فارسی
شنبه 03 فروردين 1398 - السبت 16 رجب 1440
  1970
  0
  0

تنها معبود و مددگار

تنها معبود و مددگار

 

منابع :
کتاب :
تفسير حكيم جلد یک
نوشته :
استاد حسین انصاریان

 

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

فقط تو را عبادت و بندگى مى كنيم، و تنها از تو يارى و كمك مى طلبيم.

لغت عبد به معناى پرستش و فرمانبردارى است، بنابراين هر انسانى از هر كس چه اين كه حق باشد يا باطل فرمان ببرد و خواسته هايش را آويزه گوش كند تا به اجرا بگذارد، او را عبادت و بندگى كرده، و در مقام پرستش او برآمده است.

1- اهل معرفت و بصيرت، و بينش و دانش كه از پى تعقل و انديشه در پهن دشت هستى، و دقت در آيات كتاب هاى آسمانى به ويژه قرآن، و توجه به معارف استوار و محكمى كه از پيامبران الهى و امامان بر حق در دسترس است جز خدا كه خالق همه آفريده ها و مالك و مربى همه موجودات است معبودى را به عنوان معبود حق نپذيرفتند و نمى پذيرند و فقط فرمان ها و اوامر و دستورات آن وجود مبارك را با جان و دل اطاعت كردند و مى كنند، عبد واقعى و بنده حقيقى هستند و عبارت و بندگى و پرستش آنان صحيح و درست و بر حق است، و بر اساس شناخت دقيق و روشنشان از پروردگار تن به اين بندگى داده، و اطاعت و فرمانبردارى از غير او را از تمام زواياى حيات و زندگى شان نفى مى كنند، و هر معبودى غير او را طاغوت و بت مى دانند و در هر نمازى به راستى و درستى به محضر حضرت معبود اعلام مى دارند إِيَّاكَ نَعْبُدُ «1» فقط تو را عبادت مى كنيم و از حضرت تو فرمان مى بريم و اين عبادت و فرماندارى را تا پايان عمر ادامه مى دهيم.

بندگى و عبادت حق عامل تحقق استعدادهاى معنوى و روحى، و رشد و تربيت صحيح و واقعى، و سبب ظهور طهارت و پاكى در ظاهر و باطن انسان، و مايه به دست آوردن رضايت و خوشنودى حق و رسيدن به بهشت آخرت و پاداش هاى عظيم است.

2- اهل غفلت و بى خبرى، و آنان كه نخواسته اند از راه مطالعه در آفرينش، و دقت در آثار هستى، و توجه به وحى و معارف الهيه كه از پيامبران و امامان براى هدايت انسان به جاى مانده راه به خدا پيدا كنند و حضرت او را به عنوان معبود حق انتخاب نمايند، ضرورتا دچار معبود يا معبودهاى باطل شده، و تن به بندگى و بردگى و اطاعت از طاغوت ها داده، و بر اين اساس شكل دهنده مايه هاى باطنشان و اعمال و اخلاقشان فرهنگ هاى منحط طاغوتى و شهوات و هوا و هوسشان و ثروت و مال و منال دنيا شده، و روى اين حساب استعدادهاى روحى و معنوى خود را كشته، و از تربيت صحيح و درست، و رشد و كمال انسانى و رسيدن به حقايق محروم شده، و دست شياطين و طاغوت هاى غارت گر را براى غارت سرمايه هاى الهى و انسانى خود بازگذاشته، و زمينه نفرت حق را نسبت به خود فراهم نموده، و بهشت آخرت و رضايت الهى را از دست داده و نهايتاً از چهار چوب انسانيت در آمده و به قول قرآن مجيد به لجن زار فسق و فجور و جرم و گناه و ستم و تجاوزگرى در افتاده اند.

از حضرت صادق (ع) روايت است:

«.... ليس العبادة هى السجود و لا الركوع، انما هى طاعة الرجال، من اطاع مخلوق فى معصية الخالق فقد عبده:» «2»

عبادت و بندگى سجود و ركوع نيست، حقيقت بندگى طاعت و فرمانبردارى است، كسى كه مخلوقى را در معصيت پروردگار اطاعت كند، بى ترديد او را بندگى و عبادت كرده است.

ابوبصير از حضرت صادق معناى واقعى آيه شريفه:

اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ: «3»

يهود و نصارى علما و راهبان خود را در برابر خدا رب و پروردگار خود انتخاب كردند.

پرسيد؟ حضرت فرمود:

«اما والله ما دعوهم الى عبادة انفسهم ولودعوهم الى عبادة انفسهم لما اجابوهم ولكن احلوا لهم حراما وحرموا عليهم حلالا فعبدوهم من حيث لا يشعرون:» «4»

به خدا سوگند علما و راهبان، ملت يهود و نصارى را به اين كه آنان را به صورت ظاهر بندگى و عبادت كنند دعوت نكردند، اگر آنان را به پرستش ظاهرى دعوت مى كردند قطعاً دعوتشان را پاسخ نمى گفتند، ولى حرام خدا را در ميان آن دو ملت حلال كردند، و حلال خدا را حرام نمودند، و آنان هم بدون دقت و تحقيق از آنان اطاعت كردند، پس براساس بى شعورى و درك حقيقت علما و راهبان خود را بندگى كردند.

امام ششم مى فرمايد:

«من اطاع رجلًا فى معصية فقد عبده:» «5»

كسى كه انسانى را در معصيت و گناهى اطاعت كند بى ترديد او را عبادت و بندگى نموده است.

از حضرت باقر (ع) روايت است:

«من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله وان كان الناطق يؤدى عن الشيطان فقد عبد شيطان:»

كسى كه به گوينده اى گوش فرا دهد، بى شك او را عبادت كرده است، پس اگر گوينده سخنش را از جانب خدا به شنونده برساند، شنونده با گوش دادن به سخن او خدا را عبادت و بندگى نموده است، و اگر گوينده كلامش را از سوى شيطان به شنونده برساند، شنونده با عمل به كلام او شيطان را عبادت كرده است.

اميرالمؤمنين (ع) فرموده است:

«من عبد الدنيا وآثرها على الآخرة استوخم العاقبة:» «6»

كسى كه دنيا را بندگى كند و آن را بر آخرت ترجيح دهد، عاقبت و فرجام نيكى را نيافته است.

و نيز آن حضرت فرمود:

«العبيد ثلاثه: عبد رق، وعبد شهوة، وعبد طمع:» «7»

بندگان سه بنده اند: بنده اى كه زر خريده است، و بنده شهوت، و بنده آز و طمع.

و پيامبر اسلام در روايت بسيار مهمى فرمود:

«ملعون ملعون من عبد الدينار والدرهم:» «8»

از رحمت خدا مطرود است، از پيشگاه لطف حضرت رب مردود است، كسى كه طلا و نقره را بندگى كند.

بنابراين هر كس غير خدا را عبادت كند، همه سرمايه هاى وجود خود را از دست مى دهد و نهايتاً به پوچى و پوكى ميرسد، و دچار خزى دنيا و عذاب آخرت مى شود، و هر كس مالك و صاحب هستى و پرورش دهنده موجودات و رحمت بى نهايت و صاحب اختيار روز پاداش را عبادت كند، ارزش هاى الهى و انسانى از افق وجودش طلوع مى كند، و مايه هاى وجودى اش ثمرات و محصولات عظيم مى دهد، و آبرومند دنيا و آخرت مى شود، و در صف شايستگان قرار مى گيرد، و به خوشنودى حق و زندگى پاك و پاكيزه و امنيت درون و عاقبتى نيكو دست مى يابد.

البته اين عبادت و بندگى واجب است صحيح و درست، و برابر قواعد شرع و با نيتى خالص انجام گيرد، تا انسان به ثمرات لازمش و حقايقى كه در ذات عبادات قرار داده شده برسد.

از حضرت عسگرى (ع) روايت شده است كه حضرت حق در جمله نورانى إِيَّاكَ نَعْبُدُ در حقيقت به بندگانش اين گونه تعليم مى دهد:

«قولوا يا ايها الخلق المنعم عليهم اياك نعبد ايها المنعم علينا، نطيعك مخلصين موحدين مع التذلل و الخضوع بلا رياء و سمعة:» «9»

اى انسان هائى كه به شما هرگونه نعمت مادى و معنوى داده شده بگوئيد اى نعمت دهنده بر ما، فقط و فقط تو را اطاعت مى كنيم اطاعتى مخلصانه و آميخته به توحيد و همراه نفى هرگونه شرك، اطاعتى خاكسارانه و فروتنانه بدون اين كه ريا و قصد شهرت در آن راه يابد.

اهل سنت از حضرت صادق (ع) روايت كرده اند كه معناى إِيَّاكَ نَعْبُدُ اين است:

«لا نريد منك غيرك، لا نعبدك بالعوض والبدل كما يعبدك الجاهلون بك المغيبون عنك:» «10»

ما از تو غير تو را نمى خواهيم، تو را در برابر مزد و پاداش بندگى نمى كنيم، آنگونه كه جاهلان نسبت به حضرتت، و غايبان از حضورت تو را عبادت مى كنند.

يادآورى عبادت و بندگى انسان به پيشگاه حضرت حق پس از آيات سه گانه اى كه الوهيت و ربوبيت و رحمانيت و رحيميت و مالكيت مطلق او را بر هستى بيان مى كند، نشان دهنده اين حقيقت است كه چون وجود مقدس بارى تعالى داراى اين صفات است پس بندگى و اطاعت و فرمانبردارى از او لازم و ضرورى است، و به عبارت ديگر با اين صفات فقط او شايسته پرستش و عبادت است، و بر انسان هم سزاوار است كه جز به خاك پيشگاه او سر عبادت نسايد و پيشانى بندگى بر زمين نگذارد.

پيش افتادن ضمير بارز منفصل ايا همراه با كاف خطاب بيانگر انحصار مالكيت خدا بر بندگان، و انحصار عبوديت و بندگى نسبت به حضرت اوست، و اين كه انسان با همه وجود و همه شئونش فقط مملوك خداست، و بر اين مملوك كه

همه وجود و شئونش از خداست واجب است تنها مطيع و فرمانبر مالك واقعى خود باشد، و كمر عبادت در برابر او خم كند، و حرام است وجود و شئونش را در تصرف غير حق بگذارد، و به بندگى و اطاعت غير او درآيد، و شايسته است عبادت انسان كه ذاتاً مملوك خدا است براى مالك واقعى و حقيقى اش متواضعانه و خاكسارانه و به دور از كبر و تكبر و خودبينى و فخر فروشى و در كمال اخلاص انجام گيرد، و عابد در عبادتش به احدى جز معبود بر حقش التفات و توجه نداشته باشد.

بازگشت از سه آيه شريفه اول سوره حمد كه از نظر ادبى در پرده غيب و غيبت است به آيه اى كه با ضمير اياك از نظر ادبى در عرصه حضور است تعليم به اين حقيقت است كه مالك هستى كه فعلًا عبادت و بندگيت را به حضرتش اعلام مى دارى، مالكى است كه نسبت به همه موجودات و ظاهر و باطنشان و همه شئون و اطوارشان حضور مطلق دارد، بر تو لازم است كه در حال عبادت و غير عبادت حضور حضرتش را لحاظ كنى و خود را نيز با همه وجودت در محضر او حاضر بدانى، و از عبادتى كه آلوده به غفلت، و غيبت از حضور اوست بپرهيزى و چيزى و كسى را در بندگى او شريك نسازى.

«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً:» «11»

پس كسى كه ديدار [مقام قرب و پاداش ] پروردگارش را اميد دارد، نهايتاً بايد كار شايسته انجام دهد، و هيچ كس را در عبادت و پرستش پروردگارش شريك نكند.

تعبير نعبد كه معناى جمعى دارد «مى پرستيم» مى خواهد به انسان بگويد در اين عبادت ويژه و بندگى خاص، از توجه به شخصيت فردى خود كه در آن احساس استقلال و خود ديدن مى كنى لزوماً بيرون آى و خويشتن خود را در گروه عبادت كنندگان عالم هستى در آور كه در ميان آنان خود را به صورت قطره هم نخواهى ديد، و آنجاست كه كمال خضوع و خشوع و خاكسارى و انكسار از افق بندگيت طلوع مى كند، و به كمال اخلاص در عبادت و حضور در محضر مالك آفرينش خواهى رسيد و حجاب منيت و انانيت ميان تو كه مملوك حقيقى هستى و مالك مخلوقات و رب جهانها و جهانيان كه ملكيتش نسبت به همه موجودات ذاتى است برداشته مى شود، و حضور او را نسبت به خود و حضور خود را نسبت به او حسّ خواهى كرد.

آرى بازگشت از جملات غايبانه به حمله خطابيه اياك نعبد گوياى اين معناست كه ميان مالك واقعى هستى و مملوكش جز حجاب سرزمين نفس و خوديت و منيت وجود ندارد، و هنگامى كه محجوب به مالكيت حضرت مالك در آيه رَبِّ الْعالَمِينَ و رحمانيت و رحيميت بى نهايت او و اين كه فقط وجود مقدس حضرتش صاحب اختيار و مالك روز پاداش است با كمك قلب و عقلش آگاه شد، يقيناً از وادى اين حجاب خطرناك عبور مى كند، و از منيت و خود ديدن و انانيت و خود خواستن خارج مى شود و به فضاى نورانى مشاهده جمال مالك وارد مى شود، و حضور او را در ظاهر و باطن خود و حضور خود را در پيشگاه حضرتش مى يابد، و اين سير و سفر روحانى و معنوى، و انجام چنين عبادتى خالصانه و فروتنانه و خاكسارانه، و رسيدن به فيض حضور حضرت محبوب جز با يارى او ابداً ميسر نيست، لذا عبد همراه با همه عابدان با توجهى خاص و فريادى سوزناك و برخاسته از قلب مى گويد: وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ: اى

مالك هستى فقط از تو يارى و كمك مى خواهم، چون غير تو هر كه هست و هر چه هست مملوك و فقير و تهى دست است و با همه وجودش نيازمند به حضرت توست و بر اين اساس قدرت يارى دادن به من را براى سير در اين سفر ملكوتى و رسيدن به مقصود كه لقاء حضرت توست ندارد.

يقيناً اگر كمك و يارى خداى مهربان نباشد، براى انسان توان انجام عبادتى كه مورد نظر او باشد ميسر نخواهد شد، و از هجوم فرهنگ شياطين و وسوسه خناسان، و ضربه هائى كه متوجه مصالح دين و دنيا و آخرت اوست در امان نخواهد بود.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- فعل مضارع نعبد دلالت بر استمرار و دوام دارد.

(2)- بحار ج 72، ص 94، تفسير قمى، ص 415.

(3)- توبه 31.

(4)- كافى ج 2، ص 398.

(5)- ميزان الحكمة ج 3، ص 1801.

(6)- ميزان الحكمة ج 3، ص 1800- 1801.

(7)- ميزان الحكمة ج 3، ص 1800- 1801.

(8)- خصال 132.

(9)- تفسير صافى ج 1، ص 84.

(10)- صافى ج 1، ص 84.

(11)- كهف 110.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  1970
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      سه درسی که می توان از طبیعت بهار آموخت!
      عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
      مقام حضرت زينب (س)
      نوروز؛ روز گشایش و فرج
      عظمت نهج‌البلاغه  
      قرآن از منظر امیرمؤمنان(ع)
      امام علی(ع) دعوت‌کننده به حسنات
      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام جواد (ع) در آثار استاد انصاریان

بیشترین بازدید این مجموعه

      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      غیبت های حلال
      توصیه هایی برای افزایش روزی
      از کجا بدانيم خدا از ما راضي‌ است؟
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      زن شايسته برای شوهر
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز