فارسی
سه شنبه 02 مهر 1398 - الثلاثاء 24 محرم 1441
  271
  0
  5
(2 نفر )

صحابه و غدیر /3

صحابه و غدیر /3

ابوهریره و اعتراف به غدیر

ابوهریره ،اعتراف به غدیر ولی کنار سفره معاویه

قال الأصبغ : دخلت على معاوية وهو جالس على نطع من الأدم متكيا " على وسادتين خضراوين ، عن يمينه عمرو بن العاص وحوشب وذو الكلاع ، وعن يساره أخوه عتبة وابن عامر بن كريز والوليد بن عقبة وعبد الرحمان بن خالد وشرحبيل بن السمط ، وبين يديه أبو هريرة وأبو الدرداء والنعمان بن بشير وأبو امامة الباهلي ، فلما قرأ الكتاب قال : ان عليا " لا يدفع إلينا قتلة عثمان ، فقلت له : يا معاوية لا تعتل بدم عثمان ، فإنك تطلب الملك والسلطان ، ولو كنت أردت نصرته حيا " لنصرته ولكنك تربصت به لتجعل ذلك سببا إلى وصولك إلى الملك ، فغضب من [ كلامي ]فأردت ان يزيد غضبه فقلت لأبي هريرة : يا صاحب رسول الله انى أحلفك بالله الذي لا إله إلا هو ، عالم الغيب والشهادة ، وبحق حبيبه المصطفى عليه السلام ألا أخبرتني أشهدت غدير خم ؟قال : بلى شهدته .قلت فما سمعته [ يقول ] في علي ؟قال : سمعته يقول : من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، وأخذل من خذله .قلت له : فإذا أنت واليت عدوه وعاديت وليه .فتنفس أبو هريرة الصعداء وقال : إنا لله وانا إليه راجعون(مناقب خوارزمي ص205 و تذکرة الخواص سبط ابن جوزي ص 48)


اصبغ بن نباته مي گويد بر معاويه وارد شدم در حاليکه بر زير اندازي از چرم نشسته و بر دو پشتي سبز تکيه داده بود و در سمت راست او عمرو بن عاص و حوشب و ذوالکلاع و در سمت چپ او وليد بن عقبه و عبد الرحمن بن خالد و شرحبيل بن سمط بودند و در جلوي او ابو هريره و ابو درداء و نعمان بن بشير و ابو امامه باهلي ؛ وقتي نامه (امير مومنان را به او دادم و و او آن ) را خواند گفت : بدرستيکه علي کشندگان عثمان را به ما تحويل نمي دهد ؛ پس به او گفتم : اي معاويه ؛ غصه خون عثمان را نخور ، زيرا تو به دنبال حکومتي و اگر مي خواستي او را ياري کني در زمان زندگيش به داد او مي رسيدي ( اما لشکرت را در بيرون مدينه مستقر کردي و به ياري او نشتافتي ) اما تو درنگ کردي و کشته شدن او را وسيله براي حکومت خويش قرار دادي ؛ پس از کلام من خشمگين شد و من خواستم تا خشمگين تر شود ؛ پس به ابو هريره گفتم : اي صحابي رسول خدا ؛ تو را به خدايي که جز او نيست ، خداي داناي پنهان و آشکار ، و به حق پيامبر عليه السلام قسم مي دهم که به من بگو آيا در غدير خم حاضر بودي؟ پاسخ داد :آري گفتم : آيا شنيدي که در مورد علي چه فرمود ؟گفت : از او شنيدم که فرمود : هرکس که من مولاي اويم ، پس علي مولاي اوست ؛ خدايا هرکسي را که او را دوست مي دارد ، دوست بدار و هرکس که او را دشمن مي دارد دشمن بدار و ياري نما هرکس او را ياري نمود و خوار بنما هرکس را که او را خوار نمايد .به او گفتم : بنا بر اين تو دشمن او را ياري کردي و با يار او دشمني نمودي!!!پس ابو هريره آهي از ته دل کشيد و گفت : إنا لله و إنا اليه راجعون!!!

 


منبع : سنت
  • معاویه
  • غدیرخم
  • صحابه
  • علی بن ابی طالب
  • ابوهریره
  •   271
      0
      5
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          سوگواری از دیدگاه اسلام و وهابیت  
          شیخین قاتل امام حسین
          اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)
          بررسی مذهب شهدای کربلا
          آیا بهائیان حرمتی برای ایّام محرم قائل هستند؟
          اصول بهائیت
          پیشینه تاریخی بهائیت
          ادله ردّ بهاییت
          تاریخچه مختصر بهاییت
          توهين خلفا به فاطمه زهرا سلام الله علیها

    بیشترین بازدید این مجموعه

          دیدگاه وهابیت در باره عزاداری
          آيا امام حسين عليه السلام را شيعيان به شهادت رسانده ...
          زرتشت
          احکام یهود
          شیطان پرستی - نمادها و کتب
          آيين زرتشت از ديدگاه آرتور کریستینسن
          نقد دین زرتشت
          بررسی مذهب شهدای کربلا
          شیخین قاتل امام حسین
          آیا بهائیان حرمتی برای ایّام محرم قائل هستند؟

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز