فارسی
يكشنبه 04 فروردين 1398 - الاحد 17 رجب 1440
  1726
  0
  0

معناى رضا در كلام مولوى‏

 

مولوى در توضيح مسئله رضا مى گويد:

بهلول به يك مرد الهى مى رسد و از او مى پرسد: در چه حالى؟ مرا هم از حالت خود آگاه كن. آن مرد الهى مى گويد: شما از حال كسى مى پرسيد كه همواره جهان به مراد او مى گردد اين است حال من، آن همه سيلاب ها و جويبارها و ستارگان فروزان طبق خواسته او حركت مى كنند، زندگى و مرگ نمودهاى هستى مانند مأموران عالى رتبه او هستند كه كو به كو و نقطه به نقطه به حركت درآمده اند، حال كسى را مى پرسى كه هرجا بخواهد دلدارى، وهرجا كه بخواهد تبريك وتهنيت مى فرستد.

سالكان راه حق و حقيقت مطابق خواسته او سير مى كنند و درماندگان راه تكامل هم در دام او محبوسند، هيچ دندانى بدون رضا و فرمان او در دهان كسى نمى جنبد و بدون ميل او برگى از درخت به زمين نمى افتد و بدون اراده او هيچ كس رهسپار ديار مرگ نمى گردد.

بهلول مى گويد: اى مرد الهى! راست مى گويى، از شكوه و حشمت و قيافه تو پيداست، تو همان شخصى كه مى گويى، بلكه صد مرتبه بالاتر، ولى براى من هم چگونگى و علّت اين حالت شگفت انگيز روحى را روشن كن تا مردم با فضل و فضول پيشه گان هم از دل و جان اين وضع را كه توصيف كردى بپذيرند.

اگر گوينده كامل سفره حقايق را باز كند، هرگونه غذا در سفره او پيدا خواهد شد، تا هيچ ميهمانى بى غذا نماند و هركس خوراك شايسته خود را بخورد، مانند قرآن كه داراى هفت بطن است و همه مردم از خاص و عام مى توانند غذاى روح خود را از آن هفت بطن دريابند.

آن مرد الهى گفت: اين مسئله پيش عموم مردم يقين است كه هستى پيرو امر الهى است، هيچ برگى بدون قضا و حكم آن خداوند بزرگ بر زمين نمى افتد، او خدايى است كه تا به غذا دستور ورود به گلو ندهد، لقمه به گلو وارد نمى گردد.

جنبش و فعاليت تمايلات و مى خواهم ها كه زمام امور آدمى را به دست گرفته اند در مقابل امر آن خداى بى نياز رام و تسليم اند، بدون فرمان ازلى نافذ خداوند، امكان ندارد كه ذره اى در زمين و آسمان ها به حركت درآيد و يا چرخى به گردش آيد.

كيست كه بتواند همه رگ هاى درختان را بشمارد؟ هيچ كس؛ زيرا بى نهايت در گفتگوى محدود هرگز نمى گنجد. به طور خلاصه بگويم: هيچ كارى به جز با امر پروردگار صورت نمى گيرد. وقتى كه قضاى حق مورد رضاى بنده اش قرار گرفت، در مقابل تمام فرمان هاى حق مانند يك بنده ناچيز مقهور اراده او مى گردد.

اين بندگى را از راه تكلّف و با انگيزه مزد و پاداش به دست نمى آورد، بلكه طبيعت حيوانى خود را از دست داده، طبع جديدى به دست آورده است كه به مقام بندگى نايل آمده است. او ديگر زندگى را براى خود نمى خواهد، بلكه محكوم به حكم خداوند بى نظير است.

در هرجا دستور ازلى الهى راهى را معين كرده است، چه زندگى و چه مرگ آن راه را خواهد رفت.

زندگى او براى خداست، نه براى به دست آوردن گنج. مرگ او از اشتياق به خداست نه از ترس رنج و بيمارى.

ايمان و عباداتش انگيزه اى جز دريافت شايستگى خدا به ايمان و پرستش چيز ديگرى نيست، او براى رسيدن به بهشت و درختان و جويبارهاى بهشتى كارى نمى كند، چنان كه ترك كفر و معاصى براى او انگيزه اى جز وجه اللّه الاعظم ندارد. ترس از آتش نمى تواند محرّك او به بركنارى از كفر و معصيت بوده باشد.

خنده او موقعى است كه در مقابل قضاى الهى، رضا و تسليم را مانند حلواى شكرين مى چشد.

آيا بنده اى كه به اين حال روحى باعظمت نايل شود، جهان به امر و فرمان او نمى گردد؟

مرگ او و مرگ فرزندانش در راه خدا و طبق مشيّت او مانند حلوايى است كه در گلويش فرو مى رود. جان كندن فرزندان از نظر آن انسان با وفا و جنازه آن فرزندان مانند ميوه هاى چيده شده از درخت در مقابلش جلوه مى كند، پس چنين شخصى به دعا كردن نيازى ندارد، مگر اين كه رضاى خدا را در دعا و نيايش ببيند.

آرى، رضاى در برابر مولا و خواسته ها و تقديرات و قضايش، شيرين ترين ميوه براى سالك راه است و رضاى نسبت به حق از بهترين حالات پرارزش قلب انسانى است و فتح و گشايش دل به حال رضاست. وَفَتْحُ الْقَلْبِ فى الرِّضا عَنِ اللّهِ .

67- گر رضاى خويش مى جويى خطاست

عاشقى در موج دريايى فتاد

 

عاقلى از ساحلش آواز داد

گفتش اى مسكين برون آرم تو را

 

يا چنين سرگشته بگذارم تو را

پاسخ اين دادش كه اى روشن روان

 

گر زمن پرسى نه اين خواهم نه آن

بر مراد خود نخواهم يك نفس

 

زان كه مقصودم مراد اوست بس

چون ز حق گردى رضاى حق طلب

 

حكم او را هم رضا ده روز و شب

گر رضاى خويش مى جويى خطاست

 

چون تو راضى گشتى او را هم رضاست

     

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  1726
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حکایت مرحوم ميلاني و روضه حضرت زينب(س)
      نفرین و دعاى پدر
      تواضع امیرالمومنین (ع)
      اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
      از كجا دانستند؟
      چگونه صبح كردى؟
      اين هوش را از كجا آورده‌‏اند؟
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      هدیه‌ای که حضرت زهرا(س) در شب عروسی‌اش بخشید

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین اعتراض داشت
      داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
      گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایتی از تقوای یک عالم
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      عفو و گذشت پيامبر از دختر حاتم‏
      از دين جديد به نان و نوایی رسید!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز