فارسی
شنبه 27 مهر 1398 - السبت 20 صفر 1441
  491
  0
  0

لذّت زندگى‏

 

مرحوم فاضل در كتاب «سخنان على» مى گويد:

«لذّت زندگى در آشوب و غوغاى آن است، دنياى خاموش شده به گورستان شبيه تر است كه هياهوى زندگى از آن شنيده نمى شود. گوشه گيران كه از ترس لغزش و سقوط به كنج عزلت مى نشينند، در حقيقت زندگانى هستند كه پيش از مرگ همچنان زنده دفن شده اند.

اى خوش آن سر كه در او سودايى است و آن دل كه كانون شورش و غوغاست.

جوانان زنده دل و با نشاط هرگز در جهان آسوده و آرام نمى نشينند، آنان پيوسته از آشوب و انقلاب، هياهو و جنجال لذت مى برند؛ زيرا سير تكامل آنها در خانه هستى با فتنه و غوغا همدم و همراز است.

اميرالمؤمنين عليه السلام در بيانيه حكمت آميز خود بر اين مسأله بزرگ حياتى نگران است كه مى فرمايد:

«جان و تن هر دو در زندگى ممكن است كسل و فرسوده شوند، آن از سنگينى اين و اين از پرواز آن به ستوه آيد. جان را به دانش حكمت بياراييد و زنگ اين آيينه را با صيقل اخلاق ستوده و پندار پاك بزداييد، تا مراسم معاشرت را در اجتماع با بردبارى و صبر برگزار كنيد و در محفل همنشينان به حسن مشرب و لطف آميزش معروف گرديد و در نتيجه بار زندگى را آسان به منزل رسانيد.

تن را به كار و كوشش واداريد و هرگز به سستى و خمود نگراييد تا به قوه فعاليّت و عمل همچون روح با نشاط و سبك باشيد و پرنده وار شايسته پرواز و طيران گرديد.

هرگز از خداوند متعال مخواهيد كه شما را از غوغاى زندگى بركنار دارد و با آرامش و سكون از اين جهان بيرون برد. خدا راضى نيست كسى به هنگام مناجات بگويد: خدايا! مرا از فتنه دور بدار؛ زيرا مرد خدا آن كسى است كه قدم در پيكار هستى گذارد و نبرد زندگى را با پيروزى و پاكدامنى برگزار كندو فقط در اين مبارزه لازم است كه مرام حقّ و حقيقت نصب العين باشد و با خلوص عقيده و طهارت وجدان پيكار درگيرد.

خداوند متعال در كتاب مجيد فرموده: «فرزندان و ثروت در زندگانى بشر فتنه است.» بنابراين اگر كسى از فتنه بگريزد به عبارت آشكارترى از هستى و حيات گريزان و بيزار ست.

تيره بخت كه كنج عزلت مى گيرد و از هياهوى محيط فرار كرده، به گوشه خموشى پناه مى برد، نمى داند كه فلسفه آفرينش و راز وجود چيست، او نمى داند كه براى گوشه نشينى و انزوا خلق نشده است بلكه بايد با بقاى ناموس حيات در آشوب جهان شركت كند و همچون زندگان به جنب و جوش برخيزد، قامتى بيارايد و قدمى فراگذارد، از بينوايى دستگيرى كند و نادانى را به دانش و كمال هدايت نمايد.

آرى، در غوغاى زندگى بيش از آنچه شكست و فساد پديد مى آيد، صلاح و عمران صورت مى گيرد. اگر وظيفه آدميزاد در عالم به سكوت و خمود منحصر باشد يكباره خداشناسان بايد از هم پراكنده شده، هر يك به گوشه اى خزند و در گلوى درّه هاى تنگ و غارهاى ژرف فرو روند؛ جهان را همچنان سرگشته و گمراه بگذارند و تنها گليم خود را از آب كشيده، به حفظ جان خويش بشر را به دست غرقاب فنا و امواج نيستى بسپارند.

من نمى گويم كه لجام گسيخته و خيره خيره خود را در ميان جامعه اندازيد و بيهوده آشوب و انقلاب بر پا كنيد، اين عمل را نمى ستايم و بدان اجازه نمى دهم، اما گوشه مگيريد و خموش منشينيد و آسايش خود را بر رفع مظالم بندگان خداى و تصفيه اختلافات مردم ترجيح مدهيد.

ممكن است كه انسان به قسمت خود هم راضى باشد و از تقدير هم خرسند، اما اين رضايت ايجاب نمى كند كه سرافكنده به كنج بخزد و زبان بريده از گفت و شنود و خلط و آميزش آرام و بركنار ماند.

خداوند دانا، مردان نبرد را در فتنه اندازد و بدينوسيله جوهر جانشان را آزمايش كند تا بنگرد بردبار و صبور كيست، تا معلوم شود پرهيزكار و پاكدامن كدام، تا بنده را به روز رستاخيز بر خداى حجّت نباشد و كس در آن باز پرسى نيازموده قدم نگذارد.

پس برخيزيد و دامن همت بر كمر زنيد، بكوشيد و بجوشيد و غوغاى زندگى را بر پا داريد، مرد باشيد و با دامن پاك و پندار عالى در صحنه نبرد قدم گذاريد، تا هم از لذت حقيقى حيات بهره بريد و هم به وظايف انسانيت خويش قيام نماييد، نه همچون زنده به گوران كه بر نفس خود اتّكا و اعتماد ندارند و به همين جهت از غوغاى زندگى كناره مى گيرند.» «1»

دانى كه را سزد صفت پاكى

 

آنكو وجود پاك نيالايد

در تنگناى پست تن مسكين

 

جان بلند خويش نفرسايد

     

دزدند خودپرستى و خودكامى

 

با اين دو فرقه راه نپيمايد

تا خلق از او رسند به آسايش

 

هرگز به عمر خويش نياسايد

آن روز كآسمانش برافرازد

 

از توسن غرور به زير آيد

تا ديگران گرسنه و مسكينند

 

بر مال و جاه خويش نيفزايد

در محضرى كه مفتى و حاكم شد

 

زر بيند و خلاف نفرمايد

تا بر برهنه جامه نپوشاند

 

از بهر خويش بام نيفزايد

تا كودكى يتيم همى بيند

 

اندام طفل خويش نيارايد

مردم بدين صفت اگر يابى

 

گر نام او فرشته نهى شايد

     

 

 

(پروين اعتصامى)


منبع : پایگاه عرفان
  491
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      حكايت گرگان و كرمان‏
      حكايتى عجيب از اميرالمؤمنين عليه السلام‏
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      ياران ابی عبدالله(ع) در قلّه افتخار
      توبه یزید بن معاویه!
      تواضع امام حسین(ع) در برابر كارگران
      رفیق صمیمی امام حسین (ع)
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
      رسم عاشقی مردان خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

      آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      حکایتی از لقمه حرام‏
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      به خاطر يك دانه گندم ناراحتم‏
      ديدار خوبان در عالم رؤيا
      حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
      حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)
      با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
      درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز