فارسی
جمعه 01 شهريور 1398 - الجمعة 21 ذي الحجة 1440
  2249
  0
  3.5
(19 نفر )

شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!

شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!

از عطای سلمی که یکی از مشاهیر اهل حال است نقل شده که: در اوایل حال، نساجی داشته و از آن شغل کسب معاش می‌نموده.
روزی پارچه‌ای بافت، پارچه‌ای که برای بافت آن وقت بسیار صرف کرده بود و نهایت دقّت را در آن به کار برده بود و اعتقاد داشت در نهایت محکمی و خوبی است.
پارچه را به بازار می‌برد و به بزّازی که متخصّص پارچه و قیمت بود ارائه می‌کند، بزّاز از قیمتی که عطا در نظر داشت کم‌تر قیمت می‌کند؛ زیرا عیوبی در پارچه بود که بزاز به آن اشاره می‌کند در حالی که آن عیوب از دید عطا دور مانده بود.


عطا پس از علم به عیوب، در وسط بازار، شروع می‌کند به بلند گریه کردن، بزّاز از کرده پشیمان می‌شود و به عطا می‌گوید: مرا ببخش به هر قیمتی که می‌خواهی از تو می‌خرم، عطا می‌گوید: گریه من از کمی قیمت پارچه نیست، بلکه از این است که من با وجود سعی بسیاری که در بافت این پارچه کرده‌ام و به اعتقاد خود آن را بی‌عیب می‌دانستم، معیوب از آب در آمد و من از عیب آن غافل بودم، شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد و چون روز قیامت به نظر خبیر بصیر برسد، عیب‌هایش ظاهر گردد، در حالی که من از آن غافل بودم و آن روز چه کنم؟!

 

برگرفته از کتاب عرفان اسلامى، ج 13 نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  • قیامت
  • تشبيه عمل به پارچه‏
  • نساجی
  • بزاز
  • عیب
  • معیوب
  • غافل
  •   2249
      0
      3.5
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
          حکایت عیدی روز عید غدیر
          حق مهمان بر مهماندار
          تواضع امیرالمومنین (ع)
          نفرین و دعاى پدر
          زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا
          حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)
          تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏
          مرا قدرت ازدواج نیست!
          اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!

    بیشترین بازدید این مجموعه

          طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
          حکایتی از لقمه حرام‏
          داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
          داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          حکایت زن بدكاره‏
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد!
          ديدار خوبان در عالم رؤيا
          من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز