فارسی
سه شنبه 29 مرداد 1398 - الثلاثاء 18 ذي الحجة 1440

  1113
  0
  0

اخلاق در محیط خانه (2)

گذشت و عفو
زن و شوهر ممکن است گاهى نسبت به یکدیگر مرتکب خطا و اشتباه شوند، زن امکان دارد در مسئله خانه دارى، پخت و پز، توجه به فرزندان، رعایت حق شوهر دچار خطا گردد، مرد نیز ممکن است در رفتار و کردار، اخلاق و روش، کارگردانى نسبت به منزل، قضاوت در حق زن دچار اشتباه شود، اشتباه و خطائى که از هر دو طرف قابل گذشت و اغماض و عفو است، که جاى گذشت و عفو هم در همین مورد است، در مواردى که زندگى مسیر طبیعى خودش را طى مى کند، موردى براى عفو وجود ندارد، بر مرد لازم اخلاقى و شرعى است که از همسر خود در موارد لازم گذشت کند، بر زن هم لازم اخلاقى و شرعى است که از شوهر خود عفو کند، در این زمینه کبر و سخت گیرى و خودپسندى و بى توجهى به شخصیت طرف، و روى گردانى از دستورات حق و انبیا و ائمه در مسئله گذشت و عفو امرى ناپسند، و در بعضى از موارد حرام و موجب عقاب الهى است.

عفو و گذشت از موارد احسان، و آراسته به احسان به فرموده قرآن محبوب خدا است :

و العافین عن النّاس و الله یحبّ المحسنین.[1]

عفو وگذشت به اندازه اى مهم است که قرآن مجید اجر عفوکننده را بر خدا مى داند :

فمن عفا و اصلح فاجره على اللّه.[2]

کسى که گذشت کند و اصلاح نماید، اجرش بر خداست.

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

ثَلاثٌ مِنْ مَکارِمِ الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ : تَعْفُوا عَمَّنْ ظَلَمَکَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ، وَ تَحْلُمُ اِذا جُهِلَ عَلَیْکَ.[3]

سه چیز از مکرمت هاى دنیا و آخرت است : گذشت از کسى که بر تو ستم کرده، صله رحم با رحمى که با تو بریده، بردبارى نسبت به آنکه در حق تو به نادانى رفتار کرده.

 

رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود :

اِنَّ اللّهَ عَفُوٌ یُحِبُّ الْعَفْوَ.[4]

همانا خدا گذشت کننده است و گذشت را دوست دارد.

و نیز فرمود :

مَنْ اَقالَ مُسْلِماً عَثْرَتَهُ اَقالَ اللّهُ عَثْرَتَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ.[5]

کسـى که از لغـزش مسـلمانى بگـذرد، خـداوند در قـیامت از لـغزش او خواهد گذشت.

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

اِنّا اَهْلُ بَیْت مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنا.[6]

ما اهل بیتى هستیم که جوانمردى ما، گذشت از کسـى است که بـر مـا سـتم روا داشته.

رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود :

تَجاوَزُوا عَنْ ذُنُوبِ النّاسِ یَدْفَعِ اللّهُ عَنْکُمْ بِذلِکَ عَذابَ النّارِ.[7]

از خطاهاى مردم گذشت کنید، خداوند به این خاطر عـذاب جهنم را از شـما دفع مى کند.

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :

قِلَّهُ الْعَفْوِ اَقْبَحُ الْعُیُوبِ، وَ التَّسَرُّعُ اِلَى الاِْنْتِقامِ اَعْظَمُ الذُّنُوبِ.[8]

کم گذشتى زشت ترین عیب، و عجله در انتقام از بزرگترین گناهان است.

و آن حضرت فرمود :

شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْفُو عَنِ الزَّلَّهِ وَ لا یَسْتُرُ الْعَوْرَهَ.[9]

بدترین مردم کسى است که از لغزش طرف خود گذشت نکند، و عیب را نپوشاند.

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید :

عَفْواً مِنْ غَیْرِ عُقُوبَه، وَ لا تَعْنیف، وَ لا عَتَب.[10]

عفو باید بدون جریمه و خشونت و نکوهش و سرزنش انجام بگیرد.

بر اساس آیات قرآن و روایات : عفو محبوب خدا، اجر عفوکننده بر خدا، از مکارم دنیا و آخرت، موجب نجات از جهنم، و همرنگى با اهل بیت، و کم گذشتى نشان بیمارى و عیب باطن، و شرارت نفس انسان است.

چرا زن و مرد در زندگى خود، به هنگام پیش آمدن خطا از یکدیگر گذشت نکنند، تا محبوب خدا شده، از اجر الهى بهره مند گشته، و منبع مکارم دنیا و آخرت شناخته شوند، و با امامان معصوم همرنگى نشان داده، و جزء آنان محسوب گردند، این همه محصول یک تجارت الهى و معنوى است که از دست دادنش عاقلانه نیست، و آراسته شدن به آن کارى سهل و آسان، و عملى ساده و بى زحمت است.

مرد و زن اگر به وقت خطا عفو و گذشت را شیوه خود کنند، و این حقیقت عرشى را مدتى کوتاه به تمرین بگذارند، در آنان قوّت مى گیرد، و پس از اندک زمانى به این صفت ملکوتى آراسته مى شوند.

 

تغافل یا خود به فراموشى زدن

از صفات بسیار پسندیده و والا و باارزش، که آراسته به آن در میان مردم بسیار کم است تغافل مى باشد.

دیدن خطا و تقصیر، مشاهده عیب و نقص، و خود را به فراموشى زدن، به شکلى که طرف مقابل یقین کند، انسان از مسئله به هیچ عنوان مطلع و آگاه نشد، از عالیترین حالات روحى و پرقیمت ترین صفات انسانى است.

این نهایت مکرمت و بزرگوارى و شخصیت است که مرد از زن خود خطائى ببیند، و زن از شوهر خود اشتباهى ملاحظه کند، و خود را در کمال جوانمردى و آقائى و کرامت، عمداً به فراموشى بزند، و این به فراموشى زدن را در تمام پیش آمدهاى آینده حفظ کند.

امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود :

اِنَّ الْعاقِلَ نِصْفُهُ اِحْتِمالٌ، وَ نِصْفُهُ تَغافُلٌ.[11]

نیمى از وجود عاقل و خردمند تحمل و صبر و بردبارى، و نیم دیگرش خود به فراموشى زدن است.

و فرمود :

اَشْرَفُ اَخْلاقِ الْکَریمِ کَثْرَهُ تَغافُلِهِ عَمّا یَعْلَمُ.[12]

شریفترین اخلاق انسان باکرامت، کثرت تغافل او از چیزى است که مى داند.

و نیز آن حضرت فرمود :

لا عَقْلَ کَالتَّجاهُلِ، لا حِلْمَ کَالتَّغافُلِ.[13]

تدبیرى مانند خود را به بیخبرى زدن، و حلمى همچون خود را به فراموشى زدن نیست.

ذره بینى، ذره به حساب آوردن، توقع عصمت همه جانبه داشتن، بى گذشتى، به رخ کشیدن خطا، و به قول معروف متّه در خشخاش گذاشتن همه و همه خلاف اخلاق، و به قول امیرالمومنین (علیه السلام) باعث ناگوارى زندگى است.[14]

عفو و گذشت، و از آن بالاتر تغافل و خود را به فراموشى زدن، براى زن و شوهر امرى لازم و واجب است، و با این گونه صفات پسندیده، و اخلاق حمیده عیش و زندگى همراه با لذت و خوشى برقرار، و اعصاب در آرامش کامل، و جسم و جان در مصونیت همه جانبه در مقابل هجوم بسیارى از امراض و بیماریهاست.

عفو و گذشت و تجاهل و تغافل میوه شیرین فروخوردن خشم و به فرموده قرآن مجید کظم غیظ، و دورى از خشم و غضب و فرار از عصبانیت و از کوره در رفتن است.

خشم و غضب و ممارات و لجبازى، و بگو و مگو کردن طولانى و بیجا، مورد نفرت حق، و نشانه اى از شعله هاى جهنم، و صفتى ناپسند، و خوئى ددمنشانه، و موجبى براى در هم ریختن بناى زندگى و در نهایت علّت طلاق و جدائى، و غرق شدن در منجلاب بسیارى از معاصى و گناهان، و آلوده شدن به هر شرّ و شرارت است.

در زشتى بگو مگو کردن، و لجبازى با یکدیگر در روایت بسیار مهمى آمده : مردى به حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) با لحنى زننده گفت : بیا بنشین تا در مسئله دین با هم مناظره و مجادله کنیم، حضرت فرمود : اى مرد، من نسبت به دینم آگاهم، و هدایت حق براى من، مانند روز روشن و معلوم است، تو اگر در این زمینه دچار جهلى برو و جهل خود را علاج کن.

مالى وَ لِلْمُماراهِ.

مرا چه نسبت با بگو مگو کردن و جدال و جار و جنجال، که این نیست مگر وسوسه شیطان[15]، براى انداختن انسان در گناه و معصیت!!

بگو و مگو و جدال و دعواى لفظى اگر براى اثبات حق باشد، و از مصادیق جدال احسن، بدون تردید مانعى ندارد، بلکه زمینه پیشرفت علم و دانش، و کشف حق و حقیقت است و امرى عقلى و علمى و شرعى است، ولى اگر از باب لجبازى، و کوبیدن یکدیگر، و ضربه زدن به شخصیت، و به هم ریختن آرامش باشد، بدون شک حرام، و مرتکب آن عاصى و مستحق عقاب است.

حضرت رضا (علیه السلام) به عبدالعظیم حسنى فرمود :

دوستانم را از طرف من سلام برسان، و به آنان بگو، براى شیطان نسبت به وجود خود راهى قرار ندهید، آنان را به راستى در گفتار، و اداء امانت، و رعایت سکوت، و ترک مجادله و بگو مگو در آنچه که براى آنان سودى ندارد امر کن.[16]

-------------------------------------------------------------------- 

1- آل عمران/134.
2- شورى/40.
- بحار، ج 71، ص 400.  3
4 - میزان الحکمه، ج 6، ص 367.
5 - همان مدرک.
6 - همان مدرک.
7 - میزان الحکمه، ج 6، ص 368 ـ 370.
8 - همان مدرک.
9 - همان مدرک.
10 - همان مدرک.
11 - میزان الحکمه، ج 7، ص 268.
12 - همان مدرک.
13 - همان مدرک.
14 - همان مدرک.
15 - بحار، ج 2، ص 135.
- بحار، ج 74، ص 230.  16


 
پایگاه استاد حسین انصاریان

منبع: سایت عرفان
 

  1113
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      نقش غدیر در هدایت بشر
      خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
      غدیر چشمه جوشان حق  
      نگرش قرآنی امام هادی (ع) در زیارت جامعه کبیره به امام ...
      دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
      متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
      تجلّی نیکان در عبادت و خدمت به خلق
      عید سعید قربان عید أضحی

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو
      رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)
      پنج کلید طلایی برای نجات از فقر
      اگر از فشار قبر می ترسید بخوانید!!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام حسين (ع) و دعاى عرفه‏ در آثار استاد انصاریان
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز