فارسی
جمعه 22 آذر 1398 - الجمعة 16 ربيع الثاني 1441

  3500
  1
  5
(1 نفر )

تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏

 تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏

يكى از علماى بزرگ شيعه در ارتباط با صحيفه داستانى را براى من نقل كرد كه شنيدنى است. ايشان مى فرمودند: در زمان مرجعيت آيت الله العظمى اصفهانى، با يكى از افراد اهل دل در ايام تبليغ به بصره آمديم و براى شيعيان بصره مدت زيادى معارف قرآن و اهل بيت عليهم السلام را بيان كرديم.

زمان تبليغ كه تمام شد، بليط قطار گرفتيم كه از بصره به بغداد بياييم و از بغداد نيز با ماشين به نجف برويم. مى گفت: من سيد بودم و رفيقم شيخ. وقتى در كوپه قطار مستقر شديم، ديديم پنج جوان با خانمى جوان وارد كوپه شدند. نشستيم. در همان مرحله اول براى ما معلوم شد كه اين خانم به هيچ كدام از اين پنج نفر محرم نيست و از دوستان اين هاست و همگى اهل گناه هستند و اين خانم را براى عيش و نوش در اختيار دارند.


تا قطار حركت كرد، اين ها شروع به زدن و اين خانم نيز در ميان كوپه، شروع به رقصيدن و خواندن كرد. خيلى شلوغ بود و جايى نبود كه ما جاى خود را عوض كنيم. در محاصره افتاده بوديم. مجلس نيز مجلس حرامى بود و نشستن ما هم  حرام. نمى توانستيم پياده شويم؛ چون تا ايستگاه بعدى فاصله زيادى بود.
مى گفت: من به اين دوستم گفتم: توانش را دارى كه امر به معروف و نهى از منكر كنى تا اين ها آرام شوند؟ گفت: با چهره اى كه اين ها دارند و كارى كه اين ها مى كنند، من م ى ترسم حرف بزنم.


گفتم: پس من وارد مبارزه مى شوم. گفت: آنها شش نفر هستند و اگر درگيرى به وجود بيايد، قطعاً شكست با توست و ممكن است زخمى يا كشته شوى. گفتم: نه، من از طريق درگيرى وارد كار نمى شوم.
آن وقتى كه ايشان اين داستان را براى من تعريف مى كرد، نزديك به نود سال داشت و اكنون نيز زنده است و از صد گذشته است، اما در همان سن نودسالگى، صداى او خيلى دلربا و زيبا بود.
عمرش را در راه خدا، قرآن و اهل بيت عليهم السلام هزينه كرد و جداً از اولياى خدا و شخصيتى با كرامت است.

 

ايشان مى گفت: گره بقچه ام را باز كردم و تنها كتابى كه به بصره برده بودم، «صحيفه سجاديه» بود. صحيفه را باز كردم و دعاى مربوط به توبه امام زين العابدين عليه السلام را كه بسيار فوق العاده است، شروع كردم با صدا خواندن.
آنها داشتند مى زدند و مى رقصيدند. كم كم آن خانم به صداى من توجه كرد.


صداى خوب، با حال، مؤثر، نافذ، البته صدايى كه از جان، قلب، نفَس و گلوى پاك بيرون بيايد، قطعاً اثر دارد. مگر اين كه نيروى اثرگيرى طرف مقابل نابود شده باشد.
چه صدايى بالاتر، بهتر و پرقيمت تر از صداى خدا كه صوت قرآن است و چه صدايى پاك تر از صداى انبيا، امامان و اولياى خدا؟ ما نيز مى توانيم در حد خودمان، صدايى را در طول صداى آنها پيدا كنيم. صدايى كه اگر زمينه اثرگيرى طرف مقابل نابود نشده باشد، اثر بگذارد.

 

گفت: در قطار، زن در حال رقص بود و آن پنج جوان نيز در حال كوبيدن به دايره و تمبك. من شروع كردم صحيفه سجاديه را خواندم. اول آن زن متوجه صداى من شد و كم كم از رقص افتاد و سر جايش نشست. بقچه ‌اش را باز كرد و چادر خود را درآورد و روى سرش انداخت و خود را پوشاند. از گوشه ‌هاى چشمش اشك ريخت و آن پنج نفر نيز آرام شدند.

تمام كوپه آرام شد. من سرم را بلند نكردم و صحيفه را ادامه دادم. داشتم براى خودم مى‌ خواندم و گريه مى ‌كردم. آن خانم آرام گريه مى ‌كرد و اين پنج نفر نيز مبهوت شده بودند.

 

تا قطار به ايستگاهى در شهر كوچكى رسيد. ظاهراً اين خانم و آن پنج نفر اهل آن شهر بودند. قطار كه ايستاد، اين ها گفتند: آقا سيّد! ما سنّى هستيم، تا به حال اين دعا را نشنيده بوديم. اين دعا را بزرگان ما ندارند، اين دعا از چه كسى بود؟ اين كتاب از كيست؟ به آنها گفتم: اين كتاب پنجاه و چهار دعا دارد كه از وجود مبارك امام زين العابدين پسر سيدالشهداء و نوه اميرالمؤمنين على بن ابى‌ طالب عليهم السلام است.

 

گفتند: ما مى‌ خواهيم پياده شويم، آيا اين كتاب را به ما مى‌ دهيد؟ گفت: من بازار گرمى كردم و گفتم: اين كتاب براى من خيلى قيمت دارد و نمى توانم آن را از دست بدهم، اگر به شما بدهم، دوباره از كجا بروم بخرم؟ اين ها التماس كردن كه اين كتاب را به ما بده. بالاخره كتاب را به آنها دادم. قطار ترمز كرد، آنها اثاث خود را برداشتند و با چشم گريان پياده شدند و رفتند.

 

برگرفته از کتاب حلال و حرام مالی نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  • امربه معروف
  • دعای صحیفه سجادیه
  • صدای خوب
  •   3500
      1
      5
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

        داستان پر از نكته جنگ بدر
        در قبر
        داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
        تعبیر خواب ابن سیرین
        نفرین و دعاى پدر
        حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
        داستان قارون و ثروت او
        رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
        گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
        داستان عجيب سلمان و ابوذر

    بیشترین بازدید این مجموعه

          نفرین و دعاى پدر
          حكايت ليلى و مجنون‏
          رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
          داستان پر از نكته جنگ بدر
          داستان قارون و ثروت او
          گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
          حکایت غضب و شهوت‏
          حکایت دين جديد
          در قبر
          حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)

     
    نظرات کاربر
    ناشناس
    سلام بسیار عالی بود تاثیر سخن کز دل برآید اینچنین است
    پاسخ
    0     0
    26 تير 1395 ساعت 11:40 بعد از ظهر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز