکن
      حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک
      حكايت ابراهيم ادهم‏
      حكايت ليلى و مجنون‏
      داستان قارون و ثروت او
      سبك شمردن نماز
      عاشقانه خود را از حق الناس نجات داد
      حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
      سهولت عفو امام رضا(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز