فارسی
دوشنبه 05 فروردين 1398 - الاثنين 18 رجب 1440
  2558
  0
  0

نكته‏اى دقيق‏

نكته‏اى دقيق‏

منابع:

نوشته: استاد حسین انصاریان

کتاب:تفسير حكيم جلد یک

 

[مهربانى هاى موجودات به ويژه ] بشر كه گل سرسبد آن، مهر مادر يا پدر است به فرزند خود مهر حقيقى نيست زيرا:

اولًا اين مهر را خدا در دل آنان انداخته است، بنابراين مهر بالاصالة نيست و بالتبع است «لذا به اندك پيش آمدى هزارها كودك به دست هزارها مادر يا پدر كشته شده اند.»

ثانياً در حقيقت اين لطف هاى مادرانه و پدرانه و يا حاكمانه مهر حقيقى نيست بلكه مهر نماست، زيرا هر كدام نسبت به محاسبه فرضى خودشان و ارضاء احساسات درونى شان به فرزند خود يا به ديگرى لطفى مى كنند و خلاصه حس درونى خودشان را خوشنود مى نمايند و سلسله جنبان مهر حقيقى نيستند و فقط مهر حقيقى از خداست و بس سعدى در گلستان باب اول مى گويد:

[يكى را از ملوك ماضى، مرضى هايل بود كه اعادت ذكر آن ناكردن اولى.

طايفه حكما متفق شدند كه مر اين درد را دوائى نيست مگر زهره آدمى ئى به چندين صفت موصوف، به فرمود طلب كردن، دهقان پسرى يافتند بر آن صورت كه حكيمان گفته بودند. پدر و مادرش را بخواند و به نعمت بى كران خشنود گردانيد و قاضى فتوا داد كه خون يكى از آحاد رعيت ريختن، سلامت نفس پادشاه را روا باشد.

جلاد قصد كرد، پسر سر به سوى آسمان كرد و تبسم كنان چيزى به زير لب در، همى گفت.

پرسيدش كه در اين حالت چه جاى خنديدن است؟ گفت: اى پادشاه ناز فرزندان بر پدران باشد و دعوى پيش قاضى برند و داد از پادشه خواهند، اكنون پدر و مادر به علت حطام دنيا مرا به خون در سپردند و قاضى به كشتنم فتوا داد، و سلطان مصالح خويش اندر هلاك من همى بيند به جز خداى عزوجل پناه نمى بينم.

سلطان را دل از اين سخن به هم برآمد و آب درديده بگرديد و گفت: هلاك من اولى تر است از خون بى گناهى ريختن:

سر و چشمش ببوسيد و در كنار گرفت و نعمت بى اندازه بخشيد و آزاد كرد. گويند هم در آن هفته شفا يافت.

اكنون ملاحظه و دقت شود كه: خنده از لشگرهاى خداست، آن بيان شيواى دهقان پسر را خدا بر زبان پسر روان كرد، انقلاب سلطان از خداى مقلب القلوب است، شفا يافتن سلطان از خداست. «1» الرَّحِيمِ:

بزرگان اهل لغت، و متخصصان تفسير بر اين عقيده اند كه لفظ رحيم صفت مشبهه است، «2» بنابراين دلالت بر دوام و ثبوت، و عدم انفكاك از ذات دارد، و حقيقتى است كه لازمه ذات آن وجود مقدس است.

رحيم مانند رحمن مشتق از رحمت است، كه در مخلوق عبارت از نرمى و نرم خوئى و رقّت قلب، و در حضرت خالق به معناى احسان محض است.

در روايت آمده است:

«ان الرحمة من الله انعام وافضال و من الآدميّين رقة وتعطف:» «3»

بى ترديد رحمت از سوى خدا عطا و بخشش و احسان و فضل است، و از جانب آدميان رقت قلب و نيكى نمودن است.

مفهوم رحمت رحيميه چنان كه از آيات قرآن مجيد و روايات و دعاها و معارف الهيه استفاده مى شود مانند مفهوم رحمن عام است و اختصاص به مؤمنان تنها در قيامت ندارد.

عَذابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ ءٍ: «4»

عذابم را به هر كس كه بخواهم مى رسانم و مهر و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است.

«يا رحمن الدنيا و الآخرة و رحيمها:» «5»

اى رحمت گر دنيا و آخرت و احسان كننده در هر دو جهان.

«رحمتى تغلب على غضبى:» «6»

وابستگى اراده ام به رساندن رحمت بر بندگانم، بيش از وابستگى اراده ام به ايصال عقوبت به آنان است.

به اين نكته بسيار مهم بايد توجه داشت كه غضب حق كه عبارت از عذاب و عقوبت اوست به اعتبار گناه و معصيت بندگان است، اگر معصيتى و فسق و فجورى و عناد و انكارى در كار نبود، يقيناً خشم و غضبى هم كه در حقيقت عذاب و عقاب است در ميان نبود.

اميرالمؤمنين (ع) در دعاى كميل مى گويد:

«فبا اليقين اقطع لولا ما حكمت به من تعذيب جاحديك و قضيت به من اخلاد معانديك لجعلت النار كلها برداً و سلاماً.»

پس قاطعانه يقين دارم كه اگر فرمانت در به عذاب كشيدن منكران نبود، و دستورت به هميشگى بودن دشمنانت در آتش صادر نمى شد هر آينه سراسر دوزخ را سرد و سلامت مى نمودى.

حضرت عسگرى (ع) مى فرمايد:

... و از رحمت اوست كه صد رحمت جلوه داد، از آن صد رحمت يكى را در همه خلايق و آفريده ها قرار داد، و به سبب آن مردم به يكديگر مهربان و دلسوزند و مادر به فرزندش مهربان! و به همين خاطر در جهان حيوانات همه ماده ها بر اولادشان گرايش و عطوفت دارند، پس هنگامى كه رستاخيز فرا رسد آن يك رحمت را به نود و نه بخش ديگر بيفزايد و با آن به امت بزرگ محمد (عليهما السلام) احسان نمايد، آنگاه درباره كسانى از اهل اين ملت كه براى ايشان خواهان شفاعت اند شفاعت قبول افتد تا اين كه فردى نزد مؤمن شيعه آيد و گويد شفاعتم كن و او گويد: بر من چه حقى دارى كه از تو شفاعت نمايم؟ گويد: روزى تو را آب دادم و آنچه را اتفاق افتاده به يادش آورده پس شفاعتش كند و شفاعتش نسبت به او پذيرفته شود.

و ديگرى مى آيد و مى گويد به راستى بر تو حقى دارم، پس شفاعتم كن مى گويد: حق تو بر من چيست؟ پاسخ مى دهد ساعتى در روز گرم به سايه ديوارم پناهنده شدى! پس شفاعتش كند و شفاعتش درباره او قبول افتد و همواره شفاعت نمايد تا جائى كه شفاعت او درباره آشنايان و هم نشينان و همسايگانش پذيرفته شود، و بى ترديد مؤمن نزد خدا از آنچه گمان بريد گرامى تر است. «7» از تابعين صحابه نقل شده: حضرت او به همه انسان ها چه مؤمن چه كافر در موضع رحمانيت است، به اين معناست كه: آفريننده و روزيدهنده همه است.

و نسبت به مؤمنان در موضع رحيميت است به اين معناست كه در طاعت و عبادت توفيق دهنده به آنان است، و رساننده ايشان به درجات بهشت است، و فرياد رسشان در تاريكى قبر است، و دادرسشان در حسرت قيامت است، و نيز هنگامى هراس پرونده خواندن و ترس از ميزان و صراط و آتش سوزان دوزخ يار و مددكار آنان است.

در آثار اسلامى و معارف الهى آمده است: چون بنده مؤمن را در قبر گذارند، و دهانه قبر را بپوشانند و استوار سازند، و همنشينان و دوستان و ديگر افراد با تنها گذاردن او در قبر بازگردند حضرت حق از روى مهر و رحيميت و لطف بندهنوازى به او خطاب نمايد:

«عبدى بقيت فريداً وحيداً:»

بنده من در اين كنج لحد تنها ماندى!!

دوستان و يارانى كه به خاطر آنان نسبت به من عصيان مى ورزيدى و خوشنودى ايشان را بر خوشنودى من ترجيح مى دادى تو را تنها گذاشتند!!

«فانا ارحمك اليوم رحمة تتعجب الخلايق منها:»

امروز تو را به رحمت ويژه اى و به تفضل و احسان خاصى مورد مهر و لطف قرار دهم كه همه خلايق از آن در شگفت آيند:

سپس به فرشتگان خطاب آيد: اى فرشتگان من اين غريبى است بى كس و يار، و جدا افتاده اى است از وطن و ديار، و دور شده اى است از ياران و همنشينان، اكنون در كنج لحدميهمان من است، آنچه در توان شماست به او كرم و احسان آوريد و درى از بهشت به رويش بگشائيد و قبر او را فراخ و روشن سازيد، و انواع گلها و سفره هاى روزى نزد او حاضر كنيد و پس از آن او را به من واگذاريد كه به مقتضاى

«الله مونس كل وحيد»

تا روز قيامت مونس و همنشين او خواهم بود. «8»

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

(1)- حجة التفاسير، ج 1، ص 14.

(2)- الميزان: ج 1، ص 16، البيان: 457.

(3)- مفردات راغب: 191.

(4)- اعراف: 156.

(5)- صحيفه سجاديه دعاى 54.

(6)- مجمع البحرين جلد دوم ص 160.

(7)- تفسير فاتحة الكتاب، علامه امينى، ص 135.

(8)- منهج الصادقين، ج 1، ص 99.

 


منبع : پایگاه عرفان
  2558
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      سه درسی که می توان از طبیعت بهار آموخت!
      عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
      مقام حضرت زينب (س)
      نوروز؛ روز گشایش و فرج
      عظمت نهج‌البلاغه  
      قرآن از منظر امیرمؤمنان(ع)
      امام علی(ع) دعوت‌کننده به حسنات
      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      امام جواد (ع) در آثار استاد انصاریان

بیشترین بازدید این مجموعه

      توبه دو برادر در آخرین ساعات!
      غیبت های حلال
      توصیه هایی برای افزایش روزی
      از کجا بدانيم خدا از ما راضي‌ است؟
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      زن شايسته برای شوهر
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز