فارسی
جمعه 02 فروردين 1398 - الجمعة 15 رجب 1440
  2457
  0
  0

حرام‏ خورى، على‏ اكبر تربيت نمى‏ كند

حرام‏ خورى، على‏ اكبر تربيت نمى‏ كند


در ايام كودكيم پيرمردى بزرگوار، باتقوا، منظم، در محل ما زندگى مى كرد، در بازار تهران واسطه بود، تجار به خاطر تديّن و ادب و سلامت او عجيب به خريد و فروشش اعتماد داشتند، سه وقت به نماز جماعت مى آمد، جاذبه عجيبى براى جذب بچه ها به مسجد داشت، من از جمله كودكانى بودم كه به عشق او حتى به نماز جماعت صبح مى رفتم، داستانهاى عجيبى از دوران هشتاد ساله عمرش براى ما تعريف مى كرد كه عجيب آموزنده و بيداركننده بود، مى گفت جوانى مؤمن و نورانى در منطقه ناصر خسرو، همراه با پدر و مادرش زندگى مى كرد، پدرش مسائل شرعى را رعايت نمى كرد، او كه با اهل علم و مجالس مذهبى سر و كار داشت از وضع پدرش رنج مى برد، نصيحت هاى دلسوزانه اش در پدر اثر نمى كرد، به حالت قهر به شهر رى كنار مرقد حضرت عبدالعظيم رفت، سالى را در آنجا دست فروشى كرد، و براى مردم بازار مسائل شرعيه گفت، سحر عاشورا جهت ديدن پدر و مادر به تهران آمد، پدر و مادرش جهت عزادارى به تكيه دولت رفته بودند، خود او هم روانه آن محل شد، از قضا شمر تعزيه مريض شده بود، و به معركه حاضر نشد، رئيس تعزيه خوانها آن جوان را ديد، چون با او سابقه آشنائى داشت، او را دعوت به انجام مراسم كرد، پذيرفت، لباس پوشيد، وارد ميدان شد با مهارت بازى كرد، پدرش در ميان جمعيت او را شناخت از اين كه در نقش شمر درآمده بود ناراحت شد، پس از پايان مجلس همگى به خانه آمدند، پدر از پسر سئوال كرد غذا خوردى؟ پاسخ داد نه، گفت در پستوى خانه خمره شيره، و ظرف ماست هست، بياور و بخور، وقتى به سر خمره شيره آمد موشى را در آن مرده يافت، ماست خالى آورد، مشغول خوردن شد، پدر گفت چرا شيره نياوردى؟ جواب داد موش مرده اى در آن يافتم، نجس بود، خوردن نجس حرام، با لحنى تند به پسر گفت: هنوز دست از اين مقدّس بازى برنداشته اى؟ پس از چند لحظه سكوت گفت: پسرم، اكنون كه پس از يك سال بازگشته اى چرا شمر شدى، و در نقش على اكبر قرار نگرفتى؟ پسر با لحنى زيبا و جالب گفت: پدر شيره اى كه موش مرده در آن افتاده، توقع نداشته باش هر كه از آن بخورد نطفه اش تبديل به على اكبر شود، نتيجه غذاى حرام شمر است!!
جوانان سعى كنيد پدر واجد شرايط شويد، تا فرزندان شما صالح و شايسته شوند، پدران اگر در شما عيبى هست، كه آن عيب باعث خرابى ساختمان باطنى فرزند شما مى شود، به رفع آن عيب برخيزيد، كه قيامت براى همه انسانها روز عجيبى است.

کتاب:نظام خانواده در اسلام، ص: 741

نوشته:استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  • تربیت
  • حلال و حرام
  • پدر و مادر
  •   2457
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

          استاد انصاریان: کنار اسلام دین‌سازی نکنید/ داروی حل ...
          استاد انصاریان: لقمه حلال نسخه شفابخش همه بیماری ها و ...
          معرفی کتاب ارزشمند «سیمای نیکان» اثر استاد انصاریان
          مراسم عزاداری امام هادی(ع) در مؤسسه دارالعرفان ...
          گزارش تصویری/ سخنرانی استاد انصاریان در اختتامیه ...
          استاد انصاریان؛ امروز جهان تشنه عدالت امیرالمؤمنین(ع) ...
          استاد انصاریان: توحید نخستین منبع اتصال به خیر و نور/ ...
          گزارش تصویری/حضور استاد انصاریان در کنگره بزرگداشت ...
          استاد انصاریان: قلبی که با طهارت است و رفعت دارد؛ وحی ...
          استاد انصاریان: انسان گوهر گران‌بهای دریای خلقت/ قرآن ...

    بیشترین بازدید این مجموعه

          شعر مولوی ‌اهل‌سنت برای‌ حضرت ‌زهرا (س)
          متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد امام علی (ع)
          متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد حجاب
          سخنرانی حضرت استاد حسین انصاریان پیرامون امام ...
          مطالب ناب استاد انصاریان در «سروش»، «ایتا»، «بله» و ...
          همزمان با آیین رونمایی از ترجمه اصول کافی؛ ...
          همزمان با ایام ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)؛ سخنرانی استاد ...
          استاد انصاریان: خودشناسی پایه و اساس سعادت دنیا و آخرت ...
          استاد انصاریان: انسان گوهر گران‌بهای دریای خلقت/ قرآن ...
          استاد انصاریان؛ امروز جهان تشنه عدالت امیرالمؤمنین(ع) ...

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز