فارسی
پنجشنبه 01 فروردين 1398 - الخميس 14 رجب 1440
  2370
  0
  0

آثار حفظ زبان‏

 

اول: آنچه «ابوسعيد خُدْرى» روايت كرده است كه: چون بنى آدم بامداد برخيزد، تمام اعضاى او به نزد زبان او بگريند و گويند به خدا تو را سوگند مى دهم كه راست باشى كه اگر تو راست باشى ما همه راست شويم و اگر تو كژ روى ما كژ شويم، و معناى اين نشانه آن است كه نطق زبان در اعضاى آدمى اثر مى كند، چه به توفيق و چه به خذلان، و مؤكد اين معنى حكايت «مالك بن دينار» است كه گفت: چون در دل خود قساوتى و در تن سستى و در روزى حرمان بينى بدان كه سخن بيهوده گفته باشى.

دوم: آنكه حفظ وقت خويش كنى، كه بيشترين سخنى كه آدمى بر زبان آورد، به غير ذكر خداى تعالى، لغو باشد و وقت بدان ضايع گردد.

«حسان بن ابى سنان» به غرفه اى گذشت كه نوساخته بودند، پرسيد كه چند روز است كه اين بنا نهاده اند؟ پس روى به نفس خود كرد و گفت: اى نفس مغرور! تو را به اين چكار، چرا سئوال بى معنا مى كنى؟ و نفس را با يك سال روزه گرفتن عقوبت كرد.

مى گويند: فقيه بزرگ، حضرت آيت العظمى بروجردى يك روز در هنگام بحث در يك مسئله فقهى درباره يكى از شاگردان خود عصبانى شد و سخن تندى به او گفت، پس از درس او را خواست و سخت از او دلجويى كرد، آنگاه با خداى خود پيمان بست كه يك سال تمام روزه بگيرد تا با جريمه شدن نفس با يك سال روزه، از چنان عملى براى هميشه مصون بماند.

سوم: حفظ اعمال صالحه است كه هر كه زبان نگه ندارد و سخن بسيار گويد، به ناچار در غيبت مردمان افتد و سخن بيهوده و غيبت، خود صاعقه اى است هلاك كننده كه گفته اند: مَثَل غيبت كننده، چون كسى است كه با منجنيقى حسنات خويش را به شرق و غرب دراندازد، و ديگر از حسنات تهى و خالى گردد.

نقل مى كنند كه به يكى از عرفا گفتند: فلان كس غيبت تو را كرد. آن عارف طبقى رطب نزد او فرستاد و گفت: شنيدم كه تو حسنات خود را به هديه نزد من فرستادى، خواستم كه آن را تلافى كرده باشم.

چهارم: ترك سخن كه ترك آن سلامت از آفت هاى دنيا است، و به تعبير ديگر حفظ كردن زبان از گفتارى كه خدايى نيست و ضربه از پى دارد.

بزرگان مى گويند: با زبان سخن مگو تا دندان هايت نشكند.

و ديگرى گفته: سفره زبان را پهن مكن، تا قدر و قيمتت از دست نرود.

زبانا ز دستت به رنج اندرم

 

ببرّم سرت تا بزى سرم

     

پنجم: ذكر آفات آخرت وعاقبت آن است و در اين باب يك نكته بگويم: بدان كه آنچه گويى يا سخن حرام باشد يا مباح، اگر حرام باشد و محظور، خود عذاب خداى در زير آن است كه طاقت آن ندارى كه در حديث است كه: رسول خدا صلوات اللَّه و سلامه عليه فرمود كه:

«آن شب كه مرا به آسمان بردند، قومى را ديدم كه مردار مى خوردند گفتم: اى جبرئيل ايشان كيستند؟ گفت: كسانى هستند كه گوشت مردگان خورند».

و «معاذ» را گفتند: زبان خود را از حمله به قرآن و طالبان علم بريده دار، و مردمان را به زبان خود مدر كه سگان دوزخ تو را بدرند.

«ابوقلابه» مى گويد:

«در غيبت كردن خرابى دل است از هدى، تا فرا راه راست نبيند اين سخن است كه حرام است».


منبع : پایگاه عرفان
  2370
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      هدیه روز پدر
      تعریف امیرالمؤمنین(ع)
      قطرهٔ اشک
      خانه تکانی و دل تکانی
      سال جدید
      آقای مردم جهان
      مقام ولی الله
      سرمایه‌دارترین مخلوق خدا
      زیارت جامعهٔ کبیره
      دروازه تمامی ارزش‌ها

بیشترین بازدید این مجموعه

      داستانى عجيب از برزخ مردگان
      تقوا در روايات‏
      ماوراى هفت آسمان‏
      انواع صدقه‏
      نتيجه شوم مستى‏
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      حسادت
      دعا برای دختر دار شدن
      قرآن چون عصای موسی
      هدیه روز پدر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز