فارسی
سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 - الثلاثاء 15 رمضان 1440
  1308
  0
  0

افطاری با برکت

افطاری با برکت

در روزهایی که مسلمانان روزه‌دار مشغول حفر خندق بودند، اتفاق عجیب و آموزنده‌ای رخ داد که جابربن عبدالله انصاری آن را این‌گونه نقل کرد:

مشاهده کردم که رسول خدا(ص) از شدت گرسنگی سنگ بر شکم خود بسته است
به ایشان عرض کردم: یا رسول الله! آیا دعوت مرا برای افطاری می‌پذیری،
حضرت فرمود: چه از غذا داری؟ گفتم: یک گوسفند و مقداری جو. فرمود: برو غذایی از آن مهیا کن.

جابر به سمت خانه برگشت و با کمک همسرش تعدادی نان از جو پختند وگوسفند را هم ذبح کرد و غذایی از گوشت آن تهیه کردند. بعد از آماده شدن غذا خدمت پیامبر(ص) آمد، عرض کرد: یا رسول الله! غذا آماده است، با هرکسی که دوست دارید برای افطار به منزل ما بیایید. پیامبر اکرم(ص) در لبهٔ خندق قرار گرفت و خطاب به همه مهاجرین و انصار از آن‌ها خواست دعوت جابر را بپذیرند.

 

جابربن عبدالله از این‌که غذا به اندازه این تعداد مهمان نیست با حالت نگرانی به خانه برگشت و همسرش را از این موضوع باخبر کرد. همسرش گفت: آیا به ایشان مقدار غذا را گفته‌ای. گفت: بله. سپس رو کرد به جابر گفت: ایشان خود بهتر می‌داند چگونه از آن‌ها پذیرایی کند.

جمعیت زیادی از مسلمانان به خانه جابر آمدند. رسول خدا(ص) با همان یک دیگ غذا به همهٔ آن‌ها افطاری داد و در پایان مقداری غذا هم اضافه آمد.[1] آری، مسلمانان صدر اسلام با این‌که غذایی برای خوردن نداشتند، ولی دست از جهاد و قیام برنداشتند.


--------------------------------------------------------------
[1] . تفسیر القمی: 2/178ـ 179؛ بحارالانوار: 18/24، باب 7، حدیث 2.

 

برگرفته از کتاب حسنات و سیئات نوشته استاد حسین انصاریان

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  • افطاری
  • رسول خدا
  • جابر بن عبداللَّه انصارى‏
  • افطاری با برکت
  • خندق
  •   1308
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          دغدغهٔ حذیفه و درخواست او از امام حسن(ع)
          امام مجتبى(ع) و اهتمام به امور مسلمين
          بیعت حضرت خدیجه (س)
          افطاری با برکت
          بهترين روز، ماه و عمل كدامند؟
          جوانی که در مسجد چرت می زد!
          ابوجهل، رسول اللّه را نديد بلكه محمد يتيم عبداللّه را ...
          زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
          نور هدايت الهى‏
          صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!

    بیشترین بازدید این مجموعه

          طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
          داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما نيست!
          حکایتی از تقوای یک عالم
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          جوانی که در مسجد چرت می زد!
          شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!
          من دختر رئيس قبيله هستم
          افطاری با برکت

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز