فارسی
شنبه 03 فروردين 1398 - السبت 16 رجب 1440
  2365
  0
  0

شفاعت و شفاعت کننده گان  

شفاعت و شفاعت کننده گان   

شفاعت عبارت است از همان مغفرت که هر گاه به خدا نسبت داده شود، مغفرت و هر گاه به اسباب مباشر، نسبت داده شود، شفاعت گفته می شود. و شفیع کسانی اند که می توانند سبب مغفرت الهی شوند، و بر اساس آیات قرآن و روایات ، پیامبر اکرم(ص)، ائمه اهل البیت علیهم السلام، علماء، شهداء و جمعی از بندگان مقرب الهی، اسباب مغفرت الهی شده و می توانند در آخرت، واسطه مغفرت شده و شفیع باشند.

 

لفظ شفاعت از ماده شفع به معنی جفت ، در مقابل وتر به معنی طاق ، گرفته شده است ، علت این که به وساطت شخص برای نجات گناهکار، شفاعت گفته می شود، این است که مقام و موقعیّت شفاعت کننده و نیروی تأثیر او، با عوامل نجاتی که در وجود شفاعت شونده هست (هر چند کم و اندک باشد) ضمیمه (و جفت می شوند)، هر دو به کمک هم ، موجب خلاص شخص گناهکار از عذاب می گردند.

 

شفاعت اولیای خدا برای گناهکاران در ظاهر این است که شفاعت کننده گان ، روی قرب و موقعیّتی که در پیشگاه خداوند دارند، (البته به اذن خدا و تحت ضوابط خاصی که جنبه کلی دارد نه فردی ) می توانند برای گناهکاران وساطت کنند، و از طریق دعاء و نیایش از خداوند بزرگ بخواهند که از تقصیر و گناه آنان درگذرد، البته شفاعت کردن و پذیرفته شدن شفاعت آنان در گرو یک رشته شرائطی است که برخی مربوط به شخص گناهکار، و برخی مربوط به مورد شفاعت و گناه می باشد.

 

به عبارت دیگر، شفاعت همان کمک کردن اولیاء خدا است با اذن خدا، به افرادی که در عین گناهکار بودن، پیوند معنوی خود را با خدا، و پیوند روحی خویش را با اولیاء خدا، قطع نکرده اند؛ و این ضابطه پیوسته باید محفوظ باشد.

و به یک معنی ، شفاعت این است : یک موجود مادون که استعداد جهش و پیشرفت دارد، از موجود بالا، به صورت یک امر قانونی ، استمداد و مدد می طلبد، البته مدد خواه از نظر کمال روحی باید به حدی سقوط نکند که نیروی جهش و تکامل را از دست بدهد، و امکان تبدیل او به یک انسان پاک، از میان برود.

 

علیّ بن إبراهیم از سماعه نقل کرده که گفت از امام صادق علیه السّلام از شفاعت رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله ، در روز قیامت پرسیدم ، فرمودند[1]:

مردم در روز قیامت با عرق مهار می شوند و با هم می گویند: پیش آدم برویم تا از ما ( نزد پروردگارش ) شفاعت کند و چون نزد آدم می آیند، می گویند شفاعت ما را نزد پروردگارت بکن، او جواب می دهد که من خود دارای گناه و خطیئه هستم ، پس بر شما باد که نزد نوح بروید، پس نزد نوح می روند و نوح نیز آنان را به پیغمبر بعد از خودش ارجاع می دهد، و همینطور هر نبی ای به نبی بعد از خودش ارجاع می دهد تا به عیسی می رسد و آن جناب می گوید: بر شما باد که نزد محمد رسول خدا (ص) و آنها خدمت خاتم الانبیاء(ص) می رسند و از آن حضرت مسألت می نمایند، وحضرت می فرمایند آزاد شوید و خود آن جناب آنان را به درب بهشت می کشاند و خود باب الرحمن را استقبال می کند و به سجده می افتد و طول می دهد تا آن که خداوند می فرماید: سرت را بلند کن و شفاعت کن که قبول است و هر چه می خواهی مسألت کن که اعطا می شوی و همین استقول خداوند متعال:« امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش بر انگیزد[2]».

 

ملاحظه می کنید که آن حضرت در مقام شفاعت به آستانه و عتبه باب الرّحمن ، التجاء می آورد و مقام محمود، طبق این روایت ، همین مقام است که از عطایای ویژه رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله است .

و در خبر حمران بن اعین از امام باقر علیه السّلام بعد از بیان شفاعت فرشتگان و مؤمنین برای عاصیان از اهل توحید، آمده :

« یَقُولُ اللَّهُ أَنَا أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اخْرُجُوا بِرَحْمَتِی فَیَخْرُجُونَ کَمَا یَخْرُجُ الْفَرَاشُ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع ثُمَّ مُدَّتِ الْعُمُدُ وَ أُوصِدَتْ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ وَ اللَّهِ الْخُلُودُ»[3]

خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من ارحم الرّاحمینم ، به رحمت واسعه من خارج شوید، پس تمام گناهکاران از اهل توحید مانند پروانه از جهنّم خارج می گردند و سپس درب های جهنّم بر اهلش بسته شده و خلود واقع می شود.

 

از زمان پیامبر گرامی(صلّی اللّه علیه و آله) تا زمان های بعد، روش مسلمانان درخواست شفاعت از شافعان راستین بوده ، و پیوسته از آنان در حال حیات و ممات ، درخواست شفاعت می کردند و چنین درخواستی را هیچ یک از دانشمندان اسلامی ، با هیچ یک از مبانی و اصول اسلامی مخالف نمی دانستند.

تا این که در قرن هفتم اسلامی ابن تیمیه دیده به جهان گشود و با طرز تفکّر خاصی با این مسأله و بسیاری از سنن و روش های مستمر میان مسلمانان مخالفت کرد، و سه قرن پس از وی محمد بن عبد الوهاب نجدی مجدداً پرچم مخالفت را بر افراشت و مکتب ابن تیمیه را به گونه ای شدید از نو زنده کرد.

 

یکی از نقاط اختلاف وهابی ها با دیگر فرقه های اسلامی این است که آنان با این که بسان دیگر مسلمانان شفاعت را به عنوان یک اصل اسلامی پذیرفته اند، ولی می گویند که روز قیامت شافعان در باره گناهکاران امت شفاعت خواهند کرد، و پیامبر گرامی(ص) در این قسمت سهم بزرگ تری را دارد، اما هرگز حق نداریم در این جهان از آنان طلب شفاعت کنیم . و در این موضوع به اندازه ای تند رفته اند که نقل متن سخنان آنان مایه ناراحتی روحی است ، خلاصه گفتار آنان این است که :

پیامبر اسلام و دیگر پیامبران و فرشتگان و اولیاء در روز رستاخیز، حق شفاعت دارند؛ ولی باید شفاعت را از مالک شفاعت و اذن دهنده آن که خدا باشد، خواست و گفت :

«اللّهمّ شفّع نبیّنا محمّداً فینا یوم القیامة او اللّهمّ شفّع فینا عبادک الصّالحین او ملائکتک او نحو ذلک ممّا یطلب من اللّه لا منهم فلا یقال یا رسول اللّه او یا ولیّ اللّه اسألک الشّفاعة او غیرها ممّا لا یقدر علیه الا اللّه فاذا طلبت ذلک فی ایّام البرزخ کان من اقسام الشّرک»[4]

 

پروردگارا پیامبر و دیگر بندگان صالح خود و ملائکه خود و مانند آن را شفیعان ما در روز قیامت قرار بده یعنی طلب از خداوند است نه از آنان ولی ما حق نداریم بگوئیم : ای پیامبر خدا! یا ای ولی خدا! از تو می خواهم در حق من شفاعت بنما، زیرا شفاعت چیزی است که جز خدا کسی بر آن قادر نیست ، هر گاه چنین چیزی را از پیامبر(ص) که در برزخ بسر می برد بخواهی شرک خواهد بود.

وهّابی ها، با یک رشته پندارهایی ، درخواست شفاعت از شافعان راستین را تحریم کرده و درخواست کننده را مشرک و عمل او را شرک می نامند.

ما پیش از آن که دلائل آنان را رسیدگی کنیم خود مسأله را از نظر کتاب و سنّت و سیره مسلمین مورد بررسی قرار می دهیم آن گاه به دلائل آنان رسیدگی می نماییم .

 

دلائل ما بر استواری درخواست شفاعت :

دلیل ما بر جواز طلب شفاعت مرکّب از دو مطلب است و آن دو مطلب عبارتند از:

1) درخواست شفاعت ، همان درخواست دعاء است .

2) درخواست دعاء از افراد شایسته یک امر مستحب است .

شفاعت های پیامبر گرامی و دیگر شافعان راستین جز دعاء و نیایش به درگاه الهی چیز دیگری نیست ، و در سایه قرب و مقامی که آنان در پیشگاه خداوند دارند، بر اثر دعایی که در باره گناهکاران انجام می دهند، خداوند مهربان لطف و مهر گسترده خود را شامل حال افراد گناهکار نموده و آنان را می بخشد، و درخواست دعا از برادر مؤمن تا چه رسد به نبیّ گرامی امری است نیکو و هیچ کس از علمای اسلام اعم از وهّابی و غیره در صحت آن تردیدی نکرده است .

البته نمی توان گفت که حقیقت شفاعت در تمام مواقف محشر، همان دعاء به درگاه الهی است اما می توان گفت که یکی از معانی روشن آن ، همان دعا است و کسانی که می گویند:

یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه .،ای کسی که در پیشگاه خدا جاه و مقامی داری در نزد خدا در باره ما شفاعت کن . همین معنی را قصد می کنند.

نظام الدین نیشابوری در تفسیر آیه «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً سَیِّئَةً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها»[5] از مقاتل نقل می کند که : "الشفاعة إلی اللّه انّما هی الدّعوة لمسلم" حقیقت شفاعت همان دعاء کردن برای مسلمانان است .

 

ابن تیمیه، از جمله افرادی است که درخواست دعاء از شخص زنده را صحیح می داند. بنا بر این درخواست شفاعت اختصاص به پیامبر و اولیاء ندارد بلکه می توان از هر مؤمنی که در پیشگاه خدا ارج و ارزشی داشته باشد چنین درخواستی را نمود.

فخر رازی از جمله کسانی است که شفاعت را به دعا و نیایش به درگاه الهی تفسیر کرده و در تفسیر آیه«وَ یَسْتَغْفِرونَ لِلَّذینَ آمنوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلّ شَیْ ءٍ رَحْمَةً»[6]حاملان عرش در باره افراد با ایمان طلب آمرزش می کنند و می گویند، پروردگارا رحمت تو همه چیز را فرا گرفته است ، می گوید: این آیه گواهی می دهد که شفاعت حاملان عرش تنها در باره گناهکاران است . زیرا در آخر آیه دارد:«وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحیم»[7]آنان را از عذاب جهنم باز دار. هم چنان که شفاعت پیامبر(ص) و پیامبران دیگر نیز در باره همین گروه این است ، زیرا خداوند چنین دستور می دهد:

«وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ»[8]نسبت به گناهان خود و افراد با ایمان طلب آمرزش بنما.

 

و حضرت نوح در باره خود و والدینش و کسانی که به او ایمان آورده و همه افراد با ایمانی که تا دامنه قیامت می آیند طلب آمرزش کرده و از این طریق رسالت شفاعت خود را انجام داده است«رَبِّ اغْفِرْ لی وَ لِوالِدَیّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بِیْتِیَ مُؤْمِنا وَ لِلْمُؤمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ»[9].

این بیان از فخر رازی ، گواه بر آن است که وی شفاعت را همان دعای شفیع در حق گناهکار تلقی کرده و درخواست شفاعت را همان درخواست دعا دانسته است .

در احادیث اسلامی اشارات فراوان بر این است که دعای مسلمان در حق مسلمان شفاعت است .

ابن عباس از پیامبر نقل می کند:

مَا مِنْ مُسْلِمٍ یَمُوتُ فَیَقُومُ عَلَی جِنَازَتِهِ أَرْبَعُونَ رَجُلًا لَا یُشْرِکُونَ بِاللَّهِ شَیْئاً إِلَّا شَفَّعَهُمُ اللَّهُ فِیهِ[10]

هرگاه مسلمانی بمیرد و بر جنازه او چهل مرد که شرک نمی ورزند، نماز بگزارند؛ خداوند شفاعت (دعاء) آنها را در باره وی می پذیرد.

 

در این حدیث ، دعا کننده به عنوان شافع معرفی شده است .

حالا اگر کسی در حال حیات خود از چهل دوست با وفایش بخواهد که پس از مرگش برای گزاردن نماز بر جنازه وی حاضر گردند و در حق وی دعا نمایند، در واقع از آنها طلب شفاعت کرده و مقدّمات شفاعت بندگان خدا را فراهم کرده است .

در صحیح بخاری بابی دارد تحت عنوان«اذا استشفعوا إلی الامام لیستسقی لهم لم یردّهم »

هنگامی که مردم از امام خود درخواست شفاعت کردند، که برای آنان باران بطلبد، درخواست آنان را رد نمی کند.

و نیز بابی دارد تحت عنوان«اذا استشفع المشرکون بالمسلمین عند القحط»

هنگامی که مشرکین در مورد قحطی طلب شفاعت نمایند.

 

روایت این دو باب گواهی می دهند که درخواست شفاعت همان درخواست دعا است و نباید آن را به صورت دیگر تفسیر کرد.

تا این جا، یک پایه استدلال روشن گشت و آن این که حقیقت (شفاعت طلبی) جز (دعا خواهی) چیز دیگری نیست.

اکنون باید به تشریح پایه دوم استدلال بپردازیم و آن این که درخواست از برادر مؤمن تا چه رسد به اولیاء الهی،کاملاً امر مطلوب و مستحب است ، اینک بیان این قسمت .

 

2 - درخواست دعاء از افراد شایسته :

الف- آیات قرآن گواهی می دهند که طلب آمرزش پیامبر در حق افراد کاملاً مؤثّر و مفید می باشد مانند آیه های زیر:

1 - «وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ وَ لِلْمُؤْمِنینَ»[11]برای گناه خود و افراد با ایمان طلب آمرزش بنما.

2 - «وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ اِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ»[12]در حق آنان دعا کن ، دعای تو مایه آرامش آنها است .

هرگاه دعای پیامبر چنین نفعی به حال انسانی دارد، چه مانعی دارد که از او خواسته شود که در حق انسانی چنین دعائی بکند و از طرف دیگر درخواست دعا جز درخواست شفاعت ، چیز دیگری نیست .

3 - «وَ لَوْ انَّهُمْ اذْ ظَلَمُوا انْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفِرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّابا رَحیما»[13]

هر گاه آنان هنگامی که بر خویش ستم کردند پیش تو می آمدند و از خداوند طلب آمرزش می کردند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می کرد، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند.

 

این که می گوید «جاؤک» به سوی تو می آمدند، مقصود این است که می آمدند و درخواست دعاء و طلب آمرزش از پیامبر می کردند، و اگر هدف این نبود آمدن آنان لغو بود، و شرفیابی حضور پیامبر(ص) و درخواست دعاء خود گواه بر انقلاب روحی آنان که برای استجابت دعا زمینه را آماده می سازد می باشد.

4 - قرآن مجید از فرزندان یعقوب نقل می کند که آنها از پدر خواستند که در حق آنان طلب آمرزش کند، یعقوب نیز درخواست آنها را پذیرفت و به وعده خود عمل نمود.

«قالُوا یا ابانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا انَّا کُنَّا خاطِئینَ قالَ سَوْفَ اسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبّی»[14]گفتند پدر جان در حق ما طلب آمرزش کن ما خطا کار بودیم ، او نیز گفت به همین زودی برای شما طلب آمرزش می نمایم .

همه این آیات حاکی است که طلب دعا از پیامبر و دیگر صالحان که همان طلب شفاعت است از نظر موازین اسلامی کوچکترین ایرادی ندارد.

5 – و همچینن از مفهوم آیه قرآن کریم استفاده می شود که پیامبر(ص) همچنان زنده است«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»[15]« هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند ، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند .» حال با توجه به اینکه مقام پیامبر (ص) از شهداء بالاتر است پس بطریق اولی پیامبر (ص) زنده می باشند ، و بر اساس نظر خود وهابی ها طلب شفاعت از پیامبر اکرم (ص) که زنده است نباید اشکالی داشته باشد .

 

ب- احادیث اسلامی و سیره صحابه :

1- محدث معروف (ترمذی ) نویسنده یکی از صحاح اهل تسنن از انس نقل می کند:

سَالْتُ النَّبِی َّاَنْ یَشْفَعَ لِی یَوْمَ اْلقِیامَةِ فَقَالَ اَنَا فَاعِلٌ قُلْتُ فَاَیْنَ اَطْلُبُکَ فَقَالَ عَلَی اْلصِّرَاطِ...[16]

(انس می گوید)، از پیامبر درخواست کردم که در روز قیامت در حق من شفاعت کند؛ وی پذیرفت و گفت شفاعت خواهم کرد،گفتم کجا تو را پیدا کنم؟ فرمود: کنار صراط.

انس با ظرافت طبع از پیامبر گرامی درخواست شفاعت می کند، وی نیز می پذیرد و نوید عمل به او می دهد.

2- (سواد قارب)، از یاران پیامبر است؛ ضمن اشعاری از پیامبر درخواست شفاعت می کند و می فرماید:

فَکُنْ لِی شَفِیعَاً یَوْمَ لاَ ذُوْ شَفَاعَةٍ بِمُغْنٍ فَتِیْلاً عَنْ سَوَادِ بْنِ قَارَبٍ[17]

ای پیامبر گرامی روز رستاخیز شفیع من باش روزی که شفاعت دیگران به حال سواد قارب مفید و سودمند نخواهد بود.

3- مردی به نام (تبع) از قبیله (حمیر) پیش از تولّد پیامبر شنیده بود که به همین زودی پیامبری از سرزمین عربستان از جانب خدا برانگیخته خواهد شد وی پیش از مرگ نامه ای تنظیم کرد و از نزدیکان خود درخواست نمود که اگر روزی چنین پیامبری مبعوث به رسالت شد، نامه مرا به او برسانید. و در آن نامه چنین نوشته بود:

«وَ اِنْ لَمْ اَدْرِکََکَ فَاءشْفَعْ لِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لاَ تَنْسِنِیْ »اگر عمرم وفا نکرد و پیش از درک تو درگذشتم ، در آخرت در باره من شفاعت بنما و مرا فراموش مکن .

وقتی نامه به دست پیامبر رسید سه مرتبه فرمود:

مَرْحَباً بتَبَعٍ اَلاءَخُ اْلصَّالِحٍ[18]آفرین بر (تبع )، برادر صالح من .

اگر درخواست شفاعت شرک بود، هرگز پیامبر او را برادر خود نمی خواند و سه مرتبه بر او آفرین نمی گفت .

طلب شفاعت در حال ممات :

این بخش از احادیث حاکی است که طلب شفاعت از شفیع راستین در حال حیات و زندگانی او کاملاً بی اشکال است .

 

و همچنین از یک رشته روایات و احادیث استفاده می شود که صحابه پیامبر پس از وفات وی از روح پاک او طلب شفاعت می کردند. از باب نمونه :

ابن عباس می گوید: هنگامی که امیر مؤمنان از غسل و کفن پیامبر فارغ گردید روی او را باز کرد و گفت :

بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی طِبْتَ حَیّاً وَ طِبْتَ مَیِّتاً ... اذْکُرْنَا عِنْدَ رَبِّکَ...[19]پدر و مادرم فدای تو، در حال حیات و ممات پاک و پاکیزه هستی ، از ما پیش پروردگار خود یادی بفرما.

روایت مذکور می رساند که در طلب شفاعت میان حال حیات و ممات شفیع تفاوتی نیست . پس با توجه به این آیات و روایات ، و سنت جاری در میان مسلمانان در تمام اعصار، موضوع درخواست شفاعت به صورت یک مسأله بدیهی در می آید که هرگز نباید در باره آن کوچکترین شک و تردیدی به خود راه داد. گذشته از این ، صحابه پیامبر(ص) پس از درگذشت او، از او طلب دعا می کردند، و اگر درخواست دعاء پس از وفات وی صحیح باشد، طلب شفاعت نیز که یک نوع درخواست دعاء است صحیح خواهد بود.

پس از بررسی دلائل، اکنون وقت آن رسیده است که با دلائل مخالفان هم آشنا گردیم . گروه مخالف با یک رشته پندارهائی درخواست شفاعت از اولیاء الهی را منع کرده اند که به گونه ای فشرده مورد بررسی قرار می گیرد.

وهابی ها می گویند: درخواست شفاعت شرک است مقصود این گروه از شرک ، شرک در عبادت است . و چنین وانمود می کنند که درخواست شفاعت ، پرستش شفیع است .

 

جواب : هر نوع سؤال از شخص و یا درخواست شفاعت در صورتی عبادت شمرده می شود که طرف را (اله) و (خدا) و یا (رب ) و (کارگردان) جهان آفرینش و یا مبدأ و صاحب کارهای خدایی بدانیم در غیر این صورت هرگز هر نوع سؤال و درخواست ، (هر نوع تعظیم و خضوع)، عبادت شمرده نخواهد شد.

درخواست کننده شفاعت از شفیعان واقعی درگاه الهی (که خدا به آنان اذن شفاعت داده است ) آنان را بندگان مقرّب و برگزیدگان درگاهش می داند، که هرگز نه (خدا) هستند و نه کارهای خدایی مانند مغفرت و شفاعت به آنان تفویض شده که به طور خود سرانه و بدون اذن الهی در باره هر کس بخواهند می توانند شفاعت کنند و یا از گناه او درگذرند.

این گروه در چارچوب (اذن الهی) می توانند در باره افراد خاصی که روابط معنوی آنان با خدا بر قرار بوده ، و پیوند روحی آنها با شفیعان الهی نگسسته باشد، درخواست آمرزش گناه ، و طلب مغفرت بنمایند، و یک چنین درخواست از یک فرد، که در نظر درخواست کننده ، بنده مقربی بیش نیست ، هرگز عبادت او شمرده نخواهد شد.

البته یادآور می شویم ، که اگر چنین درخواست در حال ممات ، پرستش شفیع شمرده شود باید چنین درخواست در حال حیات نیز، طبعا عبادت شمرده شود. قرآن و سنّت دستور می دهد که مسلمانان حضور پیامبر(ص) برسند، و از او درخواست کنند که در حق آنها استغفار کند، و یک چنین درخواست ، جز طلب شفاعت در حال حیات ، چیز دیگری نیست . و هرگز ممکن نیست یک عمل در ظرفی شرک و در ظرف دیگری عین توحید باشد.

و به عبارت گسترده تر، آنان می گویند: شفاعت فعل خدا است و یا به تعبیر صحیح تر: حق او است و درخواست فعل وی از غیر او عبادت او می باشد هم چنان که آنان عین این سخن را درباره درخواست شفاء بیمار از اولیاء، و مشابه آن تکرار می کنند و می گویند: این نوع درخواست ها، درخواست فعل خدا از غیر او است ، و طبعاً چنین درخواستی عبادت و پرستش طرف خواهد بود.

پاسخ این استدلال با توجه به بحث های گذشته کاملاً روشن است و آن این که : در این قانون کلی و ضابطه عمومی احدی از مسلمین اختلاف ندارد و همگان می گویند درخواست فعل خدا، از غیر او عبادت طرف است ، و با اعتقاد به الوهیّت و ربوبیّت او ملازم می باشد، ولی جان سخن این جا است که مقصود از فعل خدا چیست ؟ هنوز نویسندگان وهّابی در طول این سه قرن ضابطه ای برای فعل خدا بیان نکرده اند، در صورتی که بدون یک چنین ضابطه ای استدلال عقیم خواهد بود.

 

در آیات فراوانی افعال مختص خدا، به غیر او نیز نسبت داده شده است مثلاً اماته و میراندن که فعل مختص او است ، چنان که می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذی یُحْیی وَ یُمیتُ»[20]اوست که زنده می کند و می میراند. به غیر او نیز نسبت داده شده است

چنان که می فرماید:«حَتَّی إذَا جاءَ احَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا»[21]آن گاه که مرگ یکی فرا رسید، فرستادگان ما جان آنان را می گیرند.

این تنها (میرانیدن) نیست که فعل مخصوص او است و به غیر او نسبت داده شده ، بلکه قسمتی از افعال خدا و چیزهایی که فقط در او باید طلب کرد، اجازه داده شده است که از غیر او نیز طلب کنیم ، از باب نمونه :

قرآن به مسلمانان دستور می دهد که هر شبانه روز بگویند:«وَ ایَّاکَ نَسْتَعینُ»[22]فقط و فقط از تو استعانت می جوییم

ولی در عین حال ، در آیات دیگر دستور می دهد که از غیر او مانند: نماز و صبر نیز استعانت جوییم چنان که می فرماید:«وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّها لَکَبیرةٌ الا عَلَی الْخاشِعینَ»[23]از بردباری و نماز کمک بگیرید و نماز کار دشواری است مگر برای صاحبان خشوع .

 

 پی نوشت ها:

[1]- بحارالانوار، ج 8، ص 35." تفسیر القمی ،أَبِی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ شَفَاعَةِ النَّبِیِّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ قَالَ یُلْجِمُ النَّاسَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الْعَرَقُ فَیَقُولُونَ انْطَلِقُوا بِنَا إِلَی آدَمَ یَشْفَعُ لَنَا [عِنْدَ رَبِّهِ] فَیَأْتُونَ آدَمَ فَیَقُولُونَ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ رَبِّکَ فَیَقُولُ إِنَّ لِی ذَنْباً وَ خَطِیئَةً فَعَلَیْکُمْ بِنُوحٍ فَیَأْتُونَ نُوحاً فَیَرُدُّهُمْ إِلَی مَنْ یَلِیهِ وَ یَرُدُّهُمْ کُلُّ نَبِیٍّ إِلَی مَنْ یَلِیهِ حَتَّی یَنْتَهُونَ إِلَی عِیسَی فَیَقُولُ عَلَیْکُمْ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَی جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ فَیَعْرِضُونَ أَنْفُسَهُمْ عَلَیْهِ وَ یَسْأَلُونَهُ فَیَقُولُ انْطَلِقُوا فَیَنْطَلِقُ بِهِمْ إِلَی بَابِ الْجَنَّةِ وَ یَسْتَقْبِلُ بَابَ الرَّحْمَنِ وَ یَخِرُّ سَاجِداً فَیَمْکُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ارْفَعْ رَأْسَکَ وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ وَ سَلْ تُعْطَ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ«عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودًا».

[2] - سوره الاسراء، آیه 79

[3]- بحارالانوار، ج 8، ص 279

[4] - الهدیة السنیة - رساله دوم ، ص 42

[5]- سوره نساء، آیه 85.

[6] - سوره غافر، 7

[7] - سوره غافر، آیه 7

[8]- سوره محمد، آیه 19.

[9] - سوره نوح، آیه 28

[10] - مستدرک الوسائل، ج 2، ص 471

[11]- سوره محمد، آیه 19.

[12]- سوره توبه، آیه 103.

[13] - سوره نساء، آیه 64

[14]- سوره یوسف، آیات 97 – 98.

[15]سوره آل عمران، آیه169.

[16]- سنن ترمذی ، ج 4، ص 42، باب ما جاء فی شأن صراط.

[17]- قاموس الرجال، ذیل ماده سواد.

[18]- مناقب ابن شهرآشوب ، ج1، ص12.

[19]- بحارالانوار، ج 22ص 527.

[20]- سوره مؤمنون ، آیه 85.

[21]- سوره انعام، آیه 61.

[22] - سوره فاتحه، آیه 5

[23]- سوره بقره، آیه 45.

 


منبع : پایگاه حوزه
  2365
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
      مقام حضرت زينب (س)
      نوروز؛ روز گشایش و فرج
      عظمت نهج‌البلاغه  
      قرآن از منظر امیرمؤمنان(ع)
      امام علی(ع) دعوت‌کننده به حسنات
      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام جواد (ع) در آثار استاد انصاریان
      معناشناسي ليله الرغائب

بیشترین بازدید این مجموعه

      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      غیبت های حلال
      توصیه هایی برای افزایش روزی
      از کجا بدانيم خدا از ما راضي‌ است؟
      استغفار یکی از راه‌های زیادی رزق
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      زن شايسته برای شوهر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز