فارسی
يكشنبه 01 ارديبهشت 1398 - الاحد 15 شعبان 1440
  1727
  0
  0

راه راست هدايت

راه راست هدايت

منابع :
کتاب : تفسير حكيم جلد یک
نوشته :
استاد حسین انصاریان

 

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏

ما را به راه راست هدايت كن.

 

عبد هنگامى كه با گفتن‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏ كه هر دو ضميرش ضمير خطاب است «اياك» خود را در حضور حضرت رب العزه، در رحمانيت و رحيميت بى‏نهايت، و مالك روز پاداش مى‏بيند و حضور مطلق مدبر هستى را احساس مى‏كند، به فرمان حضرت حق لب به بهترين و برترين و پر سودترين دعا مى‏گشايد، و يقين مى‏كند كه دعا در محضر كريم بى‏ترديد به اجابت مى‏رسد، آن هم دعائى كه در حال نماز و در فضاى عبادت و بندگى از گدائى نيازمند صورت مى‏پذيرد.

اين حقيقت براى عبد مسلم است كه كريم هرگز به سائل و نيازمند و گدا و تهيدست نمى‏گويد چه آورده‏اى؟ بلكه بزرگوارى و آقائى و كرم كريم اقتضا دارد كه به سائل و گدا بگويد چه مى‏خواهى؟ گوئى عبد هنگامى كه در قرائت سوره مباركه فاتحه به اياك نعبد كه مقام حضور در محضر حضرت اكرم الاكرمين است مى‏رسد، معبود كريم به بنده‏اش مى‏گويد: چه مى‏خواهى؟ عبد عارف با اشتياق كامل و رغبت وافر مى‏گويد: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏

اين درخواست كه از مهم‏ترين درخواست‏ها است از مصاديق اكمل يارى خواستن از خداست، وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ.

اين كه اين دعا و نيايش با ضمير «نا» كه ضمير جمع است آمده، نشانگر اين حقيقت است كه دعا به صورت گروهى و جمعى بيش از دعاى فردى مورد پسند حضرت حق است، و دعاى جمعى يقيناً به اجابت نزديك‏تر است.

خداى مهربان در آيات شريفه قرآن مجيد مردم مؤمن را به صورت گروهى و جمعى به دعا و زارى و تضرع و انابه دعوت كرده است:

ادْعُوا رَبَّكُمْ: «1»

پروردگارتان را از روى تضرع و فروتنى بخوانيد.

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏: «2»

بگو الله را بخوانيد يا او را در دعايتان به صفت رحمن ياد كنيد، هر كدام را بخوانيد (ذات يكتاى او را خوانده‏ايد) نيكوترين نام‏ها فقط ويژه اوست.

وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ: «3»

و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.

گوئى گوينده‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ همراه با همه مؤمنان و نمازگزاران و در جمع گدايان حريم دوست درخواست هدايت به سوى صراط مستقيم مى‏كند به اين خاطر با زبان دل و جان و با زبان سر مى‏گويد اهْدِنَا.

و گوئى گوينده‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ به معبود مهربانش مى‏گويد:

اى مالك و مربى و پرورش دهنده من گروهى مرا به اين راه، و جمعى مرا به آن راه، و شياطين به راه ديگر مى‏كشانند، «4» الهى نفس اماره مرا به راه شهوات حرام، حسد، كينه، خشم، حرص، بخل دعوت مى‏كند، خدايا دزدان راه انسانيت مرا به فرهنگ‏هاى ضد حق مى‏خوانند، پروردگارا اهل گناه و معصيت و فاجران و بدكاران مرا به فسق و فجور سوق مى‏دهند، مولاى من عقل ضعيف، فطرتم كم‏نور، عمرم كوتاه، وسايلم ناچيز، قدرت و توانم بسيار اندك، و خلاصه در ميان اين همه خطرات و بى‏راهه‏ها و كج راهه‏ها و دشمنان غدار و نابكار متحير و سرگردان و در مرز خطر و لبه پرتگاه سقوطم به اين خاطر با كمال عجز و زارى و انكسار و خاكسارى و در عرصه‏گاه نماز واجب از تو درخواست مى‏كنم كه ما را به راه راست كه كوتاه‏ترين راه به سوى توست، و استوارترين راه در عالم هستى است، و راهى است كه سالكش با سير حركت در آن و به مقام قرب تو و لقاء حضرتت مى‏رسد هدايت فرما، و همه ما را در اين راه معتدل و راهى كه از افراط و تفريط پاك است ثابت قدم بدار.

علامه خبير، فيلسوف كبير فيض‏كاشانى در توضيح اين حقيقت مى‏گويد:

صراط مستقيم راهى است كه رونده‏اش را به بهشت كشاند، و آن دين و شريعت الهى است كه مشتمل بر معرفت و توحيد، و دورى از افراط و تفريط در اخلاق، و پابرجا بودن در انجام اعمال شايسته و به ويژه پيروى از امام مفترض الطاعة، و اقتداى به طريقت اوست، راهى كه از موى باريك‏تر و از شمشير تيزتر است. «5»

بر اساس توضيح فيض و اين كه صراط مستقيم از موى باريك‏تر و از شمشير تيزتر است، اهل بصيرت بر اساس آيات و روايات گفته‏اند: صراط مستقيم را شش علامت است:

1- به هنگام عبادت و بندگى، و معامله با حضرت حق كوتاهى ننمايد و خدمت به تقصير نيالايد.

2- در جهاد و كوشش در راه خدا با بدن و مال و جان و زبان كاهلى نورزد و سستى نكند.

3- به دقت مخالفت با هواى نفس و اميال و غرائز بى‏جا و شهوات شيطانى چيزى مانع نگردد.

4- براى هيچ يك از طاعات و عبادات وزنى قايل نباشد، مباد آن كه درونش آلوده به غرور و عجب شود.

5- احسان و فضل و نيكى حق را نسبت به خود گرچه از نظر ظاهر و كميت اندك باشد بزرگ شمارد.

6- حقوق مسلمانان و غير آنان را رعايت نمايد، و از احدى توقع رعايت حق نسبت به خود نكند.

روايات بسيار مهم و با ارزشى در معناى صراط مستقيم نقل شده كه توجه به آنها لازم است.

پيامبر اسلام در رابطه با اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ فرمود:

«صراط الانبياء» «6»

صراط مستقيم همان راه پيامبران است.

و نيز از آن حضرت درباره‏ى صراط روايت شده كه: صراط اسلام است. «7» از وجود مبارك حضرت رضا در تفسير اين آيه شريفه روايت شده است:

«استرشاد لدينه و اعتصام بحبله، و استزادة فى المعرفة لربه عزوجل ولعظمته وكبريائه:» «8»

اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ در حقيقت درخواست رشد در دين، و توفيق چنگ زدن به ريسمان حق، و زياد شدن معرفت به پروردگار عزوجل و عظمت و كبرياى اوست.

از رسول خدا و اميرالمؤمنين در معناى صراط حقايقى روايت شده است كه يكى از آنها اين است كه: منظور از صراط كتاب خدا قرآن مجيد است. «9» امام صادق (ع) در پاسخ به سئوالى كه درباره‏ى صراط از آن حضرت شد فرمود:

«هو الطريق الى معرفة الله عزوجل، و هما صراطان: صراط فى الدنيا وصراط فى الآخرة، فاما الصراط فى الدنيا فهو الامام المفترض الطاعة، من عرفه فى الدنيا واقتدى بهداه مر على الصراط الذى هو جسر جهنم فى الآخرة، ومن لم يعرفه فى الدينا زلّت قدمه عن الصراط فى الآخرة فتردى على نار جهنم:» «10»

اين راه راهى است به سوى معرفت و شناخت خدا، و داراى دو مرحله است: راهى در دنيا، و راهى در آخرت اما راه دنيا امامى است كه اطاعت از او واجب‏ شده، هر كس در دنيا او را بشناسد و به هدايت او اقتدا نمايد بر راهى كه در آخرت پل دوزخ است مى‏گذرد، و هر كس در دنيا امام واجب الاطاعة را نشناسد قدمش در آخرت از صراط مى‏لغزد و در آتش دوزخ در مى‏افتد.

و نيز از حضرت صادق (ع) روايت شده است:

«صراط مستقيم اميرالمؤمنين (ع) است.» «11»

و آن امام بزرگوار فرمود: معناى آيه اين است:

«ارشدنا الى الصراط المستقيم، ارشدنا ملزوم الطريق المودى الى محبتك والمبلغ دينك، و المانع من ان نتبع اهواءنا فنعطب او ناخد بآرائنا فنهلك:» 1

ما را به راه راست هدايت كن، ما را به پاى بندى راهى كه به محبتت و دينت مى‏رساند راهنمائى فرما، راهى كه ما را از پيروى هوا و هوسمان كه سبب زيان و هلاكت ماست باز دارد، راهى كه نگذارد ما تسليم آراء و خواسته‏هاى باطلمان شويم، آن آراء و خواسته‏هائى كه جز نابودى ما نتيجه‏اى ندارد.

از حضرت زين‏العابدين (ع) روايت شده است:

«نحن ابواب الله و نحن الصراط المستقيم:» 2

ما اهل بيت درهاى حريم حضرت الهيم «كه مردمان از طريق ما مى‏توانند به معرفت خدا و خواسته‏هاى او و حلال و حرامش و مفاهيم قرآنش دسترسى پيدا كنند» و امامان از اهل بيت صراط مستقيم هستيم.

در پاره‏اى از معارف الهيه آمده: اهدِنَا به معناى درخواست راهنمائى به سوى راه راست، و تداوم هدايت و طلب استوارى قدم در صراط مستقيم و خواستن توفيق براى تسليم خدا بودن در همه امور است، آن هم در مقام و مرتبه‏اى‏

كه اگر امر به ذبح فرزند از جانب مولا برسد اطاعت شود، چنان كه ابراهيم اطاعت كرد، و اگر فرمان رسد خود را به دريا انداز بيندازد چنان كه يونس اين كار را انجام داد، و اگر دستور رسد با داشتن مقام اوالعزمى و منصب كليم‏اللهى شاگردى و تعليم گرفتن از اعلم از خويش را كه خضر است بپذير قبول كند چنان كه موسى بنابر آيات سوره كهف پذيرفت، و اگر بگويندش در مسئله امر به معروف و نهى از منكر تا پاى در باختن جان و دو نيمه شدن بدن صبر و استقامت از خود نشان دهد، چنان كه زكريا و يحيى نشان دادند نشان دهند. «12» قرآن مجيد در دو آيه صراط مستقيم را به اين صورت بيان مى‏كند:

اى پيامبر به همه مردم بگو: بيائيد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام نموده بخوانم: اين كه چيزى را شريك او قرار مدهيد، و به پدر و مادر نيكى كنيد، و فرزندانتان را بخاطر تنگدستى نكشيد، ما شما و آنان را روزى مى‏دهيم، و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزديك نشويد، و انسانى را كه خدا محترم دانسته جز به حق نكشيد، اين است امورى كه خدا به شما سفارش كرده تا بينديشيد.

و به مال يتيم جز به روشى كه نيكوتر است نزديك نشويد تا به حد رشد برسد، و پيمانه و ترازو را بر اساس انصاف و عدالت كامل و تمام بدهيد، هيچ كس را جز به اندازه توان و طاقتش تلكيف نمى‏كنيم، و هنگامى كه سخن گوئيد عدالت ورزيد هر چند درباره خويشان باشدف و به پيمان خدا وفا كنيد اين است امورى كه خدا به شما سفارش كرده تا متذكر شويد.

و بى‏ترديد اين «قوانين و برنامه‏ها» صراط مستقيم من است بنابراين، قدم در اين راه نهيد و از اين راه راست پيروى نمائيد و از راه‏هاى ديگر متابعت نكنيد كه شما را از راه خدا پراكنده مى‏كند، خدا اينگونه به شما سفارش كرده تا پرهيزكار شويد. «13»

از دقت در اين گونه آيات، و پاره‏اى از روايات، اين حقيقت بر ما روشن مى‏شود كه منظور از صراط مستقيم دين خداست، همان دينى كه همه فرشتگان به تناسب وجود خود و تكاليفشان تابع آن هستند، و همه پيامبران بر اساس تكليف و مسئوليت خود متدين به آن بودند، و امت‏هاى خويش را به آن مى‏خواندند، و در عصر بعثت پيامبر به ويژه روز غدير به صورتى كامل و به عنوان نعمتى تمام و به نام اسلام تجلى كرد و تا روز قيامت آئين جاويد و فرهنگ پا برجاى خدا، و وسيله نجات بشر از همه تيره بختى‏ها و رهنمون او به سوى سعادت دنيا و آخرت است، و خداى مهربان جز اين دين را براى انسان نپسنديده و در بازار محشر كبرى جز آن را از انسان نخواهد پذيرفت.

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً: «14»

امروز «كه على‏بن‏ابى‏طالب به خلافت و ولايت منصوب شد» دين را براى شما كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان دين براى شام پسنديدم.

وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ: «15»

هر كس جز اسلام دينى را انتخاب كند، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران است.

إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ: «16»

بى‏ترديد دين نزد خدا اسلام است.

اما رواياتى كه در كتاب‏هاى پر ارزش، و تفاسير معتبر صراط مستقيم را به راه پيامبران، و حالت تسليم، و فطرت پاك انسانى، و معرفت خدا، و امام واجب الاطاعة به ويژه اميرالمؤمنين (ع) معنا كرده‏اند همه بيان مصاديق عينى و معنوى است.

آرى هنگامى كه انسان حيات و زندگى پيامبران و امامان و به خصوص اميرالمؤمنين (ع) را مورد مطالعه و دقت قرار مى‏دهد آنان را در همه شئون زندگى و منش و روش، و عقيده و ايمان، و اخلاق و عمل هماهنگ و مطابق اسلام حقيقى كه همان صراط مستقيم حق است مى‏بيند، و در وجود مبارك آنان و ظاهر و باطنشان و همه شئون زندگى و حياتشان كمترين انحرافى از صراط مستقيم مشاهده نمى‏كند.

پس كسى كه مى‏خواهد در صراط مستقيم الهى قرار بگيرد، بر او لازم است پيامبران و امامان و به ويژه اميرمؤمنان (ع) را الگو و سرمشق خود قرار دهد و به آن بزرگواران اقتدا نمايد كه اقتداى به آنان يقيناً انتخاب صراط مستقيم و حركت روحى و عملى و اخلاقى در آن است.

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- اعراف 55.

(2)- اسراء 110.

(3)- مؤمن 60.

(4)- تفسير كبير ج 1، ص 256.

(5)- صافى چاپ جديد ج 1 ص 86.

(6)- تفسير عياشى ج 1 ص 22 حديث 17.

(7)- تفسير طبرى، ج 1، ص 75.

(8)- نورالثقلين ج 1 ص 17 حديث 85 و 87.

(9)- نورالثقلين ج 1 ص 17 حديث 85 و 87.

(10)- نورالثقلين ج 1 ص 17 حديث 91.

(11)- نورالثقلين ج 1 ص 18 حديث 94.

(12)- تفسير كبير ج 1، ص 255.

(13)- انعام 151- 153.

(14)- مائده 3.

(15)- آل عمران 85.

(16)- آل عمران 18.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  1727
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      از نظر بهائیان چه کسانی عالم و عاقل هستند؟!
      تسلط بر مطالب علمی
      تعدیل معیشت در نگاه علی‌محمد باب!
      جایگاه زن در بهائیت
      اقتدا به خشونت‌طلبی یا تعصب در تکریم علی‌محمد باب!
      آیا بهائیان حرمتی برای ایّام محرم قائل هستند؟
      جايگاه باب و بهاء در ميان پيروانشان
      ادله ردّ بهاییت
      آیا بهائیان حرمتی برای ایّام محرم قائل هستند؟
      نام چهار زن بهاء الله در تضاد با منع تعدد زوجات در ...

بیشترین بازدید این مجموعه

      بهائیت، گذشته و اعتقادات کنونی و نقد جدی آن(2)
      حکم ازدواج با محارم در بهائیت
      نام چهار زن بهاء الله در تضاد با منع تعدد زوجات در ...
      ادله ردّ بهاییت
      جايگاه باب و بهاء در ميان پيروانشان
      اقتدا به خشونت‌طلبی یا تعصب در تکریم علی‌محمد باب!
      جایگاه زن در بهائیت
      تعدیل معیشت در نگاه علی‌محمد باب!
      تسلط بر مطالب علمی
      از نظر بهائیان چه کسانی عالم و عاقل هستند؟!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز