فارسی
پنجشنبه 02 خرداد 1398 - الخميس 17 رمضان 1440
  4577
  0
  3
(19 نفر )

حکایت مرحوم ميلاني و روضه حضرت زينب(س)

حکایت مرحوم ميلاني و روضه حضرت زينب(س)

يكي از افرادي كه تمام اعمال خود را با اخلاص انجام مي‌داد، آيت الله سيّد محمّد هادي ميلاني[1] بود. حالت معنوي ايشان زبانزد عام و خاص بوده است.

بنده در دوران جواني با ايشان ارتباط زيادي داشتم و در طول حياتم، فردی همانند ایشان را درك نكردم. ايشان در شهر مقدّس مشهد مشغول تدريس علوم و معارف اسلامي بود. روزي در مشهد خدمت ايشان رسيدم، ايشان به بنده محبّت زيادي داشتند، پس از دقايقي به ايشان گفتم: «اگر اجازه دهيد، از محضر شما مرخّص شوم.» در پاسخ گفت: «به کجا می‌روی؟» گفتم: «در مسافرخانه‌اي اتاقي كرايه كردم و شب‌ها را در آنجا سپري مي‌كنم.» او گفت: «به مسافرخانه نرو؛ همين جا نزد من بمان و از طرف من به زيارت حضرت امام رضا(ع) برو.» در ادامه گفت: «ميان زائران بومی شهر مقدّس مشهد و زائران غیر بومی، تفاوت‌هايي وجود دارد؛ زيرا حضرت امام رضا(ع) به زائران بیرونی، عنايات ويژه‌اي دارد. از طرف من در حرم، زيارت حضرت امام رضا(ع) را بخوان و رو به ضريح مطهر به حضرت بگو: محمد هادي گفت: از پروردگار بخواهيد تا من در حال مسلماني بميرم.» لحظه‌اي به خود لرزيدم؛ سپس خود را براي زيارت رضوی آماده كردم؛ ايشان مقداري از مسير را براي بدرقة بنده طي كرد و به منزل بازگشت. حقیر نيز به نيابت از ايشان زيارت كرده و تقاضاي او را با حضرت امام رضا(ع) در ميان گذاشتم.

 

چند سالي از اين واقعه گذشت که بنده در يكي از شهرهاي دوردست، خبر رحلت ايشان را شنيدم. بعد از گذشت چند روز خود را به مشهد رسانده و به خانوادة ايشان تسليت گفتم. به فرزند ايشان گفتم: «آيا در لحظة وفات، نزد پدر بوديد؟» با شنيدن اين سخن بسيار گريست و گفت: «بله، ايشان سه روز قبل از مرگ در كُما و بيهوشي كامل به سر مي‌برد، بعد از گذشت سه روز، ناگهان چشمان خود را باز كرده و مرا صدا زد، تمام خانواده از مشاهدة اين منظره، خوشحال شديم؛ وقتي حال‌شان بهتر شد رو به من گفت: من تا دقايقي ديگر از دنيا مي‌روم، از تو به عنوان پدرت درخواستي دارم و آن درخواست این است که در این حالت برایم روضة حضرت زینب(س) بخوانی. همان روضه‌اي كه حضرت زينب(س) به كنار بدن مطهر برادرشان آمد! من هم درخواست پدر را اجابت كردم. وقتي در حال روضه‌خواني بودم، اشك تمام صورت ايشان را فرا گرفت و با همين حال، از دنيا رفت.»

 

----------------------------------------------------------------------

[1]. سیّد محمّد هادی میلانی(زاده ۱۲۷۳ در نجف و درگذشته ۱۳۵۴ در مشهد): از مراجع تقلید شیعه ایرانی است. اجداد او همه  از سادات حسینی شهر مدینة منوره و از فرزندان علی بن الحسین(ع) بودند. وی در فقه، فلسفه و تفسیر توانا بود. او در احیای حوزه علمیه مشهد کوشید. از آثار علمی اوست: محاضرات فی الفقه الامامیة، قادتنا کیف نعرفهم؟، تفسیر سوره جمعه و تغابن، مختصر الاحکام (دانشنامه آزاد، با تلخیص).

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  4577
  0
  3
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      شب قدر شب گناه نيست!‏
      دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)
      امام مجتبى(ع) و اهتمام به امور مسلمين
      بیعت حضرت خدیجه (س)
      افطاری با برکت
      بهترين روز، ماه و عمل كدامند؟
      جوانی که در مسجد چرت می زد!
      ابوجهل، رسول اللّه را نديد بلكه محمد يتيم عبداللّه را ...
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
      نور هدايت الهى‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      شب قدر شب گناه نيست!‏
      صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      جوانی که در مسجد چرت می زد!
      شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
      من دختر رئيس قبيله هستم
      افطاری با برکت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز